viva vendetta
СтатистикаLiv, qui lutte pour vivre | any pronouns "but it is what it is, right?" http://t.me/HidenChat_Bot?start=1990001023
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 223
- 1/48двое суток
- 255
- 1/72трое суток
- 275
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
باید راجع به سوشال دموکراسی بیشتر صحبت بشه بنظرم.
بد نیستم، اسمش فرسودگیه.
کلاً با کانسپت خطاهای شناختی خیلی فاک میکنم.
11- خطای نسبت دادن بنیادی (Fundamental Attribution Error) وقتی دیگران اشتباه میکنن، اون رو به شخصیتشون نسبت میدیم؛ اما وقتی خودمون اشتباه میکنیم، شرایط و عوامل بیرونی رو دخیل میدونیم. اگر کسی دیر برسه، میگیم بیمسئولیته؛ اگر خودمون دیر برسیم، میگیم ترافیک سنگین بود. ما رفتار خودمون رو با شرایط توضیح میدیم و رفتار دیگران رو با شخصیتشون.
10- اثر دانینگ–کروگر (Dunning–Kruger Effect) افرادی که دانش کمی دارن، معمولا از میزان ناآگاهی خود بیاطلائن و دانششون رو فراتر از واقعیت ارزیابی میکنن. به همین دلیل اعتمادبهنفس بالایی هم دارن. در مقابل، افراد متخصص از پیچیدگی موضوعات آگاهن و با احتیاط بیشتری نظر میدن. «معمولا بلندترین صدا، متعلق به کماطلاعترین فرده».
انقدر خستهام که دلم نمیخواد از جام تکون بخورم، با اینکه میدونم اگه تکون نخورم میپوسم. خستهام.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
دو حالت وجود داره. یا خالی از کلمهام، یا لبریز از اون. در هر حال نتیجه یه چیزه: نمیتونم بنویسم. در ابعاد خیلی بزرگتر این یه فاجعهست. وقتی به هنر میرسه، من معمولاً آدم سازنده و خلاقی نیستم. نه با مداد رنگی ارتباط میگیرم و نه توی موسیقی خوبم. میتونم به شکلی منفعل ازش لذت ببرم و این خوبه، اما کافی نیست. آدمیزاد فقط با تجربهی لذت راضی نمیشه، بلکه هرزگاهی نیاز داره که فعالانه یه قدمی برای خالی کردن خودش برداره. برای من، از خیلی وقت پیش، اون قدم استفاده از کلمات بوده. و حالا من هیچچیزی برای تخلیه خودم ندارم. افکار و احساسات از جنسها و رنگهای مختلف توی سرم تلنبار شدن و هیچ فضایی باقی نمونده. نه میتونم مرتبشون کنم و نه میتونم همهشونو بیرون بریزم. واکنشم ترکیبی از فریز شدن و فراره. نمیدونم باید چیکار کنم. وضعیت دوستداشتنیای نیست. اما چیزی که تلاش میکنم توی این وضعیت به خودم یادآوری کنم اینه که اوضاع خیلی بدتر و بحرانیتر از اینها بوده و احتمالاً خواهد شد. باید بتونم نیمهی پر لیوان رو ببینم و قدرشو بدونم. چون میدونم که توی یک سال آینده همهچیز قراره سختتر و پیچیدهتر بشه. میدونم که یه روزی میآد که دلم برای تابستون ۲۱ سالگی تنگ میشه و اون روز یادم نمیمونه که این تابستون هم احساس خوبی نداشت. تنها چیزی که باقی میمونه ردی از نوستالوژیاست.
«من تا ابد میرقصم با آواز طوفان.»
اذان صبح به افق مرگ.
ایران نمیذاره یه آب خوش از گلوم پایین بره و یه شب خوش توی زندگیم داشته باشم. همهجوره باید برینه توی زندگیای که همینجوریشم از اول تا آخرشو گاییده. هیچ فحشی نمیتونه خشم و تنفرمو خالی کنه. کیرم تو این مملکت. کیرم تو دیکتاتوری عمامه.
видео или голосовое, без подписи
you can't outrun what comes for you next because we live in a world where even the angels are retaliators
видео или голосовое, без подписи
we all need that from time to time, don't we?
and tender
soul touching
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи