tgindex
Alireza jamshidian

Alireza jamshidian

Статистика
@alirezajamshidiannперсидский

#NEoWave √ Logic √ Self defining √ Self confirmation 📊 Alireza jamshidian

Последний пост
20 февр.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
477
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 249
20 постов
Вовлечённость
261,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • در عمق رازهای روزگار جایی که هر آزمون چون موجی خروشان روح را می‌آزماید مردم ایران چون کوهی استوار انواع سختی‌ها و آزمون‌های بی‌پایان را پشت سر نهاده‌اند از طوفان‌های سیاسی تا گرداب‌های اقتصادی گویی بخشی از این منطق در تئوری امواج نهفته است. با آمیختن این واقعیت با بخش سوم الگوهای سه‌گانه که همچون چرخه‌های طبیعت فرود را به فراز پیوند می‌زند می‌توان دید که کم کم به نقطه عطف این ابر موج نزولی رسیده‌ایم جایی که سایه‌های تاریک عقب می‌نشینند و امید است به زودی رودخانه‌ای از خوشی‌ها سرازیر شود و همه رنج‌ها و زخم‌ها را با آبی زلال شستشو خواهد داد و زندگی را از نو خواهد آفرید، در عمق اسرار الهی رازی عجیب نهفته است که دل را به لرزه درمی‌آورد پیش از آنکه نعمت بزرگ را ارزانی دارد طوفانی از درد برمی‌خیزد گویی سایه مرگ بر چشمانمان می‌افتد و آنگاه همچون طلوعی شکوهمند تولدی تازه زاده می‌شود و جهان را از نو می‌آفریند. تصور کنید مادری را که نه ماه چون دریایی طوفان‌زده در امواج رنج شناور است در لحظه زایمان مرگ را چون شبحی نزدیک می‌بیند اما ناگهان دریچه‌ای به بهشتی نو گشوده می‌شود با تولد فرزندش زندگی را چون گلی شکفته رنگین می‌کند، یا پیامبر اسلام(ص) پیش از آنکه مدینه را فتح کند و پایه‌های قدرتی جاودان را بسازد در دره شعب ابی‌طالب  به تماشا نشست ثروت بیکران حضرت خدیجه چون برفی در آفتاب آب شد و یاران شهید وفادارش چون ستارگان آسمان را نورانی کردند، یا کوروش کبیر پیش از آنکه تاج امپراتوری را بر سر نهد با لشکر عظیم ماد روبرو شد  ارتشی غول‌پیکر از دل تاریخ باستان که برای بلعیدنش آمده بود اما او از دل این طوفان چون عقابی بال گشود تا کورش کبیر متولد شود، یا حضرت ابراهیم خلیل الله تا لبه پرتگاه قربانی حضرت اسماعیل (ع)پیش رفت جایی که قلبش از درد می‌شکست اما از این آزمون آتشین به قله‌ای والا صعود کرد جایی که فرشتگان به احترام خم شدند. چه شگفت است این راز کیهان پیش از آنکه نعمت بزرگ را ارزانی دارد طوفانی از درد برمی‌خیزد گویی سایه مرگ بر چشمانمان می‌افتد و آنگاه همچون طلوعی شکوهمند تولدی تازه زاده می‌شود و جهان را از نو می‌آفریند. پ.ن :این نکته را در ذهن نگه دارید از ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ چشمانتان را به امضای برجام بدوزید و بازارهای طلا و دلار سقف‌های ماژور خود را شکل می‌دهند. ۱۴۰۴/۱۱/۳۰

  • تاریخ اقتصاد سیاسی به ما آموخته که هرگاه دولتی کالایی استراتژیک را به یک‌صدم قیمت جهانی عرضه کند دو چیز حتمی رخ می‌دهد نخست تشکیل یک طبقهٔ رانت‌خوار فربه که از شکاف قیمت خون می‌مکد، دوم مرگ هر امکان اصلاح تدریجی زیرا همین طبقه به قوی‌ترین لابی ضد اصلاح بدل…

  • کلاس بی‌رحم تاریخ اسرائیل و روسیه را چون دو استاد سخت‌گیر و بی‌تعارف با مشت‌های آهنین و آتش بی‌پروا بر تخته‌ی خونین خاورمیانه نشانده است تا درس فراموش‌شده‌ی قرن‌ها را دوباره یادآوری کنند اگر نمی‌خواهی طعمه شوی باید شکارچی باشی ! این درس رازی ساده اما تلخ را فاش می‌کند، در صحرای بی‌ در و پیکر جهان صلح پایدار نه از کاغذهای رنگارنگ حقوق بشر برمی‌خیزد نه از ناله‌های پراکنده‌ی اپوزیسیون و نه از قطعنامه‌های بی‌رمق شورای امنیت، بلکه تنها در سایه‌ ی شمشیر تیز و بازوان پولادین به دست می‌آید. اینجا قدرت تنها زبان مشترک ملت‌هایی است که می‌خواهند نامشان در دفتر جاودان تاریخ حک شود زیرا هر که زور ندارد محکوم است به زانو زدن و هر که نتواند قدرت بسازد محکوم است به نیستی ابدی! اما آیا دموکراسی چیزی بیش از شیشه ای  زیبا و شکننده‌ در طوفان های خشمگین است؟ آیا حقوق بشر والا نیست، اما بی‌دندان چون شیری بی‌یال و کوپال در برابر گرگ‌های وحشی؟ آیا جامعه‌ی جهانی چیزی جز تماشاگری بی‌تفاوت است که گاهی دست می‌زند گاهی اشک می‌ریزد، اما هرگز جلوی گلوله‌های سوزان را نمی‌گیرد؟ اگر این‌گونه نیست پس چرا وضع اوکراین چنین شد! از پذیرش انتخابات زودرس زیر فشارهای بی‌امان تا وابستگی به کمک‌های خارجی که چون زنجیری بر گردن آزادی‌شان را خفه می‌کند از دست دادن خاک و خونریزی مداوم تا ناتوانی درساخت قدرتی که دشمن را به لرزه درآورد. چرا وضع یمن اینگونه نیست ؟ از مقاومت خشن حوثی‌ها در برابر تهاجمات خارجی تا ساخت قدرتی محلی که حتی در ویرانه‌ها نام شان  را در تاریخ نگه می‌دارند مگر نه اینکه این زور نسبی تفاوت را در میان شعله‌های جنگ رقم می زند. چرا وضع لبنان اینگونه نیست از بحران‌های اقتصادی و سیاسی تا وجود بازوان فولادی حزب‌الله که جلوی محو کامل را می‌گیرد و دشمن را به تردید وا می‌دارد مگر نه اینکه این قدرت پنهان ملتی را از لبه‌ی پرتگاه نجات میدهد. مگر نه اینکه این همه گواه زنده‌ای بر درس تلخ تاریخ است. درس شفاف این روزها این است تا وقتی نتوانی چنان قدرتی بسازی که دشمن حتی در خواب هم از فکر تعرض به تو بلرزد، تمام شعارهای قشنگ فقط لالایی‌هایی هستند برای ملتی که فردا شاید دیگر نباشد. پس قدرت بسازید یا آماده‌ی محو شدن باشید زیرا تاریخ مهربان نیست فقط صادق است و صداقتش چون تیغی دو لبه برهنه و بی‌رحم ... ۱۴۰۴/۰۹/۲۰

  • با کمال احترامی که برای جناب آقای سقای اصفهانی قائلیم و با اذعان به دغدغه‌ی ایشان در باب فساد و ناکارآمدی دولتی باید عرض کنیم که دولت خوب، دولت کوچک نیست دولت خوب، دولتی است پاسخگو، شفاف، حرفه‌ای و به‌قدر کافی توانمند که بتواند جلوی تشکیل انحصارهای خصوصی مخرب‌تر از انحصار دولتی بایستد استانداردهای کیفی را نه روی کاغذ، بلکه در عمل اجرا کند، از قدرت خرید و برنامه‌ریزی خود برای کاهش هزینه‌ی زیرساخت‌های عمومی (از گاز و برق و آب گرفته تا حمل‌ونقل و درمان) استفاده کند،و مهم‌تر از همه مانع شود که حذف رانت دولتی به ایجاد رانت انحصار خصوصی و وارداتی منجر شود رانت‌هایی که نه پاسخگوی مجلس‌اند، نه دیوان محاسبات و نه افکار عمومی تجربه‌ی سه دهه‌ی اخیر خودمان و کشورهای هم‌سطح ما یک قانون آهنین را نشان می‌دهد هرگاه دولتی بدون ایجاد نهادهای نظارتی مستقل بدون اصلاح جدی نظام گمرکی و بانکی و بدون تقویت قوه‌ی قضائی پاک‌دست اقدام به خروج از حوزه‌های زیرساختی و خدماتی کرده است،نتیجه نه رقابت سالم بلکه جایگزینی فساد قابل پیگیری دولتی با فساد غیرقابل پیگیری خصوصی وارداتی بوده است در غیاب نظارت واقعی استاندارد واقعی و عدالت واقعی بار هزینه و ریسک از دوش بودجه‌ی عمومی برداشته می‌شود و روی دوش تک‌تک خانوارها گذاشته می‌شود سود تضمین‌شده به جیب تعداد اندکی دلال، واردکننده‌ی انحصاری و پیمانکار دارای رابطه می‌رود و در نهایت نابرابری با سرعت بیشتری رشد می‌کند چون دیگر حتی آن حداقل بازتوزیع ناکارآمد یارانه‌ای هم حذف می‌شود ، دولتی که در برابر گرگ‌های بازار ایستادگی نکند و خود به جای حفاظت از گوسفندان در آغل را باز کند و بگوید بازار خودش تنظیم می‌کند در نهایت فقط نامش دولت است در عمل مجری برنامه‌ی انتقال ثروت از پایین به بالای هرم خواهد بود. ۱۴۰۴/۰۹/۱۸

  • 4 дек.4 28814

    جناب پزشکیان ! سیاست یا در راه خیر عمومی است یا در خدمت خواص و فساد ، این قرارداد اگر اجرا شود لکه‌ی ننگی ابدی بر پیشانی دولت شما خواهد بود. تاریخ قضاوت خواهد کرد که شما در کدام سمت ایستاده اید ، کنار مردم وعدالت یا کنار بانک‌های خون‌آشام و رانت‌خوار ... ملت ایران بیدار است ، صدای عدالت را خاموش نخواهید کرد ، انتخاب با شماست یا علی‌وار بایستید و این فساد را متوقف کنید یا در چرخه‌ی باج‌دهی به خواص غرق شوید. ۱۴۰۴/۰۹/۱۳

  • 4 дек.4 18614

    جناب آقای رئیس‌جمهور! در این لحظه‌ی سرنوشت‌ساز که ایران زیر سنگین‌ترین فشارهای اقتصادی و بی‌عدالتی کمر خم کرده کارکنان شرکت نفت و گاز اروندان همین امروز با حقوق حداقلی و دست‌های پینه‌ بسته ۲۴۰ هزار بشکه نفت که خون ملت ، عزت ملت و استقلال ملت است را با عرق و غیرت از میادین مشترک آزادگان بدون یک ریال سرمایه‌ی خارجی، بدون یک بند پیچیده‌ی قراردادی بیرون می‌کشند. اما حالا می‌خواهند همین میادین را به شرکتی به نام دشت آزادگان اروند واگذار کنند و بانک‌هایی که دهه‌ها سال با پروژه کردن املاک و جهش‌های نجومی خون مردم را مکیدند به عنوان بانکدار در میادین نفتی وارد بازی کنند! بانک‌هایی که رسالت‌شان نه حفر چاه نفت است و نه تولید انرژی رسالت‌شان تا الان  گرفتن ربا و گران کردن سرپناه مردم بوده است ! می‌خواهند میلیاردها تومان از جیب ملت را  بریزند تا در بهترین حالت تولید نفت را به ۲۳۰ هزار بشکه برسانند یعنی ۱۰ هزار بشکه عقب‌گرد! که این نه توسعه بلکه غارت سازمان‌ یافته است با وجودی که این اصرار کورکورانه بر اجرای چنین قراردادی دقیقاً برخلاف فرمایش صریح مقام معظم رهبری است که فرمودند بانک‌ها باید از بنگاه داری خارج شوند. اما سوال چرا میخواهید ثروت ملی را به کام همان سیستم بانکی فاسد بریزید که هنوز هم خواب تورم ۴۰ درصدی مسکن را برای مردم می‌بیند؟ اگر واقعاً حال منابع ارزی کشور خوب است چرا در پروژه‌ی حیاتی فشارافزایی پارس جنوبی که هم امنیت انرژی را تضمین می‌کند و هم ناترازی گاز را برای همیشه حل می‌کند  این‌قدر تعلل می‌کنید؟ چرا پول هست برای باج دادن به بانک‌ها اما نیست برای نجات میلیون‌ها خانواده از  سرمای زمستان؟

  • #طلا ۱۸ عیار در چرخه‌ی زمان طلا هم مانند روح انسان در عمق اصلاح نفس می‌کشد اکنون دقیقاً در همان لحظه‌ی سکوت پیش از طلوع قیمت است... فقط دو شرط لازم است   اول قیمت از ۱۲,۲۱۲,۰۰۰ بالاتر  نرود! دوم  این نفس آخر اصلاح پیش از ۲۱:۳۰ امشب پایان یابد. آنگاه طلا…

  • 3 дек.1 31813

    #طلا ۱۸ عیار در چرخه‌ی زمان طلا هم مانند روح انسان در عمق اصلاح نفس می‌کشد اکنون دقیقاً در همان لحظه‌ی سکوت پیش از طلوع قیمت است... فقط دو شرط لازم است   اول قیمت از ۱۲,۲۱۲,۰۰۰ بالاتر  نرود! دوم  این نفس آخر اصلاح پیش از ۲۱:۳۰ امشب پایان یابد. آنگاه طلا نه فقط فلز که تجلی صبر و حکمت خواهد شد. ۱۴۰۴/۰۹/۱۲

