:.كنترل چى:.
Статистикаاضافه گویی هاى يك ذهن دغدغه مند معمولی لَختی برای تأمل درنگی بر زندگی امیررضا شریعتی ARSH
- Последний пост
- 20 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 61
- 1/48двое суток
- 69
- 1/72трое суток
- 75
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
و بالاخره موضوعی که همیشه مهجور باقی مانده… مطمئنا جلسه ای پربار احساسی و تاثیرگذاری خواهد بود
و بالاخره جلسات موضوعی تک جلسه ای و دغدغه این روزهای ما خوشحال میشم ببینمتون. در صورت تمایل به حضور به بنده پیام بدهید
محمدحسین پویانفر – نوای حسین
mhpooyanfar
◈مراسمعزاداریشبهای دههاول ماه محرمالحرام ۱۴۴۸ ◈از دوشنبه؛ ۲۵ خردادماه۱۴۰۵(شباول محرمالحرام۱۴۴۷) به مدت ده شب (آقایان و بانوان) ▫️سخنران: دکتر علیرضا هَزار ▫️توسل: حاج ناصر قلیپور ▫️ذکر مصیبت و عزاداری: ▫️آقای حاج حمید فارسی ▫️آقای حاج مصطفی انصاری ▫️آقای مهدی نوابی ▫️از دوشنبه ۲۵خرداد/چهارشنبه ۳تیر ▫️زمان: از ساعت ٢٠:١۵ الی ۲۲:۳۰ ▫️تهران؛ خیابان شریعتی، یخچال، کینژاد، اسلامیه غربی، بنبست اسلامیه ❈ لینک پخش مستقیم تصویری: www.aparat.com/monasebat_ha/live 🔹 #اطلاعیه 🏴 @hazaralireza ▪️https://alirezahazar.com
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ 📣 #اعلام_برنامه ⚫️ شبهای دهه اول محرم ۱۴۰۵ از دوشنبه ۲۵ خرداد بمدت ۱۰ شب بعــد از نمـاز مغــرب و عشــاء زیارت عاشورا: حاج حسین ارضی سخنــــــرانی و مقتــــــلخوانـــی: استاد سیدمحمدباقر علوی تهرانی مـداحـــی : حـــاج حســـن خــلــج خیــابــــان کـارگــــــر شـمــــالــی مسجدحضرت امیــر علیهالسلام @Fares_ir
@miimmagazine | مجله هنری ميم
MooD🥲
رویداد تلفیقی روانشناسی-تاریخ با عنوان"تاریخ؛آینه روان" ❇️ ما در اینجا تاریخ و شخصیتها را قضاوت نمی کنیم؛ با انها همذات پنداری می کنیم تا رد پای ترس،خشم،غم،شرم،تردیدها و زخمهای شخصیتهای تاریخی را در روانِ امروزِ خودمان بیابیم.آیا این قصه ی آنهاست یا قصه ی ناتمام ما...؟! ❇️ لطفا جهت حضور در رویداد، ثبت نام خودرا تا روز چهارشنبه اعلام و قطعی بفرمایید.(از طریق شماره های اعلام شده در پوستر در پیام رسانهای بله و تلگرام با ما در ارتباط باشید) 🔰هزینه جهت حضور در جلسه ی صفر و معارفه ی کارگاه با احترام ۲۵۰ هزارتومان
هو العارف امروز، روزِ عرفه و روز نیایش است… روزی که آدمی، بیش از همیشه نجوای درون خودش را میشنود؛ نه آن صدایی که برای دنیا حرف میزند… آن صدایی که نیمهشبها، آرام و بیپناه، درونِ سینه میلرزد و میگوید: «خدایا…من هنوز خودم را کامل بلد نیستم و نمیشناسم…» عرفه، فقط چند خط دعا نیست؛ یک مواجهه است… مواجههی انسان با تمامِ احساسها و احوالی است که سالها از آنها فرار کرده است. گاهی با #شرم… شرمِ از رو به رو شدن با خودِ واقعیمان. از زخمهایی که پنهان کردیم، از بغضهایی که نگفتیم، از جاهایی که وانمود کردیم قویایم، اما درونمان فرو ریخته بود. و عجیب است که خدا، در عرفه، انسانِ بینقاب را بیشتر دوست دارد… گاهی با #ترس… ترسِ از دست دادن، ترسِ دوستداشتنی نبودن، ترسِ جا ماندن از زندگی، و حتی ترسِ روبهرو شدن با حقیقتِ خویش. اما دعای عرفه، نجواى انسانیست که یاد گرفته میانِ ترسهایش هم دستِ خدا را گم نکند. گاهی با #غم… غمِ فاصلهها، غمِ خستگیِ روح، غمِ تمامِ «ایکاش»هایی که روی قلبمان ماندهاند. و چه لحظات نابی است زمانی که امام حسین علیهالسلام، در عرفه، به ما یاد میدهد که غم، اگر آگاهانه دیده شود، میتواند دروازهی نزدیکی به خدا باشد، نه زندانِ انسان. گاهی با خشم… خشمی که سالها در سکوت جمع شده؛ از نادیده گرفته شدن، از نفهمیده شدن، از سکوت خودمان… اما عرفه، روزِ جنگیدن و سرزنشگری با احساسها نیست؛ روزِ در آغوش گرفتنِ آنهاست. روزیست که انسان میفهمد هیچ احساسی دشمنِ او نیست، اگر با #آگاهی دیده شود به قرار میرسد. و در نهایت اصل احساسات عرفه… عشق. عشقی که زیرِ تمامِ این احساسها زنده مانده است. عشقِ بازگشت. عشقِ بندگی. عشقِ اینکه با همهی شکستگیها، باز هم کسی هست که تو را میخواند: «برگرد…» و چه کسی جز حسین علیهالسلام، معنای عشقِ دوطرفه را با خدا در عرفه معنا و زندگی کرد؟ عشقی که تنها از بنده به خدا نبود… از خدا به بنده هم بود. حسین، آنقدر عاشقانه خدا را خواست و هرچه که داد در این عشق داد، که خدا هم برای عشقِ حسین، سنگِ تمام گذاشت. این رابطه، فقط دعا و خواهش نبود؛ عمل و عکسالعملِ عشق بود. حسین دل داد… و خدا، تاریخ را به نام قلب او تپنده نگه داشت. حب حسین در پس ۱۴ قرن معجزه وتوانایی خارق العاده این عشق دو سویه است. برای همین است که در هر مناسبت، در هر مناسبت چه عید و چه روضه و عزا، در ولادت منجی اخر الزمان، تا شب تقدیر سرنوشت (قدر) تا همین فطر و عرفه و در هر سلامی به کربلا، ردّ نگاهِ ویژهی خدا دیده میشود. انگار خدا خودش میخواهد نامِ حسین دائما در کل ایام زنده بماند… و چه زیبا گفتهاند که امروز، در روز عرفه، پیش از نگاه به حاجیانِ صحرای عرفات، نگاهِ رحمتِ خدا به زائرانِ حسین علیهالسلام است… این یعنی عشق، دیده میشود. وفاداری، فراموش نمیشود. و راهِ حسین، هنوز نزدیکترین راهِ رسیدن به قلبِ خداست. امام حسین علیهالسلام، در دعای عرفه، بندهای را تصویر میکند که از خدا چیزی جدا از خدا نمیخواهد. این اوجِ آگاهیست… اوجِ تسلیمِ عاشقانه. بندگیای که از ترسِ جهنم نیست، از شوقِ وصل است. و شاید معنای عمیقِ خودآگاهی همین باشد؛ اینکه انسان، با تمامِ احساسهایش، با شرمش، ترسش، غمش، خشمش شادی و عشقش، روبهروی خدا بایستد و دیگر نقش بازی نکند… فلسفه کارگاهِ واقعیِ ۳۶۰ درجه زندگانی و تاریخ ، همینجاست؛ در لحظهای که انسان، تمام زوایای خودش را #کامل با عنایت خدا میبیند، قضاوت و سرزنش نمیکند، فرار نمیکند، و اجازه میدهد نورِ آگاهی، آرامآرام، تمامِ تاریکیهای درونش را لمس کند. #کلام_اخر: امروز اگر دعایی هست، شاید این باشد: خدایا… ما را از خودمان پنهان نکن. کمکمان کن احساسهایمان را بفهمیم، نه سرکوب و سرزنش گری کنیم. کمکمان کن مثل عاشق و معشوقت، #سیدالشهدا علیه السلام، در اوجِ درد و غم و سختی طاقت فرسای جسمانی و روحانی عاشورا، در نهایت عشق و وفاداری به تو بمانیم… و بندگی را نه از روی عادت، بلکه از روی شناخت، آگاهی و دلدادگی و قرار زندگی کنیم.
видео или голосовое, без подписи
- جـان بــی قـرار - • سجـاد افشـاریـان • اثری از مجله اغما @EGHMAA
MOOD🥀
علیرضا عصار 🎧 𝐉𝐎𝐈𝐍➣ @IranMusic94 • ♥️
وطن💔❤️🩹
راستشو بگم؟ هیچ وقت توی زندگیم انقدر به مرگ فکر نکردم. من این جان و عمر که گرانبها ترین هستی ام برایم بود را فهمیدم تا قبل از اینکه ایران به ویرانه تبدیل بشه میخوام. توی دنیایی که خودش توی کتابش گفته خوشی و راحتی نیست توی دنیایی که #علی سر در چاه میکرد و از غربتش میگریست پس من هم ترجیحم اینه به جای ۳۰-۴۰ سال عمر بیشتر تا ته این بازی رو همینجا برم… • اره سالها بود با ایران و میهن و وطن غریبه شده بودم اما حالا میفهمم همه انتخاب های ادمیزاد برای تقدیر و سرنوشت زندگی اش فقط بستگی به چند لحظه و احساس همون لحظه اش داره … • #ای_دریغ از تو که ویران بینمت بیشه را خالی ز #شیران بینمت خاک تو گر نیست #جان من مباد زنده در این بوم و بر یک تن مباد
#تحلیل صرفا نظر شخصی🙏🏻 • همونطور که دیروز در پیام ریپلای شده هم گفتم فعال شدن مستمر ظریف را باید در راستای هماهنگی و خواسته حاکمیت دید و اگر اینطور نباشد قطعا برخورد تندی با ظریف میشد... • مقاله ای که در فارین افرز هم نوشته بیشتر از اینکه کارکرد داخلی و برای مخاطب ایرانی داشته باشه یک سیگنال مذاکره برای نخبگان غربی و امریکایی و سیاستمداران و سناتور ها و نمایندگان کنگره است. درعین حال داخل ایران به خصوص توییتر نگاه های حتی فعالان رسانه ای اصلاح طلب حامی دولت( به مانند پسر اهنگران یا اکانت حسین قتیب که سابقا طرفدار توافق بود و اکانت مهم و جریان سازی هست) به طرز عجیبی علیه ظریف و مقاله مذاکره و پایان جنگ هست. باید توجه داشت اکنون سیاستمدارانی که بتوانند هم از دستاورد های ایران در جنگ مراقبت و محافظت کنند (که برجسته ترینش بستن تنگه هرمز بوده و در ادامه هم باید اعمال رژیم حقوقی جدیدی بر تنگه اعمال شود به طوری که ایران حق آب راه به مانند کانال سوئز از نفتکش ها بگیرد) ودر عین حال باید تا زمانی که ایران دست بالا را درجنگدارد (حداقل به خاطر تنگه هرمز ،بالا رفتن قیمت سوخت و نفت ، نزدیک شدن انتخابات میان دوره ای کنگره و فشار هایی که بر ترامپ افزایش یافته) وارد پیمان عدم تعرض دائمی شود و تمامی تحریم ها در ازای کاهش غنی سازی به ۳/۶۷ به مانند برجام با (بند غروب) یا ایجاد کنسرسیوم بدون اشاره به موشکی و نیابتی ها کار را جلو ببرد. نکته سخت ماجرا این است از یک جایی به بعد که جهان و همسایگان فشار بیاورند وایران پای میز نیاید، کم کم نقش متجاوز و مقصر برای دنیا تغییر میکند. • ذکر این نکته ضروری است که حتی قشر خاکستری جامعه هم این روزها طرفدار جنگ و مقاومت و حماسه سرایی شده اند. بنابر این برای باز شدن این گره اقای مجتبی خامنه ای به مانند اقای خمینی در سال ۶۷ باید بیانیه ای صادر کند و جامعه متدین و حامیان خودش را اماده و همراه کند. به نظر میرسد به جز این مسیر امریکا و اسراییل حتی ترک جنگ کنند تا ۲ الی ۴ هفته دیگر، برای بار سوم تعرض جنگی خواهند کرد اینبار خونین تر...
