صدای آسپرگر
Статистикаدرباره ی آسپرگر و آسپرگریها aspergery.blogfa.com شهریور 92 برای اولین بار تشخیص آسپرگر گرفتم و از آن پس تاکنون در حال دریافت مداخلات توانبخشی ام. خودم هم: کارشناسی ارشد علوم شناختی-توانبخشی شناختی به دنبال تحصیل در مقطع دکتری علوم اعصاب شناختی
- Последний пост
- 26 нояб. 2023 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
از راهنمای جامع سندروم آسپرگر نوشتهی اتوود اتوود از بزرگترین روانشناسای بالینی و پژوهشگر مسئلهی آسپرگره نباید به خاطر آسپرگر دنبال ترحم شدن باشیم یعنی نباید بگیم ما ناتوانیم و با مرگ خوب میشیم پدر علم کامپیوتر و بسیاری از هنرمندان و دانشمندان آسپرگر داشته یا دارن ونتورث میلر بازیگر گفته که پزشکا براش تشخیص اوتیسم دادن ایلان ماسک که تو زندگینامش گفته گوشش عمل شده به خاطر عدم واکنش به اسم و قلدرای مدرسه انداختنش از راهپلهها پایین، آسپرگر داره الیکس جنروس زیستشناس و کیریانا کوانسیج عصبپژوه از دانشمندان با تشخیص آسپرگرند این که سوتی میدیم، این که دیر اجتماعی میشیم، این که بیشتر در معرض سواستفاده هستیم، به معنی ناتوانی نیست. استادم ابتدا ازم میخواست درمانگر نشم اما بعدا تواناییها و پیشرفتهامو از طریق مداخلات دریافتی توانبخشی دید، گفت بخاطر مشکلات اجتماعیم، به جای ۶ماه، ۱سال کارورزی باید بگذرونم. بعدش بهم مراجع داد. من به خاطر آسپرگر با چالش بیشتر درمانگر شدم اما ناتوان نبوده و نیستم و بالاخره درمانگر شدم. پول داشتین توانبخشی بگیرید نداشتین با کتاب و سرچ با روشهای جبرانی دنبال بهبود وضعیت باشید ☘🌸☘
🔹️سمینار آسپرگر زیستن🔹️ مدرس دوره: رضا خامکی ✨️از تجربهی شخصی تا بررسی علمی سندروم آسپرگر✨️ https://t.me/asperger_voice
اپیزود بیست و یکم پادکست آن سوی اتیسم موضوع:emotional dysregulation یا بد تنظیمی عاطفی در اتیسم با حضور پگاه حق شمار اجرا: صدیقه فراهانی و رضا خامکی https://t.me/aansooyeautism
نقص انسجام مرکزی و توجه زیاد به جزئیات - یادمه درمورد دفاع پایاننامهی ارشدم ایراد گرفتن که چقدر شلوغه اسلایدهای پاورپویتم - استاد راهنمام درمورد ترجمهی مقالهام ایراد گرفت که تمام جدولها و نمودارها رو آوردی و نباید برای مقاله این کار رو کنی - در دوران بچگی مادرم میپرسید چه کردی تو مدرسه، کلافه میشدم چون نمیدونستم این همه اتفاق در مدرسه رو خلاصه کنم. (البته این مسئله با نقایص نظریهی ذهن هم تبیین میشود زیرا فرض میشود که سوالشنونده نمیداند چه اطلاعاتی برای پرسشگر مهمتر است)
چطوری اعتماد یک فرد آسپرگری رو جلب کنیم؟ راه ارتباط برقرار کردن و جلب اعتماد اینا اینه که اول بقیه وارد دنیای اینا بشن. يعنی مثلا اگر یه فرد آسپرگری به کامپیوتر علاقه داره، ازش درمورد برنامه نویسی بپرسید یا اگر هدیه میخرید براش به عنوان دوست، در رابطه با کامپیوتر باشه یا همش بخواهید از علایقش حرف بزنه مثلا نظرش رو درمورد پردازش زبان طبیعی (NLP) در هوش مصنوعی مثل چت جی پی تی بگه. بعدش سعی کنید بهش این حس رو القا کنید که قضاوتش نمیکنید و آدم امنی براش هستید. یه مثال میزنم. من برای شوخی تو صورت همکلاسی زدم تو دوران ارشد که دردسر برام ایجاد شد. بقیه جز استادم رفتارم رو عمدی به حساب آوردن و حتی یک دوست قدیمی روانشناسم گفت ادا درمیارم یا تحلیلهای عجیب روانکاوانه ازش ارائه داد جز استادم که وقتی گفتم برای شوخی زدمش چون تو صورت فلانی زدم خندید، با درک من گفت نتونستی categorize (مقولهبندی) بکنی يعنی نتونستی بفهمی مدل این تیپ آدم با اون تیپ آدم یکی نیست. حالا که بهم حس اعتماد و پذیرش بهم داد، منم حرفش رو گوش کردم چنانچه وقتی گفت فعلا با کسی از همکلاسی هات شوخی نکن گوش کردم به حرفش.
پروفسورهای کوچک و فیلسوفان کوچک تو کتاب راهنمای جامع سندروم آسپرگر خوندم پسران آسپرگری مشهورند به پروفسور کوچک و درمورد یک مسئلهی علمی خیلی اطلاع بالایی دارند و بعضا ثقیل حرف میزنند و دختران آسپرگری مثل فیلسوف کوچک هستند و درمورد مسائل زندگی و انسانی خیلی تجزیه و تحلیل عقلانی دارند گرچه درک شهودیشون از روابط انسانی خیلی ضعیفه
صدای آسپرگر pinned Deleted message
کاربردشناسی در بافت یا استنتاج منطقی؟ اگر چند سال پیش از من میپرسیدند که آیا جملهی سوم، صحیح است یا غلط پاسخ میدادم که دلیلی ندارد که غلط باشد زیرا در نظرم این که راوی گفت که والدین پیتر رستوران دارند، منطقا ناقض این نیست که فروشگاه هم داشته باشند. چنین تفاوت نگاهی، یکی از علل مهم ناسازگاری اجتماعی و دشواریهای ارتباطیام با دیگران بود. اما مردم در زندگی روزمره اگر چنین جملهای بگویند، غالبا منظورشان این است که کسب و کار این والدین صرفا یک چیز است. به چنین بصیرتی با گفتاردرمانی، کاردرمانی ذهنی و توانبخشی شناختی رسیدم.
без подписи
تمرین همدلی در من با بازی با همدلی معکوس #همدلی #همدلی_معکوس
گذشته 👇 همکلاسیها: رضا اومدن تست نیکوتین بگیرن (سیگار بعد از مدرسه کشیده بودم) که من وحشتزده میشدم و آنها میخندیدن (زودباوری و سادگی اجتماعی) حال 👇 یاد گرفتم که در بازی مافیا عمدا به هیچکس تارگت نزنم (تا فکر کنند شهروند مظلومم) یا درصورت مافیا بودن در شرایط حساس به خودی تارگت بزنم (منحرف کردن ذهن بقیه) طوری که درمانگر توانبخشی شناختیام از من پرسید این استراتژیها را از کجا یاد گرفتی که پاسخ دادم خودم کشفشان کردهام
2 مقایسهی مدلهای پزشک، رویکردهای تنوع عصبی و مدل قوی اجتماعی در مورد اختلالات اعصاب و روان منبع: Dwer Patrick (2022), The Neurodiversity Approach(es): What Are They and What Do They Mean for Researchers?, Hum Dev; 66(2): 73–92, https://doi.org/10.1159%2F000523723
без подписи
عزیز صاحب کانال مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم، زحمت کشیده و پس از مطالعهی متن بنده مبنی بر نقد تنوع عصبی آن را نقد کرده و راجع به آن قلمزنی کرده به زودی بر این نقد، نقد خواهم نوشت. تنوع عصبی (Neurodiversity) ابتدا یک جنبش افراطی بود که حتی افرادی با…
مشکل این متن در این است که نه درکی از «امر اجتماعی» دارد، نه فهم تاریخی از مفهوم «هنجار» و نه شناخت نسبی حداقلی از تنوع عصبی. اول: تکالیف مربوط به توجه، چهرهخوانی و .. خود بر اساس نرمها و هنجارهای اجتماعی تعریف شدهاند. بنابراین خنثی و ذاتی نیستند. حتی…
در نقد جنبش تنوع عصبی (Neurodiversity) اصطلاح تنوع عصبی به تنوع مغز انسان در رابطه با جامعه پذیری، یادگیری، توجه، خلق و خو و سایر عملکردهای ذهنی اطلاق می شود. این یک چالش برای دیدگاه های رایج به وجود آمد که برخی اختلالات عصبی-تکاملی ذاتاً پاتولوژیک (آسیب…
در نقد جنبش تنوع عصبی (Neurodiversity) اصطلاح تنوع عصبی به تنوع مغز انسان در رابطه با جامعه پذیری، یادگیری، توجه، خلق و خو و سایر عملکردهای ذهنی اطلاق می شود. این یک چالش برای دیدگاه های رایج به وجود آمد که برخی اختلالات عصبی-تکاملی ذاتاً پاتولوژیک (آسیب گونه) هستند و در عوض مدل اجتماعی معلولیت را به کار می گیرند که در آن موانع اجتماعی عامل اصلی مشارکت در معلولیت افراد است. این دیدگاه به ویژه در جنبش حقوق اوتیسم محبوب است. مخالفان می گویند که مفهوم تنوع عصبی بیانگر واقعیت های افرادی نیست که نیاز به پشتیبانی بالایی دارند. قبول دارم که بسیاری از چالشهای افراد با تفاوت مغزی این است که جامعه آنها را پذیرش نمیکند اما به عنوان فردی که هم از نظر مغزی متفاوتم و هم تحصیلاتم در زمینه ی علوم شناختی است، چنین نقدهایی به این جنبش وارد میدانم: 1) اگر معلولیت صرفا مفهومی اجتماعی باشد، افراد با برچسب معلولیت شناختی باید بتوانند در محیط آزمایشگاهی و غیراجتماعی، تکالیف مربوط به توجه، چهره خوانی و... را به خوبی افراد عصب-طبیعی انجام دهند حال آن که اینطور نیست. 2) این درست است که نباید به زور و یا با تغییر رفتار، افراد متفاوت از نظر عصبی را شبیه افراد عادی کرد اما میتوان موضوع را جور دیگری دید. اینکه به یک فرد کم بینا میتوان عینک داد و بعد گفت حالا تو میتوانی از آن استفاده کنی و میتوانی نکنی. یعنی به جای آنکه رفتارگرایانه آنها را شبیه به دیگران کنیم، آنها را مجهز به تواناییهایی چون ذهن خوانی و... کنیم و بعد به آنها حق انتخاب در رعایت هنجارها و سبک زندگی دهیم. علاوه بر آن، دیدمان به درمان این باشد که از آنجا که آنها حق ارتباط، زندگی، شاد بودن، ازدواج، داشتن کار و... دارند و درمان را نه با هدف شبیه شدن شان به افراد نرمال بلکه توان بهره مندی شان از حقوق شان آن هم به انتخاب خودشان به کار ببریم. 3) اگر قرار است که از سوگیری های تحقیقاتی و علمی در پژوهش ها و درمانهای افراد متفاوت از نظر مغزی اجتناب کنیم و کاری کنیم که هر چه بیشتر تصورمان از افراد متفاوت از نظر عصبی واقعگرایانه باشد، راهش این نیست که علم را تعطیل کنیم و روانشناسی و عصبشناسی و روانپزشکی را در برابر اوتیسم و نقص توجه و... بدانیم بلکه راهش این است که افراد متفاوت از نظر عصبی وارد رشته های علوم اعصاب، روانپزشکی و... شوند مانند هانا بلچر روانشناس آسپرگر یا کیریانا کوانسیج متخصص علوم اعصاب آسپرگر. شبیه تلاش زنان اتیستیک مثل هانا بلچر که با تحقیقات علمی نشان دادند که سوگیری جنسیتی در تشخیص اوتیسم وجود دارد و چنین نیست که واقعا آمار اوتیسم در پسران، چهار برابر دختران باشد.
اپیزود بیستم: اتیسم در دختران #صدیقه_فراهانی و #پگاه_حقشمار https://t.me/aansooyeautism * اوتیسم به اصطلاح خفيف در دختران خیلی پیچیده است. مثلا من یکی از مراجعان استادم را که دختربچه است، به خاطر سه چیز آسپرگر تشخیص دادم: یکی کلکسیونر بودنش (وسواس روی اشیا) دوم مورد قلدری واقع شدنش چنانچه خودش با عصبانیت میگفت بقیه میخوان الکی تقصیر رو بندازن گردن من بگن این دختر بدیه (پیچیدگی ارتباطات اجتماعی را متوجه نشدن و بازی خوردن) و سوم بدغذایی شدیدش (مشکلات حسی). استادم تشخیص مرا تایید کرد و گفت هیچ جا دیگه اینو متوجه نشدن و رفتارهای خام اجتماعیش رو به پای اضطراب گذاشتن درحالیکه اضطرابش ثانویه است عمدتا. از طرفی هم فکر میکنن بلبل زبونه نمیتونه تو طیف باشه
🔹🔹کتابی از اولین نویسنده کودک PDD @sarbook_kashan "مثل شازده کوچولو" اثری از "محمد جواد بارفروش "، دانش آموزی ازکاشان است که به رغم داشتن مشکلات نگارنده،متن کتاب، خواننده رابه شگفتی وا می دارد. این کتاب شامل نوشتههای کوتاه، دریافت های ذهنی متفاوت یک کودک اتیستیک از جهان هستی مشابه نگرش متفاوت «شازده کوچولو» درسفرش به سیاره ماست. چون تلاش چندساله برای ایجاد تکلم جواد نتیجه معقولی نداد،تلاش ها روی سوادآموزی او متمرکز شدو او توانست درکمتر ازیکسال نوشتن ومحاسبات رابیاموزد! کتاب «مثل شازده کوچولو» گزیده ای ازنوشته های محمدجواد در سه سال است که به کوشش معلم او جمع آوری وتوسط انتشارات سوره تماشا به بازار نشرعرضه شده است. جواد میگوید: «نون. سوگند به قلم وآنچه می نویسد، که تو به نعمت پروردگارت مجنون نیستی، قلم من توان من است، بیان من است، راه من مسیر طلایی،بال و پر پرواز من...» مطالعه این کتاب به تمامی افراد، بویژه کسانی که روحی لطیف ونگرشی عمیق دارندتوصیه می شود. 🔹 این کتاب را از فروشگاه ساربوک یا آدرس زیرتهیه نمایید http://Www.instagram.com/sarbook.kashan 📚 #مثل_شازده_کوچولو ✍🏻 #محمدجواد_بارفروش_مقدم
دربارهی ماتریس عصبشناختی تحقیقاتی RDoC در مطالعات اختلالات اعصاب و روان