tgindex
اسرار وعده حق ᷍⍣

اسرار وعده حق ᷍⍣

Статистика
@asrarmeeперсидский

دعوت به حق 786 ✨ اگه با اینجا آشنا شدی حتما یه دلیلی داره پس دلیلش رو پیدا کن 🦋 مطالبی کاربردی از خودشناسی تا توانایی ها فراروانی

Последний пост
7 дек. 2024 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
63
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 605
−7 за 4 дн.
Сутки
−2
−0,12%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
568
40 постов
Вовлечённость
35,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 63
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ‍ "یکتایی و نه تنهایی" "یکتا" باش. منحصر بفرد. همانگونه که پروردگارت تو را آفرید. اما "تنها" نباش. تنهایی ارزش نیست. "تنهایی" چیزی است و "یکتایی" چیز دیگری. این دو یکسان نیستند. می گویند؛ خدا تنهاست. اینطور نیست. این خلاف آیات قرآن است. خلاف عقل نیز هست. خداوند، یکتاست و نه تنها. او با بندگانش است. با مخلوقاتش حال می کند "هو معکم"..."انَّ اللهَ مَعَنا"... "واللهُ مَعَکُم"..."اِنَّ مَعِیَ رَبِّی"... او با بندگانش سخن می گوید، سخن شان را می شنود، اجابت شان می کند، اداره شان می کند، محافظ شان است، رازق شان است، او هر آن، در کاری است. کسی که با همه هست و بهترین تعامل را دارد، تنها نیست. او یکتاست. یگانه است. فرد است. پس "تَخَلَّقُوا بِاَخلاقِ الله". تو هم همچون خدایت یکتا باش و تنها نباش. تنهایی، رنج است، انزواست، بی کسی است، چون مرگ است. تنها نباش و اما #یکتا باش. خودت باش. اگر یکتایی ات را آگاه شوی، بوی الوهیّت گرفته ای. یکتایی ارزشی الهی است. حقیقت زندگی است. بر پای خویش بودن و از چشمه ی خویش نوشیدن است. اما #تنهایی و #انزوا، #گندیدن در خویش است. تن دادن به حماقت است. رفتن به هلاکت است. زیرا چنین چیزی خلاف ناموس هستی است. چه هستی، با ارتباطات خویش، زنده و پویاست ... @asrarmee

  • حقیقت آیه “آیَتُکَ أَلّا تُکَلِّمَ النّاسَ” (آیهٔ تو اینست که با مردمان سخن نگویی)! - آیه لزوماً آنچنان‌که بسیاری پنداشته‌اند به معنای حرف و سخن نیست. آیهٔ واقعی دیدنی است. باید آن را دید. اگر می‌خواهی ببینی باید #سکوت را بیاموزی. باید #خاموش شوی و قضاوت‌های ذهنی‌ات را بدور بیندازی. کسی که ذهنش شلوغ است، کسی که با خودش درگیر است و مدام در سرش با خودش حرف می‌زند، چشمانش نمی‌بینند. چنین کسی به هر‌کجا بنگرد ذهنیت خود را می‌بیند، نه حقیقت آنچه هست را. نه حقیقت آیه را. دیدن حقیقتِ آنچه هست، سکوت می‌خواهد. تو آیه و نشانه‌ای داری که با حرف و قیل و قال به آن نمی‌رسی. آن را با جار و جنجال و جدال در نمی‌یابی. آن تنها با سکوت و خاموشی بدست می‌آید. با تسلیم محض. مراقبهٔ اصیل این سکوت همه‌جانبه را به تو می‌آموزد و تو را آمادهٔ دریافت آیه‌ات می‌کند. آیه‌ای که اِعجاز می‌کند و حقیقت را می نمایانَد. ای دوست، دوره‌ای را به سکوت بگذران. خودت را از برداشت‌ها و نظریه‌ها و نظریه‌پردازها رها کن. برای سالکانی که خواهانِ دیدن‌اند این دوره‌ای لازم و ضروری است. از حرف و سخن و واژه آزاد شو و در خانهٔ قلبت با چشمانی باز و بی‌قضاوت ساکن باش. چشم قلب تنها با این سکوت و خاموشی است که باز می‌شود. بدون این سکوت و تطهیر درون، هر دیدنی کوری است. دیدن نیست. توهّم دیدن است. @asrarmee

  • دین اجباری “اَنُلزِمُکُمُوها وَ اَنتُم لَها کارِهُونَ” (آیا ما باید شما را در حالی‌که از آن اکراه دارید به آن وادار کنیم؟!) - ای دوست، هدایت امری #اجباری نیست. کسی را به زور نمی‌توان دیندار کرد. این نکته را نوح پیامبر خوب فهمیده است. او موظف است پیامش را برساند و کشتی‌اش را بسازد، اما موظف نیست که حرفش را به زور به مردمان بقبولاند و یا آنها را به زور سوار کشتی کند. چنین کاری نه معقول است نه شدنی. مردمان اختیار دارند حرف او را بپذیرند یا نپذیرند. زیرا در پذیرش دین اجباری نیست. اصلاً کار دین با اجبار پیش نمی‌رود. دین، #قلب پذیرا می‌خواهد. این جملهٔ نوح(ع)، این آیهٔ شریفه، خود تفسیر گویای دیگریست از برای آزادمنشانه‌ترین آیات قرآن یعنی “لا اِکراهَ فِی الدّین”. این “اَنُلزِمُکُمُوها” فعلی از مادهٔ الزام است. به شکل و پیوند حروفش توجه کن! آن شکل و پیوندی غریب و فشرده و نامأنوس دارد. حتی قرائتش براحتی ممکن نیست. گویی آن را به زنجیر بسته‌اند. دین خدا اینگونه شکوفا نمی‌شود! نوح قرار نیست کسی را ملزم به پذیرش چیزی کند. اصلاً پذیرش #زوری ارزشی ندارد. نور و رستگاری نمی‌آورد. بر فرض حتی اگر کسی چیزی را که قلباً نمی‌خواهد، به زور و اجبار و در ظاهر بپذیرد، تازه اول بدبختی و خسارت است زیرا در اینصورت به #نفاق و دوگانگی دامن زده شده است. و نفاق و دوگانگی، یک بیماری خطرناک نفسانی است. بر ضد توحید است. وقتی کسی چیزی را در ظاهر بپذیرد اما در قلب انکارش کند این عین نفاق و دوگانگی است. ای دوست، اجبار و الزام، دین حقیقی را متجلی نمی‌کند، عشق و محبت نمی‌آفریند و نجات و رستگاری نمی‌آورد. با زور و اجبار و خشونت نمی‌توان خدا را محبوب دل‌ها کرد. @asrarmee

  • هرکه را بخواهد “یَهدِی مَن یَشاءُ اِلیٰ صِراطٍ مُستَقِیمٍ” (هر که را بخواهد به راه راست هدایت می کند) ⭐️ دقت کن! نمی‌گوید هر که را که عالِم باشد، نمی‌گوید هر که را که عابد و زاهد باشد، بلکه می‌فرماید هر که را بخواهد! پس هرگز از رحمت خداوند ناامید مباش هرچند خود را گناه‌کار بدانی. به خداوند بخشنده و مهربان ظن نیک داشته باش، چه هر کس با همان گمانی که دارد با او لقاء خواهد داشت. پس با قلبت از آن یگانهٔ بی‌نیاز بخواه که جزو این “مَن یَشاء” باشی. که اگر باشی رستگاری‌ات قطعی است. مهم نیست که‌ای و کجایی. هر که باشی و هرجا که باشی، به بهترین راه‌ها هدایت می‌شوی. هرگز در نمی‌مانی و وصولت به حقیقت قطعی است. @asrarmee

  • روز حسرت “ما اَغنیٰ عَنهُم ما کانُوا یُمَتَّعُونَ” (برخورداری‌هایشان به کارشان نیامد)! ⭐️ روزی که داشته‌ها و برخورداریها و حتی دانستگی‌های آدمی بکارش نیاید، آن، روز #حسرت و مغبون‌زدگی است. وضعیت ظالمان و مجرمان اینگونه است و عاقبت‌شان اینگونه رقم می‌خورد. تنهای تنها، با وجود داشته‌‌ها و امکاناتی بلا استفاده! زیرا عذاب الهی بخاطر دستاوردهای پلیدشان “بَغتَةً” یعنی بطور ناگهانی آنها را فرا می‌گیرد. و بشنوید ادامهٔ آیهٔ مذکور را؛ “وَ ما اَهلَکنٰا مِن قَریَةٍ اِلّا لَهُم مُنذِرُنَ” (و ما هیچ قریه‌ای را هلاک نکردیم مگر آنکه پیش از آن برایشان هشداردهندگانی بود)! “ذِکریٰ وَ ما کُنّا ظالِمِینَ” (این پند است و ما #ستمکار نیستیم)! ای دوست، در چنین روزی هیچ ثروت و داشته‌ای به درد نمی‌خورد و هیچ‌یک از دانستگی‌ها و تکیه‌گاه‌ها بکار نیاید. چه آنچه هست حق است و جز حق جاری نمی‌گردد. “وَ نَستَغفِرُ اللهَ رَبَّنا وَ نَتُوبُ اِلَیهِ” @asrarmee

  • عمل صالح “وَاعمَلُوا صالِحاً” (عمل صلح‌آمیز انجام دهید)! ⭐️ همانطور که پیش از این نیز گفته‌ام؛ صالح، ریشه در صلح دارد. واژه‌اش این را فریاد می‌زند. صلح، مصدرش است. محل صدورش است. هر کار به ظاهر نیکی را عمل صالح نگویند. بلکه آن عملی را گویند که صلح‌آمیز، وحدت‌بخش، و به نیت آشتی و مودّت صورت پذیرد. عمل صالح، کار هر کسی نیست. قلب سلیم می‌خواهد. عشق به صلح می‌خواهد. خشونت‌مداران قادر به عمل صالح نیستند. قلب‌های آنها با #صلح و دوستی و پذیرش دیگران، بیگانه‌ است. وقتی صلح‌خواه و صلح‌جو نباشی اگر همهٔ دنیا را هم انفاق کنی، تو عمل صالح انجام نداده‌ای. عمل صالح چیز دیگری است. و قرآن همه را دعوت به انجام عمل صالح می‌کند. خداوند امر به عمل صلح‌آمیز دارد. زیرا او صلح را بهترین می‌داند؛”الصُّلحُ خَیرٌ”. وقتی دو نفر را به نیکی آشتی دهی، تو عمل صالح انجام داده‌ای. وقتی با کلمه‌ای قلب کسی را با خدا نرم و پذیرا کنی، عمل صالح انجام داده‌ای. وقتی خالصانه هدیه می‌دهی و دوستی‌ها را پاس‌می‌داری و قلب‌ها را به هم نزدیک می‌کنی، تو عمل صالح انجام داده‌ای. وقتی گره از کار دیگران می‌گشایی و بجای تنش و تفرقه، وحدت ایجاد می‌کنی، تو عمل صالح انجام داده‌ای… هر عمل صالحی باید ریشه در صلح و آشتی و وحدت داشته و به همین نیت باشد. بدان که یگانه مصلح بزرگ، خود خداست و به تبع او هر آن کسی است که کارها را به صلاح آورد. تنش‌زدایی ‌کند و قلب‌ها را به نیکی و سازندگی به یکدیگر پیوند زند. از خداوند منان مسئلت داریم که ما را توفیق عمل #صالح عطا فرماید. @asrarmee

  • تو مسئول خودت هستی “یا اَیُّهَاالَّذِینَ آمَنُوا عَلَیکُم اَنفُسَکُم” (ای اهل ایمان، شما مسئول خودتان هستید)! ⭐️ اگر کسی پیام این آیه شریفه را فهم کند، هرگز به خود اجازه نخواهد داد که در امور دیگران به ویژه در زندگی خصوصی‌شان #دخالت کند. چنین دخالت‌هایی مذموم و گاه دارای عواقب وخیم و ناسازنده است. حتی از دین و آیین کسی پرس‌و‌جو مکن. امام صادق(ع) می‌فرماید؛”لا تُفَتِّشِ النّاسَ عَن اَدیانِهِم فَتَبقی بِلا صَدِیق”(از دین و آیین مردم پرس‌و‌جو مکن که بی‌دوست می‌شوی! بحارالانوار ج ۷۵ ص ۲۵۳). عدم #تجسس و عدم دخالت در زندگی و امور شخصی مردمان یک فضیلت بزرگ است. ضعف نیست. نشانهٔ ایمان است. یک مؤمن #فضول نیست. پیامبر(ص) می‌فرماید؛”اِنِّی لَم أُومَر أن أنقبَ عَن قُلُوبِ النّاسِ و لا أشُقّ بُطُونَهُم” (من مأمور نیستم که دل‌های مردم را بکاوم و درونشان را بشکافم! کنزالعمال ج ۱۱ ص ۳۱۱). هم قرآن و هم سنت نبوی دخالت در امور مربوط به دیگران را ناپسند و مذموم می‌شمارد. یک مؤمن مراقب نفس خودش است. مسلط بر نفس خودش است. اگر مؤمنی چنین باشد، حتی هیچ گمراهی نمی‌تواند به او ضرر رساند؛”لا یَضُرُّکُم مَن ضَلَّ اِذِ اهْتَدَیتُم”! و این ادامهٔ آیه هست! ای دوست، پس به فرمودهٔ این آیه، به کار خودت مشغول باش، نفس خودت را دریاب، حاکم بر نفس خودت باش و بدنبال حاکمیت بر دیگران مباش. “عَلَیکُم اَنفُسَکُم”! تو مسئول خودت هستی. این کاری است که از تو خواسته‌‌اند. دخالت و تجسس را نخواسته‌اند. دخالت‌ها و تجسس‌ها موجب رشد تو نمی‌شوند. بلکه بالعکس ایمانت را #تخریب می‌کنند. @asrarmee

  • https://t.me/+oAY6Gup1Tco1NmJk سلام دوستانی که میخواستند با ادمین ارتباط برقرار کنند ولی شرایط نبود الان میتونند از طریق گپ بالا با ادمین صحبت کنند

  • لباس آزادگی “لِباسُهُم فِیها حَرِیرٌ” (لباس‌شان در آنجا آزادگی است)! ⭐️ حریر از ریشهٔ حُرّ و حرّیت است. آن به معنای پارچهٔ عادی #حریر نیست که بسیاری تصور کرده‌اند. کیفیت بهشتی لباسی متناسب با خود دارد. بهشت #آزادی، لباس آزادگی می‌طلبد. هر که آزاده است لباسی بهشتی دارد و هر که بهشتی است لباس آزادگی. چه آزادی و آزادگی نرم‌ترین و لطیف‌ترین پوشش‌هاست. آن که به این لباس آراسته است؛ زبانش نرم و سازنده، نگاهش گرم و فروزنده، دستانش خیر و دهنده، و وجود ذی‌وجودش عَلَم هدایت‌کننده است. هیچ پوششی زیباتر و ارزشمندتر از لباس آزادگی نیست. اهل بهشت لباس خشنِ تعصب بر تن ندارند. لباس‌های خشن برازندهٔ آنها نیست. ای دوست، بسیاری از بهشتی‌یان لباس‌شان را از همینجا بر تن دارند. نشانه‌شان در دنیا همین است. @asrarmee

  • با بخشیدن،به دست آور “وَ لا تَمنُنْ تَستَکثِر” (و منّت مگذار و فزونی مجوی!) - کاش می‌دانستی که برخی چیزها با فزونی نجستن، افزون می شوند و برخی با فزون طلبی کاسته می گردند! سرّی است عجیب! چون بدهی می‌گیری. چون ببخشی برخوردار می‌شوی. تو آنگاه که بی‌منّت #انفاق کنی به واقع بر داشته‌‌های خودت افزوده‌ای. چون دیگران را آگاهی بخشی، هدایت خود را افزون‌ کرده‌ای. آنگاه که خدمت خلق خدا کنی، جهانی خادمت خواهد شد. این روند باطنیِ آفرینش خداست. تو با بخششِ بی‌منّت است که وجود خود را گسترش می دهی. از جزء به کل می‌روی. و بالعکس؛ منّت‌گذاری و خودخواهی و فزون‌طلبی، حیطه وجودی تو را تنگ‌تر می کند. تو را به زندان تاریک داشته‌هایت می کشاند. اسیر ذخیره‌سازی‌هایت می شوی و عاقبت نیز زیر تلنباری از داشته‌ها مدفون می‌گردی. ای دوست، راه برخورداری از مواهب و نعمات، ذخیره‌سازی‌های خودخواهانه و همواره دست‌بگیر داشتن نیست. اینها همه اسارت و وابستگی است. ضد زندگی و ضد آزادی و ضد جریان ناب حیات است. عطا کردن، پویایی است. آن نشانهٔ زنده بودن است. “با بخشیدن، بدست آور” که این قانون فقط برای مادیات نیست بلکه سنتی است دیرینه که تمامی عوالم معنوی را در بر گرفته است. بدان که این روند، طریقت همهٔ سالکانی است که بسم الله الرحمن الرحیم، یگانه قانون زندگی‌شان است. @asrarmee

