tgindex
علیآت
@aliiaatперсидский

سلام بر غمِ سنگینِ مستدامِ قلم 🪶 _______ INSTA: https://www.instagram.com/aliiaat_ _______ t.me/HarfChatBot?start=308a250a4262 PV: @AliiaatPV☕

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 480
−1 за 3 дн.
Сутки
+1
+0,04%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
510
20 постов
Вовлечённость
20,6%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
180
1/48двое суток
206
1/72трое суток
222

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • منم و حسرت یک خواب، به دور از فکرت جاده عشق تباهی‌ست تهش، من عبرت خسته‌ام از تو و از شعر و قلم‌ها و غمت تو به من شر نرسان عشق، نخواهم خیرت #علیات

  • без подписи

  • 8 авг.453262

    без подписи

  • 4 авг.643255

    شورشی در دل من باز قدم می‌کوبد مشت بر سینه‌ دنیای عدم می‌کوبد بعد هر بازدمی باز دمی با فریاد مُهر بر مهلکه خانه دم می‌کوبد بر در عشق بکوبید که وا خواهد شد او که عاشق شده کی کوبه‌‌ٌ کم می‌کوبد؟ قاضی عقل است و دل مجرم مهرت بانو حکمِ محکوم قصاص است حَکَم می‌کوبد مجرمِ عشق که محبوس دو زانوی خود است چشم تو خال به بازو و به غم می‌کوبد چشم عثمانی‌تان قلب چو تبریز مرا برهمش ریخت چونان زلزله بم می‌کوبد «در بلندای تپش های دل خسته من تو همان باش که بر قله علم می‌کوبد» #علیات

  • 3 авг.538172

    من گم شده‌ام بین هزاران اگر اما این کیست در آیینه چه بی باور و معنا ای وای کجا گرگ شدم گم شده روحم ای وای غریب است چه این قربت دنیا دنبال حقیقت نشتابید دروغم بر روی نقابم زده‌ام پوشیه اینجا تنها پی سر تر شدن از مردم شهرم بی معنی و بی آرزو و مقصد و رویا ترسم شده بود اینکه چو مردم بشوم من بد تر شده‌ام، پیش خودم من شده رسوا کو آن پسرک که به کلامی سر سجده می‌برد غم خویش فقط محضر بابا دور و بر خود کرده پر از مردم حالا تنها شده تنها شده تنها شده تنها #علیات

  • 3 авг.430182

    من شوق زندگی را، از میوه نگاهت چیدم برای بغضم، در فکر روی ماهت من شوق زندگی را، از تو گرفتم هرچند سهم رقیب می‌شد، آغوشِ جان پناهت من جای خالی‌ات را، هی شمع می‌گذارم می‌سوزم از فراقت، پروانه‌ام تباهت من بی تو کودکم که، در ازدحام بازار گم کرده مادرش را، گم گشته‌ام به راهت چون عشق رنج بود و آنقدر عاشق هستم دارم به رنج من بیش، از مادرم شباهت من مانده‌ام و داغت، دارم به این غم عادت این یادگاری از توست، خوش دردِ گاه گاهت.. #علیات

  • 2 авг.450255

    «ای آنکه مرا برده‌ای از یاد کجایی» ویرانه‌ام‌ ای خانه‌ات آباد کجایی چون موی رهای تو به دستان خیالم دادی تو مرا باز که بر باد کجایی بالشت گرفتم به دهان دل تنگم تا هی نزند داد و فریاد کجایی این دل که رها بود به دامان غم افتاد تنهاست به حبس تنت آزاد کجایی بر هر طرف دل شده حک داغ فراقت دل تنگ شده در همه ابعاد کجایی برگرد و بیا بی تو دگر تاب ندارم برگرد و بیا دخت پری‌زاد کجایی #علیات

  • 2 авг.510257

    همان شبی که بد غرور یک نفر تمام شد میان قلب من حضور یک نفر تمام شد که دیگر عاشقانه های من غزل نمی‌شود به سطح دفترم سطور یک نفر تمام شد بزن که درد زخم قلبی‌ام رَوَد زِ خاطرم بزن زمانه چون‌که زور یک نفر تمام شد مرور می‌کنم که شب به شب چقدر مرده‌ام پر از نمردنم مرور یک نفر تمام شد به تب که می‌دهد دلم رضا ولی به مرگ چه که طاقت دل صبور یک نفر تمام شد میان ظلمتم پیِ وجود نور در خودم نه غرق غم شوَم که نور یک نفر تمام شد هرآنچه شد فریب قلب را دگر نمی‌خورم دوباره عشق؟ نه قصور یک نفر تمام شد #علیات

  • 1 авг.464161

    من آن نشد نتوانستمم که آخرِ کار به مرگ رام شده یا که گفته «دیدی شد..» #علیات

  • 30 июл.5782214

    به بغض افتاده‌ام چشم ترم سمت تو می‌آید ببین انگشت لرزانْ مضطرم سمت تو می‌آید قلم را راضی‌اش کردم نگوید از تو این دفعه قلم راضی شده هی دفترم سمت تو می‌آید تمام عمر بودم سر به زیر و شرم می‌کردم تو را دیدم و حالا هی سرم سمت تو می‌آید نگو از عشق میترسی مرا عاشق ندیدی تو منِ عاشق تمام باورم سمت تو می‌آید اگر دعوا بیفتد بین ما روزی بَرِ قاضی چنان گویم که حتی مادرم سمت تو می‌آید به سازِ تارِ موی تو تمدن‌ها به رقص آمد بزن تار و بدان که کشورم سمت تو می‌آید میان جنگ حب و دین بدان حب است دین من بخوان من را که تنها لشکرم سمت تو می‌آید که بعد از مرگ من جانا سرِ قبرم نترسی‌ تو به جسمم یاد دادم، پیکرم سمت تو می‌آید بزن بشکن مرا آتش بزن اما بدان این را اگر بادی وَزد خاکسترم سمت تو می‌آید #علیات

  • بی مروت در جوانی ذوق من را کور کردی عاشقت بودم روانی، ذوق من را کور کردی گفته بودم روح من روح لطیفی هست، هستی؟ گفته بودی مهربانی، ذوق من را کور کردی با سیاست بودی و من ساده بودم، ساده اما با دروغ و با تبانی ذوق من را کور کردی گفته بودم آبی روشن منم، چون آسمانم مشکی‌ام کردی و آنی ذوق من را کور کردی کم‌کم از ذوقم گرفتی، تیره کردی روح من را گرم بودم پلکانی ذوق من را کور کردی ماه میبینم میوفتم یاد حرفت، گفته بودی ماه من در آسمانی، ذوق من را کور کردی گفته بودی من مگر بی تو توان دارم بمانم؟ تا که دیدی میتوانی، ذوق من را کور کردی من همان پر حاشیه پر حرفِ بین جمع بودم رفته‌ام در بایگانی، ذوق من را کور کردی باز می‌خندم به قولِ تا ابد می‌مانمِ تو مثل این داری تو فانی ذوق من را کور کردی با هزاران ذوق من دنبال طعم عشق بودم مثل یک لیمو اَمانی ذوق من را کور کردی.. #علیات

  • 28 июл.4912010

    عشق‌تان بانو مرا هل داده تا دل‌مردگی مرد را از پا می‌اندازی چو سرماخوردگی.. #علیات ابد در پیش دارم..

  • بی تو همه جان من به رنج است بیا بر اَبروی من خَم و شِکنج است بیا دیروز نیامدی به قربان سرت امروز که پنجِ پنجِ پنج است بیا.. #علیات

  • قصه از چشم آهویی نم شد عشق وارد نبود، کم‌کم شد تا نگاهش به سمت عرش افتاد خود شیطان به ساحتش خم شد با نگاهش جهان سپر انداخت عامل صلح بین عالم شد تا که ماتش شدم و ماتم شد قلب من مات و عقل ماتم شد قول دادم که عاشقش نشوم با نگاهش هوا کمی دم شد دست من نیست، تازه فهمیدم که چرا عشق راز آدم شد این که از چشم عشق می‌گیرند بر نگاه دلم مسلم شد غزل این‌بار وصف چشمش بود غزل این بار هم تهش غم شد آهویی شیر را به بازی داد قصه چشم ها چه مبهم شد گفتی آخر به عشق می‌بازم بله انگار این چنین هم شد.. #علیات

  • قهر نشو سرد نشو خانه‌ات آباد، بزن بغض نکن آه مکش یک سره فریاد بزن هرچه که شد از بغلم دور نشو دلبرکم بر سر من بشکنِشان بر سر من داد بزن #علیات

  • به من نگاه می‌کنی مرا تباه می‌کنی مرا رها به غربتت چه بی‌پناه می‌کنی به ذوق می‌کِشی مرا به دام دال خنده‌ات جوان به دار می‌بری؟ خودت گناه می‌کنی به من چه عاشقت شدم؟ خودت مقصری ببین چقدر خوشگلی! خودت مثال ماه می‌کنی مرا به عشق سربه راه خود نمیکنی ولی به خنده‌ای دوباره تو، سرم کلاه می‌کنی #علیات

  • غریبه‌ای در آینه یک غریبه میان آیِنه بود گفت با خود چه می‌کنی علیآت؟ گفتمش رسم زندگی این است گفت گرگ است پشت این کلمات گفتمش من خودم شدم گرگی که چنین می‌نویسمت به دوات گفت ذاتت خراب شد پسرک برو دست خدا، بگو صلوات.. #علیات

  • 23 июл.5072111

    من تو را می‌بینمت از دور و قلبم هم دوان سوی آغوش جناب قد بلند خوش بیان کاش می‌شد راز دل را گفت در گوش شما کاشکی این جمله ها می‌شد در آغوشت روان کاش من ماهی میانِ حوضِ چشمانت شَوَم کاش می‌شد ماه باشم من، تو باشی آسمان کاش یک کم از چهل متر تو را من داشتم دوستت دارم بگویم با همین یک کم زبان ساده میپوشی و بم دارد صدایت مرد من ساده قلبم را چه لرزاندی تو، آقا الامان من همان تک دخترِ مغرورِ نازم که شبی درد عشقت کرده محتاجم به رحم این و آن گفته بودم یک طرف من یک طرف دنیا ولی کاش می‌شد این طرف باشی تو هم، پیشم بمان من خیالاتی شدم بین من و تو فرق بود من کجا و آن که انگشت است سمتش بر دهان من تو را می‌بینمت از دور و ساکت مانده‌ام من تو را می‌بینمت از دور آقای فلان.. #علیات

  • نشسته‌ام روی سنگی و شعر می‌خوانم و گوشه‌ای به تماشای عشق می‌مانم همیشه قسمت من شد که قسمتم نشود نگو جوانی من رفته، خوب می‌دانم.‌. #علیات

  • 22 июл.5832010

    قصه چشمان تو من پیرتر از قصهٌ چشمان تو هستم پیگیرتر از لرزش دستان تو هستم من دست خودم نیست اگر تاب ندارم درگیرتر از ذهن پریشان تو هستم مثل دو سه دم مانده به لمسِ ترِ بوسه من سُست تر از طاقت ایمان تو هستم من آذری‌ام، قبل دی انگار نه انگار این دفعه که خونین تر از آبان تو هستم انگار صد و شصت جوانه به تنم مرد زخمی چو جنوبِ غمِ ایران تو هستم هم جان منی هم تن من هم وطن من هرکار کنی باز من از آن تو هستم #علیات