علیآت
Статистикаسلام بر غمِ سنگینِ مستدامِ قلم 🪶 _______ INSTA: https://www.instagram.com/aliiaat_ _______ t.me/HarfChatBot?start=308a250a4262 PV: @AliiaatPV☕
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 180
- 1/48двое суток
- 206
- 1/72трое суток
- 222
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
منم و حسرت یک خواب، به دور از فکرت جاده عشق تباهیست تهش، من عبرت خستهام از تو و از شعر و قلمها و غمت تو به من شر نرسان عشق، نخواهم خیرت #علیات
без подписи
без подписи
شورشی در دل من باز قدم میکوبد مشت بر سینه دنیای عدم میکوبد بعد هر بازدمی باز دمی با فریاد مُهر بر مهلکه خانه دم میکوبد بر در عشق بکوبید که وا خواهد شد او که عاشق شده کی کوبهٌ کم میکوبد؟ قاضی عقل است و دل مجرم مهرت بانو حکمِ محکوم قصاص است حَکَم میکوبد مجرمِ عشق که محبوس دو زانوی خود است چشم تو خال به بازو و به غم میکوبد چشم عثمانیتان قلب چو تبریز مرا برهمش ریخت چونان زلزله بم میکوبد «در بلندای تپش های دل خسته من تو همان باش که بر قله علم میکوبد» #علیات
من گم شدهام بین هزاران اگر اما این کیست در آیینه چه بی باور و معنا ای وای کجا گرگ شدم گم شده روحم ای وای غریب است چه این قربت دنیا دنبال حقیقت نشتابید دروغم بر روی نقابم زدهام پوشیه اینجا تنها پی سر تر شدن از مردم شهرم بی معنی و بی آرزو و مقصد و رویا ترسم شده بود اینکه چو مردم بشوم من بد تر شدهام، پیش خودم من شده رسوا کو آن پسرک که به کلامی سر سجده میبرد غم خویش فقط محضر بابا دور و بر خود کرده پر از مردم حالا تنها شده تنها شده تنها شده تنها #علیات
من شوق زندگی را، از میوه نگاهت چیدم برای بغضم، در فکر روی ماهت من شوق زندگی را، از تو گرفتم هرچند سهم رقیب میشد، آغوشِ جان پناهت من جای خالیات را، هی شمع میگذارم میسوزم از فراقت، پروانهام تباهت من بی تو کودکم که، در ازدحام بازار گم کرده مادرش را، گم گشتهام به راهت چون عشق رنج بود و آنقدر عاشق هستم دارم به رنج من بیش، از مادرم شباهت من ماندهام و داغت، دارم به این غم عادت این یادگاری از توست، خوش دردِ گاه گاهت.. #علیات
«ای آنکه مرا بردهای از یاد کجایی» ویرانهام ای خانهات آباد کجایی چون موی رهای تو به دستان خیالم دادی تو مرا باز که بر باد کجایی بالشت گرفتم به دهان دل تنگم تا هی نزند داد و فریاد کجایی این دل که رها بود به دامان غم افتاد تنهاست به حبس تنت آزاد کجایی بر هر طرف دل شده حک داغ فراقت دل تنگ شده در همه ابعاد کجایی برگرد و بیا بی تو دگر تاب ندارم برگرد و بیا دخت پریزاد کجایی #علیات
همان شبی که بد غرور یک نفر تمام شد میان قلب من حضور یک نفر تمام شد که دیگر عاشقانه های من غزل نمیشود به سطح دفترم سطور یک نفر تمام شد بزن که درد زخم قلبیام رَوَد زِ خاطرم بزن زمانه چونکه زور یک نفر تمام شد مرور میکنم که شب به شب چقدر مردهام پر از نمردنم مرور یک نفر تمام شد به تب که میدهد دلم رضا ولی به مرگ چه که طاقت دل صبور یک نفر تمام شد میان ظلمتم پیِ وجود نور در خودم نه غرق غم شوَم که نور یک نفر تمام شد هرآنچه شد فریب قلب را دگر نمیخورم دوباره عشق؟ نه قصور یک نفر تمام شد #علیات
من آن نشد نتوانستمم که آخرِ کار به مرگ رام شده یا که گفته «دیدی شد..» #علیات
به بغض افتادهام چشم ترم سمت تو میآید ببین انگشت لرزانْ مضطرم سمت تو میآید قلم را راضیاش کردم نگوید از تو این دفعه قلم راضی شده هی دفترم سمت تو میآید تمام عمر بودم سر به زیر و شرم میکردم تو را دیدم و حالا هی سرم سمت تو میآید نگو از عشق میترسی مرا عاشق ندیدی تو منِ عاشق تمام باورم سمت تو میآید اگر دعوا بیفتد بین ما روزی بَرِ قاضی چنان گویم که حتی مادرم سمت تو میآید به سازِ تارِ موی تو تمدنها به رقص آمد بزن تار و بدان که کشورم سمت تو میآید میان جنگ حب و دین بدان حب است دین من بخوان من را که تنها لشکرم سمت تو میآید که بعد از مرگ من جانا سرِ قبرم نترسی تو به جسمم یاد دادم، پیکرم سمت تو میآید بزن بشکن مرا آتش بزن اما بدان این را اگر بادی وَزد خاکسترم سمت تو میآید #علیات
بی مروت در جوانی ذوق من را کور کردی عاشقت بودم روانی، ذوق من را کور کردی گفته بودم روح من روح لطیفی هست، هستی؟ گفته بودی مهربانی، ذوق من را کور کردی با سیاست بودی و من ساده بودم، ساده اما با دروغ و با تبانی ذوق من را کور کردی گفته بودم آبی روشن منم، چون آسمانم مشکیام کردی و آنی ذوق من را کور کردی کمکم از ذوقم گرفتی، تیره کردی روح من را گرم بودم پلکانی ذوق من را کور کردی ماه میبینم میوفتم یاد حرفت، گفته بودی ماه من در آسمانی، ذوق من را کور کردی گفته بودی من مگر بی تو توان دارم بمانم؟ تا که دیدی میتوانی، ذوق من را کور کردی من همان پر حاشیه پر حرفِ بین جمع بودم رفتهام در بایگانی، ذوق من را کور کردی باز میخندم به قولِ تا ابد میمانمِ تو مثل این داری تو فانی ذوق من را کور کردی با هزاران ذوق من دنبال طعم عشق بودم مثل یک لیمو اَمانی ذوق من را کور کردی.. #علیات
عشقتان بانو مرا هل داده تا دلمردگی مرد را از پا میاندازی چو سرماخوردگی.. #علیات ابد در پیش دارم..
