آتماجیوتی ساتیاناندایوگا
Статистикаآموزش یوگا از مبتدی تا پیشرفته آدرس صفحه اینستاگرام: | instagram.com/atma__jyoti لطفا توسط پیج بالا با ما در تماس باشید.
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 95
- 1/48двое суток
- 108
- 1/72трое суток
- 117
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
┌─────────────┐ │ شیء خارجی │ └──────┬──────┘ │ ▼ ┌─────────────┐ │ حواس پنجگانه│ └──────┬──────┘ │ ▼ ┌─────────────┐ │ مناس │ │(توجه ذهنی) │ └──────┬──────┘ │ ▼ ┌─────────────┐ │ تغییر شکل │ │ذهن (وریتی) │ └──────┬──────┘ │ ▼ ┌─────────────┐ │ ادراک نهایی│ │(پراتیایا) │ └─────────────┘ شناخت درست: وقتی ذهن، شیء را همانطور که هست درک کند. شناخت نادرست: وقتی ذهن، شیء را با چیز دیگر اشتباه بگیرد (مثل دیدن طناب به جای مار). --- 📌 اصل طلایی در تمرینات تانترا ذهن، شکل هر چیزی را که به آن توجه کند، میگیرد! ┌─────────────────────────────────┐ │ توجه ذهن (دھیان) │ └───────────────┬─────────────────┘ │ ┌─────────────────┴──────────────────┐ │ │ ┌────▼────┐ ┌──────▼────┐ │ توجه به │ │ توجه به │ │ امور پست │ │ خدا / مانترا│ └────┬────┘ └──────┬────┘ │ │ ┌────▼────┐ ┌──────▼────┐ │ ذهن پست │ │ ذهن پاک │ │ (آلوده) │ │ (الهی) │ └─────────┘ └───────────┘ پس: · ذهن مثل آینه است؛ هر چیزی در مقابلش بگذارید، شکل آن را میگیرد. · با جاپا (تکرار مانترا) و مراقبه، ذهن را به شکل معبود درمیآوریم و پاک میکنیم. --- 📌 شناخت فراتر از حواس (آتیندریا) ┌──────────────────────────────────────┐ │ برهمن (خدای متعال) │ │ (قابل درک فقط با تجربه) │ └──────────────────┬───────────────────┘ │ ┌──────────────────┴───────────────────┐ │ سامادهی (تجربه مستقیم) │ └──────────────────┬───────────────────┘ │ ┌──────────────────┴───────────────────┐ │ یوگی (ذهن ورزیده و قدرتمند) │ └──────────────────┬───────────────────┘ │ ┌──────────────────┴───────────────────┐ │ انسان معمولی (حواس محدود) │ └──────────────────────────────────────┘ نکته: · بالاترین حقیقت، نه با چشم، نه با گوش و نه با ذهن معمولی قابل شناخت نیست. · فقط با تزکیهی نفس و تمرین معنوی میتوان به آن دست یافت. --- 📌 جمعبندی نهایی (به زبان خیلی ساده) ۱. همهچیز از یک آگاهی واحد شروع میشود. ۲. این آگاهی، هم ذهن را میسازد و هم ماده را. ۳. هر چیزی سه جنبه دارد: خودِ شیء، کلمهاش و تصویرش در ذهن. ۴. در عالم الهی، این سه تا یکیاند، ولی در دنیای ما از هم جدا میشوند. ۵. ذهن و ماده دو روی یک سکهاند. ۶. با تمرین و مراقبه، میتوانیم ذهن را پاک کنیم و حقایق بالاتر را ببینیم. ۷. هدف نهایی، شناخت خودِ برهمن است که فراتر از ذهن و کلام است. --- 📎 یک نقل قول زیبا از متن: "ذهن مانند آینهای شفاف است که شکل هر چیزی را که به آن ارائه شود، به خود میگیرد. با پرستش و مراقبه، ذهن را به شکل معبود درمیآوریم و پاک میسازیم." --- ✨ اگر این پست برایتان مفید بود، لطفاً آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید!
