tgindex
Asma(VOid)
@asma721asперсидский

او ديگر نيست،حتی در وجود خود هم دیگر نیست.

Последний пост
7 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
92
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
60
23 постов
Вовлечённость
65,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
7
1/48двое суток
8
1/72трое суток
8

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 7 авг.83из nawisnda

    و مردها، همان مردهای بی‌نقص، فقط در کتاب‌هایی وجود داشتند که نویسنده‌اش زن‌ها بودند؛ نه در واقعیت. #لیمه_حمیدی @nawisnda

  • من استاد حرف زدن در سکوتم! کل زندگی‌ام در سکوت حرف زده‌ام و در سکوت تراژدی های زیادی را با خودم زندگی کرده‌ام. داستایفسکی

  • زندگی ما مثل بهمن بزرگی از برف در سراشیبی دره‌ی مرگ فرو می‌غلتید، و هیچ‌کس نمی‌توانست یا نمی‌خواست جلوش را بگیرد. سمفونی مردگان عباس معروفی

  • چندان آرزویی نداشت و خیالات و آرزوهایی را هم که تاکنون حفظ کرده بود، خستگی از میان میبرد. سقوط - آلبر کامو

  • Asma(VOid) pinned ««گُــذر کن از هَــرچه گُــذر کرد زِ تــــو»»

  • «گُــذر کن از هَــرچه گُــذر کرد زِ تــــو»

  • آدم‌ها وقتی نمی‌توانند دوستت داشته باشند، به تو ترحم می‌کنند. من از ترحم بیزارم... آدم باید یا عاشق باشد یا هیچ. - عباس معروفی | سال بلوا

  • حالا چون آدم‌های بدبخت‌تر از ما در دنیا و تاریخ وجود دارند، ما باید از وضعیت کنونی خود راضی باشیم؟

  • 16 июн.402из giccccccc

    حالا چون آدم‌های بدبخت‌تر از ما در دنیا و تاریخ وجود دارند، ما باید از وضعیت کنونی خود راضی باشیم؟

  • 21 мая591из thenimbuss

    «تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد، من هنوز با این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، آیا دنیای دیگر به چه درد من می‌خورد؟» _صادق هدایت.

  • مغزم تهی شده از واژه ها دست هایم نمی‌خواهند بنویسند؛ حتی تایپ کردن حس و حالم و فعالیت در اینجا برایم کار دشواری شده است. حوصله فکردن به این را هم ندارم ک بیایم و اینجا چیزی بنویسم، مغزم تنها به فکر کردن به چیز های پوچ و غم انگیز یاری می‌کند البته ناگفته نماند بعضی ا‌وقات هم به پایان خویش ….

  • آه، که چقدر اینجا را سوت و‌‌‌ کور کرده ام…

  • من نویسنده نیستم، من تنها از زندگی یاداشت برداری می‌کنم. asma

  • در جریان هستید ک چندی می‌شود نمی‌نویسم؛ می‌دانید چرا؟ چون در دنیایی که حالا هوش مصنوعی متن های پر رنگ و لعابی می‌نویسد‌ و کسانی را میشناسم که روزی نوشتن یک انشاء چند خطی را بدون غلط املایی بلد نبودن حالا نویسنده های بی نقصی شده اند آن هم بدون هیچ تلاش و کوششی جملات سر هم شده ای هوش مصنوعی را به نام خود ثبت می‌کنند . این موضوع کاری کرده است که نوشتن برایم کسل کننده شود و در ردیف نویسنده های مصنوعی نباشم. گرچند من خودم را نویسنده نمی‌پنداشتم و ادعایی برای این نداشتم؛ فقط گاهی می‌نوشتم. (:

  • همه می‌روند؛ اما تنها چیزی که باقی می‌ماند خود از دست رفته‌‌ی توست. asma

  • فکر کنم سال نو شد شروع 1405 را به همگی تبریک میگم امید وارم این سال مثل نمادش زیبا باشد.

  • فکر کنم سال نو شد شروع 1405 را به همگی تبریک میگم امید وارم این سال مثل نمادش زیبا باشد.

  • 👩🏼‍🦯👩🏼‍🦯

  • چقدر ک آمدن عید مضحک شده

  • پاهایم رمق ندارد، می‌توانم پلک زدن هایم را بشمارم و دردش راحس کنم

Asma(VOid) — tgindex