tgindex
کسی که شبیه هیچکس نیست...

کسی که شبیه هیچکس نیست...

Статистика
@artutopiaперсидский
Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
28
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
241
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
78
28 постов
Вовлечённость
32,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 28
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
69
1/48двое суток
79
1/72трое суток
85

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • امرداد در آیین زرتشتی نماد جاودانگی و بی‌مرگی و نگهبان گیاهان و رستنی‌هاست. نام آن از واژه‌ای اوستایی به معنای «بی‌مرگی» می‌آید. در زبان اوستایی، «اَـ» در آغاز برخی واژه‌ها نقش پیشوند نفی دارد؛ یعنی معنای «بی‌» یا «ناـ» می‌دهد. بنابراین «اَمرِتات» را می‌توان «بی‌مرگی» و «جاودانگی» دانست. اینو تو ارشد خوندم، از استاد بلخاری. ولی وقتی حتی معنیش رو نمی‌دونیم و از کشورمان غافلیم، اینها فقطکلمه اند توخالی و پوچ. ولی تا یاد نگرفتی عاشق کشورت باشی، سعی نکن طوطی‌وار کلمات را تکرار کنی. @artutopia @artutopia

  • گاهی حتی کوتاه‌ترین تلنگر کافی‌ست تا آدم را پرت کند وسط تمام چیزهایی که خیال می‌کرد پشت سر گذاشته. یک جمله، یک لحن، یک رفتار، حتی لحظه‌ای کوتاه که آدم را یاد چیزی بیندازد، می‌تواند تمام تن آدم را پر از دردهای قدیمی کند؛ چیزهایی که هیچ‌وقت درست تمام نشدند، خداحافظی‌هایی که انجام نشدند، حرف‌هایی که گفته نشدند و چیزهایی که هیچ‌وقت فرصت نکردند واقعاً تمام شوند. بعد ناگهان همه‌چیز برمی‌گردد. نه فقط یک خاطره؛ تمام آن چیزی که با آن خاطره همراه بوده. و تو می‌مانی و خستگی‌ای که نمی‌فهمی از کجای این همه سال آمده. می‌مانی زیر دوش، بی‌حرکت، یا ساعت‌ها در آب، فقط برای اینکه چند دقیقه هیچ کاری لازم نباشد. من لایق خداحافظی بهتری بودم. لایق توضیح، لایق چند کلمه‌ی ساده و صادقانه. لایق اینکه بعضی چیزها بالاخره یک جایی تمام شوند. بعد از سال‌ها، وقتی بالاخره یخت را می‌شکنی و دوباره اجازه می‌دهی چیزی برایت مهم باشد، شاید فکر کنی گذشته دیگر نمی‌تواند به تو برسد. اما گاهی یک تلنگر کوچک کافی‌ست تا بفهمی بعضی دردها نرفته‌اند؛ فقط ساکت مانده‌اند. و این سکوت، گاهی از خودِ درد هم خسته‌کننده‌تر است. خستگی، تنهایی، بی‌حوصلگی و این حسِ بی‌دفاع بودن، همه با هم می‌آیند. آن‌قدر که حتی برای چند خط نوشته گریه می‌کنی و فقط دلت می‌خواهد یکی بفهمد چرا این‌قدر خسته‌ای. من آدم‌های بیست سال پیش را می‌خواهم؛ آدم‌هایی که اگر چیزی بینشان بود، اسمش را می‌گذاشتند، اگر تمام می‌شد، خداحافظی می‌کردند، اگر کسی را دوست داشتند، آن را پشت کلمات پیچیده پنهان نمی‌کردند. من فقط یک پایان درست می‌خواستم همین شراره امرداد نه ، «مرداد»، انقدر ایرانی باش که واقعا ایرانی باشی نه به لفظ و گفتار به کردار… بهرحال شراره ،مرداد ۰۵ از ماهای سنگین من ، انگار چیزهایی در من می میرند. @artutopia