  • حقوق بشر “مَن قَتَلَ نَفسَاً بِغَیرِ نَفسٍ أَو فَسادَاً فِی الاَرضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمِیعَاً” (هر کس فردی را به ناحق و به ‌گناه ناکرده در زمین بکشد، مانند آن است که همهٔ مردمان را کشته است!) - این آیه شریفه خود اعلام یک حقوق بشر ناب و متعالی است. از منظر این آیه، چنین قاتلی یک نفر را نکشته است، بلکه همهٔ مردمان را کشته است. او #قاتل همه است نه یک نفر. دقت کن؛ در این آیه حتی حرف از آن نیست که فرد کشته شده، اگر مؤمن و مسلمان باشد، چنین است. بلکه می فرماید؛ ”نَفسَاً” (هر کسی را)! این یعنی اوج #حرمت نهادن به جان همهٔ انسان‌ها، صرف نظر از هر فکر و اندیشه‌ای که دارند. جان یک نفر همچون جان همهٔ مردمان تلقی شده است. این آیه اشاره به پیکرهٔ واحدهٔ انسانی دارد. جان‌ها همه به هم مربوط‌اند. پس همه مسئولند. کسی نمی تواند نسبت به قتل به ناحق دیگری بی‌تفاوت باشد. زیرا تکه‌ای از وجود خودش کشته شده است. هر چند که قرآن در جای دیگری می‌فرماید؛ چنین قاتلی بی شک مجازاتی سخت خواهد شد؛ “وَ مَن یَفعَل ذٰلِکَ یَلقَ أثامَاً “. همچنان که در آیه‌ای دیگر به صراحت می فرماید؛ “هر کس که مظلومانه کشته شود برای خونخواه‌اش سلطه‌ای مقرر کرده‌ایم؛”وَ مَن قُتِلَ مَظلُومَاً فَقَد جَعَلنَا لِوَلِیِّهِ سُلطانَاً “. ای دوست، انسان خداباور امروز باید به فهم و درایت یاد بگیرد که دینداری واقعی در زندگیِ #اجتماعی، حرمت نهادن به #جان دیگران و آسیب نزدن و آزار نرساندن به آحاد جامعهٔ بشری است. رعایت این نکات است که جامعه‌ای سالم و متوازن به بار می آورد. @asrarmee

  • در مدارخویش "کُلٌّ فِی فَلَکٍ ! " (هر کدام در فَلَک خویش‌اند)! این جهان آفرینش زنده و هوشمند است و هر نیرویی در #مدار خویش قرار دارد. نظمی مسحورکننده که ذهنی نیست، فراذهنی است. آن که در مدار فطری خویش است زنده و کارآمد است. نقش‌اش اساسی و تعیین‌کننده است. دقت کن! این آیه از معدود آیاتی است که حتی اگر بر عکس بخوانی؛ یعنی از آخر به اول بیایی باز همان “کُلٌّ فِی فَلَکٍ” می شود! این یعنی هم در سیر صعود و هم در سیر نزول هویت واحد دارد! این گونه جملات دارای اقتداری مضاعف‌اند. آیه “رَبُّکَ فَکَبِّر ” را هم که پیش‌تر شرح گفتیم در همین سیاق است. آن را هم اگر از آخر به اول بخوانی باز جمله “رَبُّکَ فَکَبِّر” می شود! ای دوست، این در مدار فطرت الهی خود بودن و به کار خویش مشغول بودن، هویتی حقیقی و اقتداری آسمانی می آورد. این به معنای همان خود بودن اصیل است. تو اینگونه کارآمد می شوی و نقش واقعی خود را در هستی به نیکی در می‌یابی. در مدار خود بودن، بر اساس فطرت الهی خود زندگی کردن، هماهنگی با کل هستی است. یک پیروزی عظیم است. حال آنکه بر ضد فطرت خود بودن و خروج از مدار حقیقی، حذف شدن و هلاکت است. @asrarmee

  • اگر او بخواهد! "وَ کانَ اَمرَاً مَقضِیّاً " (و این کاری است حتمی و انجام شده)! وقتی خداوند #اراده بر انجام کاری کند تمامی ذرات آسمان و زمین #جنود او می شوند. حتی تک تک سلول‌های بدنت. همه چیز دست بدست هم می‌دهند و آن کار را انجام شدنی می‌گردانند. در این روند؛ بزرگ یا کوچک، مرئی یا نامرئی، موافق یا مخالف، دور یا نزدیک فرقی ندارند. همه در خدمتند و آن کار انجام شدنی است. تمامی نیروهای هستی حتی اگر متضاد هم باشند -چه بدانند چه ندانند، چه بخواهند چه نخواهند- در خدمت انجام آن کار قرار گرفته‌اند. دگرگونی‌های بزرگ اینگونه اتفاق می‌افتند. واقعاً مسحورکننده است. در این روند؛ حتی دشمنان تو، باعث رسیدن برکات بزرگ به تو می‌شوند. و دقیقاً از این روست کـــــه سالکــــان فرهیختـــه همواره تسلیم اراده‌ی الهی اند. اراده‌ای سرشار از خیر که همواره خیر و برکت و آزادی به بار می آورد. "پروردگارا، نورا، وجودا، اراده‌ِی تو، و نه ارادهِ‌ی تاریک و نفسانی من!" @asrarmee

  • ربِِّ تو، با خود توست. "اِنِّی اَنَا رَبُّکَ ! " (منم من، پروردگار تو)! - ای موسی، این “اِنِّی اَنَا” پروردگار توست. این “منم من” ربّ توست. این خود متعالی ربّ توست. به کجا می‌نگری؟! عمق درون خودت را بنگر. #عرش رحمان #قلب خودت را بنگر. آن چه که در بیرون می‌بینی، فرافکنی نور قلب خود توست. منشأ آنجاست. ربّ تو، با خود توست. با مَربُوب است. آن “اِنِّی اَنَا” جدا از تو نیست. و این تنها من واقعی جهان است. هر من دیگری جز این دروغین و باطل است. این “من” نزدیکترین است. نزدیکتر از رگ‌گردن. پس کفش هایت را در آور؛ “فَاخلَع نَعلَیکَ ”؛ زیرا برای ورود به قلمرو پاک درون به هیچ کفشی نیاز نیست. دریاب نکته را. @asrarmee

  • اهل کتاب از منظری دگر ‌اهل کتاب از منظری دیگر؛ کسانی اند که #نوشته پرست اند. بجای خداوند حیّ، نوشته‌ها را می‌پرستند. بنده و اسیر نوشته‌های قُدَمایند. در باب هر مسئله‌ای می‌گویند که در آن #کتاب این را نوشته و در آن دیگری، آن را. حجت و دلیل و راهبر زندگی شان صرفاً نوشته های گذشتگان است. با نوشته‌ها و واژه ها و جملات آن سرگرم‌اند، و با رجوع به آنها قانع می‌شوند. این یعنی؛ اینان اهل تسلیم بودن به حقِ زنده و جاری نیستند. خود اهل مشاهده نیستند. جریان حیات خداوندی حاکم بر ایشان نیست، بلکه نوشته‌ها و محفوظات‌شان، حاکم بر ذهن‌شان و حاکم بر زندگی‌شان است. اینان جهان را از چشم نوشته‌های مردگان می‌بینند. از خود چشمی ندارند. نادانسته بنده‌ی مردگانی‌اند که میراثی به نام نوشته برایشان بجا گذاشته‌اند. پس بنده‌ی حیّ نیستند. بنده‌ی زنـــده نیستند. زنده به اکنون و اینجا نیستند… حال آنکه آگاهی امری زنده است. فِی الحال است. تو آگاهیِ زنده را در نوشته‌های مرده و منسوخ نمی‌یابی. مرده، آگاهی زنده ندارد. آن حلّال مشکلات کنونی تو نیست و نبوده و نمی‌تواند باشد… و دقیقاً از این روست که در قرآن “اهل کتاب” مذمّت شده‌اند . قرآن کریم، از خدای حیّ سخن می‎گوید. از جریان حیات و حیات طیبه سخن می گوید. قرآن، دعوتش به زندگیست. زندگی ای که از هم اکنون و همینجا باید بدان وارد شد. ای دوست، اهل قرآن، اهل کتاب نیستند. آنها “اهل ‌الله‌اند. و اهل الله کجا و اهل کتاب کجا! @asrarmee

  • تسلیم. "فَهَل اَنتُم مُسلِمُونَ " (آیا شما تسلیم شدگانید)؟! "تسلیم" از مقوله‌ی اختیار است، نه جبر. می‌توانی #تسلیم نباشی و هر کاری که دلت خواست بکنی. اما اگر تسلیم #حق، تسلیم راستی و درستی، تسلیم واحد مطلق شدی، این به اختیار خودت بوده است. تسلیم از مقوله‌ی اختیار است. تو در تسلیم، آگاهانه از اراده‌ی بشری خود دست شسته و ارداه‌ی الهی را می پذیری و به جریان زنده‌ی حیات وارد می‌شوی. در “تسلیم” چشمانت گشوده می شود. تو آن به آن حقایق هستی را شاهد خواهی بود. زیرا آنچه که انسان را کور می‌کند، آرزوها و امیال خودش است. تو با تسلیم، بینا خواهی شد. سمیع و بصیر می‌گردی. زیرا تسلیمِ آگاه مطلق بودن، آگاهی می‌آورد. تسلیم، بیداری است. رستگاری است. خروج از زندان ذهن و ذهنیات خود است. @asrarmee

  • حقش را بدهید! "آتُوا حَقَّهُ " (حقش را بدهید)! هر چیزی که آفریده شده، حقی دارد که باید پرداخت شود. اگر چه یک خوشه‌ی گندم خشکیده باشد. خداوند موجود بی‌حق نیافریده است. این ناممکن است، زیرا آفریننده خود “حضرت حق” است. حتی مخالف و دشمن تو نیز حقی دارد. تو باید پیش از هر چیز به #حق ها توجه کنی. یک سالک باید حق هر چیز و هر کس را بشناسد و آن را به نیکی ادا کند. نکته این است که درجات حق در وجود هر کس و هر پدیده‌ای به فراخور حال و عملکردشان متفاوت است. برخی درصدی از آن را دارند و برخی بیشتر. اما اینکه موجودی باشد که هیچ حقی نداشته باشد، در قاموس سالکان وجود خارجی ندارد. ای دوست، اگر آدمیان حق هر کس و هر چیز را به رسمیت بشناسند و ادا کنند، جهان خودانگیخته بسوی #صلح و آرامش خواهد رفت. نکته این است که بسیاری از ما جز خودمان و منافع خودمان، حقی برای دیگران قائل نیستیم. حرفش را می‌زنیم و سیاستش را بازی می‌کنیم، اما عامــل به ادای آن نیستیم. زیرا جز خودمان و برداشت‌های خودمان، حق دیگران را عملاً باور نداریم و وقعی به آن نمی‌نهیم. حال آنکه سالک حق، آن است که قادر است حق را در همه چیز و همه کس ببیند. کم باشد یا زیاد. خوشایندش باشد یا نباشد. او حق بین است. حق جوست. کارش شناخت حق، ادای حق، و بالنتیجه ظهور حق است. او برای همین به زمین آمده است. او حتی گاه حاضر است برای ایفای حق مخالفانش، جان خودش را هم بدهد. زیرا آنچه که برای او مهم است حق است، نه موافقت و مخالفت. حق کجاست؟! این سؤال زنده و همیشگی اوست. پس در هر فرصتی ادای حق می کند. “حق” برای او خداست. او راستی و درستی را بنده است. فلذا در باب هر کس و هر چیز و هر ماجرایی، حق را در اندیشه و گفتار و رفتارش -به بهترین وجه- به ظهور می‌رساند. @asrarmee

  • خیانت به خود! "الَّذِینَ یَختانُونَ اَنفُسَهُم " (کسانی که به خود خیانت می کنند)! #خیانت به خود از بدترین انواع خیانت است. آن یک حماقت بزرگ و خودزنی سفیهانه است. در این نوع از خیانت؛ می‌دانی که راست چیست و حق کدام است اما دروغ می‌گویی و به #باطل دامن می‌زنی. می‌دانی که راه خیر و روشنی کدام است اما به بیراهه های تاریک می‌روی و می‌رانی. می‌دانی که اجبار و #خشونت به رستگاری منجر نمی‌شود اما همچنان خشونت می‌ورزی. می‌دانی که برداشت و قرائت‌ات از دین خدا، نابجا و مخرب و ویرانگر است اما همچنان بر آن اصرار می‌ورزی. می‌دانی که این عمل یا قضاوتت، خدا را محبوب دل‌ها نمی‌کند بلکه انزجار و نفرت بیشتر به بار می‌آورد، اما باز مرتکب می‌شوی… آری، در خیانت به خود، تو قلباً خیر و خوبی را می‌شناسی اما همواره خلاف آن گام می‌نهی. و چنین کاری پیش از آن کـــه خیانت به دیگران باشد، خیانت به خود است. خیانت به فطرت پاک الهی خویش است. فطرتی که بر توحید و عشق و رحمت واسعه بنا شده است. بدان که خداوند خائنین به خود را دوست ندارد و سرانجام شان به فلاح و رستگاری منجر نمی‌شود. ای دوست، به فرموده این آیه شریفه هیچ‌گاه از کسانی که به خود خیانت می‌کنند، حمایت مکن، که تو نیز به آتش شان خواهی سوخت؛ “لا تُجادِل عَنِ الَّذِینَ یَختانُونَ اَنفُسَهُم ” (هیچگاه از کسانی که به خود خیانت می‌کنند، حمایت مکن! ) @asrarmee

  • خدارا بسیار یاد کنید! "وَ نَذکُرَکَ کَثِیرَاً " و تو را بسیار یاد کنیم! ای دوست، یادکرد خدا، یادکردی همه جانبه است. تو وقتی به عظمت هستی می‌نگری، در حال #یاد کردن اویی. وقتی کسی را #خالصانه کمک می‌کنی، در حال یاد کردن اویی. وقتی به عهدت وفا می‌کنی، در حال یاد کردن اویی. وقتی بخاطر برخورداری و آرامش دیگران از حق خودت می‌گذری، در حال یاد کردن اویی. وقتی به راستی و درستی #تسلیم می شوی، در حال یاد کردن اویی. وقتی گواهی و شهادت راست می‌دهی -و لو بر علیه خودت- تو در حال یاد کردن اویی. وقتی بتوانی رشوه بگیری و رانت بخوری، اما این کار را نکنی، تو در حال یاد کردن اویی. وقتی دخالت در امور دیگران نمی‌کنی و آزار نمی‌رسانی، تو در حال یاد کردن اویی. وقتی به مخلوقات #خدا آسیب نمی‌رسانی و حرمت حیات و محیط زیست را پاس می داری، تو در حال یاد کــــردن اویی. وقتی بتوانی ظلم کنی و حق دیگری را پایمال کنی، اما مرتکب آن نشوی، تو در حال یاد کردن اویی. وقتی خالصانه #عشق می ورزی، تو در حال یاد کردن اویی… ای دوست، یادکرد خدا، فقط به زبان نیست. آن قلمرویی وسیع به وسعت زندگی و تمامیت آن دارد. بدان در هر کاری که وارد می شوی، در آن یادی از خدا هست. پس از آن غافل مشو! @asrarmee

  • بهترین روزی دهندگان "خَیرُ الرّازقِینَ " خدا را از آن رو خیرُالرازقین گفته‌اند که حتی #روزی کافر را نمی‌بُرَد. او برای روزی رسانی‌اش خوب و بد نمی‌کند. خداوند روزی‌رسان همه است، چه باورش داشته باشند چه نداشته باشند. زیرا “خیر” فراتر از خوب و بد است. صیغه مبالغه است. او روزی‌رسان همه‌ی مخلوقات خویش است؛ حال تو چه برخی را خوب بدانی و برخی را بد. برخی را مؤمن بنامی و برخی را کافر. هیچ‌کدام از این اصطلاحات مانع روزی رسانی خدا نیست. همه روزی‌خوار اویند. مخلوق -هر چه و هر که باشد- باید روزی‌اش را دریافت کند. زیرا #خالق او را خلق کرده است! ای دوست، کسانی که نان بُری می کنند، کسانی که برخی دیگر را صرفاً بخاطر فکر و باور و عقیده‌شان، از رزق و روزی خداداده شان می‌اندازند، دورترین انسانها نسبت به اخلاق الهی‌اند. مانع رزق شدن، یک #ظلم فاحش است و خداوند خود حسابرس ظالمان است. پروردگارا، نورا، وجودا، مدد کن تا ما هیچگاه و لو آنی از اصحاب “یَمنَعُونَ الماعُون ” نباشیم. برحمتک یا ارحم الراحمین. @asrarmee