- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 63
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 79
- 1/48двое суток
- 90
- 1/72трое суток
- 97
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دستهایم را در باغچه میکارم سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت گوشواری به دو گوشم میآویزم از دو گیلاس سرخ همزاد و به ناخنهایم برگ گل کوکب میچسبانم کوچهای هست که در آنجا پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز با همان موهای درهم و گردنهای باریک و پاهای لاغر به تبسمهای معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را باد با خود برد. فروغ فرخزاد #فروغ @ashofteh_p
روز جهانی جوان، به آنها که برای همیشه جوان ماندند، مبارک...
امروز 20 مرداد، تولد پاشاییه:)))) #آشفته @ashofteh_p
اگه یه چنل دیلی داشتم تولدت چیزی بود که داخلش میزاشتمش. ندارم. تولدت مبارک.
معلومه که هیچ منطق و مدرکی پشت حرفام نیست. اینجا آشفتس و منم فقط چیزی که حس میکردم و نوشتم. 💋 بنر آشفته رو میشناسین؟ ارتعاشات بی مفهوم از یه ذهن آشفته.
اگه دوست دارین با همسناتون و آدمای اطراف فرق داشته باشین، متفاوت باشین و اصلا جلب توجه کنید، باید بگم که افسرده بودن یا به زور بدبخت نشون دادن خودتون راهش نیست. این دقیقا کاریه که همه انجامش میدن و اصلا جنبهی خاص بودن نداره. برای اینکه حس کنید خاص هستین…
اگه دوست دارین با همسناتون و آدمای اطراف فرق داشته باشین، متفاوت باشین و اصلا جلب توجه کنید، باید بگم که افسرده بودن یا به زور بدبخت نشون دادن خودتون راهش نیست. این دقیقا کاریه که همه انجامش میدن و اصلا جنبهی خاص بودن نداره. برای اینکه حس کنید خاص هستین ققط دارین کار میلیون ها آدم دیگه رو تکرار میکنید. و بخاطر این کار قرار نیست آدم باحالی باشین. در اصل آدمای واقعا خاص و متفاوت با مشکلاشون کنار میان، قوی میشن و بازم ادامه میدن یا در نهایت به چپشون میگیرنشون. در هر حالت درحال چسناله و مقصر دونستن بقیه بخاطر اتفاقات زندگیشون نیستن. چون این حقیقت که همهی ما ی سختی یکسانی رو تجربه میکنیم همیشه وجود داره. و بهتره از این حالت بچه سال گونتون بیاین بیرون. و بخاطر غم تون با بقیه بد برخورد نکنین، اگه واقعا دنبال "متفاوت" بودنین عین میلیون ها آدم دیگه رفتار نکین. در نهایت خاص بودن از رنج کشیدن نمیاد، از نحوهی برخورد آدم با رنجش میاد. #ستاد_ریدن_به_همه_چون_خودم_از_بقیه_بیشتر_حالیمه @ashofteh_p
انگار هوای مردن دارم. #آشفته #ashofteh_p
هیچکس نمیتواند بدون رنج زندگی کند. اما شاید بزرگترین رنج این باشد که بدانی رنجت هیچ معنایی ندارد. _فریدریش نیچه @ashofteh_p
وضعیت: #آشفته @ashofteh_p
وضعیت: #آشفته @ashofteh_p
بله من کار میکنم و اتفاقا خیلی هم کار میکنم؛ از صبح تا شب، کتاب هم میخوانم، ساز هم میزنم، گاهی هم نقاشی میکنم. اینقدر خودم را خسته میکنم تا به جز خواب حرفی با شب نداشته باشم. میدانی به نظرم تنهاییِ معاصر همین شکلیست؛ اینقدر سرت را گرم کنی تا شاید آن کس که بیرون از خودت ساختی بتواند آدمی که درونت رنج میکشد را فراموش کند. مانی پیانیست کور