--- 🧠 درک عمیق ذهن، ماده و زبان در فلسفه تانترا ✨ برگرفته ساده سازی شده از فصل دوم کتاب "GARLAND OF LETTERS" اثر سر جان وودروف --- 📌 اصل اول: وحدت بنیادین هستی همه چیز از یک آگاهی یگانه به نام «چیت» (Cit) سرچشمه میگیرد. این آگاهی، نه ذهن است و نه ماده، بلکه منشأ هر دو است. ┌─────────────────┐ │ چیت (آگاهی محض) │ │ (ساکن، نامحدود) │ └────────┬────────┘ │ ┌─────────────┴─────────────┐ │ شاکتی (نیرو) │ │ (باعث حرکت و ظهور) │ └─────────────┬─────────────┘ │ ┌───────────────┴───────────────┐ │ │ ┌────▼────┐ ┌───────▼────┐ │ ذهن │◄───── موازی ────►│ ماده │ │(لطیف) │ │ (درشت) │ └─────────┘ └────────────┘ نتیجه: ذهن و ماده دو روی یک سکه هستند. هر دو از یک منشأ آمدهاند. --- 📌 مثلث طلایی شناخت (سه رکن اصلی) هر چیزی که میشناسیم، سه جنبه دارد که به هم پیوستهاند: ┌──────────────────┐ │ آرته (شیء) │ │ (Object) │ └────────┬─────────┘ │ ┌─────────────────┼─────────────────┐ │ │ │ ┌────▼────┐ ┌─────▼──────┐ ┌─────▼────┐ │ شبدا │ │ پراتیایا │ │ (ارتباط) │ │ (کلمه) │◄────►│ (ادراک ذهنی)│ │ مثلثی │ │(Word) │ │ (Perception)│ │ │ └─────────┘ └────────────┘ └──────────┘ مثال ساده با یک سیب: جنبه توضیح مثال آرته خودِ شیء یک سیب قرمز روی میز شبدا کلمه یا نام آن کلمهی «سیب» یا صدای آن پراتیایا تصویر ذهنی تصویری که از سیب در ذهن داریم --- 📌 نکتهی کلیدی: در عالم الهی این سه تا یکیاند! حالت الهی (ایشورا) حالت انسانی (ما) آرته = شبدا = پراتیایا آرته ≠ شبدا ≠ پراتیایا (همه چیز یکی است) (هر کدام جدا هستند، ولی مرتبط) این یعنی در مرحلهی علّی (پیش از آفرینش)، نام، شیء و ادراک همه با هم یکی هستند. اما در دنیای مادی، این سه از هم جدا میشوند و به صورت یک مثلث ارتباطی عمل میکنند. --- 📌 ذهن و ماده: دو روی یک سکه ┌─────────────────────────────────────┐ │ پراکریتی-شاکتی │ │ (جوهر واحد هستی) │ └───────────────┬─────────────────────┘ │ ┌─────────────────┴─────────────────┐ │ │ ┌────▼────┐ ┌─────▼────┐ │ ساتویک │ │ تاماسیک │ │ (بخش نورانی)│ │ (بخش تاریک)│ └────┬────┘ └─────┬────┘ │ │ ┌────▼────┐ ┌─────▼────┐ │ ذهن │ │ ماده │ │(ادراککننده)│ │(ادراکشونده)│ └─────────┘ └──────────┘ یعنی: · ذهن = بخش لطیف و روشن همان جوهر · ماده = بخش درشت و تیره همان جوهر پس ذهن و ماده دوگانگی واقعی ندارند، بلکه دو جنبهی مکمل هستند. --- 📌 مراتب وجود از لطیف تا درشت (سه سطح) سطح ۱: علّی (کارانا) ← بسیار لطیف، علت اولیه │ ▼ سطح ۲: لطیف (سوکشما) ← فراتر از حواس معمولی، قابل درک توسط یوگیها │ ▼ سطح ۳: درشت (استهولا) ← دنیای محسوس و روزمره مثالی برای روشنتر شدن: سطح مثال برای صدا قابل درک توسط علّی صدای کیهانی (اوم) ایشورا (خدا) لطیف صدای فراحسی (تانماترا) یوگیها درشت صدای معمولی (مثل موسیقی) همهی مردم --- 📌 چگونه شناخت درست شکل میگیرد؟
📜 رسالهٔ «دریگ-دریشیا-ویوکا»؛ رسالهٔ خودشناسی نام رساله: Dṛg-Dṛśya-Viveka (انگلیسی: Discrimination between the Seer and the Seen) به معنای: «تمایزِ میان بیننده و دیدهشده» نویسنده: منسوب به آدی شانکارا (قرن ۸ میلادی)، فیلسوف نامدار هند. برخی پژوهشگران آن را اثرِ یکی از شاگردانِ بلافصلِ او میدانند. اما در هر صورت، این رساله، خلاصهٔ نابِ حکمتِ ادویتا ودانتا است. --- پیشینهٔ تاریخی: این متن در دورهٔ اوجِ فلسفهٔ ودانتا در هند نوشته شد؛ زمانی که بحثهای سنگینِ عقلانی دربارهٔ ماهیتِ «خود» و «جهان» در محافلِ برهمنی رواج داشت. شانکارا یا شاگردانش، این رساله را نه برای مجادله، بلکه بهعنوانِ دستورالعملِ عملیِ مراقبه نوشتند تا سالکانِ حقیقت، بتوانند با زبانی ساده و منطقی، مرزِ میانِ «ناظر» و «منظره» را درک کنند. امروزه این اثر در زمرهٔ متونِ پایهٔ آموزشِ ودانتا در سراسر جهان است. --- محتویاتِ رساله (به زبانِ ساده): رساله فقط حدود ۴۶ بیت کوتاه دارد، اما نقشهٔ راهی کامل برای خودشناسی ارائه میدهد: ۱. تمایزِ بنیادین: هر چیزی که قابلِ دیدن است - اعم از بدن، احساسات، افکار، ذهن و حتی تصویرِ «من» در ذهن - همگی «دیدهشده» (Dṛśya) هستند. اما آنچه که اینها را مشاهده میکند و خودش هرگز دیده نمیشود، «بیننده» (Dṛg) یا «شاهدِ محض» است. ۲. تمرینِ گامبهگام: رساله به ما میآموزد که لایهبهلایه از هویتها عقب برویم: «من بدن نیستم، چون بدن را میبینم.» «من ذهن نیستم، چون افکار را نظاره میکنم.» «من حتی احساسِ «من هستم» نیستم، چون آن هم یک حالتِ ذهنی است.» ۳. نقطهٔ اوج: با این تفکیک، به «ساکشین» (Sākṣin) میرسیم: آگاهیِ نابی که خودش نه شکل دارد، نه رنگ، نه حرکت و نه مکان. او صرفاً روشناییِ محض است که همهچیز را نورانی میکند، اما خودش به هیچ نوری نیاز ندارد. ۴. رازِ نهایی: رساله در پایان پرده برمیدارد که این دوگانگی (بیننده و دیدهشده) در سطحِ حقیقتِ مطلق وجود ندارد. وقتی جهانِ دیدهشده در مراقبهٔ عمیق یا درونِ معرفتِ کامل محو شود، تنها بیننده باقی میماند و آن بیننده، همان برهمن (واقعیتِ یگانه) است. --- چرا این رساله امروز هم خواندنی است؟ چون پاسخِ یک پرسشِ همیشگیِ انسان را میدهد: «اگر افکار، احساسات و بدنِ من تغییر میکنند، پس آنکه همیشه شاهدِ این تغییرات است، کیست؟» این رساله، نه یک نظریه، که یک روشِ عملی برای زیستنِ آگاهانه است.همانطور که شانکارا میگوید: «ذهن آینه است، جهان تصویر است، و تو خودِ نوری.» -
یوگا برای کودکان سوامی ساتیاناندا ساراسواتی لازم نیست به کودکان بگویید یوگا تمرین کنند.پژوهشهای روانشناختی و مشاهدات فراوان نشان دادهاند که کودکان رفتارها و نگرشهای والدین و بزرگترهای خود را جذب و تقلید میکنند.اگر شما بهطور منظم یوگا تمرین کنید،فرزندانتان نیز بهطور طبیعی به آن گرایش پیدا خواهند کرد. کودکان ویژگیها و ارزشهای معنوی را نیز ناخودآگاه جذب میکنند؛بنابراین نیازی نیست درباره یوگا یا زندگی معنوی برایشان سخنرانی کنید.کافی است فضایی سرشار از یوگا و آرامش برایشان فراهم کنید. قانونی طبیعی بر همه پدیدهها حاکم است؛ قانونی که نهتنها رشد و رفتار کودکان،بلکه سراسر هستی را هدایت میکند.هر فرایند شیمیایی، هر پدیده فیزیکی و هر کنش ذهنی یا عاطفی،از قانونی مشخص پیروی میکند. همانگونه که ریاضیات بر پایه قوانین استوار است،روان و احساسات انسان نیز قوانین خاص خود را دارند.این قوانین در فلسفه با نامهایی مانند«قوانین طبیعت» یا «اصل کارما» شناخته میشوند. وقتی این قوانین زمینه را فراهم کنند، کودکان ممکن است از شش، هفت،هشت یا دهسالگی به تمرین یوگا روی آورند.آنان همواره در هماهنگی با قوانین طبیعت رشد میکنند.
داستان امپراتور و بذر حقیقت روزی روزگاری در سرزمینی دور در خاور، امپراتوری سالخورده زندگی میکرد که میدانست زمان انتخاب جانشینش فرا رسیده است. او میتوانست یکی از نزدیکان، فرماندهان یا فرزندان خود را انتخاب کند، اما تصمیم گرفت راهی متفاوت را امتحان کند. روزی همهی جوانان سرزمین را به قصر فراخواند و گفت: «زمان آن رسیده که از مقام خود کنارهگیری کنم و امپراتور آینده را انتخاب کنم. اما این بار، جانشین خود را از میان شما انتخاب خواهم کرد.» جوانان با شگفتی به یکدیگر نگاه کردند. امپراتور ادامه داد: «امروز به هر کدام از شما یک دانه میدهم. این دانه، دانهای ویژه است. آن را به خانه ببرید، در خاک بکارید، به آن آب بدهید و یک سال بعد، با آنچه از این دانه رشد کرده است، نزد من بازگردید. من گیاهان شما را بررسی میکنم و صاحب بهترین گیاه، امپراتور آینده خواهد شد.» در میان آن جوانان، پسری به نام لینگ حضور داشت. او نیز مانند دیگران یک دانه دریافت کرد. با شوق به خانه رفت و ماجرا را برای مادرش تعریف کرد. مادرش به او کمک کرد تا گلدانی آماده کند. لینگ دانه را با دقت در خاک کاشت و هر روز به آن آب داد. صبحها به گلدانش سر میزد و منتظر بود اولین جوانه را ببیند. چند هفته گذشت. دیگر جوانان دربارهی جوانههای سبز و گیاهان زیبای خود صحبت میکردند، اما گلدان لینگ همچنان ساکت و خالی بود. سه هفته، چهار هفته، پنج هفته... هیچ اتفاقی نیفتاد. لینگ هر روز گلدانش را بررسی میکرد، اما چیزی جز خاک نمیدید. ماهها گذشت و گیاهان دیگران بلند و زیبا شدند، اما گلدان لینگ همچنان خالی بود. او احساس شکست میکرد. فکر میکرد شاید دانهاش را خراب کرده است. با این حال، چیزی به دوستانش نگفت و همچنان از همان دانه مراقبت کرد. سرانجام یک سال گذشت. روز بازگشت به قصر فرا رسید. همهی جوانان با گیاهان زیبا، درختچهها و گلهای رنگارنگ خود آمدند. لینگ با ناراحتی به مادرش گفت: «من نمیتوانم با یک گلدان خالی به قصر بروم. همه مرا مسخره خواهند کرد.» مادرش پاسخ داد: «تو تمام تلاشت را کردهای. برو و حقیقت را همانگونه که هست نشان بده. صداقت تو از هر گیاهی ارزشمندتر است.» لینگ با قلبی سنگین، گلدان خالیاش را برداشت و به قصر رفت. وقتی وارد شد، از دیدن گیاهان زیبای دیگران شگفتزده شد. بعضی از جوانان به او خندیدند و بعضی با دلسوزی گفتند: «حداقل تلاش خودت را کردی.» لینگ آرام در گوشهای ایستاد و گلدان خالیاش را پایین گذاشت. کمی بعد، امپراتور وارد شد. نگاهی به همهی گیاهان انداخت و گفت: «چه گیاهان باشکوهی پرورش دادهاید! امروز یکی از شما امپراتور آینده خواهد شد.» ناگهان چشمش به لینگ و گلدان خالی او افتاد. دستور داد لینگ را نزد او بیاورند. لینگ ترسید. با خود گفت: «امپراتور فهمیده که من شکست خوردهام.» وقتی مقابل امپراتور ایستاد، امپراتور پرسید: «نام تو چیست؟» پسر پاسخ داد: «لینگ، قربان.» عدهای از جوانان خندیدند، اما امپراتور دستش را بالا آورد و همه ساکت شدند. سپس رو به جمعیت کرد و گفت: «این جوان، امپراتور آیندهی شماست.» همه شگفتزده شدند. امپراتور ادامه داد: «یک سال پیش، من به همهی شما یک دانه دادم و خواستم آن را بکارید و بازگردانید. اما آنچه نمیدانستید این بود که تمام دانهها را جوشانده بودم؛ دانههایی که هرگز نمیتوانستند رشد کنند.» سکوتی سنگین در قصر افتاد. «همهی شما، وقتی دیدید دانهتان رشد نمیکند، دانهای دیگر جایگزین کردید تا زیباتر به نظر برسد. اما لینگ تنها کسی بود که شجاعت داشت حقیقت را بپذیرد و همان چیزی را که از من گرفته بود، بازگرداند.» امپراتور به لینگ نگاه کرد و گفت: «حکومت کردن فقط به داشتن بهترین نتیجه نیست؛ به داشتن قلبی صادق و شجاع نیاز دارد. کسی که در برابر حقیقت میایستد، شایستهی اعتماد است.» و آن روز، لینگ آموخت که گاهی یک گلدان خالی، ارزشمندتر از زیباترین باغ است؛ اگر درون آن صداقت وجود داشته باشد.
без подписи
فلسفه آفرینش در فلسفهٔ آفرینش از منظر هندویسم، به ویژه در مکتب کشمیری شیویسم، مفهوم «اسپاندها» و «اسپاندهانا» نقشی بنیادین در تبیین چگونگی پیدایش کثرت از وحدت ایفا میکنند. اسپاندها، جنبشهای خودانگیخته و ذاتی آگاهیِ مطلق هستند؛ نه حرکتهای مکانیکی، بلکه ارتعاشات حیاتیای که از شوق خودآگاهی و لبریزیِ وجود، بدون هیچ علت بیرونی، در ذات برهمن پدید میآیند. این جنبشهای نخستین، همان دمِ آغازین آفرینشاند؛ لحظهای که «یک» تصمیم میگیرد خود را بهعنوان «بسیار» تجربه کند. در مقابل، اسپاندهانا بازتاب و طنینِ همان جنبشهای نخستین است؛ یعنی امواجی که از آن ارتعاشات برمیخیزند و به سوی صورتهای گوناگونِ جهانِ عینی گسترش مییابند. به بیان دیگر، اسپاندها حرکتِ آگاهی در مقامِ فاعلِ محض و نورِ ناب هستند، در حالی که اسپاندهانا حرکتِ آگاهی در مقامِ صورتهای عینی و نورِ منعکسشده در آیینهٔ جهان به شمار میروند. با این حال، این دو هرگز از یکدیگر جدا نیستند؛ اسپاندهانا چیزی جز همان اسپاندها در حالتِ ظهور نیست، همچون شعلههایی که از آتش برمیخیزند یا موجهایی که بر سطحِ اقیانوس پدیدار میشوند. از این رو، اسپاندها و اسپاندهانا با هم یک نفسِ کامل را تشکیل میدهند: اسپاندها همان دمِ درونکشیدن و انقباضِ آگاهی به سوی خود است، و اسپاندهانا همان دمِ بیروندادن و انبساطِ آگاهی به سوی صورتها. این دو، درون و برونِ یک حقیقتِ واحدند؛ «درون» بازگشت به مبدأ و وحدت است که با اسپاندها همخوانی دارد، و «برون» حرکت به سوی جهانِ عینی و کثرت است که با اسپاندهانا پیوند میخورد. در نهایت، این دو جنبش در رقصی ابدی با هم، همان «اُم» را میسازند؛ نفسِ ازلی و همیشگیِ آگاهی که نه یک رویدادِ زمانیِ یکباره، بلکه جریانِ مدامِ آفرینش و بازگشت است. همچنان که اقیانوس بیآنکه از خود بیرون رود، موج میزند، آگاهیِ مطلق نیز بیآنکه از سکونِ ذاتیاش خارج شود، همواره در جنبشِ اسپاندها و اسپاندهانا، خود را میآفریند و خود را میشناسد؛ و این همان رازِ ازلیِ هستی است که در قلبِ هر دمِ اُم، جاری و ساریست.
شری یانترا کهن الگوی کیهان و نمایشی بصری از فلسفهی غیردوگانه هندو و تانترا است. این نگاره ۹ مثلث درهمتنیده، ریاضیات مقدسی است که حقیقت هستی را در قالبی هندسی به تصویر میکشد. مثلثهای رو به بالا نماد شیوا و آگاهی ناب اند و مثلثهای رو به پایین نماد شاکتی (کندالینی) و طبیعت مادر. این دو در عینیت با هم معنا مییابند و تقاطعشان رقص هستی را نشان میدهد؛ جایی که ماده و روح، دو روی یک حقیقتاند. در سطح کیهانی، مثلث بالا نماد آسمان و مثلث پایین نماد زمین است و درهمتنیدگیشان نظم کهکشانها را توجیه میکند. در سطح انسانی، مثلث بالا منِ آگاه و مثلث پایین نفس است و هدف زندگی متعادلسازی این دو نیرو میباشد. در سطح متافیزیکی، بیندو یا مرکز یانترا، محل تلاقی تمام مثلثها و نماد واقعیت مطلق است. فلسفهی مثلثها میگوید تضادها مکمل یکدیگرند و هستی بر سه اصل آفرینش، نگهداری و نابودی استوار است. تماشای شری یانترا مراقبهای بصری است که ذهن را از پراکندگی به سکوت مرکزی هدایت میکند؛ جایی که همهی مثلثها محو و تنها سکوت باقی میماند.
حرکت مستقیم عطارد و ادامهی مشتاقانهی آموزش طبق معمول، با حرکت مستقیم عطارد کلاسهای آموزشی را از سر میگیریم. دورههای جیوتیش دورههای جیوتیش را با دو دورهی «ترانزیت» و «جیوتیش استاندارد* ۲» ادامه میدهیم که تاریخهایشان را در روزهای آینده اعلام میکنم. دورههای ضبط شده «ناکشاترای ۱ و ۲» و «وارگاها» برای دوستانی که جیویش استاندارد* ۲ را گذارندهاند قابل ارائه هستند. به دلایلی تصمیم گرفتم برای چند سال آینده فعلا جیوتیش مقدماتی درس ندهم تا آموزش دوستانی که به تازگی همراه شدهاند را به سرانجام نیک برسانم. جیوتیش استاندارد ۲* هم این ترم برای آخرین بار ارائه میشود. دورههای نجوم ایرانی همانطور که میدانید سالِ گذشته دوره جامع نجوم قرون وسطی را برای کالج کپلر تدوین کردم. در حال آمده کردن محتوای آن دوره برای دورههای جدید نجوم ایرانی به فارسی هستم. دورههای بسیاری از نجوم ایرانی در پرتال ارائه شدهاند. دوستان میتوانند به صورت مستقیم در دورهها ثبتنام کنند. در روزهای آینده دو دوره جدید یکی مقدماتی و یکی پیشرفته را معرفی خواهم کرد. برای توضیحات دورههای برگزار شده به این پست مراجعه کنید https://t.me/tashtar/2803 بازخوانی هفت پیکر بازخوانی و شرح «هفت پیکر» با رویکرد اخترشناسی را به زودی در برنامه دارم. حکیمِ بیهمتا نظامی گنجوی، رویکرد معرفتی کیهانشناسی ایرانی در دل فرهنگ عرفانی ما را به زیبایی رقم زده. میخواهم یک بار این اثر را از ابتدا تا انتها با هم بخوانیم و زیباییهای آن را بهتر بشناسیم. امیدوارم فرصت شود این دوره را حضوری برگزار کنیم. دوره سیارات راجعه https://t.me/tashtar/3027 دوره غلبه بر شش ضعف معنوی خانه ششم https://t.me/tashtar/3005 دوستان داخل ایران از طریق https://courses.tashtar.ir و دوستان خارج از طریق http://courses.binduastrology.com میتوانند در دورهها ثبتنام کنند. رِفوآ - یکم امرداد ۱۴۰۵
دوره های آموزشی ، نجوم ایرانی و جیوتیش در پلتفرم تشتر. به همه علاقمندان به این علوم توصیه می شود. مخصوصا دوره غلبه بر شش ضعف معنوی که برای هرکسی که در مسیر خودشناسی گام برمیدارد ضروری است.
داستانهای یوگاسوترا یوگا چیست؟ یوگا، متوقف کردن نوسانات و الگوهای ذهن است. اوج یوگا چیست؟ زمانی که بیننده (پوروشا) در ذات حقیقی خود استقرار مییابد. در غیر این صورت چه رخ میدهد؟ انسان خود را با تغییرات ذهن (چیتا) یکی میپندارد. یوگاسوترا ۱:۲ تا ۴ روزی که خداوند آفرینش جهان را به پایان رساند، از ذات خود قطعهای طلای ناب آفرید و آن را پوروشا نامید. گفت: «تو تاج آفرینش و جلوهای از وجود منی. آیا میدانی که چه کسی هستی؟» پوروشا پاسخ داد: «من پوروشا هستم؛ طلای ناب، آفریدهشده به صورت خدا.» خدا از پاسخ او خشنود شد و او را تنها گذاشت. پوروشا نیز در آرامش، از آگاهی به حقیقت وجود خود سرشار از شادی بود. اما شب هنگام، پنج وریتی از راه رسیدند و او را افسون کردند و به شکل یک گوسفند درآوردند. صبح روز بعد، خدا از او پرسید: «تو کیستی؟» پوروشا به ظاهر خود نگاه کرد و گفت: «پروردگارا، من یک گوسفندم.» خدا از او خواست بیشتر بیندیشد و روز بعد بازگردد. اما هر شب وریتیها او را به شکلی تازه درمیآوردند؛ یک شب شتر، شبی دیگر فیل و سپس شکلهای دیگر. هر بار که خدا همان پرسش را تکرار میکرد، پوروشا خود را همان چیزی میدانست که میدید و هویت واقعی خویش را فراموش میکرد. پس از چند روز، خدا به او گفت: «پوروشا، تو ذات حقیقی خود را از یاد بردهای. تو هنوز همان طلای نابی که آفریدم. اشتباهت این است که خود را با شکلهایی که وریتیها بر تو تحمیل میکنند، یکی میدانی. نگذار این الگوها بر تو چیره شوند. همواره به یاد داشته باش که نه گوسفندی، نه شتر و نه فیل؛ تو همان طلای خالصی.» پوروشا با این سخنان به تفکر فرو رفت تا حقیقت وجود خود را دوباره به یاد آورد. پیام داستان در این تمثیل، پوروشا نماد آگاهی ناب یا روح انسان است و وریتیها پنج نوسان ذهناند: ادراک درست، ادراک نادرست، خیال، خواب و حافظه. این نوسانات انسان را وادار میکنند خود را با افکار، احساسات و نقشهای گذرا یکی بداند. از نگاه یوگاسوترا، یوگا یعنی آرام کردن این نوسانات؛ تا انسان بار دیگر ذات حقیقی خود را، که همچون طلای ناب است، بشناسد و در آن استقرار یابد. با تشکر از پرتوجوی عزیز حسین بابت تدوین و تهیه پست
без подписи
🌿 اصل اول یوگای باروری: در محدوده راحتی بدن خود تمرین کنید بسیاری از افراد تصور میکنند هرچه کشش بیشتری ایجاد کنند، نتیجه بهتری میگیرند. اما در یوگای باروری، این تصور درست نیست. هدف از تمرین، رسیدن به عمیقترین حالت یک حرکت نیست؛ بلکه ایجاد آرامش، تنفس آزاد و برقراری ارتباط با بدن است. اگر هنگام انجام یک آسانا: 🌸 نفستان روان و عمیق است، 🌸 عضلات صورت و شانهها منقبض نیستند، 🌸 و احساس فشار یا درد ندارید، احتمالاً در محدوده مناسب بدن خود قرار گرفتهاید. برعکس، اگر برای رسیدن به فرم کامل حرکت، نفس خود را حبس میکنید یا بدن را تحت فشار قرار میدهید، بهتر است کمی از شدت حرکت کم کنید. در یوگای باروری، بدن زمانی بهترین عملکرد را دارد که احساس امنیت و آرامش کند، نه زمانی که تحت استرس و فشار باشد. وقتی سیستم عصبی آرامتر باشد، بدن راحتتر میتواند انرژی خود را صرف ترمیم، تعادل هورمونی و عملکرد طبیعی اندامهای تولیدمثل کند. 🍃 به یاد داشته باشید: در یوگا، پیشرفت یعنی امروز کمی بیشتر از دیروز به بدن خود گوش بدهید، نه اینکه کشش بیشتری ایجاد کنید. 🧘♀️ تمرین امروز هنگام انجام هر حرکت از خود بپرسید: «آیا هنوز میتوانم آرام و عمیق نفس بکشم؟» اگر پاسخ «نه» است، کمی از شدت حرکت کم کنید تا دوباره تنفس طبیعی شود. #یوگا_برای_باروری #یوگا #سلامت_زنان #باروری #آرامش
اعتمادبهنفس؛ شکوفاییِ شناختِ خویشتن اعتمادبهنفس، میوهی شناختی عمیق از خویش است؛ نه تصویری که برای دیگران میسازیم، بلکه حقیقتی که در خلوتِ درون خود کشف میکنیم. انسان هنگامی استوار میشود که از جستوجوی تأیید بیرونی رها گردد و به سرچشمهی آرامِ درون خویش بازگردد. آنجا که دیگر خود را با معیارهای دیگران نمیسنجد، و ارزش وجودی خود را به موفقیتها، شکستها، تحسینها یا قضاوتها وابسته نمیکند. در مسیر یوگا، اعتمادبهنفس از پرورش «آگاهی» زاده میشود؛ از دیدنِ خویشتن با مهربانی، پذیرفتنِ کاستیها بدون سرزنش، و شناختِ نیروی نهفتهای که در ژرفای وجود هر انسان حضور دارد. هنگامی که ذهن آرام میگیرد و آگاهی بیدار میشود، انسان درمییابد که برای درخشیدن، نیازی به تقلید از دیگری ندارد؛ زیرا هر موجودی، بذرِ یگانگیِ خویش را در درون حمل میکند. اعتمادبهنفس حقیقی، بازگشت به خویشتن است؛ بازگشت به آن سکوت درونی که در آن، انسان بیهیچ اثباتی، بودنِ خود را ارزشمند مییابد.
تشکر میکنم از تمام دوستانی که در این گردهمایی معنوی شرکت کردند و با قلبی پاک، برای سلامتی و طول عمر اساتید گرانقدرمان، آن بزرگانِ دانایی که چون شمع سوختند و راه ما را روشن کردند، مراقبه نمودند و مانترای سلامتی را با عشق و نور بر لب جاری ساختند. روحشان تابنده، قدمشان پاینده یادشان گرامی
مراسم گوروپورنیما در آستانه چهارشنبه شب، ساعت ۲۱:۳۰، قصد داریم گردهماییای مجازی برگزار کنیم به پاس ماه کامل—آن نماد گورو روشنیبخش راهِ پرتوجویان. این فرصت را غنیمت میشماریم تا برای همه استادان معنویِ خویش، آرزوی تندرستی و عمری پربار کنیم؛ چراکه حضورشان یاریرسان ما در پیمودن مسیر خودشناسی است. 📅 زمان: چهارشنبه، ساعت ۲۱:۳۰ 📍 بستر: گوگل میت 🔗 لینک ورود، پیش از آغاز در کانال قرار داده خواهد شد. منتظر حضور شما هستیم.
معنای کارما کارما چیست؟ در معنای تحتاللفظی، «کارما» به معنای عمل است. این واژه برای توضیح سطوح تعامل انسان با جهان و چگونگی شکلگیری آنچه در زندگی هر فرد تجلی مییابد، به کار رفته است. امروزه بسیاری کارما را به اشتباه مترادف با ناتوانی انسان در مواجهه با شرایط زندگی میدانند. برای مثال، وقتی با موقعیتی دشوار روبهرو میشوند، میگویند: «این کارمای من است.» یا زمانی که نمیتوانند بر رفتار یا واکنش خود غلبه کنند، میگویند: «نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم؛ این کارمای من است.» در حالی که این برداشت با معنای واقعی کارما فاصله زیادی دارد. کارما در اصل به معنای عمل است و هر عملی، نتیجهای به همراه دارد. برای نمونه، دست زدن یک عمل است و صدایی که ایجاد میشود، نتیجه آن عمل است. بنابراین، اگر کارما را بر پایه قانون علت و معلول درک کنیم، به مفهوم حقیقی آن نزدیکتر خواهیم شد. هر معلول، حاصل یک علت است و آن علت همان عمل است. از این دیدگاه، کارما چرخهای پیوسته از علت و معلول است که همواره در زندگی، طبیعت و سراسر کیهان جریان دارد. "این جهان کوه است و فعلِ ما ندا سویِ ما آید نداها را صدا"
دراشتا؛ آگاهیِ شاهد سوامی ساتیاناندا بارها تأکید میکرد که یکی از مهمترین تمرینهای یوگا، پرورش «دراشتا» یا شاهد بودن است. دراشتا یعنی از ذهن فاصله بگیری، نه اینکه با آن بجنگی. وقتی خشم میآید، فقط ببین. وقتی ترس ظاهر میشود، فقط ببین. وقتی شادی یا اندوه میآید، فقط ببین. این «دیدن» به معنای بیتفاوتی نیست؛ بلکه آگاهیِ ناب است. آگاهیای که بدون قضاوت، بدون مقاومت و بدون همانندسازی، همه چیز را مشاهده میکند. ساتیاناندا میگوید تا زمانی که خود را با افکار، احساسات و نقشها یکی میدانی، ذهن بر تو حکومت میکند. اما لحظهای که شاهد میشوی، جایگاهت تغییر میکند؛ دیگر درون امواج نیستی، بلکه تماشاگر امواج هستی. در مراقبه، لازم نیست ذهن را ساکت کنی. کافی است شاهد باشی. ذهن کار خودش را انجام میدهد و تو تنها حضور داری. دراشتا پلی است میان ذهن و آگاهی؛ جایی که آرامش از تلاش به دست نمیآید، بلکه از مشاهده متولد میشود. امروز از خودت بپرس: «در این لحظه، من فکرم هستم یا شاهدِ فکری که از ذهنم عبور میکند؟» همین سؤال، آغاز بازگشت به آگاهی است.
آموزش جامع گامبهگام مراقبه گروه دوم. عصر روزای فرد برگزارکننده: شهرام قلیزاده (آتماجیوتی) با توجه به درخواست دوستان برای برگزاری یک دوره در عصر این دوره، برنامهای جامع و سیستماتیک بر اساس آموزههای سوامی ساتیاناندا و زندهیاد استاد جلال موسوینسب…
اثرات مانترای گایاتری اثر مانترای گایاتری روی اعضای بدن شماره حرف/سیلاب انرژی/مفهوم مرتبط کیفیت الهی فعالشده ۱ اوم تاپینی موفقیت ۲ تت سافالتا شجاعت ۳ بوهوه ویشوا نگهداری/پایداری ۴ سواه توشتی تندرستی و بهزیستی ۵ وی واردا یوگا (اتصال درونی) ۶ تت رِواتی عشق و محبت ۷ وا سوکشما فراوانی و ثروت ۸ یَم گیانا درخشندگی و ذکاوت ۹ بهَر بهارگا دفاع و حفاظت ۱۰ گو گوماتی هوش و خرد ۱۱ دِه دویکا سرکوبی (نیروهای منفی) ۱۲ وا واراهی ارادت و تعهد ۱۳ سیا سینهانی قدرت نگهداری و حافظه ۱۴ دِی دیان نفس حیاتی (پرانا) ۱۵ ما ماریادا خویشتنداری ۱۶ هی سْفوتا ریاضت و پرهیزکاری ۱۷ دِی مدها دوراندیشی ۱۸ یو یوگمایا بیداری روحانی ۱۹ یو یوگینی تولید و خلاقیت ۲۰ ناهَه دهارینی خوشمنش و اخلاق ۲۱ پرا پرابهاوا آرمانگرایی ۲۲ چو دوشما شجاعت و دلیری ۲۳ دا دراشیا حکمت و بصیرت ۲۴ یَت نیرانجان خدمت و ایثار