tgindex
آروا
@arva_ttперсидский

#میم آب کم‌ جو؛ تشنگی آور به‌دست! کپی مطالب بدون ذکر نامِ کانال هم، آزاد!

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
114
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
172
23 постов
Вовлечённость
150,9%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
26
1/48двое суток
29
1/72трое суток
32

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • «جهان در آرامش است، ذهن در تنش است.»

  • گَر مِی‌فُروش، حاجَتِ رِنْدان رَوا کُنَد ایزَد، گُنَه بِبَخْشَد و دَفْعِ بَلا کُنَد ساقی، به جامِ عَدْل بِدِه بادِه! تا گِدا غِیْرَت نَیاوَرَد، کِه جَهان پُر‌بَلا کُنَد حَقّا کَز این غَمان بِرِسَد مُژْدِهٔ اَمان گَر سالِکی، بِه عَهْدِ اَمانَت، وَفا کند گر رَنْج، پیشَت آیَد و گَر راحَت، ای حکیم! نِسْبَت مَکُن بِه غِیْر! کِه این‌ها خُدا کُنَد دَر کارخانِه‌ای که رَهِ عَقْل و فَضْل نیست فَهْمِ ضعیف‌رای‌، فُضولی چِرا کُنَد؟ مُطْرِب بِساز پَرْدِه! کِه کَس، بی‌اَجَل نَمُرْد وان کاو نَه این تَرانِه سُرایَد، خَطا کُنَد ما را که دَرْدِ عِشْق و بَلایِ خُمار کُشْت یا وَصْلِ دوست یا مِیِ صافی، دَوا کُنَد جان رَفْت دَر سَرِ مِی و «حافِظ»، بِه عِشْق سوخت عیسی‌دَمی کُجاست کِه اِحْیایِ ما کُنَد؟

  • ای دل! به کوی عشق گذاری نمی‌کنی اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی بازِ ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را در کار رنگ و بویِ نگاری نمی‌کنی ترسم کز این چمن نبری آستینِ گل کز گلشنش تحملِ خاری نمی‌کنی در آستینِ جان تو صد نافه مدرج است وآن را فدای طرهٔ یاری نمی‌کنی ساغر لطیف و دلکش و مِی، افکنی به خاک واندیشه از بلای خماری نمی‌کنی حافظ برو که بندگیِ پادشاهِ وقت گر جمله می‌کنند، تو باری نمی‌کنی - ای دل دقیقا داری چه غلطی می‌کنی؟

  • این Article تلگرام عجب چیز خفنیه 😍

  • 17 июл.1172из DastKhoun

    بر تواضع‌های دشمن تکیه‌کردن ابلهی‌ست پای‌بوسِ سیل از پا افکنَد دیوار را #غنی_کشمیری

  • استنباط غلط از تاریخ، بخشی از ملت‌بودن است. • ملت چیست؟، ارنست رنان

  • «یک سال حجّ کردم؛ شب عرفه دو فرشته را به خواب دیدم که از آسمان فرود آمدند، با جامه‌های سبز. یکی آن دیگری را گفت: دانی که امسال حج چند کس بودند؟ گفت: «نه» گفت: ششصد هزار بودند. گفت: دانی که حجّ چند کس پذیرفتند؟ گفت: «نه» گفت: حجّ شش کس پذیرفتند. و من از خواب برآمدم، از هول، و از این سخن سخت اندوهگین شدم، و گفتم: من به هیچ‌حال از آن شش‌گانه نباشم. اندر این اندیشه و اندوه به مشعرالحرام رسیدم و در خواب شدم. و هم آن دو فرشته را دیدم که هم آن حدیث با یکدیگر بگفتند. آن‌گاه آن یکی گفت: دانی که حق تعالی امشب چه حکم کرده است میان خلق؟ گفت: «نه» گفت: به هر یکی از آن شش تن صدهزار ببخشید، و همه را در کار آن شش کرد. پس، از خواب بیدار شدم، شادان، و شکر کردم خدای را.» • کیمیای سعادت، غزالی

  • ابرهای آسمانی vs ابرهای شیطانی #لبنان

  • 31 мая1451из H_Salari8

    همیشه یه ترس آروم و در عین حال دلهره‌آور یه گوشه‌ی دلم هست؛ این‌که یه روز زندگی تموم بشه، قبل از این‌که واقعاً فهمیده باشم چه گوهر عجیب و قشنگیه. قبل از این‌که مزه‌ی روزای تلخ و شیرینش رو با همه‌ی وجودم چشیده باشم، قبل از این‌که بفهمم دنیا با همه‌ی سختیاش، چقدر می‌تونه سخاوتمند باشه؛ پر از حس، تجربه، آدم، عشق، حیرت و لحظه‌های کوچیکی که یهو دل آدمو روشن می‌کنن. دلم می‌خواد اون‌قدر بیدار زندگی کنم که آخرش حسرتِ نفهمیدنِ زیباییاش توی دلم نمونه. انگار تمام حرف دلمو شاعر سال‌ها پیش گفته: «زان پیش‌تر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام بادهٔ گلگون خراب کن»

  • همیشه یه ترس آروم و در عین حال دلهره‌آور یه گوشه‌ی دلم هست؛ این‌که یه روز زندگی تموم بشه، قبل از این‌که واقعاً فهمیده باشم چه گوهر عجیب و قشنگیه. قبل از این‌که مزه‌ی روزای تلخ و شیرینش رو با همه‌ی وجودم چشیده باشم، قبل از این‌که بفهمم دنیا با همه‌ی سختیاش، چقدر می‌تونه سخاوتمند باشه؛ پر از حس، تجربه، آدم، عشق، حیرت و لحظه‌های کوچیکی که یهو دل آدمو روشن می‌کنن. دلم می‌خواد اون‌قدر بیدار زندگی کنم که آخرش حسرتِ نفهمیدنِ زیباییاش توی دلم نمونه. انگار تمام حرف دلمو شاعر سال‌ها پیش گفته: «زان پیش‌تر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام بادهٔ گلگون خراب کن»

  • 26 дек.1648из seirdarsafarnameha

    نامه‌های قهستان، اف هیل، 11 سپتامبر 1913

  • 25 дек.15541из mimremeembook

    📷 آرامگاه فردوسی در روزهای برفی مشهد

  • اگر تو ثروتمند باشی، سَرما یک نوع تَفریح می‌شَود تا پالتوی پوست بخری، خودَت را گرم کنی و به اسکی بروی... اگر فَقیر باشی بَر عکس، سَرما بَدبختی می‌شَود و آن وَقت یاد می‌گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف مُتنفر باشی؛ کودکِ مَن! تَساوی تَنها در آن جایی…

  • «دو هزار و پونصد سال تاریخ تمدن داریم، ولی ولی هیچّی فرهنگ نداریم.» • راننده تپسی

  • "Everyone wants to go to the Heaven, but no one wants to die."

  • یه جایی، واژه‌ها و اصلاحات جالبی که می‌بینم رو یادداشت می‌کنم. شاید هم هیچ‌وقت به کار نبرم‌شون ولی همین که هر از چندگاهی به‌شون سرسری نگاه می‌ندازم، کیف می‌کنم ازین هنرنمایی در قالب کلمات. مثلا یه بار از یاسین حجازی شنیدم که از لفظ «تاریخ مهشیدی» استفاده کرد؛ همون‌طور که می‌گیم تاریخ خورشیدی، ولی انگار این یکی بیش‌تر به‌م مزه داد.

  • 8 авг. 2025 г.28751из muoyrag

    ❤️‍🩹

  • 4 июл. 2025 г.23491из kaghaz_pareh

    من وقتی به گره مالی می‌خورم قبل از هر کسی شماره‌ی عمویم را می‌گیرم. نه اینکه بابا کمک حالم نباشد، نه! اتفاقا پدرم پایان هر تماسی همیشه‌ می‌گوید که اگر کم و کسری دارم اشاره هم بزنم کافی‌ست. اما رویم به روی عمویم بازتر است... یا وقتی زمانه سخت‌گیری‌اش زیاد می‌شود، وقتی کم می‌آورم، گیر می‌کنم، خرابکاری می‌کنم، خودم را پیش ریحانه پیدا می‌کنم. نه اینکه دوستان دیگرم اهل شنیدن نباشند. خوب می‌شنوند، حامیان بی‌نظیری هستند اما رویم به ریحانه بازتر است... می‌دانی؟ مسئله فقط لطف آن‌ها نیست. گاهی مسئله ماییم. ما که آنقدر خراب کرده‌ایم که دیگر رویمان نمی‌شود، در هر خانه‌ای را بزنیم. می‌گویند یکی از اشقیا به سراغش آمدند، نمی‌دانم برای امان‌نامه بود؟ صدایش زدند، جواب نداد...دوباره صدا زد، حضرت جواب ندادند. امام حسین(ع) فرمود: «جوابش را بده حتی اگر فاسق باشد.» همین جمله رویمان را به روی حضرت عباس باز کرد. از آن روز جواب می‌دهد. جواب همه را می‌دهد... امشب با تمام خراب‌کاری‌ها رویمان می‌شود، می‌رویم دردهایمان را به عباسِ علی می‌گوییم... #هدی_محمدی

  • 25 июн. 2025 г.23241из salty_wound

    بر صلح و جنگ اهل جهان اعتماد نیست چون صلح می‌کنند مهیای جنگ باش #صائب_تبریزی #حکمت #جنگ #صلح #سیاسی

  • без подписи

آروا — tgindex