آموغیست (closed)
Статистикаدیوانهٔ و سرگردان میگردم گویآ قلبم را به اؤ باختهام ؛ @soxsoo_bot
- Последний пост
- 10 янв. 2025 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Channel name was changed to «آموغیست (closed)»
شاید بعدا یکی دیگه زدم
از اونجایی که نمیتونم دوباره یه دستی بکشم بهش پس کلوزه
چنل و پاک نمیکنم چون توش خاطره دارم
بیخیال
без подписи
I really like you ,but I'ma die fast so you should run away , and don't look back castle love , bloodstained rug
без подписи
نگاهی غمگین و جسمی پر از درد ؛ عمیقاً به عمق ماجرا فکر نکرده بود . درحالی که دومین پاکت سیگارش رو تموم میکرد ، به آسمونی که بارونی شدید داشت نگاهی انداخت . به تاوان کارش فکر نکرده بود ، به اینکه روزی زیر بارون در انتظار معشوقش باشه فکر نکرده بود . چشماش میسوخت ، اشک از صورتش سرازیر میشد ، تا به حال خودش رو اینجور بی تاب ندیده بود . کل خوشبختیش و درداش ، درون اون بود ، یه دختر ، دختری که حالا رفته بود و با رفتنش قلبشو ازش گرفته بود ، تمام فکر و خیالش . دختری که دیگه نبود ، بود اما برای اون نبود .
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
با تو بودن مانند راه رفتن روی آتش بود ، آتشی که در خیال مانند ابر بود ، مانند برف بود ، مانند پرواز کردن بر روی دریاچه ای عمیق بود ، اما آتش بود ، آتشی که تنها من در او سوختم ، بال هایم شکست و در دریاچه افتادم ، خفگی در آن دریاچه ای که مسبب او تو هستی ، تویی که قول دادی دگر دست هایم را رها نکنی ، اما رها کردی ، مرا در آتش عشق خود سوزاندی ، در همان دریاچه خفه کردی و مرا آزردی ، با این حال شاید دیوانه ام که هنوز تو را مورد پرستش خود قرار میدهم
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи