tgindex
MOSTAFA art station(ACU)

MOSTAFA art station(ACU)

Статистика
@alexcomicuniverseперсидский

سکوی شروع یک حماسه

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
21
Всего постов
124
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
343
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
93
40 постов
Вовлечённость
27,1%
к подписчикам
Постов в день
3,0
всего 124
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
80
1/48двое суток
91
1/72трое суток
98

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • حتی حوصله درست عکس گرفتنم ندارم همینو بگیرید

  • حتی حوصله درست عکس گرفتنم ندارم همینو بگیرید

  • پیر میشم یه عکس بفرستم

  • بابا جم بخور دیگه اپلود شو

  • 🤣

  • видео или голосовое, без подписи

  • لیست کمیک ها (غلط املایی یا تایپی سر حواس پرتی تو همه کمیکا هست به بزرگی خودتون ببخشید😅) خط داستانی اصلی: 1⃣ NEON I -rescue:https://t.me/c/2115972749/8 2⃣ NEON II purpose: https://t.me/alexcomicuniverse/145 3⃣Johnsons :ARC I https://t.me/alexcomicuniverse/420…

  • ترکیب اناتومی و پرسپکتیو غول بی شاخ و دمیه

  • بنده در حال استفاده از ۱۰۰ درصد تجربه و دانش اناتومیم برای کمیکی که سرنوشتش مشخص نیست

  • видео или голосовое, без подписи

  • 30......29......28..... مرد گروگانگیر ، دست هاش رو روی شونه های دختر گذاشت و گفت : - سی ثانیه وقت داری خانم کوچولو. تو میری پیش مامانت یا خانمه میره بیمارستان تا بچشو به دنیا بیاره؟ صدای ناله زن توی زیر زمین سرد و نیمه تاریک پیچید و خون شکمش لباسش رو خیس کرد. از درد به خودش میپیچید اما اسلحه ی مرد روبه‌روی شکمش بود و نمی‌تونست بشینه. دخترک هم از ترس میلرزید و بی صدا گریه میکرد‌. 19....18...17 چشم های زن با دیدن مکث دختر ملتمس تر شد‌. دستش رو روی شکمش کشید و ناله اش رو توی گلوش خفه کرد‌. 15.....14.... دختر از بین دست های مرد فرار کرد و به زن نزدیک شد . بچه تکون میخورد و اماده بود که به دنیا بیاد.دخترک کنار شکم و زمزمه کرد : - مامانت رو اذیت نکن....زود راحت میشی.. زن با شدت به شونه ی دخترک چنگ زد و به زحمت زمزمه کرد: - زود باش .... بچمو ....بچمو نجات بده... لطفاً‌‌.. 10.....9.... دخترک با چشمای خیس به زن باردار نگاه کرد - ولی منم دلم برای مامانم تنگ شده... زن ، دست پر از خون خودش رو روی سر دخترک کشید - بزار برم بیمارستان ... بعدش که برگردم.....بعدش که برگردم..... پیشت میمونم.... تا...مامانت بیاد.. مرد‌ پوزخند زد - کسی که بره ، برنمیگرده. اشک توی چشم های دخترک موند. نگاهش پر از بهت و ناامیدی شد. 4..3..2 نگاهش از شکم زن به سمت چشم های مرد چرخید. قدمی به سمت گروگانگیر برداشت و با گریه زمزمه کرد : - من مامانمو می‌خوام... @madhatter_wonderworld 🎩

  • اسکچ تمرینی #sketch #drawing #art #ink_Art .•°[ @alexcomicuniverse ]°•.

  • #Art #Digital_Art #WIP #Persona ○ میخام رندر سنگین بگیرم فعلا تا اینجاشو ببینید

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 11 авг.9811из haniyan_studio

    سه شنبه ها با هبه و هوشواره 💅🏻✨ از میان ۶۰۰۰+ هنرمندی که آثارشون «دزدیده شده» و به خورد Midjourney داده شده، تنها چند نمونه رو در تصاویر بالا می بینید. جالبتر اینکه نوبت هنرمندان کمتر شهره مثل من و شما هم شده و حتی به تصاویر داخل گوشی هامون رحم نمی کنن. استفاده از هوشواره هزینه های پنهان بسیار سنگین تری هم داره که در هفته های آتی بیشتر بهشون می پردازم. ⠂⠄⠄⠂⠁⠁⠂⠄⠄⠂⠁⠁⠂⠄⠄⠂ ⠂⠄⠄⠂☆ 🎨استودیو هنیان(Haniyan_Studio)🎨 ⠂⠄⠄⠂⠁⠁⠂⠄⠄⠂⠁⠁⠂⠄⠄⠂ ⠂⠄⠄⠂☆ #NoAI #FAI #hebesugar

  • 11 авг.913из hebesugargallery

    یه سه شنبه دیگه و یه تشنج دیگه تو جامعه هنری تلگرام با شروع از بحث داغ درباره قیمت های بسیار منصفانه یه هنرمند عالی، و ادامه با نهیب به هنرنمایان، این بار در عرصه کمیک ✨💅🏻.

  • خودم که کاملش نخواهم کرد احتمالا ولی شما اگه دلتون میخواد میتونین روش کار کنین کاملش کنین Hulk x Spiderman_Digital sketch #محتوای_عام‌المنفعه #sketch #drawing .•°[@alexcomicuniverse]°•.

MOSTAFA art station(ACU) — tgindex