بعضی آدمها را نمیشود با منطق فهمید. نه چون باهوشترند، نه چون پیچیدهترند؛ فقط انگار هنوز بخشی از وجودشان در جایی از کودکی جا مانده است. گاهی از روی لجبازی حرف میزنند، گاهی برای جلب توجه قهر میکنند، گاهی از روی غرور اشتباهشان را نمیپذیرند و گاهی مسئولیت احساساتشان را به گردن دیگران میاندازند. تو اول تلاش میکنی توضیح بدهی، بعد صبر میکنی، بعد خودت را جای آنها میگذاری، اما هرچه بیشتر سعی میکنی، کمتر میفهمی. روانشناسی میگوید همه رفتارها دلیلی دارند؛ اما دلیل داشتن، همیشه به معنی قابل قبول بودن نیست. قرار نیست همه زخمهای کودکی را تو درمان کنی، یا هر رفتاری را فقط چون ریشهای در گذشته دارد، تحمل کنی. گاهی بالغترین تصمیم این نیست که طرف مقابل را تغییر بدهی؛ این است که بپذیری بعضی آدمها هنوز آمادهی رشد نیستند. چخوف(دایی وانیا) @ashofteh_p
без подписи
گم شدن در گم شدن دین من است نیستی در هست آیین من است چون به یک دم صد واپس کنم بنگرم گام نخستین من است من چرا گرد جهان گردم چو دوست در میان جان شیرین من است _مولانا #آشفته @ashofteh_p
«مشکلی نیست که خوب نباشی» این درام دربارهی سه آدمه که زندگیهاشون به شکلی عجیب به هم گره خورده؛ سه نفری که هر کدوم زخمهای عمیقی از گذشته دارن و در طول داستان کمکم یاد میگیرن با خودشون کنار بیان. مون کانگته تمام عمرش از برادر بزرگترش، مون سانگته که…
پسرک از کابوس ترسناک دیگه ای بیدار شد... خاطرات بد و ترسناکی از گذشته که میخاست از حافظه ی خودش پاک کنه، هر شب توی خوابهاش تکرار میشدن... و بی وقفه به سراغش میومدن... پسرک،از خوابیدن ترسیده بود پس یه روز... رفت پیش جادوگر و التماس کرد، _«خواهش میکنم از شر…
پسرک از کابوس ترسناک دیگه ای بیدار شد... خاطرات بد و ترسناکی از گذشته که میخاست از حافظه ی خودش پاک کنه، هر شب توی خوابهاش تکرار میشدن... و بی وقفه به سراغش میومدن... پسرک،از خوابیدن ترسیده بود پس یه روز... رفت پیش جادوگر و التماس کرد، _«خواهش میکنم از شر…
پسرک از کابوس ترسناک دیگه ای بیدار شد... خاطرات بد و ترسناکی از گذشته که میخاست از حافظه ی خودش پاک کنه، هر شب توی خوابهاش تکرار میشدن... و بی وقفه به سراغش میومدن... پسرک،از خوابیدن ترسیده بود پس یه روز... رفت پیش جادوگر و التماس کرد، _«خواهش میکنم از شر همه خاطرات بد من خلاص شو! که دیگه هیچوقت کابوس نبینم اونوقت هر کاری که بخوای انجام میدم.» سال ها گذشت و پسرک بزرگ شد، شب ها کابوس نمیدید... اما به دلایل عجیبی دیگه... خوشحال نبود... یک شب ماه خونین اسمون شب رو فرا گرفت وجادوگر بالاخره دوباره سر و کلش پیدا شد.... تا چیزی که در قبال برآورده کردن آرزوی پسرک ازش خواسته بود رو بگیره.... پسرک با کینه و نفرت سرش فریاد کشید: تمام خاطرات بد من از بین رفته ولی چرا چرا نمیتونم خوشحال باشم؟ _سپس جادوگر طبق قولی که به یکدیگر داده بودن، روحش رو با خودش برد.... و بهش گفت؛ «خاطرات پر از درد و زخم... خاطرات پشیمانی های عمیق... خاطرات آسیب زدن به کسی و آسیب دیدن از کسی.... خاطرات رها شدن... فقط کسایی با همچین خاطراتی در قلبشون... میتونند: قویتر پر شور تر و با احساس تر بشند و فقط اونها هستن که میتونن به شادی دست پیدا کنن.» _ کو مون یونگ(مشکلی نیست که خوب نباشی) #آشفته @ashofteh_p
без подписи