- Последний пост
- 7 янв.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کلمات در اذهان بی فکر، چنان بی پروا تازیانه می زند، که گویی یکه تاز میدان است. اما آیا در اصطکاک با نورونها، آزرده به دهان بر می گردند؟؟ http://t.me/ardeshiriyan
گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد، یا کاری کن که قابل نوشتن باشد... بنجامین فرانکلین http://t.me/ardeshiriyan
نقش فاحشه ها در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نقش روسپی های شهر نو در کودتای۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ماهنامه نسیم بیداری در شماره نوروزی خود به ارتباط دوتن از گردانندگان و روسپیان شهر نو با کودتای ۲۸ مرداد اشاره کرده است: سکینه قاسمی ملقب به پری بلنده یکی از روسپیان و مدیران شهر نو بود،که بعد از انقلاب اسلامی دستگیر و در ۲۱ تیر ۱۳۵۸ به جرم فساد فی العرض اعدام شد،در مورد زندگی وی و نحوه محاکمه اش اطلاعات چندانی در دسترس نیست.ولی این زن یکی از هوادران سرسخت سلطنت بود که با مقامات دارای ارتباطاتی بوده است و یک باند مافیایی برای اغوای زنان و دختران و تبدیل کردن آنها به روسپیان شهر نو دایر کرده بوده است که ظاهرا بخاطر ارتباطات پری بلنده و نقش وی در بسیج کردن اوباش در کودتای ۲۸ مرداد بدون هیچ ممانعتی به کار خود ادامه می داده است و تا آنجایی معروف شده بود که گفته می شود وارد ادبیات ایران نیز شده است،در این شماره نسیم بیداری نوشته شده است : کودتای ۲۸ مرداد نتیجه اتحاد لات و فاحشه بود. در کنار شعبون بی مخ و طیب حاج رضایی، شهر نویی ها هم بودند که توانستند جماعتی را با خود همراه کنند تا خیابان های خالی قلب پایتخت را در عرض چندین ساعت بگیرند. سکینه قاسمی یا همان پری بلنده یکی از سرکردگان این عده بود و از خانم رئیس های ثرتمند شهر نوبود. او زن لاغر و سبزه رویی بود که در خیابان اول قلعه شهر نو دو خانه بسیار بزرگ داشت و با مقامات بالای کشور صمییمیتی به هم رسانده و حتی با آنان رفت و آمدمی کرد.یک اتوموبیل شورلت (مدل ایمپالا)سفید رنگ داشت که هر روز صبح راننده اش او را به شهر نو می آورد و شبها هم پس از کار روزانه با همان اتوموبیل به خانه اش ی رفت. او نیز مثل شعبون، ارتباط خوبی با برخی از رجال وقت داشت.ولی شانس شعبون را نداشت و بعد از انقلاب گیر افتاد و به جرم (یک عمر فحشا و خرید و فروش دختران خرد سال و زنان گول خورده و اغفال شده و دایر کردن مراکز فحشا و عشرت کده های مختلف که موجب انحراف نسل جوان این مملکت شده بود، مفسد فی العرض شناخته و به اعدام محکوم شد.) ملکه اعتضادی یکی دیگر از مدیران شهر نو بود که گفته می شود در یک خانواده مرفه به دنیا آمد و در قبل از کودتای ۲۸ مرداد در توطئه های شاه و درباریانش بر علیه دکتر مصدق شرکت داشت و در روز کودتا نیز سوار بر یک تانک در خیابان های تهران حضور داشت، گفته می شود این زن معشوقه افسران اسم و رسم دار ارتش شاه از جمله سروان خسروانی بود و بعدها نیز به دلیل مشارکت در کودتای ۲۸مرداد در نزدیکی منزل مصدق که در حمله به آن شرکت داشت به وی چندصد متر زمین اعطا شد. همچنین وی یکی از سهامداران بانک ایران و ژاپن شد و پیش از انقلاب به اسرائیل رفت و تا کمی قبل زنده بود. همچنین شایعاتی مبنی بر همکار وی با اشرف در قاچاق مواد مخدر بر سر زبان ها بود. هنگامی که مصدق باشور وهیجان از خدمات صادقانهاش به مردم و مملکت سخن میگفت و دستهای مرتعشش را حرکت میداد، ملکه اعتضادی که در ردیف تماشاچیان نشسته بود از جا برخاست و با صدایی بلند، رو به دکتر مصدق گفت: یک پیرمرد سیاسی که مملکت را به پرتگاه سقوط کشانده، نباید در دادگاهی که به خیانتهای او رسیدگی میکند، بترسد و بلرزد. دکتر مصدق، رو به عقب برگرداند و گویندۀ این جملات را شناخت و گفت: خانم! منارجنبان اصفهان، قرنهاست میلرزد و هنوز پابرجاست. از این پاسخ صریح و ابهامدار، اکثر حضار، حتی رئیس و منشیهای دادگاه نیز به خنده افتادند و «خانم ملکه» با سرافکندگی بسیار در جایش نشست و پس از لحظاتی دیگر سالن دادگاه را ترک کرد. در نسیم بیداری نوشته شده است :یکی دیگر از بزرگان شهر نو ملکه اعتضادی بود.او نیز مانند دیگر خانم رئیس های شهر نو برای کودتا کم نگذاشت و دسختوش این تلاشها،گرفتن زمین هایی در همان منطقه اطراف شهر نو بود،به طوری که همه این زمین ها به خانه های محل کسب و کار و نجیب خانه ها اختصاص یافت و وسعت شهر نو بزرگتر شد.ملکه اعتضادی زنی بود زیبا و معشوقه افسران اسم و رسم دار ارتش بود.او پیش از انقلاب از ایران گریخت و در اسرائیل مقیم شد. پروین غفاری :دختر میزا حسن غفاری همدانی یکی از کارمندان مجلس شورای ملی بود،شایعات بسیاری مبنی بر اینکه او معشوقه شاه است بر سر زبان ها بود وی کتابی نیز تحت عنوان تا سیاهی در باره روابط خود با شاه نوشت که این کتاب همانند خاطرات فردوست توسط سلطنت طلبها رد شده است.گفته می شود که پروین غفاری یکی از عوامل اصلی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲بود. منابع : شهرنو «خشت و گلیكه ويران شد» ماهنامه نسیم بیداری شماره56
#نامه_بدون_نقطه_زمان_قاجار این نامه در زمان ناصرالدین شاه، مرحوم میرزا محمد الویری" به مرحوم احمدخان امیر حسینی سیف الممالک فرمانده فوج قاهر خلج نوشته که شروع تا پایان نامه از حروف بی نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهکارهای ادب زبان پارسی به شمار می آید. انگیزه نامه و موضوع آن کمی در آمد و کثرت عائله و تنگی معیشت بوده است. سر سلسله امرا را کردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در کلک و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملک الملوک کلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در کل ممالک محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در کلک عماد دومم درعالم، درعلم وحکم مسلم کل امم سرسلسله اهل کمالم اما کوطالع کامکار و کو مرد کرم؟... دلمرده آلام دهرم. کوه کوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علی الدوام در ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس که مداح که گردم و کرا واسطه کار آرم که مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد. مکرر داد کمال دادم و در هر مورد مدح معرکه ها کردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مکالمه و کررا سامعه و کور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محک ادراک آورده احساس مس کردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام کالحمار محمود و مسرور ... لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال که کارهای همه عکس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد کل معرکه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد. عالم و عام لام و کرام، صالح و طالح، صادر و وارد، کودک و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر کس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و کاک، سرکه و ساک، کره و عسل، سمک و حمل، گرمک و کاهو، دلمه و کوکو، امرود و آلو، الی کلم کدو، همه در راه، مکر دعاگو که در کل محرومم و در حکم کاالمعدوم. اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر کرم سر کار اعلی که سرالولد و سرالوالد در او طلوع کرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و کامها روا گردد.... http://t.me/ardeshiriyan
مظفرالدین شاه در نوجوانی http://t.me/ardeshiriyan
قديمى ترين نقشه ايران كه با دقت و درستى در سال 1747 توسط امانوئل بون آمريكايى ترسيم شد... http://t.me/ardeshiriyan
من در آنوقت جنب بودم و قسم من ارزشی نداشته است! – 1325 ه.ق. پس از آنکه محمدعلیشاه مجلس و مشروطیت را با آن وضع ستمكارانه از میان برد و رهبران مشروطیت را کشت، عضدالملک رئیس ایل قاجار از او سؤال کرده بود که شما در مجلس دو دفعه قسم یاد کردید چگونه برخلاف قسم و عهد و پیمان خود رفتار نمودید، آن مرد نانجیب و ناپاک که نه فقط ملت خود را فریب میداد بلکه خدا را هم بخیال خودش گول زده بود با بیشرمی و وقاحت هر چه تمامتر جواب داده بود، من در آنوقت جنب بودم و قسم من ارزشی نداشته، عضدالملک میگوید اگر نجس بودی چگونه برخلاف نص صریح قرآن که میفرماید لايمسحو الامطهرون قرآن را لمس کردی و به کلام خدا قسم خوردی! (ملکزاده، 1383، ج3: 551) مأخذ: ملکزاده، مهدی. 1383. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. تهران: انتشارات سخن. http://t.me/ardeshiriyan
کرمانشاه در گذر تاریخ http://t.me/ardeshiriyan
ایران قدیم این نقشه ایرانه قبل از اینکه ۵ تا معاهده برای همیشه مرزهاش رو تغییر بدن اولین معاهدات گلستان و ترکمانچای بودن که تا سال ۱۸۲۸ میلادی باعث جدایی مناطق وسیعی مثل آذربایجان، گرجستان و ارمنستان از ایران شدن در سال ۱۸۵۷ میلادی معاهده پاریس رخ داد که باعث جدایی بخش هایی مثل افغانستان و هرات شد همچنین توی سال ۱۸۷۲ میلادی بر اساس معاهده گلداسمیت ایران بخش وسیعی از پاکستان امروزی رو از دست داد تا اینکه در نهایت در سال ۱۸۸۱ میلادی معاهده آخال به وقوع پیوست و باعث جدایی ترکمنستان و بخش هایی از روسیه امروزی از خاک ایران شد. http://t.me/ardeshiriyan
بخشنامه محمد بهمنبیگی برای ممنوع کردن تنبیه بدنی در مدارس عشایری، ۱۹ فروردین ۱۳۵۴. #مستند تاریخی هر نوع تنبیه بدنی بهر دلیلی که باشد اکیدا ممنوع است ، معلمی که حتی یکبار مرتکب تنبیه بدنی باشد بفرض که از نظر درسی مدرسه را بسطح عالی برساند معلم نیست . #تاریخ #مستند http://t.me/ardeshiriyan
برادران خان سردار از هسته اصلی اولین تیم ملی تاریخ فوتبال ایران در سال 1305. حسین علی خان سردار و احمدعلی خان سردار دو تن از بازیکنانی بودند که در قفقاز و در اولین بازی تیم ملی در سال 1305 به میدان رفتند http://t.me/ardeshiriyan
فیلمی جذاب از سفر احمد شاه قاجار به انگلستان http://t.me/ardeshiriyan
۲۹ امرداد سالروز درگذشت #میرزا_محمدرضا_کلهر پدر و ابداع کننده رسم الخط زیبای نستعلیق در هنر نوشتاری ایران می باشد. ( زاده سال ۱۲۰۷ کرمانشاه - - درگذشته ۲۹ امرداد ۱۲۷۱ تهران ) #کلهور #کلهر #که لهور #کرمانشاه http://t.me/ardeshiriyan
ویدیو رنگی شده از تهران، دوران جنگ جهانی دوم http://t.me/ardeshiriyan
کریم سلیمانی (۱۳۳۶-۱۴۰۴): در سوگ یک «آدم خوب» هیچ کس به نبودن کریم سلیمانی فکر نمیکرد، شاید چون در باور کسی نمیگنجید که آن همه نجابت، شرافت و انسانیت مردنی باشد و خاک، با همه سردی و بیرحمیش، تاب در کام کشیدن یکجای همه آنها را داشته باشد. کمتر کسی چون او را میشد یافت که آب و گلش را از جمیع فضایل اخلاقی و خصائل نیک انسانی سرشته باشند و هیچ صفت نیکی را فرو نگذارده باشند؛ تصویری مینیاتوری و رنگارنگ از سلامت نفس و کمال انسانیت. نام کوچکش مطلع قصیدهای بلند در شرح صفای باطن، خلوص بیمنتها و پاکی بیکران یک نفس زکیه بود. دریایی از آرامش و وقار بود که با امواج نرم اعتدالش صخرههای کبر و خامی دانشجویان را به نرمی صیقل میداد و به آنان تساهل، گفت و گو، تعادل و آزادگی را میآموخت. کریم سلیمانی بسیار کمتر از آنچه خوانده و پژوهیده بود نوشت، و شاید هم نوشت و منتشر نکرد. دریغا خاموشی زودهنگام شمع جان زیبایی چون او.
هشت هزار قسم،خورده و نخورده محمدتقی خان بافقی حاکم یزد در اواخر دوره افشاریه و تمام دوران زندیه و اوایل حکومت قاجارها بوده است. وی بیش از پنج دهه حاکم یزد ماند. در دوره کریمخان زند، مردم یزد از محمدتقی خان بافقی نزد کریمخان شکایت بردند که این خان، بیش از چهل هزار تومان به زور و ستم و بیحساب و بیدلیل از ما ستانده است. کریمخان، محمدتقی را به شیراز فراخواند. خان به ناچار راهی شیراز شد و در حضور کریمخان همه ادعای شاکیان را انکار کرد. کریمخان دعوی بین محمدتقی خان و شاکیان را به محکمه شرع فرستاد و آن محکمه از شاکیان خواست تا برای اثبات ادعایشان سند ارائه کنند. عدهای از شاکیان با اسنادی به محضر شرع رفته و مبلغ پانزده هزار تومان پول که محمدتقی خان به زور از شاکیان گرفته بود، اثبات شد و خان به ناچار با زور دگنک آن را پرداخت اما بیستوپنج هزار تومان مابقی را منکر شد و بقیه شاکیان هم نتوانستند سند و شاهدی بیاورند. در نتیجه حکام شرع، در خصوص مابقی مال، خان را مکلف به ادای سوگند نمودند و چون اشخاص و دعاوی مختلف بودند، طبق دستور شرع، ادای هشت هزار سوگند بر ذمه محمدتقی خان مقرر گردید. محصلین دولتی خان را مجبور به اجرای حکم کردند و او را به شاهچراغ بردند. در آنجا، خان سه روز و سه شب بجای غذا، قَسَم میل فرمودند و از اول صبح تا غروب بجای هر نوع صحبتی، نام خدا را به عنوان قسم یاد کرد و خلاصه بیستوپنج هزار تومان پول مردم را با هشت هزار بار اسم خدا، یکجا خورد و حکم شرع را گردن نهاد. اگر تصور میکنید که محمدتقی خان پس از هشت هزار سوگند دروغ، سنگ شد یا به درد لاعلاجی مبتلا گشت، بهتر است بدانید که اینگونه نیست و وی سالها پس از این اتفاق زنده ماند و زندگی کرد و در نهایت در هشتاد و دو سالگی بر اثر کهولت سن درگذشت. #منبع:کریمخان زند ص 167 و 168 پناهی سمنانی. انتشارات ندا" http://t.me/ardeshiriyan
◇گرما و بیآبی در تهران ۸۰ سال پیش دردسر شد ◇تابستان ۸ دهه پیش هنگامی که ایران در اشغال نیروهای متفقین قرار داشت، اغلب ساکنان محلات تهران دچار کمبود آب شرب بودند. منابع آبی اغلب محلات قدیمی قناتها بودند. بسیاری از قناتهای تهران در این دوران به علت بیتوجهی دچار ریزش دیوارهها شده و نیاز به لایروبی و تعمیر داشتند. محلات تازهساز تهران در این دوران آب شرب خود را از طریق سیستم سیار آب شاهی تامین میکردند و اهالی چشم انتظار حفر چاه عمیق بودند. روزنامه اطلاعات ۳۱ تیر ۱۳۲۳ درخواست آب ۴ محله تهران را منتشر کرد. در حالی که در همان روز گرمای هوای تهران ۴۰ درجه اعلام شده، کمبود آب زندگی پایتخت نشینان را سختتر کرده بود. http://t.me/ardeshiriyan
در دوره، نهضت ملی شدن صنعت نفت ، در سال 1332 محمدعلی توفیق بخاطر نشر مطالبی انتقادی علیه دربار و شاه در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دفتر روزنامه توفیق و خانهاش مورد هجوم واقع و تاراج شد و خودش محکوم زندانی و نخست در قلعه فلک الافلاک خرم آباد زندانی شد و سپس همراه بسیاری از فعالین چپ به جزیره خارک تبعید گردید و پس از یک سال آزاد شد مشروط بر آنکه فعالیت سیاسی نکند. اما نشریه تو فیق به مدت چهار سال و هشت ماه همچنان در توقیف ماند. معروف است یکی از نشریات آنزمان بنام نشریه ایران با طنز خاصی خبر توقیف این نشریه را بدین صورت منتشر کرد « توفیق توی قیف» شد کیو مرث صابری فومنی ناشر نشریه طنز گل آقا بعد از انقلاب، از شاگردان مکتب توفیق بود. http://t.me/ardeshiriyan
حزب خران ۲ خر دبیر که به او کره خر نیز می گفتند، در واقع سردبیر یا همان خردبیر نشریه یا ارگان حزب خران بود. اعضای حزب خران نیز همه متعهد به مرام و مسلک حزب خران و مروج ترویج مسلک و ناشر مرام خریت بود ند و سوگند وفاداری به مسلک خریت می خوردند . توفیق هر از گاهی با انتشار بیانه های خود از سوی حزب خران، انتقادات سیاسی، اجتماعی و سیاسی خود را از زبان این حزب فرضی بیان می کرد. http://t.me/ardeshiriyan
تاسیس حزب خران در کرمانشاه نشریه طنز توفیق در تاریخ مطبوعات ایران، یکی موثر ترین و موفق ترین مطبوعات حرفه ای فکاهی در تمام دوره پنجاه ساله عصر پهلوی بشمار می آمد . سبک نشریه و اندیشه گردانندگان توفیق، نقش زیادی در تربیت نسل های بعدی مطبوعات ایران در حوزه، طنز، کاریکاتور، انتقادات شیرین و دلنشین از اصحاب قدرت و فضای اجتماعی و سیاسی جامعه داشت. توفیق نقش مهمی در جامعه پذیر کردن طنز در جامعه جدی و غیر منعطف ایرانی داشت و قابل بررسی و تعمق است. یکی از معروف ترین فکاهی های روزنامه توفیق آن « تاسیس فرضی حزب خران در کرمانشاه » بود این حزب فرضی که بر اساس یک روایت تاریخی شناخته شده تعریف شده بود که مرکزش در کرمانشاه بود. حزب دارای اساسنامه ای بنام اساسنامه حزب خران بود. دارای نشریه و ارگانی بود که با این شعر مزین شده بود. گاوان و خران بار بردار به ز آدمیان مردم آزار مدیر مسئول نشریه کسی بود بنام کله خر سردبیری نشریه را هم کسی تحت عنوان خر دبیر به عنوان سردبیر حزب خران بر عهده داشت. http://t.me/ardeshiriyan