💜آنلاینکده 🦋anlainkadeh
Статистика🔥لینک رمان های انلاین پرطرفدار🦋😻 رمانای ممنوعه جذاب🤤💜 تبلیغات 👇👇 @tabaneh
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 3 762
- 1/48двое суток
- 4 311
- 1/72трое суток
- 4 649
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
داشتم جلو چشمای رئیس بیمارستان جـ👅ـق میزدم و حسابی خودمو میمالیدم . _باورم نمیشه همچین کلوچه ای میبینم!! حقم داشت حسابی تپل بود . دیلـ🌭ـدو رو برداشتم و با یه حرکت تا ته فرستادمش! همین حرکت یه جوری روشنش کرد که از پشت محکم نگهم داشت و جوری منو سا😋یید که...... داره حسابی جرش میده که خدمه بیمارستان میرسه و اینا مجبور میشنننن.....!!!! https://t.me/+VLzqrjdjhJA2Yjdk
- زن ۱۶ ساله گرفتی،زفاف انجام میدی؟ با اخم سر تا پای من و نگاه کرد. - بدنش خوب رشد کرده، چرا زفاف نباشه؟! مادرش لب گزید. - مادر کدوم رشد! این بچه یک سوم هیکل تو نمیشه! بهتر نیست صبر کنی؟ با اخم جواب داد. -صبر کنم که پشت سرم ور ورکنن؟ برید بیرون، تا یک ساعت دیگه دستمال خونی میدم دستتون. دختر دبیرستانی عقد یه پسر بیرحم میشه و...🥹❌ https://t.me/+gNcQ_52TLmY4OWNk
#ماه_دُخت #پارت1 _کجا به سلامتی ؟ _دارم میرم دانشگاه امروز کلاس دارم. _اخه تو پول شهریه داری که میری دانشگاه ؟ دختر یتیمو چه به دانشگاه در حالی که سعی میکردم بغضمو کنترل کنم گفتم: _آبجی دانشگاهم دولتیه پول نمیگرن ازم که نگاه تحقیر آمیزی بهم کرد و گفت: _ دفعه آخرت باشه به من میگی آبجی در ضمن ، برو فقط یادت باشه قبل ساعت هشت خونه نباشی چه اتفاقی میوفته ! و بعد به تَرکه ای که همیشه باهاش تنبیه میشدم اشاره کرد. میدونستم خوب هم میدونستم همیشه با اون باس*نمو سرخ میکرد . سرمو تکون دادم که گفت: _ نشنیدم چشم بگی ! از ترسم سریع گفتم چشم و کولمو برداشتم از اتاق زدم بیرون . زنعمو تو آشپزخونه بود بهش سلام دادم و بدون اینکه منتظر جواب باشم از خونه زدم بیرون. هوای ابری بود ، دعا میکردم بارون نباره لباس نازکی به تن داشتم و با این کتونی های پاره که همه طرفش دوخته شده بود محال بود بتونم دوام بیارم ولی مگه شانس با من یاره... رمان درباره دختر یتیمی به اسم رهاست که در بچگی پدر مادرشو از دست داده و خانواده عموش اونو به سرپرستی گرفتن. کلی در بچگی بدون اینکه عموش بدونه توسط دخترعموش و زنموش تنبیه و تحقیر شده و میشه. تا اینکه یک روز با اومدن شاهرخ پسر بزرگ خانواده که 20 سال خارج بوده ، ورق برمگیرده. آیا شاهرخ برای درد های رها مرحم میشه؟ یا اون هم به تحقیر کردن ادامه میده و یه درد دیگست! ژانر: عاشقانه ، دارای صحنه های وانشات🔥 https://t.me/+WzagRRl2XhJkM2Zk
_ ایییی ...یواش تر ...میسوزه ... لعنتی داشت کاری میکرد که رحمم جر بخوره و بخوام ناخون های بلندم رو توی پوست بازوش فرو ببرم. بی توجه به ناله هام سرعتش رو بیشتر کرد و چنگی به موهام زد _ د مگه همینو نمیخواستی؟ _ نه نهههه بسه بسههه میخوام برمم ایییی #محدودیت_سنی❌❌ https://t.me/+7KmQnJdOiEo3OGM8
_تخصص تو تیغ زدن پسرای پولداره! دستی به باسنم میکشه _منم اومدی که تیغ بزنی؟ بهشت تپلمو به آلتش میمالم و چشمکی میزنم _خودت چی فکر میکنی؟ _میخنده عاشق این فتنه بازیاتم با لوندی دستی به گردنش میکشم و با _بوسیدن لب هاش پچ میزنم بشین و ببین این فتنه چطوری رو کلفتت سواری میکنه با گرفتن کمرم مجبورم میکنه یک ضرب روی _آلتش بشینم و میغره من عاشق گشاد کردن سوراخ تپلتم! دختره از اون تیغ زن های قهاره که برای پول هر کاری میکنه حتی سواری رو کلفت پسری که... https://t.me/+z9eA45TJTLBjZjJk
بی توجه به سـ*ـوراخ ملتهب و خونیش، دمبرش کردم و سیلی محکمی به به ـ.ـونش زدم.🥵 انقد زدم تا کامل به رنگ خون در اومد. _آمادهای؟ چون قراره عقب و جلو تو همزمان یکی کنم.چنان بلایی سرت بیارم که تامدت ها نتونی بشینی رو .ـونت جـ ـنده.🔞 پاهاشو از هم فاصله دادم و اولین میلهی استوانه ای ضخیمو بدون مقدمه، تو نازش فروکردم.تکون ریزی خورد که اسـ.ـپنک محکمی زدم و انگشت هامو تو سـ ـوراخ مقـ.ـعدش فرو کردم و با دستام سـ*ـوراخشو باز کردم و میله دوم و به زور بدون چرب کردن، خشک خشک فرو کردم تو پشتـش. _درد داره اره؟ پس بدون برای من چقدر درد داره برای منی که شوهرتم دست بهت نزدم تا اولین رابطمون بهترین بگذره. اما تو چیکار کردی؟ رفتی با اون حرومزاده! اگه دیر رسیده بودم حتما بهش میدادی هـ*ـرزه.🤬 اولین رابطه اش بود و قطعا درد وحشتناکی داشت. چون دهنشو بسته بودم که صداشو نشنوم، ناله هاشو نمیشنیدم.شروع کردم تکون دادن میله ها که بدنش شل شد و از هوش رفت. https://t.me/+U9MdEYjO_LI1Yjc0 💜@banerzani_Avin بنرزنیمجموعهلاوندر
پشت در نیمه باز اتاقش ایستادم. با دیدن تن عضلانی و سیکس پکاش آب دهنم رو بیصدا قورت دادم ولی با دیدن عضو سیخ و کلفتش که حسابی از شدت شه.وت سیخ و پر رگ شده بود نفسم قطع شد و آب دهنم از گوشه ی لبم خارج شد. با حس گر گرفتن تنم و داغی و نبض زدن بین پام، چشم بستم و با فکر به اینکه الان زیر تن صدرام بی توجه به اینکه تو شرکتم دستم رو توی شلوارو شورتم بردم و انگشتای کشیده ام رو به چو*چو*لم رسوندم. با خیسی شدید و لزجیش لبم رو محکم گاز گرفتم و ناخواسته ناله ی ارومی سر دادم که... دختره از پشت در اتاق رئیسش داره سکس رئیسش با نامزدشو میبینه و دستشو تا ته میکنه.. https://t.me/+GnY9EPkrnbs5Njdk
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
نـــاول یـائویـی و استریت BDSM 🧛 🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠 🔞مـعـرفـی نـاول💔 یه مرد با همچین هیکل گندهای دلش میخواد توله سگ من باشه؟🧛💦 یوجون توی دستشوییِ حینِ یه مکالمهی تلفنیِ بازی BDSM، گیر میافته. محافظش اینو میشنوه میخواد ازش اخاذی کنه، ولی اون پول نمیخواد👈🏻👉🏻💋 🌺🌺I BDSMاز نــاول استــریت 🌟 🌺🌺I BL اونم Bdsmتـا نــاول 🪦 🌟از ایـن چـنـل بـا تـرجـمـهی 🪦🪦🪦دِرتـی بخــونـش❤️ 🎇 t.me/+DptWfhzMMZw0ZGRk 🎇 t.me/+DptWfhzMMZw0ZGRk چنل محدودیت سنی🔞داره،لینکـ موقته⚠️
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