  • نتانیاهو در همان لحظه‌ای که در جنگ دوازده‌روزه نتوانست ایران را به خاک و خون بکشد نامش در تاریخ به عنوان یک شکست‌خورده ثبت شد او خود بیش از هر کس دیگری پایان سیاسی خویش را حس می‌کند  از آن دم به بعد همه رجزخوانی‌هایش تنها تلاشی ناامیدانه برای پوشاندن بوی مرگ قدرتی است که دیگر نفس‌های آخرش را می‌کشد دیروز نخست‌وزیر در حال سقوط رژیم صهیونیستی رسماً از رئیس خود تقاضای عفو کرد و در نامه‌اش نوشت خاورمیانه در ماه‌های آینده شاهد رویدادهای شگفت‌انگیزی خواهد بود بله شگفت‌انگیز خواهد بوداما نه آن‌گونه که او خوابش را دیده است شگفتی واقعی لحظه‌ای است که امپراطوری دروغینش در برابر اراده آهنین ملتی که قرن‌ها در برابر طوفان‌ها ایستاده مانند خانه‌ای از کاغذ فرو بریزد آنها آرزو دارند سی یا چهل هزار مزدور مسلح را از چند محور به جان این خاک بیندازند غافل از آنکه همین که سر پلیدی‌شان از مرز بگذرد، آسمان ایران بارانی از آتش خواهد شد که حتی خاکسترشان هم نشانی از هویت‌شان باقی نگذارد دشمن در حال احتضار است هر تکانی که می‌زند فقط لرزش بدن مرده‌ای است که هنوز مرگش را باور نکرده تاریخ اما قلم را برداشته و آخرین خط این فصل را می‌نویسد پایان یک توهم به نام صهیونیسم

  • نیویورک شهری که زمان در آن به ثانیه فروخته می‌شود و انسان را با رقم حساب بانکی‌اش می‌سنجند امروز شهردار آن دفتر جدیدش را گشود دکمه را فشرد ناگهان، صدای یا حسین فضای شیشه و فولاد را شکافت، در یک لحظه تمام معادلات قدرت مدرن فرو ریخت... این فقط یک نوحه نبود این یک اعلام وجود بود از سوی ابدی‌ترین سوال بشری که اگر همه‌ی دنیا به تو بگوید خم شو تو چه پاسخی داری که ارزش ایستاده مردن را داشته باشد؟ امام حسین چهارده قرن پیش پاسخ را با خونش امضا کرد امروز در بلندترین نقطه‌ی تمدن مادی کسی دوباره همان امضا را زیر حکمرانی‌اش گذاشت این یعنی حتی اگر تمام برج‌های دنیا را بسازی بدون یاد کسی که برای انسان ماندن شهید شد، فقط قبرستان عمودی ساخته‌ای اما وقتی نام حسین بر زبان بیاید، حتی آسمان‌خراش‌ها هم خم می‌شوند، نه از وزن فولاد بلکه از سنگینی یک قطره اشک عاشورا ... این شهر امروز فهمید حکومت حقیقی از آن کسی است که می‌داند تاج فقط وقتی تاج است که بر سر آزادگان باشد وگرنه فقط آهن پوسیده‌ای‌ست بر جمجمه‌ی بردگان و جهان یک بار دیگر یادش آمد که ابدیت در یک نه گفتن خلاصه می‌شود. #لبیک یا حسین ۱۴۰۴/۰۹/۱۰

  • طلا این فلز خاموش تاریخ دیگر فریاد نمی‌زند در سکوت خودش دارد تاریخ ما را می‌نویسد. هر بار که ما پول ملی را قربانی عدد دلار کردیم طلا یک پله بالاتر رفت و گفت من آینه‌ام آنچه در من می‌بینی، تصویر عزت ازدست‌رفتهٔ توست به زودی در انتهای یک خستگی طولانی ریز موج…

  • در تاریخ استعمار نه صرفاً یک رویداد سیاسی‌ که تجلی عریان ارادهٔ معطوف به سلطه است اما در اینجا به‌جای خلق ارزش‌های نو ارزش‌های کهن یک تمدن را به خاک و خون می‌کشد تا ارزش جدیدی بیافریند ارزش مبادله در بازار جهانی سرمایهٔ بریتانیایی... هند پیش از آمدن کمپانی هند شرقی نه یک کشور عقب‌مانده که یکی از دو قطب اصلی تولید ثروت جهان بود، سهم هند از تولید ناخالص جهانی در سال ۱۷۰۰ میلادی حدود ۲۷ درصد بود بیشتر از کل اروپا ، نساجی بنگال به‌تنهایی چنان ظرافت و ارزانی داشت که پارچه‌های موسلین داکه در دربارهای اروپا افسانه شده بود انگلیس اما با دو ابزار این تمدن را درهم شکست ۱. تخریب فیزیکی و قانونی صنعت بومی وقطع انگشتان بافندگان بنگالی این واقعیتی تاریخی‌ست نه افسانه ! ۲. تبدیل هند به مزرعهٔ پنبه و تریاک خام برای کارخانه‌های منچستر و تجارت با چین این همان چیزی است که هگل مکر عقل می‌نامید با این تفاوت که عقل اینجا نه روح جهان که روح سود بود ، میلیون‌ها هندی در قحطی‌ سالهای ۱۷۷۰ بنگال تا ۱۹۰۰ و ۱۹۴۳ جان باختند در حالی که انبارهای غله پر بود و قطارها غذا را به بندر می‌بردند تا به‌جای نجات جان انسان‌ها تعهدات صادراتی کمپانی و امپراتوری را تأمین کنند ولی این قحطی‌ها طبیعی نبودند آن‌ها کاملا مهندسی‌شده بود. سال ۱۸۵۷ آنچه هندوستان آن را جنگ اول استقلال و بریتانیا هنوز هم آن را شورش سربازان می‌نامد وقتی انگلیسی‌ها دهلی را بازپس گرفتند دستور دادند هر مرد بالای شانزده سال را که در شهر یافت شود بکشند خیابان‌های چاندنی از خون پر شده بود و توپ‌های انگلیسی پیکر شورشیان را تکه‌پاره می‌کردند تا عبرت شود بهادرشاه ظفر آخرین امپراتور گورکانی به تبعید رانده شد و شعری گفت که هنوز در دهلی زمزمه می‌کنند کیتنا ہے بدنصیب ظفر دفن کے لیے دو گز زمین بھی نہ ملی کوئے یار میں چقدر بدبخت است ظفر که برای دفن حتی دو گز زمین هم در دیار یار پیدا نکرد. حالا در میان برخی ایرانیان گرفتار توهم تمدن سفید دفاع از همان امپراتوری را می‌بینیم که هند را به خاک سیاه نشاند، ایران را در قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۹ تکه‌پاره کرد و با کودتای ۱۲۹۹ رضاخان را بر تخت نشاند وقتی ستم‌دیدهٔ دیروز چنان درونی می‌کند که ستمگر متمدن و برتر است که حاضر می‌شود برای سفید کردن خودش سیاه‌ترین جنایات تاریخ را توجیه کند. استعمار انگلیس یک اشتباه تاریخی نبود بلکه یک پروژهٔ موفق بود موفق از نظر خودشان و هر کس امروز در ایران هنوز برای آن پروژه دست می‌زند نه فقط تاریخ را نمی‌داند که در واقع دارد دوباره در همان چرخهٔ ارادهٔ معطوف به سلطه قرار می‌گیرد این بار نه به‌عنوان قربانی که به‌عنوان بلندگوی قربانی‌ساز 1404/09/07

  • تاریخ اقتصاد سیاسی به ما آموخته که هرگاه دولتی کالایی استراتژیک را به یک‌صدم قیمت جهانی عرضه کند دو چیز حتمی رخ می‌دهد نخست تشکیل یک طبقهٔ رانت‌خوار فربه که از شکاف قیمت خون می‌مکد، دوم مرگ هر امکان اصلاح تدریجی زیرا همین طبقه به قوی‌ترین لابی ضد اصلاح بدل می‌شود و هر دستی که به سوی تیغ جراحی دراز شود را می‌شکنند... جناب رئیس‌جمهور شما امروز دقیقاً در جایگاه کسی ایستاده‌اید که می‌خواهد همین چرخهٔ مرگبار را یک دور دیگر بچرخاند آن هم با زبان نرم تدریج و  وعدهٔ جبران معیشتی ولی تدریج در حذف یارانه تنها زمانی معنا دارد که یارانه‌ای در کار نباشد وقتی هست هر تدریجی فقط به معنای طولانی‌ترکردن خونریزیست. اگر جراحید باید بدانید که غدهٔ سرطانی یارانهٔ انرژی با قرص آرام‌بخش درمان نمی‌شود باید تیغ را گذاشت روی ریشه و یک‌بار برای همیشه آن را برید. وگرنه شما نه پزشک این ملت، که همان متخصص بیهوشی هستید که بیمار را در کما نگه می‌دارد تا آمار مرگ‌ومیر اتاق عملش پایین بماند و خودش همچنان نجات‌دهنده خوانده شود. 1404/08/30

  • 19 нояб.1 10011

    تاریخ ایران بارها این چرخه را دیده است از دربار قاجار که عموها و دامادها کشور را تقسیم می‌کردند تا امروز که دایی‌ها و خواهرزاده‌ها همین کار را با رزومه‌های دو خطی و لبخندهای تلویزیونی انجام می‌دهند. تنها تفاوت این است که در گذشته حداقل شرم می‌کردند و در خلوت می‌خوردند ولی امروز با وقاحت ادعا می‌کنند که ما حتی یک مدیر هم نمی‌توانیم منصوب کنیم در حالی که چهار تا از پول‌سازترین شرکت‌های کشور را به چهار عضو یک خانواده سپرده‌اند وقتی چهار خواهرزادهٔ یک سیاستمدار بازنشسته یک شبه بر چهار امپراتوری پول‌ساز و استراتژیک کشور تکیه می‌زنند محمدرضا تابش پادشاه چادرملو قلب تپندهٔ فولاد ایران مصطفی فیض اردکانی پادشاه شرکت ملی مس شریان حیاتی صادرات غیرنفتی مهدی تابش پادشاه سیدکو استخوان‌بندی صنعت سیمان ایران علیرضا تابش پادشاه هگتا گردشگری تأمین اجتماعی، یعنی میلیاردها تومان رانت سالانه... در این هنگام دیگر نمی‌توان از دولت ناتوان سخن گفت بلکه باید از دولت خویشاوند سخن گفت ! اصلاح‌طلبان ۲۶ سال است یا مستقیم در پاستورند یا از پشت پرده همه‌چیز را می‌چرخانند حالا هم که نوبت تقسیم غنائم واقعی رسیده ناگهان یادشان افتاده ما مظلومیم به ما پست نمی‌دهند ! نه جناب خاتمی شما بهترین رئیس‌جمهور سابق نیستید شما رسماً بهترین دایی کل کهکشانید که با یک تلفن چهار تکه از قلب اقتصاد ایران را بخشید و بعد رفت پشت تریبون اشک مظلومیت ریخت که دولت ما را راه نمی‌دهند ! ایران تماشاگر این کمدی تلخ مانده است و اما یک سوال ، تا کی باید ثروت ملی را به اسم دایی‌سالاری بخورند و به اسم مظلومیت اشک تمساح بریزند؟ 1404/08/28

  • 17 нояб.1 12518

    خدایا شروع سخن نام توست وجودم به هر لحظه آرام توست... #طلا ۱۸ عیار بازار طلا مانند دریایی پرتلاطم است که گاهی غیرمنتظره عمل می‌کند برای موفقیت در این بازار، نیاز به دقت ، صبر و کمی حس ششم دارید! بر اساس تحلیل فعلی‌ اگر قیمت طلا از ۱۱ میلیون و ۲۳۰…

  • 16 нояб.1 04411

    در علم اقتصاد دو فلسفهٔ کاملاً متضاد برای مدیریت نرخ ارز وجود دارد دو جهان‌بینی که سرنوشت ملت‌ها را از هم جدا می‌کند مکتب اول پول ملی ،ابزار ملت است پس باید در خدمت تولید، صادرات و عزت ملی باشد. مکتب دوم ملت، ابزار حفظ ارزش پول ملی است پس هر چه لازم باشد فدا می‌شود تا عدد دلار پایین بماند! چین از سال ۲۰۲۲ با خونسردی یک شطرنج‌باز بزرگ مکتب اول را اجرا کرد. بانک مرکزی چین با وجود ۳/۳ تریلیون دلار ذخیرهٔ ارزی آگاهانه اجازه داد یوان بیش از ۲۰ درصد ضعیف‌تر از چیزی شود که اختلاف تورمی ایجاب می‌کرد ، این نه اشتباه بود نه اجبار بلکه یک استراتژی حساب‌شده به نام تضعیف رقابتی بود و اما نتیجه؟ در سال ۲۰۲۴ با وجود تعرفه‌های ۶۰ درصدی آمریکا صادرات چین همچنان ۷/۶ درصد رشد کرد و سهم این کشور از تجارت جهانی از ۱۴/۸ درصد به ۱۵/۴ درصد رسید. چین فهمیده بود که در جنگ تجاری قرن بیست‌ویکم ارز ارزان قوی‌ترین سلاح غیراتمیست. ایران که با ایمان کامل مکتب دوم را اجرا می‌کند و جالب‌تر اینکه بخش بزرگی از تئوری‌ پردازان و مجریان این مکتب همان جریان تکنوکرات عقلانی و اصلاح‌طلب بوده‌اند بیایید بدون پرده‌پوشی مرور کنیم دولت خاتمی نرخ ارز را با تزریق سنگین ذخایر زیر ۸۰۰ تومان نگه داشت و اما نتیجه ؟ واردات مصرفی در هشت سال از ۱۴ میلیارد دلار به ۴۸ میلیارد دلار جهش کرد صادرات غیرنفتی در کل دوره فقط از ۴ به ۹ میلیارد دلار رسید بذر بیماری هلندی کاشته شد و هنوز داریم میوهٔ تلخش را می‌خوریم ! دولت روحانی دوباره همان نسخه این بار با اسم فریبندهٔ تک نرخی‌سازی دلار ۴۲۰۰ تومانی و اما نتیجه؟ ۱۸ میلیارد دلار رانت آشکار فقط در سال‌های ۹۷ تا ۹۹ نابودی حاشیهٔ سود صادرکنندگان با اجبار تسویه در سامانهٔ نیما و مهاجرت بیش از ۱/۵ میلیون نفر از بهترین مغزها و کارآفرینان در یک دهه ! مشکل فقط عدد و رقم نیست، مشکل یک پارادایم فکری عمیقاً غلط است. آن‌ها گاهی با صداقت باور داشتند که تورم قاتل است پس باید هر طور شده دلار را ارزان نگه داشت و گاهی هم منافع شبکه‌های وارداتی نزدیک به خودشان را تأمین می‌کردند اما قانون آهنین اقتصاد سیاسی این است وقتی تورم ساختاری بین ۴۰تا۵۰ درصد دارید تنها دو راه پیش روی‌تان است الف نرخ ارز را آزاد کنید تورم را به رسمیت بشناسید رانت را بکُشید و تولید و صادرات را نجات دهید. ب نرخ ارز را سرکوب کنید، تورم را به شکل فساد، رانت و نابودی تولید بیرون بریزید و ملت را فقیرتر کنید چین راه الف را رفت و ابرقدرت اقتصادی شد ایران راه ب را رفت و به بزرگ‌ترین واردکنندهٔ منطقه تبدیل شد امروز دیگر نمی‌توان همه چیز را به گردن تحریم انداخت تحریم برای چین هم هست، برای ویتنام هم هست، برای ترکیه هم همینطور تفاوت در این است که آن‌ها پول ملی را در خدمت ملت گذاشتند ، ما ملت را در خدمت عدد دلار گذاشتیم. تا وقتی این پارادایم فکریِ ارز باید ارزان باشد چون مردم فقیرند در واقع یعنی بگذار مردم فقیر بمانند تا دلار ارزان بماند بر تصمیم‌گیری ایران حاکم باشد، هیچ جراحی اقتصادی، هیچ رئیس‌جمهور جدیدی، هیچ توافق با غرب و هیچ بستهٔ حمایتی نمی‌تواند چرخ تولید را به حرکت درآورد ! این یک انتخاب تمدنی است آیا می‌خواهیم ملتی داشته باشیم که کار کند بسازد، صادر کند و سرش را بالا بگیرد؟ یا فقط می‌خواهیم عدد دلار در سایت‌ها پایین باشد تا در گروه‌های خانوادگی بنویسند بالاخره یکی پیدا شد که دلار را تک‌نرخی کرد؟ چین پاسخ خودش را سال‌هاست که داده است حالا نوبت ماست پاسخ ما نه با شعار بلکه با یک تصمیم ساده، دردناک، اما نجات‌بخش داده می‌شود بگذارید نرخ ارز واقعی شود تا رانت ارزی را برای همیشه دفن کنیم. پول ملی را دوباره به خدمت ملت درآوریم نه ملت را قربانی عدد دلار کنیم ! تاریخ به ملت‌هایی که این تصمیم شجاعانه را گرفتند پاداش بزرگی داده است و به ملت‌هایی که از ترس درد کوتاه‌مدت از آن شانه خالی کردند حتی فرصت دفن شدن با عزت را نداده است. انتخاب با ماست اما زمان خیلی کوتاه ...

  • به نظر می‌رسد دست‌های پنهان قدرت‌های شرقی (روسیه و متحدانش) در پس این ناآرامی‌های مکزیک فعال شده‌اند نه از سر دلسوزی برای مردم بلکه برای تلافی سنگین مداخله‌ی آمریکا در ونزوئلا هدف کشیدن گوش ترامپ و واشنگتن است اما این بار در حیاط خلوت خودش در این میان کلودیا شینباوم، رئیس‌جمهور مکزیک که ریشه‌ای یهودی دارد به دام این طوفان افتاده است این دقیقاً همان چیزی است که طراحان پشت پرده می‌خواهند نه فقط بی‌ثبات کردن مکزیک بلکه تحقیر و انزوای یک دولت چپ‌گرا با ریشه‌ی یهودی و در عین حال زنده کردن قدیمی‌ترین شیاطین تاریخ آمریکای لاتین یهودستیزی در نهایت این بازی پیچیده نه فقط مکزیک را به لبه پرتگاه می‌برد بلکه هژمونی آمریکا را هم با سلاح خودش می‌زند آشوب در مرزها و بازگشت آتش مداخله به خانه #آبان ماه

  • دونالد ترامپ با همان حماقت استراتژیک همیشگی‌اش برای بلعیدن منابع نفت ونزوئلا وارد کارزار شد، عملی که نه تنها یک کشور را به ورطه فروپاشی کشاند بلکه کل آمریکای لاتین را به لرزه درآورد موج دومینویی این مداخله حالا به مکزیک رسیده کشوری که در آستانه یک انقلاب واقعی ایستاده است. خیابان‌ها پر از خشم انباشته‌شده است و دولت همچون بنایی ترک‌خورده هر لحظه ممکن است در برابر فشار توده‌ها فرو بریزد و اگر دولت مکزیک سقوط کند مرزهای جنوبی ایالات متحده با طوفانی از مهاجران روبه‌رو خواهند شد نه مهاجرت معمولی بلکه سیل عظیمی از انسان‌هایی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند در آن لحظه، ایالت‌های مرزی آمریکا خود به میدان بحران تبدیل می‌شوند نه فقط بحران انسانی، بلکه بحران سیاسی، امنیتی و در نهایت، بحران هویتی برای کشوری که همیشه دیوار را راه‌حل می‌پنداشت، اما حالا باید با پیامدهای دیوارشکسته‌ی سیاست خارجی خودش روبه‌رو شود. این دقیقاً همان چرخه‌ای است که امپریالیسم دیرهنگام تولید می‌کند مداخله‌ای در دور، انقلابی در نزدیک، و در نهایت، بازگشت آتش به خانه‌ی خود آتش‌افروز #آبان ماه

  • اگر آمریکا ونزوئلا را از دست بدهد تاریخ یک جملهٔ کوتاه و بی‌رحم خواهد نوشت امپراتوری که در حیاط خلوت خودش شکست بخورد دیگر امپراتوری نیست. نفت سنگین اورینوکو این خون سیاه زمین، به جای اینکه در رگ‌های آمریکا بجوشد، در شریان‌های اژدهای زرد و قرمز جریان پیدا می‌کند چین دیگر نیازی به التماس از شیوخ عرب ندارد کاراکاس برایش خلیج فارس دوم می‌شود، اما این بار درست کنار ساحل فلوریدا خاورمیانه دوباره تاج و تخت قدرت می‌شود، ولی این بار تاج روی سر آمریکا نیست، بلکه شمشیر بالای سرش است ! هر موشک که از صنعا یا بندرعباس بلند شود در پمپ‌بنزین‌های اوهایو و جورجیا فرود می‌آید... تورم برمی‌گردد، نرخ بهره بالا می‌رود، و همان مردمی که آمریکا فریاد می‌زدند، در صف بنزین به هم فحش می‌دهند استقلال انرژی فقط یک شعار قشنگ بود برای روزهایی که همه چیز آرام بود حالا آرامش تمام شده و حساب بانکی تک‌تک آمریکایی‌ها به تصمیم یک شاهزاده سعودی یا یک ژنرال ایرانی گره خورده است ، ونزوئلا همان کشوری که روزی با یک توییت می‌شد سرنگونش کرد حالا با بشکه‌های نفتش دکترین مونروئه را به خاک می‌سپارد و به دنیا یادآوری می‌کند نفت فقط سوخت نیست نفت قاضی تاریخ است و قاضی امروز رأی داده کسی که نتواند حیاط خلوتش را نگه دارد حق ندارد ادعای کل جهان را بکند ونزوئلا نمی‌سوزد تا آمریکا گرم بماند، ونزوئلا می‌ماند تا آمریکا در سرمای زمستان قدرت برای اولین بار لرزِ واقعی را حس کند. 1404/08/25

  • 15 нояб.1 02110

    اگر آمریکا موفق شود تسلط کامل بر منابع عظیم نفت ونزوئلا را به دست آورد آن‌گاه حتی در بحرانی‌ترین شرایط جهانی و آشوب بازار انرژی می‌تواند امنیت انرژی و ثبات قیمت نفت را برای خودش تضمین کند. در آن صورت هرچه شعله‌های آتش در چاه‌های بی‌دفاع خاورمیانه بالاتر رود دود غلیظ آن مستقیم به چشم دو گروه خواهد رفت تولیدکنندگان رقیب که نفوذشان کم‌رنگ می‌شود و مصرف‌کنندگان بزرگ کاملاً وابسته به این منطقه به‌ویژه چین و هند که این روزها با حرص و افسارگسیختگی در حال بلعیدن هر بشکه‌ای هستند که به دستشان برسد! در این سناریو خاورمیانه می‌سوزد تا آمریکا در سرما ننشیند و قدرت‌های نوظهور آسیا با دست خالی به آسمان خیره شوند. جهان دوباره یادش می‌افتد که نفت فقط سوخت نیست ، اهرم سلطه است.