ᎯᏒᎿ🎨
Статистикаتسلیم شدن قبل از نجنگیدن یعنی مرگ خاموش لینک ناشناس من 🪐 https://t.me/BitChatsBot?start=sec-icecgdfjae
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 5
- 1/48двое суток
- 5
- 1/72трое суток
- 6
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آدم یه شب به خودش میاد، میبینه چقدر حیف شده.
هدیه خاص ک یک جا همش جمع شده
زنده باد تمامِ نرسیدنهایی که بعدها فهمیدم خودِ «معجزه» بودند.
وسایل علاقه من
" تو " همون آدمی هستی که وقتی کنارمی، دنیا برام بهشتی میشه؛ هیچ چیزی مثل بودن با تو نمیتونه احساس خوب بهم بده. همهچی با تو قشنگتره، حتی روزهای سخت، چون میدونم همیشه کنارم هستی و هیچ چیزی نمیتونه این حس رو ازم بگیره.
وقتی ازم میپرسن بزرگترین ترست چیه، نمیتونم بگم اینکه صدمو بزارم برای یکی و از همچی بزنم واسش ولی تهش هیچی ب هیچی،پس فقط میگم تاریکی.
در پردهی دل فقط خیال تو رقص کند. - مولانا
یه وقتایی لازمه حستونو فراموش کنین و لیاقتتون رو به یاد بیارین.
روز دوشنبه رندترین تاریخ امسال رو داریم (۰۵/۰۵/۰۵)، اگه میخواید نامزد کنید، رل بزنید، زن بگیرید یا به کسی پیشنهاد بدید از الان میتونید کارای اداریشو انجام بدید.
از اولین روزی که دیدمت قشنگترین اتفاق زندگیم رخ داد هیچوقت فکرشو نمیکردم هر روز بیشتر از دیروز عاشقت بشم.
تیریترین تیرماه تموم شد.
تو اونی نيستی كه بگم اين نشد يكى ديگه، با تو بايد بشه؛ يا با تو ميشه يا هیچوقت با كس ديگه نمیخوام بشه.
هوا انگاری پاییز شده
با کسی باشید که خودش بخواد مال شما باشه خودش بخواد فقط شما یک نفر توی زندگیش باشید خودش همه اضافه های دورش رو جمع کنه اینکه بخوای یه نفر رو از چنگ بقیه در بیاری، مفت نمی ارزه.
در من زخمیست که دیگر درمانش از عهده زمان هم خارج است.
مى دونى چقدر نادره كسى رو پيدا كنى كه حتى براى يك لحظه كوتاه، دنيا رو دقيقاً مثل تو ببينه؟ خوشحالم که دارمت.
این دنیا یه کنسرت تتلو به هممون بدهکار موند :))) ✔️•𝘮𝘶𝘻𝘪𝘬𝘢𝘮
بسه دیگه دلم زود تاریک شدن و هوای ابری و بارون و بوت و سرما و هودی و قهوه گرم میخواد.
احساس میکنم یه چیزی توی دلم هست که نمیتونم کامل براش اسم پیدا کنم، نه کاملاً غمه، نه کاملاً آرامش، یه حس مبهمه که بعضی روزها سنگینتر میشه و بعضی روزها فقط گوشهای از ذهنم میشینه. احساس میکنم خیلی چیزها رو تحمل کردم بدون اینکه دربارشون حرف بزنم، خیلی مسیرها رو رفتم بدون اینکه مطمئن باشم به کجا میرسم و با این حال هنوز یه جایی درونم هست که نمیخواد دست از ادامه دادن بکشه، همون جایی که با وجود تمام خستگیها هنوز آروم زیر لب میگه شاید فردا کمی بهتر باشه.
دریا و غروبش