#تحلیل صرفا فقط نظر شخصی بعد از ترور لاریجانی و کمال خرازی • • ظریف طی ۳ روز اخیر بسیار فعال شده و بر خلاف یک ماه اول جنگ که به جز پیام تسلیت شهادت رهبری و تبریک سال نو سکوت کامل کرده بود طی ۴۸ ساعت اخیر دیپلماسی توییتری رو شروع کرده و داره جواب امریکایی ها رو میده و نقش علی لاریجانی در ۲۰ روز اول را دارد ایفا میکند. احتمالا در پشت پرده از او خواسته شده فعال شود ولو در حد پاسخگویی توییتری. ظریف کسی نیست که سر خود بخواهد از توییتر به عنوان سلاح دیپلماسی استفاده کند. موقعی که ظریف از صحنه سیاست دور هست از اشعار گله مندانه ی سعدی یا اشعار حماسی فردوسی استفاده میکند. اما به محض اینکه تفویض اختیاری به او داده شود کاملا رسمیت پیدا میکند توییت ها و زبان توییت ها دیپلماتیک میشود در فعال شدن ظریف طی ۴۸ ساعت اخیر و پیام دیروز حسن روحانی نشانه هایی است یا اولوالابصار
پست اینستا… با متنی که در پس این ویدیو میاید تماما احوال من است. اگر من پراکنده گویی میکند و متشتت هست این حال منه
هوالشاهد “گرگ بارون دیده ی عاشق” • می ترسم از خودم از شباهتم به گرگ از جای خالی قلبی که برای زندگی می تپید درذهنم از جوانی بر باده رفته ام بیشتر و بیگانگی ام با مشت گره کرده ای که از جیب بیرون می کشم بدهی ام به مرگ کمتر از مطالباتم از توسعه وجامعه مدنی ست خشم غریبی دارم ته جیبم شبها با درد اشک و آه معاشرت می کنم روز با جامعه بشری که بنیادش بر باد رفته گرگم را هرصبح به تخت می بندم هنوز می ترسم روزی میان سینه ام مخفی شود با من به خیابان بیاید بیشتر از آن،می ترسم از سگ های هار بی وفای این شهر که فرزند این خاک را به بند می کشند می ترسم از دست نوشته هایم که به اندازه تار موهایم سپید می نویسم اما قلبم مچاله وسیاه است کافی ست میدان دیدم را پر از تیله چشمانت کنی پس گیسوی پریشانت شبیه این ماتمکده نیست زیبا نیست جای آنکه قلمم در دست انسانی باشد به شوق وصال هرشب انگشتانم را تیز کنم زیبا نیست جای انکه انگشت اشاره ام کنار انگشتهای دیگرم زلف پریشانت را نوازش کند فردا از انگشتان دیگرم بخواهد جمع شوند و شستم مگسک نشانه گیری اش باشد زیبا نیست چشمم به انگشت اشاره ام بیفتد ناگهان پرت شوم میان خیابان: و کابوس امید فراوان دوم خرداد خاتمی خاتمی حمایتت می کنیم و مرگ امیدم فلاش بک بومب! هجده تیر کوی دانشگاه تا فریاد دوباره چند جامهی سیاه فاصله است فلاش بک بومب! کودکی سر چهارراه اضطرار داد می زند: آخرین سنگر سقوطه و اندکی بعد گرگی، درون من نوجوانی ام را می خورد فلاش بک بومب وسط امید سبزمان! ۸۸،۹۸،۴۰۱ جنگ و حالا… فروردین اردیبهشت گلوله تیر مرداد گلوله در تقویم ما هر بار ماه ای، ماهی قرمز می شود فلاش بک بومب به کل جوانی مان! دی -شما را موج انفجار گرفته است آقا! -سنم به جنگ نمی رسد دکتر! و کاش یک تو صدایم کنی آرام ترس برم دارد گلوله در رفته باشد بگردم دنبال جای زخم ام در سینه ات در هم خیره شویم ببینم ناامیدتری ببینی مردمک ترسناک گرگ درونم را بگیری سرم را روی سینه ات آرام شرط کنم دوباره با خودم پای خیابان را بیرون می کشم از این تخت: “مرا موج موهایت بگیرد ای کاش پای دریا و رود باز شود در من کاری بکن داریم قطره قطره آب می شویم” زیباست سرم را روی سینه ات می گیری هنوز زیبا نیست روز، تو هم تمام این فجایع را دیده باشی مشتت را گره کرده باشی ترسیده باشی از این شهر و خشم در کف دستهایت بخواهی شبت را روی شانه من بگذاری و نوازشش کنم ترس برم دارد چشمم به انگشتهایم بیفتد پرت شوم میان گلوله ها و داد های خیابان به خودم بیایم صدایم نکرده باشی و خودت را از این بند رها کرده باشی...