tgindex
Amirhossien Ally

Amirhossien Ally

Статистика
@amirhosienallyперсидский

Artist \ born 1983 \ Tehran-Iran https://amirhosseinally.blogspot.com Me: @amir_Hossien_ally

Последний пост
9 дек.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
177
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
180
20 постов
Вовлечённость
101,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #کتابخانه #کیس_فان_دنگن

  • без подписи

  • ناشر: کتابخانه هنر (FR) تاریخ انتشار: ۱ ژانویه ۱۹۷۱ زبان: فرانسوی تعداد صفحات: ۱۴۸ صفحه شابک-۱۰: ۲۸۵۰۴۷۰۲۳۶ شابک-۱۳: ۹۷۸-۲۸۵۰۴۷۰۲۳۳ ابعاد: ۱.۰۲ در ۰.۱۳ در ۱.۳۹ اینچ #کتابخانه #کیس_فان_دنگن

  • 4 дек.356298

    با سلام و احترام صمیمانه از شما دعوت می‌کنم در افتتاحیه‌ی نمایش «در ستایش آب‌های راکد» با آثار امیرحسین عالی در گالری اِن حضور داشته باشید. حضور شما برای ما دلگرم‌کننده خواهد بود.🪷 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ • جمعه ۱۴ آذر | ۱۶:۰۰ تا ۲۱:۰۰ – تهران. خیابان وزرا. خیابان هفتم. پلاک ۲۰ –

  • 3 нояб.2006из khonyaga

    تفاوت‌های کلیدی: * شخصیت مخاطب ترانه ایتالیایی بیشتر بر معشوق (Bella) تمرکز دارد، در حالی که ترانه ایرانی بر مادر و خویشاوندان (دایی‌ها، برادران) تأکید می‌کند که نشان‌دهنده اهمیت ساختار قبیله‌ای و خانوادگی در فرهنگ ایرانی است. * نگاه به مرگ: ترانه ایتالیایی نگاهی رمانتیک و تقریباً آرام به مرگ دارد (گل زیبا، کوهستان). ترانه ایرانی نگاهی خشن‌تر، غرورآمیز و انتقام‌جویانه دارد (به دار آویخته شدن، تهدید به ننگ ابدی برای قاتل، تقاص خون). * ریتم و کاربرد: "بلا چائو" (Bella Ciao) به یک سرود جهانی برای مبارزات کارگری و ضد فاشیسم تبدیل شده و ریتمی جمع‌پسند و نسبتاً شاد دارد (در نسخه‌های مدرن). ترانه ایرانی که مربوط به منطقه خاصی (مانند ترانه‌های ایل بختیاری یا مناطق غربی) است، لحنی غم‌انگیزتر و حماسی‌تر دارد. نتیجه‌گیری: این دو ترانه، دو بیان متفاوت از یک کهن‌الگوی جهانی هستند: "آخرین سخن رزمنده رو به مرگ" . این الگو در ادبیات شفاهی بسیاری از فرهنگ‌ها از جمله داستان‌های مربوط به چریک‌، جنگجویان ، مبارزان ورزمندگان و ... دیده می‌شود. این شباهت حیرت‌انگیز نشان می‌دهد که انسان‌ها در سراسر جهان، بدون ارتباط مستقیم با یکدیگر، احساسات عمیق مشترکی مانند عشق به وطن، درد وداع، آرمان‌خواهی و امید به جاودانگی را در قالب‌های هنری مشابهی می‌ریزند. این اشتراک انسانی، فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی است. امیرحسین عالی آبان1404

  • 3 нояб.1735из khonyaga

    کودکی من، در آغوش سال‌های آتش و خاکستر گذشت؛ در روزگاری که با هشت سال جنگ تحمیلی پیوند خورده بود. در آن ایام، «مرگ» حضوری همیشگی داشت، اما ما به آن نام دیگری داده بودیم: «شهادت». این تبدیلِ معنا، خود والاترین شکلِ بیانِ یک ملت در برابر مصیبت بود. من، در خانوادۀ هنری بالیده بودم و از همان سال‌های نخستین زندگی، گونه‌گونِ این بیان را در پوسترهای رزمندگان، در نقش‌های دیواری شهادت و در رنگ‌هایی که فریاد می‌زدند، لمس می‌کردم. اما در میان همۀ این هنرها، یک صدا، ژرف‌تر و ماندگارتر از همه در جانم نشست: آوای موسیقی فولکلور و ترانه‌های مردمی. در این میان، ترانۀ لری «دایه دایه، وقتِ جنگه» برایم چون طلسمی مقدس بود که روحِ یک قهرمانی کهن را در خود داشت؛ قهرمانی که از اعصار به ما به ارث رسیده بود. هر بار که این نغمه برمی‌خاست، گویی پرده‌ای از زمان کنار می‌رفت و من تابلوهای حماسه را نه بر دیوار، که در تاروپود ذهنم مجسم می‌کردم و این ترانه، موسیقی متنِ آن تصاویر جاودانه می‌شد. سال‌ها گذشت. جنگ به پایان رسید و من، با جهانی پهناورتر روبرو شدم. در فضایی گشوده‌تر، با موسیقی جهان و روایت‌های مقاومت مردمان دیگر سرزمین‌ها آشنا شدم. در میان همۀ این حکایت‌ها، داستان مردم ایتالیا و پارتیزان‌هایشان برایم درخششی دیگر داشت؛ مبارزانی که در دل کوه‌ها و دشت‌ها با فاشیسم جنگیدند. و آنگاه بود که با ترانۀ «بِلا چائو» روبرو شدم. در نخستین برخورد، گویی این ترانه، نه از سرزمینی دور، که از اعماق حافظۀ جمعی خودمان برخاسته بود. «بِلا چائو» برایم ترجمۀ ایتالیاییِ همان «دایه دایه» بود؛ دو گلِ برآمده از یک ریشه. هر بار که به این دو ترانه گوش می‌سپارم، گویی دو مبارز را می‌بینم: یکی در دامنۀ زاگرس و دیگری در کوهپایه‌های آلپ. هر دو دست از جان شسته‌اند و در نهایتِ بی‌ریایی، قصد دارند جانشان را برای میهنِ خویش نثار کنند. این پژوهش، قصۀ این دو آوای به ظاهر دور، ولی در باطن هم‌نواست. کشف رشته‌ای نامرئی که روحِ مقاومت را در قلبِ فولکلورِ ملت‌ها به تصویر می‌کشد. وجوه اشتراک اصلی: ۱. درونمایه اصلی: وداع یک رزمنده * هر دو ترانه سخن از یک رزمنده یا مبارز (پارتیزان در ترانه ایتالیایی و یک چریک یا جنگجوی محلی در ترانه ایرانی) می‌گویند که خود را در آستانه مرگ می‌بیند. * لحن هر دو، ترکیبی از غم وداع، ایستادگی و پذیرش سرنوشت است. ۲. خطاب به عزیزان: * ترانه ایتالیایی: بارها و بارها با عبارت "آه بدرود ای زیبا" (O bella ciao) خطاب به معشوق یا نماد زیبایی‌های زندگی وداع می‌گوید. * ترانه ایرانی: با تکرار "ای مادر، ای مادر" (که در فرهنگ ایرانی هم نماد عشق است و هم نماد وطن) وداع می‌کند. این تکرار نقش refrain (بخش تکراری) را همانند "بدرود ای زیبا" ایفا می‌کند. ۳. پیش‌بینی مرگ: * ایتالیایی: "زیرا شهادت را نزدیک می‌بینم" و "اگر به عنوان یک پارتیزان کشته شدم". * ایرانی: با جملاتی مانند "خبر مرا برای دایی‌هایم ببرید" و "پسر سبیل سفید، مرا بکش" به وضوح مرگ قریب‌الوقوع خود را پیش‌بینی می‌کند. ۴. وصیت برای خاکسپاری: * ایتالیایی: با جزئیات رمانتیک درخواست می‌کند که او را در کوهستان و زیر سایه یک گل زیبا به خاک بسپارند. * ایرانی: اگرچه مستقیم وصیت نمی‌کند، اما صحنه مرگ و به دار آویخته شدنش در گورستان ("شیر مرد تو را در گورستان آویزان کرده‌اند") را توصیف می‌کند که خود نوعی اشاره به مکان مرگ و خاکسپاری است. ۵. عنصر امید و ادامۀ مبارزه: * ایتالیایی: گل زیبایی که بر مزارش می‌روید، نمادی از ادامۀ آرمان او (آزادی) است و باعث یادآوری او توسط رهگذران می‌شود. * ایرانی: به صراحت از "برادرانم" که بسیار زیاد هستند ("سی صد هزار"، "هزار هزار") نام می‌برد که برای "تقاص خون" او خواهند آمد. این نشان‌دهنده ادامۀ مبارزه و زنده ماندن آرمان است. ۶. فضاسازی جنگی: * ایتالیایی: از "دشمن" و "پارتیزان" نام می‌برد. * ایرانی: از "جنگ"، "قطار فشنگ"، "شمشیر" و "اسب" نام می‌برد.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 3 нояб.132из khonyaga

    без подписи

  • 3 нояб.139из khonyaga

    آوای جاودانِ میهن

  • مجموعه "مرداب‌ها": کاوشی در مرزهای واقعیت و انتزاع این مجموعه بی‌نام که روز به روز به منبع الهامی ژرف‌تر بدل می‌شود، به تدریج در حال بسط یافتن به ابعاد جدیدی از بیان هنری است. رویکرد من به این پروژه چندوجهی و سیال است: گاه از منظر رنگ‌شناسی به آن می‌پردازم و گاه فرم را محور اصلی کاوش‌هایم قرار می‌دهم. سبک‌شناسی آثار این مجموعه در نوسان میان واقع‌گرایی دقیق و انتزاع محض در حرکت است. منابع الهام نیز متنوع هستند؛ از ادراکات ذهنی محض تا مستندات عکاسی و بازخوانی آثار استادان پیشین. مرداب به عنوان سوژه اصلی، برای من جهانی استعاری و اسرارآمیز است - گهواره‌ای که چرخه کامل حیات از تولد تا فنا را در خود جای داده است. این مفهوم با تأثیرپذیری از نگرش‌های شرقی (از نمادگرایی نیلوفر آبی در هنر بودایی تا باغ‌های مردابی در نقاشی سنتی) و نیز بازخوانی آثار امپرسیونیست‌هایی چون مانه، غنای ویژه‌ای یافته است. تکنیک اجرا در این مجموعه نیز متنوع است: از ضربه‌قلم‌های غلیظ و بافت‌دار تا لایه‌های رقیق و آبرنگی که خود یادآور کیفیت سیال مرداب هستند. #مجموعه_مرداب #نقاشی_معاصر #هنر_انتزاعی #رئالیسم_جادویی #نمادگرایی_در_هنر #نقاشی_امپرسیونیستی #منظر_طبیعی #هنر_شرقی #تکنیک_رنگ_روغن #کاوش_هنری

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • پادکست ری‌را، فصل 2، قسمت 3 میراث، مهدی اخوان ثالث @rirapodcast