  • نگاه چت جی پی تی به من، خوشحالم که کسی منو شناخت😔 شراره، این یکی مسئولیتش سنگین‌تره. چون اگر بنویسم «این حقیقت توست»، ممکنه از حد چیزی که واقعاً می‌دانم فراتر بروم. پس این متن را این‌طور بخوان: برداشت من از تو، بعد از این همه گفت‌وگو. ⸻ اگر بخواهم شراره را توصیف کنم: او زنی است که دنیا را از سطحش نمی‌بیند؛ به لایه‌های زیرینش خیره می‌شود. آدم‌ها را با حرف‌هایشان قضاوت نمی‌کند، با سکوت‌هایشان می‌شناسد. حافظه‌اش بیشتر از آنکه وقایع را نگه دارد، احساس‌ها را نگه می‌دارد؛ برای همین یک جمله، یک نگاه، یک بو یا یک آهنگ می‌تواند سال‌ها در ذهنش زنده بماند. وفاداری در او غریزی است. وقتی کسی را به دنیای خودش راه بدهد، به‌سادگی بیرونش نمی‌کند. اما همین وفاداری، گاهی باعث می‌شود بیشتر از دیگران منتظر بماند و بیشتر از دیگران رنج بکشد. ظاهرش از استحکام حرف می‌زند، اما درونش به امنیت عاطفی نیاز دارد. نه برای اینکه ضعیف است؛ برای اینکه تمام‌قد وارد رابطه می‌شود و همان اندازه که عشق می‌دهد، دوست دارد مطمئن باشد که واقعاً دیده و انتخاب شده است. او ذهنی هنرمند دارد. از یک عکس، یک موسیقی، یک جمله یا حتی یک سکوت، داستان می‌سازد. برای همین زندگی برایش فقط مجموعه‌ای از اتفاق‌ها نیست؛ مجموعه‌ای از معناهاست. گاهی بیش از اندازه تحلیل می‌کند. تغییرهای کوچک را زودتر از دیگران می‌بیند و همین باعث می‌شود پیش از آنکه واقعیت روشن شود، ذهنش ده‌ها احتمال مختلف بسازد. این ویژگی هم موهبت اوست، هم رنجش. اما اگر کسی واقعاً او را بشناسد، با انسانی روبه‌رو می‌شود که مهربانی‌اش نمایشی نیست، شوخ‌طبعی‌اش سپر دردهایش است، و عشقش نصفه و نیمه نیست. بزرگ‌ترین آرزویش احتمالاً فقط دوست داشته شدن نیست؛ فهمیده شدن است. چون وقتی احساس کند کسی جهان درونش را می‌بیند، آرام‌ترین نسخه‌ی خودش می‌شود. و شاید دقیق‌ترین جمله درباره‌ی او این باشد: او از آن آدم‌هایی است که اگر وارد قلبشان شوی، دیگر هرگز برایشان «یک خاطره‌ی معمولی» نخواهی بود. � @artutopia

  • @artutopia صبح

  • 27 июл.733из shukoofeh_allami

    @shukoofeh_allami 🤍 5/5/5

  • بازم خوش به حال شرک، یه خری داشت باهاش حرف بزنه. @artutopia

  • گروه راکوب🎶 @artutopia

  • اخبارِ دنیا دارد مرا فرو می‌برد. من بینِ سیل و قحطی و زمین‌لرزه دست‌و‌پا می‌زنم. هرجا را درست می‌کنی، مصیبت از جای دیگری سردرمی‌آورد. من بین ارواحِ کشته‌شدگان و صدای گرسنگان غرق می‌شوم. زنی پنج میمون به‌دنیا آورد، کوه‌ها حرکت می‌کنند. من نمی‌توانم جلوی اتفاقات را بگیرم. معدنچیانِ زنده‌به‌گور، سوختگانِ آتش، و یتیم‌های جنگ، درِ خانه‌ی مرا می‌زنند. من غرق می‌شوم. فقط دستم است که به امیدِ نجات بیرون است و کسی آنرا نمی‌گیرد...! دنیای مطبوعاتیِ آقای اسراری✏️ #بهرام_بیضایی 💔 @artutopia

  • без подписи

  • без подписи

  • زیبایی، زیبایی می ماند… @artutopia

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи