- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 7
- 1/48двое суток
- 8
- 1/72трое суток
- 8
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دیشب ساعت ۲ نصفه شب یه پسر ۲۰ ساله تو شهر من خودکشی کرد این پسر سال ها درگیر سرطان بود ما که همسایشون بودیم هرشب میشنیدیم که از درد گریه میکنه و فریاد میکشه با هزار بدبختی و کلی پولی که پدرش با تمام مشکلات مالی براش خرج کرده بود و ۳ سال تحمل درد حالش خوب شد پس چرا خودکشی کرد؟ ماجرا از این جا شروع میشه که من توی شهر خیلی کوچکی نزدیک به شیراز زندگی میکنم توی همچین شهر کوچکی همه آدما همدیگرو میشناسند و متاسفانه وقتی توی ۱۸ ام و ۱۹ ام دی این پسر هم مثل خیلی از مردم اینجا که ریختن توی خیابان ها و کل شهر رو در دست گرفتن اونجا بود. اینجوری بود که بعد از اون کشتار عظیم ریختن و اونایی که توی تظاهرات بودن رو گرفتن این پسر بعد از ماه ها و تلاش های زیادی از طرف خانواده اش از زندان آزاد میشه و بلافاصله بعد از آزادیش خودکشی میکنه آخرین چیزی که مردم دیدن از این پسر این بوده که داشته توی خیابان بدون ترس به حکومت بد و بیراه میگفته. فقط دارم به این فک میکنم که چقد اذیتش کردن تو زندان که کسی که چندین سال برای زندگی جنگیده تصمیم میگیره جون خودش رو بگیره. در کشور ما عجیب نیس که خط ربط تمام جنایت ها و پایمال شدن حقوق انسان ها همه به یک چیز ختم بشه.
و چه پروازِ ناتمامی در سرم پر میزند...
ولی دبیرستان خارج از درس و سختیاش یکی از قشنگ ترین دوران زندگیه هر آدم میتونه باشه:)✨🤎
همهٔ دنیا به درک واصل شود یا من چایم را ننوشم؟ من میگویم بگذار دنیا به درک واصل شود اما من باید همیشه چایم را بنوشم.☕️ -داستایوفسکی
" هر روز تلاش میکنم دوباره به زندگی برگردم، اما خبری تلخ، رشتهی امیدم را پاره میکند... انگار مرگ، هنوز در کوچههای این سرزمین قدم میزند. "
من پول میخواهم وقتی پول داشته باشم آنوقت یک آدم متشخص خواهم بود. همین پول کثیف و نفرتانگیز حتی استعدادهای انسان را شکوفا میکند و تا آخر دنیا هم این قاعده پابرجا خواهد بود. - تیکه کتاب/ابله ، داستایوفسکی
اگر به یِک زَن امنیت دادی ، برایَت وَطن خواهَد شُد.
آری ،چنان که بخواهیم خود را توصیف کنیم تفسیری عمیق در پس پرده مان نهفته است رمز و رموزی درد امیز در ما خفته و حاصلش گلوله بغضی هایی ست که در گلویمان نقش بسته اند صورتک ها .... نه واضح تر بگویم نقاب هایی بر رخسارمان کشیده ایم با طرح و نگار لبخند ! اما صد افسوس ک خود نیز با خویش غریبه ایم و با درد آشناتر از خود امید را با تقلا پیوند میدهیم به زیستن و درد و رنج را به تقدیر و سرنوشت ... عجیب است تقدیری که ندید حتی به یک باره رنگ شادی یا دور گردونی که از قضا بر مرادمان نچرخید ... به قلم او✍
без подписи
من اصلا دوقطبی نیستم، من قطبام خیلی بیشتره منو به دوتا محدود نکنید .
صبور بودن خیلی خوبه؟ صبور بودن احمق ترین کار ممکنه واسه ی دختر!
وقتی وطن بیمار میشود؛ آرزو میکنی کاش دردت همان نماندنِ معشوق میماند! چه فراوان ما به رفتگان تعلق داریم... چقدر دردِ عشق در مقابل این درد ناتوان است! وقتی میدانی این خاک عاشقی را به آغوش کشیده` گفتنِ دوست دارم به دیگری هم حتی عذاب وجدان دارد.. چگونه میشود دیگر عاشق شد؟ وقتی میدانی تمام افرادی که برای تو رفته اند دستانی را رها کرده اند... قید بوسه هایی را زدند٫ چقدر عاشقی را بلد بودند! که اینگونه رفتن را انتخاب کردند:)🕊
از خودتان انسانیت بجا بگذارید نه انسان، تولید مثل را هر جانوری بلد است. ✍ : برتراند_راسل
در محیط طوفان زا ماهرآنه در جـنگ است ناخدای استبـداد با خـدای آزادی! فرخی یزدی
без подписи
من پیش از آنکه تیشه بیاری، شکستهام دیگر چه حاجت است که ویرانترم کنی؟!
من آدمی نیستم که بتونم به بقیه آسیب بزنم,به جاش به خودم آسیب میزنم.
به درجهای رسیدم که اسم ایران و وطن میاد مثل ابر بهار اشک میریزم..
بزرگترین جنایت این سرزمین ؛ عادی شدن رنج است ... صادق هدایت
خواهم که غزل گویم.. اما مگر دردم با غزل آرام میشود! دردم وسعتی دارد به وسعت غمِ وطن! کدام کلمات این غم جانسوز را وصف میکنند؟! آیا درد این آباده ای که ویران کرده اند را میتوان با غزل وصف کرد؟!🍂