tgindex
𝑨𝒔𝒕𝒓𝒂 𝒓𝒆𝒒𝒖𝒆𝒔𝒕 𝒕𝒐 𝒋𝒐𝒊𝒏

𝑨𝒔𝒕𝒓𝒂 𝒓𝒆𝒒𝒖𝒆𝒔𝒕 𝒕𝒐 𝒋𝒐𝒊𝒏

Статистика
@astrastarworldперсидский
Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
15
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
73
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 008
14 постов
Вовлечённость
1380,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 15
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
32
1/48двое суток
36
1/72трое суток
39

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • اگه بهای چند ساعت آزادی.. دگرگونی کل زندگیت باشه چی؟ یونجون جوون پر شور و پر انرژی‌ای بود که فقط چند ساعت قبل از گرفتار شدن به دست قوانین بهشت، می‌خواست طعم آزادی و طعم زندگی روی زمین رو بچشه. فرشته کوچولو از پرتال عبور کرد و توی آغوش عشقش فرود اومد... بی خبر از اتفاقاتی که توی چند ساعت آینده قرار بود کل زندگیش رو تغییر بده.

  • سلام دوستای قشنگم به آسترا هوم و خونه‌ی سوجون و بقیه کاپلا خوش اومدین چنل اصلی اینجاست خوشحال میشم بیاین پیشمون

  • سلام دوستای قشنگم به آسترا هوم و خونه‌ی سوجون و بقیه کاپلا خوش اومدین چنل اصلی اینجاست خوشحال میشم بیاین پیشمون

  • без подписи

  • 🎞.• لیست فیک‌های آپ شده و درحال آپ ゚・。๑ -Stranger -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Once More To See You -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -My Omega Tastes Like Vanilla -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ, ʙᴇᴏᴍᴛᴀᴇ ゚・。๑ -Love Is a Metaphor -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Silence Lotus …

  • 🎞.• لیست فیک‌های آپ شده و درحال آپ ゚・。๑ -Stranger -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Once More To See You -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -My Omega Tastes Like Vanilla -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ, ʙᴇᴏᴍᴛᴀᴇ ゚・。๑ -Love Is a Metaphor -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Silence Lotus -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Darling Menace -ʙᴇᴏᴍᴛᴀᴇ, ᴋᴀɪᴊᴜɴ

  • без подписи

  • 17 дек. 2024 г.1 720414из astrabyul

    Letter 1: سوبین. اون روزی رو یادت میاد که شب، دیروقت اومدی پایین پنجره و با هم برای قدم زدن بیرون رفتیم؟ هردوی ما کلی حرف نگفته توی ذهنمون داشتیم. سوال‌های عمیق و جواب‌های سرسری. هیچکس اون‌یکی رو مجبور به حرف زدن نمیکرد. -"چرا گفتی قدم بزنیم؟" -"دلم چیپس میخواست." مسخره‌ست نه؟ جواب درست شاید این بود که من ازت بپرسم خود تو چرا به اونجا اومده بودی و در جواب سوالی که ازم پرسیدی بگم به قدری هر لحظه دلتنگت هستم که حاضرم حتی به سایه‌ت هم چنگ بندازم تا لحظه‌ای کنارت بودن رو حس کنم. ولی اون لحظه درست‌ترین چیز رو به زبون آوردم. شاید تو علاقه‌ای به شنیدن حقیقت نداشتی.. کنار هم قدم زدیم و من چون از حسی که بهم داشتی مطمئن نبودم به جای دستت آستین لباست رو گرفتم و دنبالت اومدم. سرخی گوشت رو دیدم ولی به سرمای هوا ربطش دادم. اون لحظه چی تو ذهنت بود؟ توام میخواستی دستمو بگیری؟ یا باز هم فکرت مشغول تمام چیزهایی بود که من توشون حضور ندارم؟ نمیدونم. چیزی نمیدونم. نمیتونم تورو بخونم. تنها چیزی که دلم می‌خواست بهت بگم این بود که من کتابی بودم که تو شاید جلدش رو دیدی و از تا خوردگی گوشه‌ش دلزده شدی. متاسفم که برات خوب و کافی نبودم. ولی بدون برای من، سوبینی مرکز زندگیم بود.

  • 🎞.• لیست وانشات‌های آپ شده: ゚・。๑ -My Way -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Ride or Drive -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -A little Mistake -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -10080 -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -87 Percent -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Cotton Candies -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ, ʙᴇᴏᴍᴛᴀᴇ ゚・。๑ -Dollhouse -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ -ꜱᴏᴏɢʏᴜ ゚・。๑ -The Killa -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Sea Shells For Her -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ, ʙᴇᴏᴍᴛᴀᴇ ゚・。๑ -Back to You -ᴛᴀᴇɢʏᴜ, ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -You're The Heaven -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -All I want for Christmas is you to chill -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -13 percent -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -The killa 02 -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -It's better not to know the truth -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -I still remember you -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Midsummer -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Three calls, one bite, no chill. ゚・。๑ -Debt ⁰¹ -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Debt ⁰² -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -The holy and The red tempt -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Little choi -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -The killa 03 -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Dust on my books -ꜱᴏᴏᴊᴜɴ ゚・。๑ -Dollhouse -ᴋᴀɪᴊᴜɴ -ʙᴇᴏᴍᴋᴀɪ

  • без подписи

  • ╭─────────────── ╰─ · ❥ · ℒℴ𝓋ℯ 𝒾𝓈 𝒶 ℳℯ𝓉𝒶℘𝓱ℴ𝓇 -"میدونی.. میگن عشق چیزی نیست که با جسم درک شه. این روح توئه که به این حس معنی میده." -"ولی من عشقت رو نمیخوام اگه چیزی نباشه که بتونم بهش تکیه کنم و بهش چنگ بندازم." -"همیشه تو بودی جون.. برای من.. این فقط تویی که میتونی به عشق من معنی بدی.." شبی که برای اولین بار از فاصله دور چشم تو چشم شدن.. هیچکس توی اون فضای نیمه تاریک با نورهای رنگارنگ و گرمای الکلی که توی رگ‌ها طغیان می‌کرد حدس نمی‌زد که این نگاه گذرا می‌تونه جرقه‌ی چه افسانه‌ی رویایی‌ای باشه.. 。☆★━━━━━━━━━━━★☆。 ʙʏ: ᴀꜱᴛᴇʀɪᴀ ᴄᴘ: ꜱᴏᴏᴊᴜɴ #LIM🪭

  • ╭─────────────── ╰─ · ❥ · 𝑀𝓎 𝑜𝓂𝑒𝑔𝒶 𝓉𝒶𝓈𝓉𝑒𝓈 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓋𝒶𝓃𝒾𝓁𝓁𝒶 •همه چیز از یه بازی شروع شد.. اگه توی اون قرعه کشی به جای یونجون اسم یه نفر دیگه در میومد چی؟ امگا نگاه شیطنت آمیزی به پسر که وارد آسانسور می‌شد انداخت و پیش خودش زمزمه کرد: -"پیداش کردم.." فکر می‌کرد اون پسر مثل بقیه حرفش رو قبول میکنه و بعد از انجام شرط، هرکس به راه خودش برمیگرده. ولی‌اگه این تازه آغاز راهشون بود چی؟ 。☆★━━━━━━━━━━━★☆。 ʙʏ: ᴀꜱᴛᴇʀɪᴀ ᴄᴘ: ꜱᴏᴏᴊᴜɴ #MOV

  • ╭─────────────── ╰─ · ❥ · 𝒪𝓃𝒸𝑒 𝓂𝑜𝓇𝑒 𝓉𝑜 𝓈𝑒𝑒 𝓎𝑜𝓊 • یونجون به مرد جوان درحالی که به خواهرش نگاه می‌کرد و لبخند می‌زد خیره شد، دخترک زیبا، برازنده و خوش صحبت بود؛ ولی یونجون، اون فقط پسری بود که به مرد دیگه‌ای علاقه داشت. اون یک همجنسگرا بود، یه لکه ننگ برای خانواده‌اش. پذیرش این حس، یونجون رو مریض و ناتوان کرده بود و اون نمی‌تونست سیل افکار روانه شده به ذهنش رو آروم کنه. نمی‌دوست دوست داشتن همجنسش ترسناک‌تر بود یا اینکه برای سوبین به عنوان یک مرد، یه شخص ناامید کننده بود که هرگز توسط اون دوست داشته نمی‌شد؟ یونجون هیچوقت نمی‌خواست شعله این احساسات نسبت به سوبین توی دلش روشن بشه، احساساتی که کاملا برخلاف عقل، منطق و چارچوب اخلاقی مرد جوان بود.. یونجون هیچوقت این رو نمی‌خواست؛ اون بیمار بود.. بیماری کاملا تباه شده در تب عشق سوبین.. 。☆★━━━━━━━━━━━★☆。 ʙʏ: ᴀꜱᴛᴇʀɪᴀ ᴄᴘ: ꜱᴏᴏᴊᴜɴ #MSY

  • ▸ ִֶָ 𖦹 𓄼 سلام سلاممم آستریا صحبت می‌کنه🦌🪵 امیدوارم حالتون خوب باشه و زندگی به کام🤍 اینجا رو درست کردیم تا یه فضای صمیمی کوچیک که نوشته‌های منو بتونید توش پیدا کنید داشته باشیم بیولای قشنگم..🪷 امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم و نظر، انتقاد، ری اکت و هر پیشنهادی که داشتین بدون رودربایستی و معذب بودن بهم بگین. ♡ اینجا هم چنل زیرمجموعه از بقیه‌ی کاپلاست~ اگه دوست داشتین خوشحال میشیم به جمعمون ملحق شید❤️ • • ┈┈┈┈ ๑ ⋅ ⋯ ୨ ୧ ⋯ ⋅ ๑ ┈┈┈┈ • • @Astraficbot بوس به کله تک تکتونننن..☆゚・。

  • Channel created