tgindex
مطالعات غرب آسیا

مطالعات غرب آسیا

Статистика

کانال خبری تحلیلی حوزه «غرب آسیا» مطالعات و تحلیل آکادمیک ارتباط با ادمین ها : @Bahram485

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
214
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
34
24 постов
Вовлечённость
15,9%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
5
1/48двое суток
5
1/72трое суток
6

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • برآیند تحولات نشان می‌دهد که اولویت اصلی دولت جدید سوریه، جلوگیری از بازتولید الگوهای گذشته و اجتناب از تبدیل شدن مجدد این کشور به عرصه رقابت بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. از این منظر، معمای جدید لبنان برای دمشق بیش از آنکه یک مسئله تاکتیکی باشد، آزمونی برای سنجش ظرفیت سوریه در مدیریت گذار از مرحله جنگ و بی‌ثباتی به مرحله تثبیت و بازتعریف جایگاه منطقه‌ای است. موفقیت یا ناکامی این راهبرد، نه تنها بر آینده سوریه، بلکه بر موازنه‌های امنیتی در سراسر شامات و غرب آسیا تأثیرگذار خواهد بود. کلید واژه ها: لبنان سوریه عراق لبنان و سوریه لبنان و عراق عراق و لبنان سوریه و لبنان بهرام مرادی @irdiplomacy Irdiplomacy.ir

  • عراق کجای معادله است؟ دمشق و معمای جدید لبنان ۲۰ تیر ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۹۸۵۹ اخبار اصلی خاورمیانه بهرام مرادی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: تحولات لبنان، پیامدهایی فراتر از جغرافیای این کشور خواهد داشت ، و بر محیط امنیتی سوریه و عراق نیز اثرگذار خواهد بود . در چنین بستری، رایزنی‌های امنیتی میان بغداد و دمشق را باید در چارچوب تلاش برای مدیریت مخاطرات ناشی از پیوستگی بحران‌ها در منطقه تحلیل کرد. دمشق و معمای جدید لبنان نویسنده: بهرام مرادی، دانش آموخته دکترای روابط بین الملل دیپلماسی ایرانی: تحولات اخیر در سوریه و افزایش تماس‌های دیپلماتیک میان دمشق و واشینگتن، بار دیگر جایگاه سوریه در معادلات امنیتی شامات را به موضوعی محوری در محافل سیاست‌گذاری تبدیل کرده است. در این میان، گمانه‌زنی‌ها درباره تمایل ایالات متحده به تعریف نقشی جدید برای سوریه در مدیریت بخشی از پرونده لبنان، پرسش‌های مهمی را درباره جهت‌گیری سیاست خارجی دمشق و پیامدهای آن برای نظم منطقه‌ای مطرح کرده است. اگرچه مقامات سوری به صراحت هرگونه مداخله در معادلات داخلی لبنان را رد کرده‌اند، اما همزمانی این مباحث با تحولات میدانی در مناطق مرزی و رایزنی‌های امنیتی میان دمشق و بغداد نشان می‌دهد که مسئله لبنان بار دیگر در حال تبدیل شدن به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده در محیط امنیتی سوریه است. بیش از یک دهه جنگ داخلی، ساختار قدرت در سوریه را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است. در چنین شرایطی، دولت جدید سوریه با مجموعه‌ای از اولویت‌های متعارض روبه‌رو است. از یک سو، تثبیت داخلی، بازسازی اقتصادی و خروج از انزوای سیاسی مستلزم گسترش روابط خارجی و کاهش تنش با بازیگران بین‌المللی است. از سوی دیگر، ورود به ترتیبات امنیتی جدید می‌تواند این کشور را بار دیگر در معرض رقابت‌های ژئوپلیتیکی قرار دهد و روند بازسازی اقتدار دولت مرکزی را با چالش‌های تازه مواجه سازد. به نظر می‌رسد رویکرد آمریکا در قبال سوریه، در امتداد راهبرد گسترده‌تر کاهش هزینه‌های حضور مستقیم در خاورمیانه و واگذاری بخشی از مسئولیت‌های امنیتی به بازیگران منطقه‌ای قرار دارد. در این چارچوب، کنترل مرزها و محدودسازی شبکه‌های لجستیکی فرامرزی به عنوان ابزاری برای مدیریت موازنه‌های منطقه‌ای اهمیت یافته است. با این حال، این راهبرد با محدودیت‌های ساختاری قابل توجهی مواجه است. سوریه جدید هنوز در مرحله تثبیت سیاسی قرار دارد و ظرفیت‌های نظامی، اقتصادی و نهادی آن برای ایفای نقش‌های فرامنطقه‌ای همچنان محدود است. برای دمشق، مسئله لبنان صرفاً به یک پرونده سیاست خارجی تقلیل نمی‌یابد، بلکه بخشی از محاسبات امنیت ملی این کشور محسوب می‌شود. تجربه تاریخی روابط دو کشور نشان داده که ورود سوریه به پیچیدگی‌های لبنان، اغلب با افزایش هزینه‌های امنیتی و فرسایش منابع قدرت همراه بوده است. از این رو، تأکید مقامات سوری بر پرهیز از مداخله در امور داخلی لبنان را می‌توان در چارچوب نوعی راهبرد مبتنی بر مدیریت ریسک و اولویت‌بخشی به بازسازی داخلی تفسیر کرد. با این حال، مسئله تنها به روابط دمشق و بیروت محدود نمی‌شود. ساختار امنیتی غرب آسیا طی سال‌های اخیر بیش از گذشته تحت تأثیر بازیگران فروملی و شبکه‌های فرامرزی قرار گرفته است. همین امر موجب شده که تحولات لبنان، پیامدهایی فراتر از جغرافیای این کشور داشته باشد و بر محیط امنیتی سوریه و عراق نیز اثرگذار شود. در چنین بستری، رایزنی‌های امنیتی میان بغداد و دمشق را باید در چارچوب تلاش برای مدیریت مخاطرات ناشی از پیوستگی بحران‌ها در منطقه تحلیل کرد. یکی دیگر از متغیرهای تأثیرگذار، احتمال گسترش رقابت‌های نیابتی در جغرافیای سوریه است. نگرانی‌ها درباره تبدیل شدن این کشور به بستری برای فعالیت بازیگران غیردولتی و یا شکل‌گیری کانون‌های جدید تنش در امتداد مرزهای عراق، بیانگر آن است که مرحله پساجنگ سوریه هنوز وارد دوره ثبات پایدار نشده است. تجربه دو دهه گذشته در خاورمیانه نشان می‌دهد که دولت‌هایی که در مرحله بازسازی قرار دارند، بیش از سایر بازیگران در معرض تبدیل شدن به عرصه رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار می‌گیرند. در این میان، دمشق با سه گزینه کلی مواجه است. نخست، مشارکت در ترتیبات امنیتی جدید با هدف کاهش انزوای بین‌المللی و کسب حمایت اقتصادی؛ گزینه‌ای که در عین حال می‌تواند خطر بازگشت به رقابت‌های نیابتی را افزایش دهد. دوم، تداوم رویکرد موازنه‌گرایانه و تمرکز بر بازسازی داخلی همراه با اجتناب از ورود به معادلات پیچیده لبنان. و سوم، تلاش برای تعریف چارچوب‌های همکاری منطقه‌ای با هدف مدیریت تهدیدهای مشترک و کاهش وابستگی به ترتیبات تحمیل‌شده از سوی قدرت‌های خارجی.

  • خاطره از دوران دانشجویی در مقطع فوق‌ليسانس استادی داشتم كه بسيار با سواد و البته بد اخلاق بود. يكي از دانشجويان که بسيار كم سواد و دير فهم و در عين حال جوان و جاه طلب ( به همه ميگفت دكتر ! تا خودش را دكتر صدا كنند) بود، با يک نمره می‌توانست به معدل ١٤ برسد و برود برای پايان نامه. استاد سالخورده ما به هيچ عنوان زير بار نمی‌رفت. من علي‌رغم ميل باطنی به سراغ اين استاد محترم رفتم و گفتم ايشان پسر خوبيست و فقير است و اينجا اجاره منزل ندارد( دانشگاه در محله گرانی بود). با همه احترامی كه ايشان برای من قائل بود حرفی زد كه بعدها عمق آن‌را فهميدم. ايشان فرمود: تركيب بی‌سوادی و جاه طلبی و فقر می‌تواند فاجعه به پا كند تو از كجا ميدانی كه اين آدم در آينده به پست و مقام مهمی نرسد؟ بگذار تو و من عامل اين فاجعه نباشيم ...

  • 🔴 ژئوپولتیک یعنی چه؟ ➕ در ژئوپلیتیک، هیچ نقطه‌ای روی نقشه صرفاً یک نقطه نیست؛ هر مرز، روایتی از قدرت است و هر مسیر، داستانی از رقابت!

  • درس های برای تهران، ضرورت استقلال راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران، درس مهم این تحولات آن است که در نظام بین‌الملل، هیچ کس به اندازه منافع ملی خود وفادر نیست. روسیه در بزنگاه های حساس نشان داد که حاضر نیست برای دفاع از شرکای منطقه ای، هزینه تقابل مستقیم با آمریکا یا اسرائیل را بپردازد. این تجربه، ضرورت تنوع بخشی به سیاست خارجی ایران، کاهش وابستگی به قدرت های شرقی و تقویت ظرفیت های مستقل بازدارندگی را بیش از پیش نمایان می کند. اگر چه همکاری با روسیه در حوزه های انرژی، ترانزیت و مقابله با سیاست های یکجانبه گرایانه آمریکا همچنان یک ضرورت است، اما این همکاری باید در قالب توازن قوا تعریف شود، نه اتحاد راهبردی مطلق. نتیجه گیری، عمل گرایی تدافعی در انتظار فردایی دیگر به نظر می رسد روسیه به مرحله ای از عمل گرایی تدافعی وارد شده است، مرحله ای که در آن حفظ وضع موجود و حداقل های نفوذ، اولویتی بالاتر از گسترش آن دارد. آینده حضور این کشور در خاورمیانه، مستقیما به سرنوشت جنگ اوکراین گره خورده است. سیاست امروز روسیه، نه نشانه عقب نشینی کامل و نه پایان عصر حضور در خاورمیانه، بلکه مدیریت هوشمندانه محدودیت هاست، با این حال، کاهش توان حمایت از متحدان، اعتبار ژئوپلیتیک مسکو را با چالش جدی مواجه کرده و این پرسش را پیش روی بازیگران منطقه قرار داده که آیا روسیه همچنان می تواند یک قدرت تضمین کننده امنیت باشد یا تنها بازیگری است که می کوشد با دستی ضعیف، از داشته هایش در برابر طوفان های ژئوپلیتیک دفاع کند؟ پاسخ به این پرسش در گرو معادلات میدان جنگ در اروپا و میزان انعطاف پذیری دستگاه دیپلماسی کرملین نسبت به بحران های منطقه خواهد بود. @irdiplomacy irdiplomacy.ir

  • 🔺روسیه در خاورمیانه پس از اسد: 🔻افول یک قدرت یا باز تعریف راهبرد؟ 🖌نویسنده: بهرام مرادی، دانش آموخته دکترای روابط بین الملل دیپلماسی ایرانی: تحولات ژئوپلتیک دو سال اخیر، سیاست خاورمیانه ای روسیه را وارد مرحله ای از ابهام و گذار کرده است. سقوط بشار اسد در دمشق، تضعیف منطقه ای جمهوری اسلامی و تداوم جنگ فرسایشی اوکراین، مجموعه ای از فشارهای هم‌زمان و متناقض را بر کرملین تحمیل کرده که نتیجه آن تغییری محسوس در الگوی حضور روسیه در خاورمیانه است. اگر دهه گذشته با مداخله نظامی مستقیم روسیه در سوریه و نمایش بازگشت مسکو به جایگاه یک قدرت بزرگ همراه بود، اکنون نشانه های یک سیاست محتاطانه، کم هزینه و مبتنی بر مدیریت بحران بیش از هر زمان دیگری نمایان است. این تحول بیش از آنکه بیانگر خروج کامل روسیه از خاورمیانه باشد، نشان دهنده باز تعریف اولویت های ژئوپلیتیک کرملین در سایه تداوم جنگ اوکراین و فشارهای خرد کننده تحریم های غرب است. جنگ اوکراین: کاتالیزو تغییر پارادیم مسکو جنگ اوکراین مهم ترین متغییر تعیین کننده در رفتار سیاست خارجی روسیه است. بر خلاف سال 2015 که مسکو توانست با تکیه بر مازاد ظرفیت های نظامی خود، بخش قابل توجهی از توانش را به سوریه گسیل دارد، امروز تقریبا تمام ظرفیت راهبردی، لجستیکی و مالی روسیه در جبهه اوکراین قفل شده است. در چنین شرایطی، کراملین به انتخاب های دردناک میان حفظ نفوذ جهانی و مدیریت منابع محدود خود ناچار شده است. این سیاست، تبلور یک واقع گرایی سرد است. روسیه در یافته که نمی تواند هم‌زمان در دو جبهه بزرگ یکی در اروپا علیه ناتو و دیگری در خاورمیانه در برابر ایالات متحده مقاومت کند. نتیجه این محاسبات، پرهیز از رویارویی مستقیم با واشینگتن در سایر نقاط جهان و جایگزینی دیپلماسی انعطاف‌پذیر و دیپلماسی سایه به جای مداخلات پرهزینه نظامی است. از این منظر، واکنش نسبتا محدود روسیه به سقوط حکومت بشار اسد و حملات مکرر آمریکا و اسرائیل علیه منافع ایران، نه ناشی از بی اهمیتی این تحولات یا ضعف تحلیل، بلکه حاصل اولویت بندی جدید و اجباری سیاست خارجی مسکو است که در آن بقای داخلی و جنگ اوکراین جایگاه نخست را دارند. سوریه: از آرمان گرایی نظامی تا واقع گرایی سیاسی مداخله روسیه در سوریه در سال ۲۰۱۵، یکی از موفق ترین عملیات‌های برون مرزی کرملین پس از فروپاشی شوروی بود که نفوذ مسکو در مدیترانه شرقی را تثبیت و اعتبار بین المللی این کشور را احیا کرد. اما فروپاشی سریع ساختار قدرت دمشق در سال ۲۰۲۴ ثابت کرد که موفقعیت های نظامی الزاما به نفوذ پایدار سیاسی منجر نمی شود. روسیه که دیگر توان مداخله گسترده در سطح زمینی را نداشت، به سرعت راهبرد خود را باز تعریف کرد و با واقع بینی تمام با جریان های جدید دمشق وارد تعامل شد. هدف کرملین در این مرحله، نه حفاظت از شخصیت ها بلکه حفاظت از پایگاه‌هاست. پایگاه طرطوس و حمیمیم در مدیترانه، تنها نقاطی هستند که روسیه را از یک قدرت اوراسیایی به یک بازیگر دریایی فرامنطقه ای تبدیل می کنند. این چرخش سریع نشان می دهد که کرملین ترجیح داد بخشی از سرمایه سیاسی خود را فدا کند تا پیوند نظامی اش با مدیترانه قطع نشود. توهم اتحاد نظامی تهران – مسکو یکی از بزرگ‌ترین خطاهای تحلیلی در تهران و حتی در برخی محافل غربی، تصور وجود یک اتحاد نظامی کلاسیک میان ایران و روسیه است. همکاری های سال های اخیر، اگر چه گسترده بوده، اما نه بر پایه پیمان های امنیتی متقابل (نظیر ماده ۵ ناتو) بلکه بر مدار همگرایی مقطعی منافع شکل گرفته است. واکنش مسکو به تنش های میان ایران و اسرائیل، این واقعیت را آشکار ساخت که کرملین ضمن محکوم کردن حملات از ورد به هر گونه اقدام نظامی مستقیم پرهیز می کند تا بحران خاورمیانه در تقابل مستقیم با واشینگتن بدل نشود. برای مسکو حفظ کانال های ارتباطی با تل‌آویو برای مدیریت پروندهای منطقه ای و اطمنیان از عدم توسعه طلبی آن در سوریه، همیشه در کنار همکاری با تهران تعریف شده است. این بازی در دو زمین نشان دهنده ماهیت ابزاری روابط روسیه با شرکای منطقه ای اش است. ترازنامه اقتصادی: بازی با کارت بی ثباتی در نگاه نخست، تحولات سوریه و ایران به معنای عقب نشینی ژئوپلیتیک روسیه است. اما این تنها یک روی سکه است. روسیه از پیامدهای اقتصادی بحران های خاورمیانه به نفع جنگ خود استفاده کرده است. افزایش قیمت نفت، گاز و تنش در بازارهای انرژی در پی بحران های منطقه ای، درآمدهای ارزی این کشور را افزایش داده و بخشی از فشار تحریم های غرب را خنثی کرده است. به بیان دیگر، کرملین درحالی که بخشی از هژمونی سیاسی خود را در دمشق از دست داده، ولی از بی ثباتی های منطقه برای تقویت توان اقتصادی جهت تداوم جنگ در اوکراین بهره برده است. این یک راهبرد مبتنی بر سود حداکثری در شرایط فشار است.

  • 🔺پارادوکس بازدارندگی: 🔻نگاهی به پیامدهای ناخواسته راهبردهای امنیتی تهران در ترازوی موازنه قدرت در خاورمیانه 🖌نویسنده: بهرام مرادی، دانش آموخته دکترای روابط بین الملل دیپلماسی ایرانی: تحولات پرشتاب خاورمیانه بار دیگر این پرسش کلیدی را در کانون توجه تحلیلگران قرار داده است: آیا راهبرد امنیتی جمهوری اسلامی ایران، به جای افزایش قدرت بازدارندگی، به شکلی ناخواسته به تسریع روند شکل‌گیری ائتلاف‌های منطقه‌ای علیه تهران منجر شده است؟ تشدید تنش‌ها میان ایران و نیروهای همسو با آن با اسرائیل و برخی کشورهای منطقه، این گمانه را تقویت کرده که تهران، بی‌آنکه بخواهد، به مهم‌ترین عامل انسجام‌بخش میان بازیگران عربی و اسرائیل تبدیل شده است. پیمان ابراهیم: فراتر از یک توافق عادی‌سازی پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۰ صرفاً پروژه‌ای برای عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و چند کشور عربی نبود؛ بلکه نقطه‌عطف شکل‌گیری یک نظم امنیتی جدید در خاورمیانه به شمار می‌رفت. اگرچه این توافق ابعاد اقتصادی، فناورانه و سیاسی پررنگی داشت، اما نگرانی مشترک از رفتار منطقه‌ای جمهوری اسلامی به عنوان مهم‌ترین پیشران همگرایی میان اعضای این پیمان عمل کرد. موازنه تهدید: متغیری که نادیده گرفته شد از منظر نظریه موازنه تهدید استیون والت، دولت‌ها زمانی به سمت ائتلاف‌سازی حرکت می‌کنند که بازیگری را تهدیدی بالفعل برای امنیت ملی خود تلقی کنند. در این چارچوب، هرچه دامنه کنش‌های نظامی ایران یا نیروهای نیابتی آن گسترش یابد، کشورهای منطقه انگیزه بیشتری برای توسعه همکاری‌های پنهان و آشکار امنیتی، اطلاعاتی و دفاعی خواهند داشت. در واقع، رفتار یک کنشگر می‌تواند بیش از توان نظامی او، ادراک تهدید را نزد رقبا افزایش دهد و زمینه را برای شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید هموار کند. محدودیت‌های ائتلاف‌سازی رسمی با این حال، نباید تصور کرد که هر اقدام نظامی ایران به صورت خودکار به گسترش رسمی پیمان ابراهیم منتهی می‌شود. دولت‌های عربی همچنان با محدودیت‌های استراتژیک مهمی مواجه‌اند؛ از جمله حساسیت افکار عمومی نسبت به مسئله فلسطین، هراس از تشدید بی‌ثباتی در مرزهای خود و تمایل به حفظ کانال‌های دیپلماتیک با تهران. از همین رو، بسیاری از همکاری‌های امنیتی ممکن است بدون اعلام رسمی و در قالب سازوکارهای غیرعلنی دفاعی و اطلاعاتی تداوم یابد. هزینه بی‌طرفی: چرا ائتلاف‌ها مستحکم‌تر می‌شوند؟ روندهای چند سال اخیر نشان می‌دهد که همکاری میان اسرائیل، ایالات متحده و برخی دولت‌های عربی در حوزه‌هایی مانند پدافند هوایی یکپارچه، تبادل داده‌های اطلاعاتی، امنیت دریایی و مقابله با تهدیدات موشکی و پهپادی رو به گسترش بوده است. منطق حاکم بر این روند روشن است: هرچه سطح تهدید افزایش یابد، هزینه بی‌طرف ماندن برای دولت‌های منطقه نیز سنگین‌تر خواهد شد. تناقض در هدف و نتیجه نکته قابل تأمل آن است که اگر هدف راهبرد منطقه‌ای جمهوری اسلامی، افزایش بازدارندگی و کاهش نفوذ اسرائیل باشد، نتیجه عملی برخی اقدامات می‌تواند معکوس باشد. افزایش احساس ناامنی در میان کشورهای عربی، آنان را بیش از گذشته به همکاری با اسرائیل سوق می‌دهد و زمینه را برای معماری امنیتی جدیدی فراهم می‌سازد که ایران همواره با آن مخالفت داشته است. چشم‌انداز آینده البته آینده پیمان ابراهیم صرفاً تابع رفتار ایران نیست. متغیرهای دیگری نظیر سرنوشت جنگ غزه، سیاست‌های دولت آمریکا، رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای و تحولات داخلی کشورهای عربی نیز نقشی تعیین‌کننده دارند. با این همه، نمی‌توان نادیده گرفت که استمرار سیاست‌های تقابلی تهران، ضریب همگرایی امنیتی میان بازیگران منطقه را به شدت افزایش داده است. در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا ایران خواهان تقویت پیمان ابراهیم است یا خیر؛ بلکه این است که آیا پیامدهای ناخواسته سیاست‌های امنیتی جمهوری اسلامی، در عمل به تحکیم همان ائتلافی منجر می‌شود که هدف اولیه آن مهار نفوذ ایران در خاورمیانه بوده است؟ اگر پاسخ به این پرسش مثبت باشد، تهران ناگزیر است در ارزیابی هزینه، فایده راهبرد منطقه‌ای خود تجدیدنظر کند؛ چرا که در سیاست بین‌الملل، گاه نتایج اقدامات بیش از نیت کنشگران، مسیر تحولات را تعیین می‌کند. @irdiplomacy irdiplomacy.ir

  • جنوبِ ایران پنجمین دور متوالی حملات آمریکا به جنوب ایران، صرف‌نظر از ابعاد نظامی آن، حامل یک پیام راهبردی روشن است: تغییر تدریجی میدان فشار از سطح تهدید و تحریم به مرحله اجرای کنترل‌شده. اگرچه دونالد ترامپ همچنان از تخریب زیرساخت‌ها و شبکه‌های ارتباطی ایران در صورت بازنگشتن جمهوری اسلامی به مذاکره سخن می‌گوید، اما روند تحولات نشان می‌دهد که بخشی از این فشار، بدون هیاهوی رسانه‌ای و به‌صورت تدریجی در حال تحقق است. در سیاست بین‌الملل، فاصله میان «تهدید» و «اقدام» همواره به اندازه‌ای نیست که در ادبیات سیاسی تصور می‌شود. از همین‌رو، علم سیاست را نمی‌توان صرفاً عرصه اظهارنظرهای روزمره دانست. این دانش، بیش از آنکه بر شعارها استوار باشد، بر فهم دقیق متغیرها، محاسبه نسبت نیروها، ارزیابی هزینه و فایده، و پیش‌بینی رفتار بازیگران تکیه دارد. هرگونه ناهماهنگی میان اهداف، منابع، ادراکات و انتظارات، می‌تواند به نتایجی بینجامد که نه مطلوب‌اند و نه با مقاصد اولیه همخوانی دارند. شاید بتوان این واقعیت را در یک گزاره خلاصه کرد: هرگاه یک بازیگر، تحت تأثیر خطای محاسباتی یا اولویت‌گذاری نادرست، منابع راهبردی خود را برای حفاظت از حوزه‌ای خارج از منافع حیاتی خویش مصرف کند، این خطر وجود دارد که در نهایت، در تأمین امنیت و حفظ حوزه‌های حیاتی خود با محدودیت مواجه شود. سیاست، بیش از آنکه میدان آرزوها باشد، عرصه واقعیت‌هاست. در این میدان، بقا و موفقیت نه با هیجان، نفرت یا فضاسازی رسانه‌ای، بلکه با عقلانیت راهبردی، شناخت دقیق موازنه قوا و انطباق اهداف با ظرفیت‌های واقعی حاصل می‌شود.

  • تحلیل ژئوپلیتیک در مورد ایران و جنگ" سناریوی تصرف جزایر نفتی و مورد مناقشه ایران؛ ابتکار عمل در به‌حرکت درآوردن محور کرمان تا عمق ۵۰ کیلومتری ​در توازن قدرت فعلی منطقه، تقابل میان توانمندی‌های فوق‌پیشرفته تکنولوژیک و تغییر آرایش نیروها در سطح عملیاتی به مرحله حساسی رسیده است. این گزارش به بررسی تخصصی مأموریت یگان‌های زبده و وضعیت میدانی در خلیج فارس می‌پردازد. ​۱. نقش لشکر ۸۲ هوابرد و ارتش‌های خصوصی ​در سناریوهای تهاجم سریع، لشکر ۸۲ هوابرد ایالات متحده به عنوان یکی از کارآمدترین یگان‌های واکنش سریع جهان شناخته می‌شود. توانایی این نیرو در استقرار هوایی و تصرف زیرساخت‌های کلیدی در کمتر از ۱۸ ساعت، یک برتری لجستیکی مطلق ایجاد می‌کند. ​تثبیت توسط ارتش‌های خصوصی: یکی از جنبه‌های فنی این تقابل، استفاده از شرکت‌های امنیتی و ارتش‌های خصوصی برای حفظ نقاط تصرف شده است. این نیروهای پیمانکار وظیفه دارند پس از عملیات اولیه لشکر ۸۲، امنیت جزایری مانند خارگ و مناطق پیرامونی را تأمین کنند تا نیروهای رسمی برای مراحل بعدی عملیات آزاد باشند. ​۲. واقعیت‌های میدانی و هدف‌گذاری بر جزایر ​تمرکز اصلی عملیات بر جزیره خارگ (شریان ۹۰ درصدی نفت) و جزایر سه‌گانه (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) است. ​برتری تکنولوژیک: واقعیت فنی حاکم بر میدان نشان می‌دهد که در اثر ضربات دقیق و برتری تجهیزاتی ایالات متحده و اسرائیل، بخش بزرگی از ساختارهای کلاسیک هوایی و دریایی (بالای ۸۵ درصد) از توان عملیاتی پایدار خارج شده‌اند. ​تغییر وضعیت نیروها: با وجود آسیب به بدنه اصلی، واحدهای باقی‌مانده دریایی و هوایی از حالت متمرکز خارج شده و به گروه‌های کوچک و مستقل تبدیل شده‌اند تا مانع از تثبیت نهایی موقعیت طرف مقابل در جزایر شوند. هدف کلیدی این واحدهای پراکنده، ممانعت از دستیابی کامل نیروهای متصرف به اهداف راهبردی در منطقه است. ​نتیجه‌گیری تخصصی ​در حالی که نیروهای واکنش سریع و ارتش‌های خصوصی با تکیه بر برتری تجهیزاتی به دنبال کنترل نقاط کلیدی انرژی و جزایر مورد مناقشه هستند، تغییر آرایش نیروها به سمت جنگ ناهمتراز در جریان است. موفقیت این سناریو به میزان کارایی ابزارهای دوربرد در برابر تثبیت نیروهای خصوصی در جزایر و پایانه‌های نفتی بستگی خواهد داشت.

  • تحلیل ژئوپلیتیک در مورد ایران و جنگ" سناریوی تصرف جزایر نفتی و مورد مناقشه ایران؛ ابتکار عمل در به‌حرکت درآوردن محور کرمان تا عمق ۵۰ کیلومتری ​در توازن قدرت فعلی منطقه، تقابل میان توانمندی‌های فوق‌پیشرفته تکنولوژیک و تغییر آرایش نیروها در سطح عملیاتی به مرحله حساسی رسیده است. این گزارش به بررسی تخصصی مأموریت یگان‌های زبده و وضعیت میدانی در خلیج فارس می‌پردازد. ​۱. نقش لشکر ۸۲ هوابرد و ارتش‌های خصوصی ​در سناریوهای تهاجم سریع، لشکر ۸۲ هوابرد ایالات متحده به عنوان یکی از کارآمدترین یگان‌های واکنش سریع جهان شناخته می‌شود. توانایی این نیرو در استقرار هوایی و تصرف زیرساخت‌های کلیدی در کمتر از ۱۸ ساعت، یک برتری لجستیکی مطلق ایجاد می‌کند. ​تثبیت توسط ارتش‌های خصوصی: یکی از جنبه‌های فنی این تقابل، استفاده از شرکت‌های امنیتی و ارتش‌های خصوصی برای حفظ نقاط تصرف شده است. این نیروهای پیمانکار وظیفه دارند پس از عملیات اولیه لشکر ۸۲، امنیت جزایری مانند خارگ و مناطق پیرامونی را تأمین کنند تا نیروهای رسمی برای مراحل بعدی عملیات آزاد باشند. ​۲. واقعیت‌های میدانی و هدف‌گذاری بر جزایر ​تمرکز اصلی عملیات بر جزیره خارگ

  • 🔵🔴ما براساس #فکت زندگی نمیکنیم گاهی در مراسمی شرکت میکنم هیچ فردی علوم انسانی نخونده ولی در مورد همه چیز نظر میدند طوری در مورد ترامپ نظر میده که گویی دیروز با ترامپ ناهار خورده و..... 🗣استاد محمود سریع القلم ✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology

  • https://setaresobh.ir/fa/main/detail/134205/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%85%D8%B4%D9%82-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86

  • без подписи

  • https://setaresobh.ir/fa/main/detail/134205/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%85%D8%B4%D9%82-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86

  • http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/2039859/%D8%AF%D9%85%D8%B4%D9%82-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86

  • 🇷🇺〰🇮🇷 ✅ پاتروشف دستیار رئیس جمهور روسیه گفت غرب تلاش می‌کند دسترسی این کشور به مسیرهای دریایی بین‌المللی را مسدود کند ⭕️ پاتروشف اظهار کرد: کشورهای غربی دیدگاه وسیع‌تری دارند: آنها می‌خواهند ما را از مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی جدا کنند. آنها می‌خواهند دریای بالتیک را ببندند و آن را به آب‌های داخلی خود تبدیل کنند. آنها این را پنهان نمی‌کنند. ⭕️ پاتروشف با بیان اینکه غرب همچنین می‌خواهد دسترسی به دریای سیاه را مسدود کند، خاطرنشان کرد: علاوه بر این، آنها در حال برنامه‌ریزی برای قطب شمال، اول از همه، در دریای بارنتس هستند که ما در آنجا پایگاه داریم. ما از این موضوع آگاه هستیم و طبیعتا با آن مخالفیم. ⭕️ دستیار رئیس جمهور روسیه تصریح کرد: اگر نیروی دریایی ما قادر به تضمین امنیت نباشد، روسیه‌ای وجود نخواهد داشت. این بدان معناست که ما از نظر اقتصادی خفه خواهیم شد. به همین دلیل است که به یک نیروی دریایی قوی نیاز داریم.

  • خبرنگار : آیا شما هیچ برنامه‌ای برای اعزام نیروی زمینی به ایران ندارید؟ ترامپ: چرا باید الان وارد بشم؟ اگر قرار باشه وارد شیم، وقتی خواهد بود که یا کاملاً از بین رفته باشند، یا اینکه توافقی حاصل شده باشه.

  • غارت یک کشتی نجاری در تنگه هرمز

  • آنچه ترامپ را این چنین عصبی کرده همین تیتر کیهان است که نوشته‌ «سر ترامپ را می‌خواهیم» امروز چند بار تاکید کرد که من در لیست آنها هستم. احتمالن پیش از این گمان می‌کرد در صورت توافق، ج.ا. رهایش می‌کند. حالا می‌فهمد که اگر پس از دوران ریاستش آرامش می‌خواهد، باید کار ج.ا. را تمام کند./

  • تهدیدها به ترور ترامپ در تشییع جنازه خامنه‌ای توسط گروه های مختلف تندرو و مسئولان داخلی همچنین حمله به تیم مذاکره‌کننده ( عراقچی، قالیباف و پزشکیان) نشان از آن می‌دهد که احتمال یک لایه برداری انسانی دیگر و بانک اهداف جدید توسط آمریکا و اسرائیل انجام خواهد شد. همچنین درز اخبار در طول هفته گذشته نشان  میدهد تصمیم گروهی ۳۸ کشور با همراهی آمریکا و اسرائیل برای آزاد سازی تنگه هرمز گرفته شده است. این تصمیم شاید برای مدتی کوتاه یا نامعلوم باشد. احتمال ورود آمریکا و اسرائیل به جزایر ایرانی که در راستای بانک اهداف و هم اکنون در اختیار سپاه جهت بستن تنگه‌ی هرمز  هستند. جزیره خارک/ لارک/ سیری در بانک اهداف هستند.