بی تو همه جان من به رنج است بیا بر اَبروی من خَم و شِکنج است بیا دیروز نیامدی به قربان سرت امروز که پنجِ پنجِ پنج است بیا.. #علیات
قصه از چشم آهویی نم شد عشق وارد نبود، کمکم شد تا نگاهش به سمت عرش افتاد خود شیطان به ساحتش خم شد با نگاهش جهان سپر انداخت عامل صلح بین عالم شد تا که ماتش شدم و ماتم شد قلب من مات و عقل ماتم شد قول دادم که عاشقش نشوم با نگاهش هوا کمی دم شد دست من نیست، تازه فهمیدم که چرا عشق راز آدم شد این که از چشم عشق میگیرند بر نگاه دلم مسلم شد غزل اینبار وصف چشمش بود غزل این بار هم تهش غم شد آهویی شیر را به بازی داد قصه چشم ها چه مبهم شد گفتی آخر به عشق میبازم بله انگار این چنین هم شد.. #علیات
قهر نشو سرد نشو خانهات آباد، بزن بغض نکن آه مکش یک سره فریاد بزن هرچه که شد از بغلم دور نشو دلبرکم بر سر من بشکنِشان بر سر من داد بزن #علیات
به من نگاه میکنی مرا تباه میکنی مرا رها به غربتت چه بیپناه میکنی به ذوق میکِشی مرا به دام دال خندهات جوان به دار میبری؟ خودت گناه میکنی به من چه عاشقت شدم؟ خودت مقصری ببین چقدر خوشگلی! خودت مثال ماه میکنی مرا به عشق سربه راه خود نمیکنی ولی به خندهای دوباره تو، سرم کلاه میکنی #علیات
غریبهای در آینه یک غریبه میان آیِنه بود گفت با خود چه میکنی علیآت؟ گفتمش رسم زندگی این است گفت گرگ است پشت این کلمات گفتمش من خودم شدم گرگی که چنین مینویسمت به دوات گفت ذاتت خراب شد پسرک برو دست خدا، بگو صلوات.. #علیات
من تو را میبینمت از دور و قلبم هم دوان سوی آغوش جناب قد بلند خوش بیان کاش میشد راز دل را گفت در گوش شما کاشکی این جمله ها میشد در آغوشت روان کاش من ماهی میانِ حوضِ چشمانت شَوَم کاش میشد ماه باشم من، تو باشی آسمان کاش یک کم از چهل متر تو را من داشتم دوستت دارم بگویم با همین یک کم زبان ساده میپوشی و بم دارد صدایت مرد من ساده قلبم را چه لرزاندی تو، آقا الامان من همان تک دخترِ مغرورِ نازم که شبی درد عشقت کرده محتاجم به رحم این و آن گفته بودم یک طرف من یک طرف دنیا ولی کاش میشد این طرف باشی تو هم، پیشم بمان من خیالاتی شدم بین من و تو فرق بود من کجا و آن که انگشت است سمتش بر دهان من تو را میبینمت از دور و ساکت ماندهام من تو را میبینمت از دور آقای فلان.. #علیات
نشستهام روی سنگی و شعر میخوانم و گوشهای به تماشای عشق میمانم همیشه قسمت من شد که قسمتم نشود نگو جوانی من رفته، خوب میدانم.. #علیات
قصه چشمان تو من پیرتر از قصهٌ چشمان تو هستم پیگیرتر از لرزش دستان تو هستم من دست خودم نیست اگر تاب ندارم درگیرتر از ذهن پریشان تو هستم مثل دو سه دم مانده به لمسِ ترِ بوسه من سُست تر از طاقت ایمان تو هستم من آذریام، قبل دی انگار نه انگار این دفعه که خونین تر از آبان تو هستم انگار صد و شصت جوانه به تنم مرد زخمی چو جنوبِ غمِ ایران تو هستم هم جان منی هم تن من هم وطن من هرکار کنی باز من از آن تو هستم #علیات