𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘥𝘢𝘪𝘴𝘺:>
Статистика•𝑱𝒖𝒔𝒕 𝒌𝒆𝒆𝒑 𝒔𝒘𝒊𝒎𝒎𝒊𝒏𝒈💘✨ ناشناس🧁: https://t.me/XBCHATBot?start=sec-bdafcibgdb
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 17
- Всего постов
- 68
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 70
- 1/48двое суток
- 80
- 1/72трое суток
- 86
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
شايد زندگی قراره همیشه همینجوری باشه و ما باید عاشق همین زندگی بشیم, غذاهاى مورد علاقمون رو بخوریم, طلوع و غروب خورشيد رو ببینیم و تحسین کنیم, كتابى رو كه مدتها میخواستیم تموم کنیم برداریم و بخونیم, با آهنگهای مورد علاقمون برقصیم, برای خودمون گل بخریم. و ذهنمون رو به اين برگردونیم كه چقدر همین چیزهای کوچیک ما رو زنده نگه داشته.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
~𝑺𝒕𝒆𝒓𝒍𝒊𝒏𝒈 𝑷𝒐𝒊𝒏𝒕(2026)🧉🐋 #𝒎𝒐𝒗𝒊𝒆
بشتابیددد که براتون یه سریال تابستونی آوردم, از اونجایی که امسال The summer i turned pretty رو نداشتیم گفتم یه سریال تابستونی با هم ببینممم!!!
без подписи
без подписи
من همیشه از شدت عشقی که توی وجودمه ترسیدم. از اینکه نکنه چیزی رو که دوست دارم، با همین دوست داشتن زیادم خسته کنم یا از بین ببرم. برای همین خیلی وقتها خودم رو دور نگه داشتم؛ کمتر خواستم، کمتر نزدیک شدم، کمتر اجازه دادم کسی بفهمه چقدر عمیق همهچیز رو احساس میکنم. از این میترسم که دوست داشتنم زیادی شدید باشه؛ که دستهام انقدر یک چیزی رو محکم در آغوش بگیرن که بهش صدمه بزنن. برای همین خیلی وقتها عشقم رو پنهان میکنم؛ توی عمیقترین بخش از وجودم که حتی دیده نشه. اما هرچقدر بیشتر سعی میکنم حبسش کنم، بیشتر خودش رو نشون میده. بعضی چیزها رو نمیشه برای همیشه پنهان کرد، چون حقیقت اینه که من بلد نیستم نصفه و نیمه دوست داشته باشم. وقتی یک چیزی یا کسی رو دوست دارم، همهی وجودم درگیرش میشه.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
مثل همیشه نانا و دوست داشتنی🐈🍵 #𝒀𝒐𝒖𝒕𝒖𝒃𝒆
امروز; مامان قبل از اینکه بره سرکار واسم املت درست کرده بود,صبحونه رو خوردم و منتالیست دیدم. موقع ناهار درست کردن آهنگ گوش میدادم و هیچ حسی تو دنیا بهتر از این نیست که تو خونه تنها باشی, آشپزی کنی و آهنگ گوش بدی.بعد از ناهار تو بغل مامان خوابیدم,عصر رفتم تو حیاط و کلی انجیر از درختمون چیدم,نسکافه و ماچا درست کردم و نشستیم با مامان حرف زدن و عصرونه خوردن.یه کتاب بامزه دارم میخونم و بازم یه اپیزود دیگه منتالیست دیدم.شام خوردیم و سریال دیدیم.فقط خواستم بگم حرف زدنهامون با مامان همیشه نجات دهندس واسم.🍵
Anyway, don't be a stranger:') #𝒎𝒖𝒔𝒊𝒄
چرا وقتی مامانم گفت بیا هندونه بخور شیرینه، گفتم "مثه عقل منه":)))))