▫️همه اکسسوریایی که تو پینترست سیو میکنی اینجاست ▫️▫️▫️ ▫️اکسسوریای پینترستی، تیکتاکی، کاپلی، مینیمال و کلی مدل همیشه ترند▫️▫️▫️ ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ▫️ بستت مستقیم از پینترست میاد ▫️▫️▫️ ▫️ به ۵ نفر اول که ثبت سفارش کنن گیره 🎀 اشانتیون میده▫️ ▫️ @Rozalin_shop 🤍 @Rozalin_shop ▫️
_نوک پستونای گاومو اینطوری نکش پدسگ...🐄🔞 هول زده از جا بلند میشم. _اخه م.مههاش شیر نداره... چیزه سینههاش شیر نداره رئیس! سمتم اومد و نوک سینههامو کشید که #جیغی کشیدم. _آخخخ آییی چته زدی بالا مردک؟ چنگی به کمرم زد و منو تو #بغلش حبس کرد. _من اگه بزنم بالا که تو این دامپروری درندشت یه جا پیدا میکنم درسته قورتت میدم سلیطه کوچولو! لبامو جلو آوردم. _پس واسه چی #نوکشو میکشی؟ مریضی احیانا؟ نیشخندی زد و گوشه لبم شیر چکیده گاوو با زبونش پاک کرد. _اون زبون بسته نمیتونه کار درداورتو تلافی کنه من باید تلافی کنم به جاش. منو رو تپهای از کاه پرت کرد و روم خیمه زد و مشغول لیسیدن سینهام شد که یهو... https://t.me/+ABG7eqFCyDg3YTY8 https://t.me/+ABG7eqFCyDg3YTY8 ویزیتور دامپرویش یه دختر شیطون و کله خره که مدام ممه های گاوهارو انگولک میکنه و زیر دل رئیسش هم با اداهاش قلقلک میده🤣
- آيي اسد وقتي با كمربند مي زنيم نمي تونم برات برقصم❌ موهاي بلندم و توي دستش گرفت و با كشيدنم به سمت عقب دوباره كمربندش و روي تن نيمه برهنهم كوبيد. - تو بايد تو هر حالتي برا من برقصي عروسك!🔥 باسنم و توي دستاش گرفت و با لحني پر از هـ.وس چنگي به گوشت تنم زد و از درد ناخناش لبم و زير دندون كشيدم. - اوووف اين باسن جون ميده واسه شـ.يك زدن ولي تو انقدر بي خاصيتي كه بلد نيستي🔞 #اسـ.پنك محكمي كه با كمربند به تنم زد باعث شد صداي جيغم توي كل عمارت بپيچه و… https://t.me/+UcBWn6dp3HtiMTE0 دختره رو موقع كتك خوردن مجبور مي كنه براش برقصه🔞❌🔥
نشستم روی مبل رو به روی استیج رقص که پا شد برقصه شروع کرد به رقصیدن حرصی بلند شدم و نزدیکش رفتم توی اون تاریکی چشمام به سختی میدیدش پسری چسبید بهش و گفت : اوووف چه دافی تنهایی ؟ کاترین : هوم دستشو کشید و رفتن بالا پاره شدن رگ گردنمو حس میکردم از شدت خشم نفسم به سختی بالا میومد به زور از لا به لای جمعیت رد شدم که دیدم از پله ها رفتن بالا دختره احمق برای درآوردن حرصم تا کجا میخواست پیش بره؟ سریع خودمو رسوندم بهشون که پسره لباشو گذاشت روی لبای کاترین بهت زده خیرشون شدم کاترین بدتر از من شوکه شد اما با دیدن من چشماشو بست و همراهیش کرد خون جلوی چشمامو گرفت یقه پسره گرفتم و مشت اول خوابوندم توی دهنش دستم خونی شد مشت دوم زدم که کاترین با ترس گفت : ولش کن بیا بیا بریم هولش دادم اونطرف و تا میخورد پسره زدمش که دو نفر اومدن و سعی کردن بلندم کنن کاترین جیغ زد و گفت : جون من ولش کن کشتیش از روی پسره پا شدم و به فارسی غریدم جوری جرت بدم کاترین مرغای اسمون به حالت گریه کنن میلرزید که توجهی نکردم کشیدمش و بردمش پایین و پرتش کردم روی صندلی درو محکم بستم جمع شد توی خودش پامو گذاشتم روی گاز و با وحشتناک ترین سرعت ممکن ویراژ دادم با لکنت گفت : تو.. تو روخدا اروم الان تصادف میکنیم خفهههه شو خفههههه شو کاترین با پسر میری بالا چه غلطی بکنی ؟ درستت میکنم بی صدا گریه میکرد وقتی رسیدیم سریع پیاده شدم و دستشو کشیدم بیاد پایین با ترس گفت : ولم کن میخوام برم پیش بابابزرگ امشب هولش دادم تو خونه و چراغارو زدم با شتاب رفتم اشپزخونه قرص ارامبخشو با شیشه اب یه نفس رفتم بالا نزدیک بود بکشمش امشب نشستم پشت میز و سرمو گرفتم و گفتم : برو اتاق کلارا درم ببند نبینمت کاترین امشب وگرنه تاوان هرزه بازیاتو بد میدی نمیدونم به چه جرعتی اومد سمتم و گفت : درست حرف بزن بیشعور کی هرزه است ؟ من یا تو ؟ خفه شو گمشو بالا کم مونده بود لنگاتو بدی هوا از عصبانیت قرمز شده بود که گفت : چقدر تو پرویی خوب کردم دلم خواست حداقلش کونی نیستم خودش فهمید چی گفت چون عقب عقب رفت و اب دهنشو قورت داد تموم تلاشم برای اروم شدن بر باد رفت صداش توی گوشم زنگ میزد و دیگه قابل کنترل نبودم عصبی خندیدم که بیشتر عقب رفت سمتش رفتم خواست فرار کنه که گرفتمش و گفتم : یک کونی من امشب نشونت بدم تا دو ماه نتونی راه بری حالیت میکنم امشب جیغ زد و با گریه گفت : از دهنم پرید ببخشید ولم کن برم اتاق کلارا باید همون وقت از فرصتت استفاده میکردی الان این کونی میخواد پارت کنه کاترین با ترس گفت : غلط کردم تو رو خدا ولم کن یه دقیقه نفس بکش اروم شی اروم شممم؟ وحشیانه در اتاقمو باز کردم و پرتش کردم روی تخت لبخند مضحکی زدم و گفتم : برای شروع لباتو پاکسازی میکنیم ترسیده عقب عقب رفت که تیشرتمو در اوردم صورتشو توی دست فشردم و وحشیانه لباشو خوردم انقدر محکم بوسیدم که طعم خون توی دهنم حس کردم ازش جدا شدم که به سرفه افتاد دیوانه وار گفتم : خب بعد به کجا دست زد هومم؟ چطوره چیزی که خودت بهم نسبت دادی روت پیاده کنم هااااان؟ بلیزشو کشیدم بیرون و شلوارشم در اوردم لرزش بدنش حس میکردم با گریه گفت : ببخشید کریس ببخشید اروم باش ولم کن تو روخدا گفتم بهت چی هاااان ؟ کاری میکنم دو ماه راه نری بسه هر چی مراعاتتو کردم باید دیگه مالکیتمو بزنم روت هرزه بازی از سرت بپره بند سوتینشو باز کردم که با دستاش بدنشو پوشوند و گفت : تو رو خدا ولم کن میخوای چیکار کنی ؟ به خدا میگم به همه ولم کن منو تهدید میکنی جوجه ؟ میخواستم چون اولین بارته بهت رحم کنم ولی مثل اینکه نمیشه خشک خشک دوست داری شلوارمو در اوردم که خواست فرار کنه گرفتمش و خیمه زدم روش با یه دستش سینه هاشو میپوشوند با اون یکی هم منو هول میداد دو تا دستاشو به زور بالا سرش قفل کردم و دستمو نوازش وارد روی سینه هاش کشیدم و تا پایین رفتم دستمو توی شورتش بردم که برخلاف همیشه خیس نبود انقدر ترسیده بود که حتی تحریکم نمیشد کاترین : ولم کن کریس جون خاله نمیبینی حالم بده نمیخوام عوضی برو اونور سعی کرد دستاشو ازاد کنه که نزاشتم لباشو به دندون گرفتم و وحشیانه بوسیدم گردنشو و سینه هاشو هم با حرص گاز میگرفتم و اونم تقلا میکرد و جیغ میزد دستم سمت شورتش رفت که بدنش به رعشه افتاد و هیستریک لرزید …. https://t.me/raghib_sarnevesht https://t.me/raghib_sarnevesht