- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 21
- Всего постов
- 124
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 80
- 1/48двое суток
- 91
- 1/72трое суток
- 98
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
حتی حوصله درست عکس گرفتنم ندارم همینو بگیرید
حتی حوصله درست عکس گرفتنم ندارم همینو بگیرید
پیر میشم یه عکس بفرستم
بابا جم بخور دیگه اپلود شو
🤣
видео или голосовое, без подписи
لیست کمیک ها (غلط املایی یا تایپی سر حواس پرتی تو همه کمیکا هست به بزرگی خودتون ببخشید😅) خط داستانی اصلی: 1⃣ NEON I -rescue:https://t.me/c/2115972749/8 2⃣ NEON II purpose: https://t.me/alexcomicuniverse/145 3⃣Johnsons :ARC I https://t.me/alexcomicuniverse/420…
ترکیب اناتومی و پرسپکتیو غول بی شاخ و دمیه
بنده در حال استفاده از ۱۰۰ درصد تجربه و دانش اناتومیم برای کمیکی که سرنوشتش مشخص نیست
видео или голосовое, без подписи
30......29......28..... مرد گروگانگیر ، دست هاش رو روی شونه های دختر گذاشت و گفت : - سی ثانیه وقت داری خانم کوچولو. تو میری پیش مامانت یا خانمه میره بیمارستان تا بچشو به دنیا بیاره؟ صدای ناله زن توی زیر زمین سرد و نیمه تاریک پیچید و خون شکمش لباسش رو خیس کرد. از درد به خودش میپیچید اما اسلحه ی مرد روبهروی شکمش بود و نمیتونست بشینه. دخترک هم از ترس میلرزید و بی صدا گریه میکرد. 19....18...17 چشم های زن با دیدن مکث دختر ملتمس تر شد. دستش رو روی شکمش کشید و ناله اش رو توی گلوش خفه کرد. 15.....14.... دختر از بین دست های مرد فرار کرد و به زن نزدیک شد . بچه تکون میخورد و اماده بود که به دنیا بیاد.دخترک کنار شکم و زمزمه کرد : - مامانت رو اذیت نکن....زود راحت میشی.. زن با شدت به شونه ی دخترک چنگ زد و به زحمت زمزمه کرد: - زود باش .... بچمو ....بچمو نجات بده... لطفاً.. 10.....9.... دخترک با چشمای خیس به زن باردار نگاه کرد - ولی منم دلم برای مامانم تنگ شده... زن ، دست پر از خون خودش رو روی سر دخترک کشید - بزار برم بیمارستان ... بعدش که برگردم.....بعدش که برگردم..... پیشت میمونم.... تا...مامانت بیاد.. مرد پوزخند زد - کسی که بره ، برنمیگرده. اشک توی چشم های دخترک موند. نگاهش پر از بهت و ناامیدی شد. 4..3..2 نگاهش از شکم زن به سمت چشم های مرد چرخید. قدمی به سمت گروگانگیر برداشت و با گریه زمزمه کرد : - من مامانمو میخوام... @madhatter_wonderworld 🎩
اسکچ تمرینی #sketch #drawing #art #ink_Art .•°[ @alexcomicuniverse ]°•.
#Art #Digital_Art #WIP #Persona ○ میخام رندر سنگین بگیرم فعلا تا اینجاشو ببینید
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
سه شنبه ها با هبه و هوشواره 💅🏻✨ از میان ۶۰۰۰+ هنرمندی که آثارشون «دزدیده شده» و به خورد Midjourney داده شده، تنها چند نمونه رو در تصاویر بالا می بینید. جالبتر اینکه نوبت هنرمندان کمتر شهره مثل من و شما هم شده و حتی به تصاویر داخل گوشی هامون رحم نمی کنن. استفاده از هوشواره هزینه های پنهان بسیار سنگین تری هم داره که در هفته های آتی بیشتر بهشون می پردازم. ⠂⠄⠄⠂⠁⠁⠂⠄⠄⠂⠁⠁⠂⠄⠄⠂ ⠂⠄⠄⠂☆ 🎨استودیو هنیان(Haniyan_Studio)🎨 ⠂⠄⠄⠂⠁⠁⠂⠄⠄⠂⠁⠁⠂⠄⠄⠂ ⠂⠄⠄⠂☆ #NoAI #FAI #hebesugar
یه سه شنبه دیگه و یه تشنج دیگه تو جامعه هنری تلگرام با شروع از بحث داغ درباره قیمت های بسیار منصفانه یه هنرمند عالی، و ادامه با نهیب به هنرنمایان، این بار در عرصه کمیک ✨💅🏻.
خودم که کاملش نخواهم کرد احتمالا ولی شما اگه دلتون میخواد میتونین روش کار کنین کاملش کنین Hulk x Spiderman_Digital sketch #محتوای_عامالمنفعه #sketch #drawing .•°[@alexcomicuniverse]°•.