- Последний пост
- 31 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 42
- 1/48двое суток
- 48
- 1/72трое суток
- 51
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نشر لوگوس منتشر کرد: فهرست و مقدمه گلدشت داستانی: داستانهایی با تفسیر جمال میرصادقی داستاننویسان با شناخت انواع قالبها و ساختارهای روایت داستانی دستوپنجه نرم میکنند و میکوشند نظریه را با تجربه پیوند دهند. در این کتاب، جمال میرصادقی انواع شیوههای داستاننویسی را تفسیر میکند و برای هر نوع، نمونههایی داستانی ارائه میکند؛ مانند داستانهای مینیمال (داستان ریزه)، اسطورهای، تمثیلی، غنایی و… خواندن این کتاب برای داستاننویسان، پژوهشگران، منتقدان و علاقهمندان به ادبیات داستانی مفید است و تجربهای عینیتر و تجربیتر را برای شناخت انواع داستان در اختیار آنها قرار میدهد. خرید از وبسایت نشر لوگوس از هم اکنون توزیع گسترده با پخش ققنوس @irlogos
نشر لوگوس منتشر کرد: گلدشت داستانی: داستانهایی با تفسیر جمال میرصادقی داستاننویسان با شناخت انواع قالبها و ساختارهای روایت داستانی دستوپنجه نرم میکنند و میکوشند نظریه را با تجربه پیوند دهند. در این کتاب، جمال میرصادقی انواع شیوههای داستاننویسی را تفسیر میکند و برای هر نوع، نمونههایی داستانی ارائه میکند؛ مانند داستانهای مینیمال (داستان ریزه)، اسطورهای، تمثیلی، غنایی و… خواندن این کتاب برای داستاننویسان، پژوهشگران، منتقدان و علاقهمندان به ادبیات داستانی مفید است و تجربهای عینیتر و تجربیتر را برای شناخت انواع داستان در اختیار آنها قرار میدهد. خرید از وبسایت نشر لوگوس از هم اکنون توزیع گسترده با پخش ققنوس @irlogos
🍃 افتاده باش، لیک نه چندان که همچو خاک پامال هر نبهره شوی از فروتنی #رهی_معیری #شعر @atefane_gi
🍃 «دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشتهٔ سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست دردِ مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نامهایشان جلد کهنهٔ شناسنامههایشان درد میکند من ولی تمام استخوان بودنم لحظههای سادهٔ سرودنم درد میکند انحنای روح من شانههای خستهٔ غرور من تکیهگاه بیپناهی دلم شکسته است کتف گریههای بیبهانهام بازوان حس شاعرانهام زخم خورده است دردهای پوستی کجا؟ درد دوستی کجا؟ این سماجت عجیب پافشاری شگفت دردهاست دردهای آشنا دردهای بومی غریب دردهای خانگی دردهای کهنهٔ لجوج اولین قلم حرف حرف درد را در دلم نوشته است دست سرنوشت خون درد را با گِلم سرشته است پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟ درد رنگوبوی غنچهٔ دل است پس چگونه من رنگوبوی غنچه را ز برگهای توبهتوی آن جدا کنم؟ دفتر مرا دست درد میزند ورق شعر تازهٔ مرا درد گفته است درد هم شنفته است پس در این میانه من از چه حرف میزنم؟ درد، حرف نیست درد، نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم؟ #قیصر_امینپور #شعر @atefane_gi
🍃 اینروزهایم مدام است از زمزمهٔ این شعر قیصر: «دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست دردِ مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نامهایشان جلد کهنه ی شناسنامههایشان درد میکند.» #قیصر_امینپور #شعر @atefane_gi
🍃 زوال تدریجی توانایی خواندن: چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمیتوانند کتاب بخوانند 🔹 آمارهای جدید نشاندهنده یک بحران عمیق، خاموش و نسلشناختی در سیستم آموزشی و توانایی ذهنی جوانان است. گزارش بزرگ کتابخوانی سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که بخش بزرگی از پسران نوجوان در مقطع دبیرستان، هنوز توانایی خواندن کتابهایی دشوارتر از کتابهای دوره ابتدایی را ندارند. این بحران به مدارس محدود نمانده و اکنون استادان دانشگاه شکایت دارند که دانشجویان جدید حتی از پس خواندن یک مقاله علمی ۲۰ صفحهای هم برنمیآیند. 🔹 طبق گزارش سالانه رنسانس که ۲۳ میلیون فعالیت خواندنِ بیش از یک میلیون دانشآموز را تحلیل کرده، پسران ۱۱ تا ۱۴ ساله تقریباً به طور انحصاری به خواندن کتابهای بسیار ساده و مصور نظیر خاطرات یک بچه چلمن محدود شدهاند و طعم چالشهای ادبی بزرگتر را نمیچشند. دختران هم سن آنها گرچه انتخابهای متنوعتری دارند، اما همچنان با معیارهای رشد شناختی فاصله دارند. بررسیها نشان میدهد کمتر از ۱۰ درصد پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله روزانه برای لذت مطالعه میکنند و نمرات خواندن دانشآموزان سال آخر دبیرستان به پایینترین حد خود از سال ۱۹۹۲ رسیده است. ❕ تحلیل عصبشناختی زوال تمرکز: مغز به عنوان یک عضله سیستم عصبی انسان بر اساس اصل استفاده کن یا از دست بده کار میکند. مسیرهای عصبی مغز که وظیفه حفظ توجه مستمر و طولانیمدت را بر عهده دارند، تنها در صورت تمرین مداوم و مواجهه با متون طولانی ساخته و تقویت میشوند؛ در غیر این صورت، این مسیرها دچار آتروفی یا تحلیل رفتن میشوند. وقتی ذهن نوجوانان روزانه با ویدیوهای چند ثانیهای شبکههای اجتماعی و اسکرول بیانتها بمباران میشود، توانایی بیولوژیکی مغز برای تمرکز روی یک متن خطی طولانی فرو میپاشد. جالب اینکه طبق تحقیقات، حتی حضور فیزیکی یک گوشی تلفن همراه روی میز (حتی به صورت خاموش و رو به پایین)، بخشی از ظرفیت پردازش شناختی مغز را برای نادیده گرفتن آن اشغال کرده و عملکرد ذهن را تضعیف میکند. 🔹 در کنار گوشیهای هوشمند، ورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد نیز به این تنبلی بیولوژیکی دامن زده است. دانشآموزان و دانشجویان به جای تلاش برای خواندن متون سخت، از چتباتها میخواهند تا متون را برای آنها خلاصه کنند یا مقالاتشان را بنویسند؛ فرآیندی که مغز را از مواجهه با چالش و مقاومت فکری محروم میکند. ❕ پژوهش دانشگاه MIT: هوش مصنوعی چگونه مغز را تنبل میکند؟ مطالعه اخیر دانشمندان دانشگاه امآیتی بر روی داوطلبانی که از چتباتها برای کارهای شناختی نظیر نوشتن مقالات استفاده میکردند، حقایق تکاندهندهای را فاش کرد. تصاویر مغزی نشان دادند که در زمان استفاده از هوش مصنوعی، فعالیت نواحی مرتبط با خلاقیت در مغز به شدت کاهش مییابد. بدتر از آن، حدود ۸۳ درصد از کاربرانی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از پایان کار حتی نتوانستند یک خط از مطلبی که خودشان با کمک ابزار تولید کرده بودند را به یاد بیاورند. این تحقیق نشان داد که واگذاری تلاشهای ذهنی به چتباتها، مغز را از انجام کارهای فکری عمیق محروم کرده و مانع از یادگیری واقعی میشود. 🔹 نظام آموزشی امروزی با کاهش زمانهای مطالعه کلاسی و حذف مواجهههای فکری دشوار، عملاً به این عقبگرد شناختی دامن زده است. کارشناسان هشدار میدهند که برای نجات تمرکز و تفکر انتقادی نسلهای آینده، بازگرداندن فضاهای بدون فناوری و اختصاص زمانهای مطالعه مستمر در طول روز، یک ضرورت حیاتی و غیرقابل چشمپوشی است. 🖇 منبع #علمی @atefane_gi @Science_Focus
🍃 در دفتر زمانه فتد نامش از قلم هر ملّتی که مردم صاحبقلم نداشت 📝 #فرخی_یزدی روز قلم گرامی باد 🍃 @atefane_gi
🍃 اشتباه يک پزشک، زيرخاک دفن می شود. اشتباه يک مهندس، روی خاک سقوط می کند. اشتباه يک معلم، روی خاک راه میرود و جهانی را به نابودی میکشد. «ضربالمثل انگليسی» عجب مسئوليت خطير و دشواری است معلم بودن، با آن حقوق ناچيزش در ایران به قول دکتر #حمیدی_شيرازی: «دو مرگ بود آنچه مرا پیر کرد و کُشت بیداد عشق بود و بلای معلّمی نفرین بر آن کسی که در این ره چو من برد زجری بدین گرانی و اجری بدین کمی!» #پیرایه_یغمایی @atefane_gi
🍃 باد بازیگوش بادبادک را بادبادک دست کودک را هر طرف میبُرد کودکیهایم با نخی نازک به دست باد آویزان! #قیصر_امینپور #شعر @atefane_gi
🍃 اگر نویسنده انسانی آزاد بود و نه یک برده، اگر میتوانست آنچه را بنویسد که خود برمیگزیند نه آنچه باید، اگر میتوانست اثرش را بر اساس احساسش، نه بر پایهٔ قراردادها بیافریند، آنگاه هیچ طرح داستانی، کمدی، تراژدی، ماجراهای عشقی و یا فاجعهها به سبکهای پذیرفته شده بیان نمیشد و شاید حتی دکمهای را به شیوهٔ خیاطانِ خیابان باند نمیدوختند. زندگی یک رشته لامپ نیست که به ترتیب ردیف شده باشد، بلکه پرتویی نورانی است، پوششی نیمهشفاف که ما را از زمان شروع ضمیر ناخودآگاه تا پایان در خود گرفته است. آیا رسالت رماننویس آن نیست که این روح ناشناخته، متفاوت و بیحدومرز را هرقدر نامعمول و پیچیده، به گونهای انتقال دهد که تا حدّ امکان کمتر بیگانه و ظاهری بنمايد؟" 🖋️ #ويرجينيا_وولف 📘 مقالهٔ «Modern Fiction» در کتاب The Common Reader @atefane_gi
🍃🍃🍃 دکتر #محمد_علی_موحد در پاسخ به این پرسش که «وضعیت ما در دنیای امروز چگونه خواهد بود؟»، سخن میگوید. امروز صد و دومین زادروز دکتر محمدعلی موحد است، دیر زیاد آن بزرگوار خداوند! منبع: کانال کنج دنج @atefane_gi
🖤🥀 «هرچه بخواهند لکّههای عمیق ننگ را پاک کنند، زبان هنر تندوتیزتر و بازتابندهتر خواهد شد.» 🎵 Papaoutai 🎤 Stormae این آهنگ بازماندهٔ یکی از هولناکترین نسلکشیهای تاریخ بشری بوده. در ۱۹۹۴ در روآندا نزدیک به ۱۰۰ روز ۸۰۰ هزار نفر با حمایت دولت قتلعام شدند. خواننده یکی از قربانیان همین نسلکشی است. @atefane_gi
🥀🖤 «بنویس شاعر» رو در رو ایستادهاند، صفِ منظم نظامیان و خیل هوشیار واژهها مُشتها گرهخورده، از زندان گلو، نعرهزنان بیرون میریزند بر جسدهای متورم از آرزو سوگواران نشسته در پسِ زانو بر کرانهٔ خونآلودِ دریا «یا بنویس شاعر یا بمیر!» بر موج موج دریاها خواهم نوشت. و میمانم. زهرا نادری بهمن ۱۴۰۴ * نقاشی (چاپ دستی یا etching) اثر مشهور هنرمند آلمانی Käthe Kollwitz (کته کُلویتس) با عنوان آلمانی Tod, Frau und Kind ( مرگ، زن و کودک). #شعر #وطن @atefane_gi
Milva – Bella ciao
🍂🖤 🎵 Bella ciao 🎙 Milva @atefane_gi
🍂🖤 «آی درشتگوی! کدام چارهسازی؟ کدام دلسوزی؟ بَزَکشان را ببین! بلندتبارانی چون شما از گردهٔ ما تسمهها کشیدهاید. شما و همهٔ آن نوجانگانِ نوکیسه! شما دمار از روزگار ما درآوردهاید! فرق من و تو یک شمشیر است که تو بر کمر بستهای.» #مرگ_یزدگرد #بهرام_بیضایی 🖤 @atefane_gi
درگذشت کامران فانی ایرج افشار دربارهٔ کامران فانی نوشته بود: «عزیزِ همه، کامران فانی». این تعبیر صمیمی، دقیقتر از توصیفات رسمی، جایگاه او را در میان اهل فرهنگ نشان میدهد. فانی از دوستکامترین چهرههای فرهنگی ایران بود. بهاالدین خرمشاهی، با طیبتی دوستانه، او را «علامهٔ قزوینیِ ثانی» خوانده بود؛ لقبی که به جنم کتاببارگی او اشاره داشت. جالب آنکه در مدرسهٔ «علامهٔ قزوینی» قزوین درس خوانده بود و از کودکی ولع خواندن داشت؛ همهچیز میخواند و از خواندن لذت میبرد. دانشش گسترده بود، اما آن را به رخ نمیکشید. منشی فرهنگی داشت. آرام و کنارهجو بود. اهل جلوهفروشی نبود. نقاد بود و در عین حال منصف و حقگزار. لبخند آرامش گاه رنگ نیشخندی نافذ داشت. طنزش ظریف و هوشیارانه بود. کمحرف بود و وقتی سخن میگفت، نکتهای تازه داشت. به فانی «آقای کتابدار» میگفتند. روحیهٔ کتابداری و خدمت، به فعالیتهای فرهنگی او جهت میداد. ویراستار کارآزموده و مترجم خبرهای بود. مستشار مؤتمن اهل علم و نهادهای علمی و انتشاراتی بود. کمتر کسی را دیدهام که اینهمه طرح و ایده از ذهنش بجوشد. وقتی دربارهٔ موضوعی سخن میگفت، هم مآخذ تحقیق را خوب میشناخت و هم میتوانست چشماندازی کلی و منسجم ارائه دهد. راهبر و راهنما بود. عبدالحسین آذرنگ بهدرستی گفته است که اگر نظام دانشگاهی ما قدرت تشخیص داشت، باید امکانی فراهم میکرد تا فانی در دانشگاهها درس دهد، سخنرانی کند و دانشجویان با او ارتباط مستقیم داشته باشند. میگفت در میان قدما، خیام در رباعیات و ابنخلدون در مقدمه، ذهنیتی «مدرن» داشتند. فانی نیز در واقع انسانی عمیقاً مدرن بود؛ بیادا و اطوار، بیفرنگیمآبی و بیستیز با سنت؛ در پی شناخت دقیق سنت ایرانی بود و قدردان کسانی که معارف سنتی را به شیوهای عالمانه معرفی میکنند. خمیرهٔ شخصیتش عقلباور و علممحور بود؛ علم و عقلی که هنر و ادبیات آن را ورز میداد و زنده و پوینده نگه میداشت. فانی با موسیقی کلاسیک بسیار مأنوس بود و کتابی هم دربارهٔ بتهوون ترجمه کرده بود. دربارهٔ سینما نیز کتاب و مقاله ترجمه کرده بود و شعر معاصر را بهخوبی میشناخت. یکبار دربارهٔ حسین منزوی سخن گفت که تعجب کردم؛ احتمالاً صدایش را باید ضبط کرده باشم. رمانخوان و رمانشناس قهاری بود. از نوجوانی دل به رمان سپرده بود. زبان انگلیسی را نیز از راه خواندن رمانها آموخته بود. رمان غربی و موسیقی کلاسیک را مهمترین مدخل شناخت فرهنگ غرب میدانست و معتقد بود آشنایی با ادبیات جهان کمک میکند قدر و مقام ادبیات خودمان را بهتر بشناسیم. یکبار، در میان گفتوگویی دوستانه، به سایه گفت کاش اختراعی میشد که بشر بهجای خوردن غذا، کپسولی میخورد و کلاً از دنگوفنک خوردن میرست. این شوخی ساده، روحیهٔ او را بهخوبی نشان میدهد. همانجا به یاد حکیمان رواقی دنیای کهن افتادم؛ آنان که فانی دربارهشان بسیار میدانست و بیآنکه ادعایی کند، به شیوهای نزدیک به آنان زندگی میکرد. کامران فانی در شب مجلهٔ بخارا گفت: چرا میگویید کمکارم؟ و حقا هم کم ننوشت، اما نسبت به آنچه میدانست، نوشتههایش اندک بود. کامران فانی خلاف مذهب مختار زمانه، دانش را به ابزار شهرت و برتری بدل نکرد؛ و باید بکشد عذابِ تنهایی را، مردی که ز عصر خود فراتر باشد. https://t.me/n00re30yah
🍂🌧 پرنده فقط یک پرنده بود پرنده گفت: «چه بویی، چه آفتابی، آه! بهار آمده است و من بهجستجوی جفت خویش خواهم رفت» پرنده از لب ایوان پرید، مثل پیامی پرید و رفت پرنده کوچک بود پرنده فکر نمیکرد پرنده روزنامه نمیخواند پرنده قرض نداشت پرنده آدمها را نمیشناخت پرنده روی هوا و بر فراز چراغهای خطر در ارتفاع بیخبری میپرید و لحظههای آبی را دیوانهوار تجربه میکرد پرنده آه، فقط یک پرنده بود فروغ فرخزاد #شعر @atefane_gi
🍂🌧 آینه ها مذکّرند کلیدها مذکّرند خیابانها مذکّرند ادیان مذکّرند آیینها مذکّرند حتا قوانین و جنگلها و فرقهها و دستهها هم مذکّرند... اما تنها آنچه مادینه است یکی عشق است و دیگری رنج. شیرکو بیکس #شعر @atefane_gi
🍂🌧 🖇 خوشحالم برای سهم کوچکم در ترجمه و انتشار این اثر خوب. رمانِ فرانکی نوشتۀ میشائل کهلمایر ترجمۀ نوشاد شفیعیان «فرانکی» رمانیست از میشائیل کُهلمایر، نویسندۀ اتریشی، که برای اولینبار در سال 2023 میلادی بهچاپ رسیده است. موضوع کتاب، حکایت نوجوانیست که دوران کودکی و نوجوانی نامتعارفی داشته است. داستان از جایی آغاز میشود که پدربزرگ، شخصیتی اسرارآمیز و جذاب، پس از سالها غیبت و یک دورۀ طولانی زندان، وارد زندگی فرانک میشود. این ملاقات برای فرانک، که تا آن لحظه بدون حضور مستقیم شخصیت مهم پدری بزرگ شده است، تجربهای احساسی و گیجکننده به همراه دارد و او را مجبور میکند تا با سایههای گذشتهای که بر خانوادهاش سنگینی میکند، روبهرو شود. خرید از وبسایت نشر لوگوس از هم اکنون توزیع گسترده با پخش ققنوس #زهرا_نادری @irlogos @atefane_gi