tgindex
🏔آوای بنچله☀️

🏔آوای بنچله☀️

Статистика

آوای بنچله ،از دل شاهو ی سرفراز، کانالی برای روشنگری. با ما همراه و همیار باشید @Ghaforsolaimani @shaho1353

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
61
Всего постов
237
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
590
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
43
40 постов
Вовлечённость
7,3%
к подписчикам
Постов в день
8,7
всего 237
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
66
1/48двое суток
75
1/72трое суток
81

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ✅عجیب ترین زایمان / مادر 41 ساله روس، پانزدهمین فرزندش را به دنیا آورد! یک زن 41 ساله اهل مسکو با تولد پانزدهمین فرزند خود، بار دیگر تجربه مادر شدن را پشت سر گذاشت؛ خانواده‌ای که حالا 10 دختر و 5 پسر دارد:!! https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • 🚨 باز هم تصادف، باز هم داغ و ماتم؛ حادثه‌ای مرگبار در نوسود 🖤 متأسفانه در پی شاخ‌به‌شاخ شدن دو دستگاه موتورسیکلت در نوسود، بار دیگر جوانی از دیار اورامانات جان خود را از دست داد. در این حادثه تلخ، کاک محمدحسین حسن پور، اهل روستای نرویَ، جان باخت و خانواده و بستگانش را داغدار کرد. 🖤 اورامانات باز هم عزادار شد... تکرار این حوادث تلخ، زنگ خطری جدی برای ایمنی جاده‌ها و موتورسواران منطقه است. ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم آن مرحوم و مردم شریف نروی و نوسود، از خداوند متعال برای آن جوان آمرزش و رحمت الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت داریم. 🖤🥀 #نوسود #اورامانات #نروی #تصادف #حادثه #تسلیت: https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • 🔹#اطلاعیه/ قطع برق در شهرستان های اورامانات فردا #شنبه24 مردادماه ۱۴۰۵ https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • این عاشقانه عشق است زیر چادر، تی‌شرت آستین‌کوتاه و شلوار سیاه می‌پوشید. موهاش، بلند و شانه‌خورده تا گودی کمرش بود و از مژه‌هاش انگار واکس مشکی می‌چکید. من، تازه رفته بودم ساندویچی داییم؛ شاگردی. و او ظهرها می‌آمد دکان ما، که پُر بود از معتادها، جیب‌قاپ‌ها، کاسب‌ها و دیگرانِ گرسنه‌ی سر به‌راه و سر به‌هوا.می‌گفت: «یه فلافل.»و من چه می‌دانستم دلش مورچه است برای شاگرد ساندویچی چهارراه سوسکی. دایی خیالش را انداخت به جانم. گفت «این دختره واسه تو میادا.»گفتم: «عمرا که این‌جور باشه.» گفت: «روی ‌هزاری‌ها، واست می‌نویسه دوستت دارم.» گفتم: «این تن‌رو کفن کنی راس می‌گی؟»گفت: «به مرگت قسم، خاطرت‌رو می‌خواد دایی.»فرداش گوشواره‌ی برنزی بدلی و بلندی انداخته بود با نگین سرخ. ساندویچش را شش‌تایی زدم. دو نانه. با خیارشور زیاد و گوجه‌ی تازه‌. گفتم: «سس بزنم؟» گفت: «بزن آقا مرتضا.»صدای او و‌ انگشت‌های من لرزید. پشت هزارتومانیش، نوشته بود «خیلی دوستت دارم.» دوباره که آمد، همراه ساندویچ، یک صد تومانی بهش دادم. پرسید: «فلافل ارزون شده؟»گفتم: «فروش اومده پایین.» کنار عکس قدس، نوشته بودم «اسمت چیه؟» بالای امضای دبیرکلِ هزارتومانی بعدی نوشته بود «ویران شما: سمانه.» و بعد از آن، ما هر روز، برای هم نامه نوشتیم. رو و پشت اسکناس‌ها. عاشقانه‌هایی با کلمه‌های ریز... هفته‌های اول، نمی‌گذاشتم دایی نامه‌های‌مان را به کسی بدهد. نگهش می‌داشتم جای حقوق. اما بعد ناچار شدیم که پول‌ها را خرج کنیم. دادیم به نان فانتزی، به ممدآقای خیارشوری، به جواهرخانم سوسیس‌فروش. و نامه‌‌های ما دست به دست می‌چرخید جای اسکناس‌های رایج مملکت. باهاش مواد می‌خریدند. فال قناری می‌گرفتند. کوپن می‌فروختند. به صاحبخانه‌ها می‌دادند و به خیاط‌ها، کله‌پزها، فال‌گیرهای شابدلعظیم و دیگران. و گاهی، ممکن بود کسی بیاید داخل، بگوید «یه فلافل دو نونه.» و دوستت دارمی را پرت کند روی پیشخان که من نوشته بودم یا او. انگار بخواهد بگوید بازگشت هر چیزی به اصل آن است. و حالا که سالها از آن روزهای مه گرفته‌ی شرجی گذشته، اسکناسِ کهنه‌ای را از راننده‌‌ گرفتم که رویش نوشته بود «عاشقت هستم...» و این ترکیب خوش، خاطرم را بازگرداند به آن‌جا که بودم. به پشت‌ِ یخچالِ دکان ساندویچی. به چشم‌های خواستنی‌اش. به جمله‌ی «بازگشت همه‌ به‌سوی اوست.» تمام اعلامیه‌های سریش‌مالی شده به دیوارهای کاه‌گلی و طبله کرده‌ی آن کوچه‌های تنگ. ‌بله. بازگشت همه به‌سوی اوست. همان‌طور که بازگشت تمام آن اسکناس‌ها، دوستت‌دارم‌ها و اندوه پوشیده و پیدای این کلمات... #مرتضی برزگر:: https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • ✅ثبت ۲۱ فوتی به دلیل غرق‌شدگی در سواحل مازندران 🔹همزمان با اوج‌گیری حضور مسافران در سواحل استان مازندران، گزارش‌های رسمی از جان باختن ۲۱ نفر در آب‌های ساحلی این استان خبر می‌دهد؛ رخدادهایی که ریشه در بی‌ احتیاطی و نادیده گرفتن هشدارهای ایمنی دارد. https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • 🔴 تهران دمشق را به هدف‌گیری ۱۰۰ نقطه استراتژیک در صورت مداخله در لبنان تهدید کرد 🔸خبر: بر اساس گزارش‌ اختصاصی خبرگزاری لبنانی «یونیوز»، تهران با ارسال پیام‌های مستقیم و قاطع به دمشق و سایر پایتخت‌های منطقه‌ای، مانع از اجرای یک سناریوی نظامی شده است که با تحریک آمریکا برای مداخله سوریه در لبنان در حال آماده‌سازی بود.تهران با آگاه‌سازی پایتخت‌های منطقه‌ای (آنکارا، بغداد، دوحه و ریاض) اعلام کرد که هرگونه ماجراجویی سوریه علیه حزب‌الله، به یک رویارویی منطقه‌ای گسترده در جغرافیای سوریه تبدیل خواهد شد.در این اخطار جدی که از مسیر ترکیه به دمشق منتقل شده، تأکید شده است که پاسخ موشکی ایران شامل هدف‌گیری بیش از ۱۰۰ هدف استراتژیک، از جمله کاخ ریاست‌جمهوری سوریه خواهد بود. https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • ♻️تلنگر روزی کشاورزی متوجه شد ساعت طلای ميراث خانوادگی اش را در انبار علوفه گم کرده بعد از آنکه در ميان علوفه بسيار جستجو کرد و آن را نيافت از گروهی کودک که بيرون انبار مشغول بازی بودند کمک خواست و وعده داد هرکس آنرا پيدا کند جايزه ميگيرد. به محض اينکه اسم جايزه برده شد کودکان به درون انبار هجوم بردند و تمام کپه های علوفه را گشتند اما بازهم ساعت پيدا نشد. همينکه کودکان نااميد از انبار خارج شدند پسرکی نزد کشاورز آمد و از او خواست فرصتی ديگر به او بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود انديشيد:چراکه نه؟ کودک مصممی به نظر ميرسيد، پس کودک به تنهايی درون انبار رفت و پس از مدتی به همراه ساعت از انبار خارج شد. کشاورز شادمان و متحير ازو پرسيد چگونه موفق شدی درحالی که بقيه کودکان نتوانستند؟ کودک پاسخ داد: من کار زيادی نکردم، روی زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تيک تاک ساعت را شنيدم و در همان جهت حرکت کردم و آنرا يافتم... "ذهن وقتی در آرامش است ، بهتر از ذهن پرمشغله ، کار ميکند. هرروز اجازه دهيد ذهن شما اندکی آرامش يابد تا ببينيد چطور بايد زندگی و لحظات خود را آنگونه که می خواهيد سروسامان دهيد. هر روز بیش از هزاران خبر را دنبال می کنید ذهن شما مشوش و پرمشغله است در پی ذهن پر مشغله ، ناراحتی اعصاب ، خود درگیری و گاهی پرخاشگری و عدم کنترل رفتار حاصل می شود . نیاز داریم در طول روز تلویزیون را خاموش کنیم گوشی را کنار بگذاریم رایانه را ببندیم و به کار فیزیکی مشغول شویم و ساعتی را در بوستان و طبیعت قدم بزنیم و از دیدن سبزه ها و درختان و جانوران در حال جست و خیز  آرامش را به خانه ذهن خود بیاوریم: https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • هم اکنون ساعت۱۰/۳۰ هورامان 🖤 دیدار تلخ دو پدر داغدار؛ آغوشی از جنس اندوه دو برهانِ داغدار، پس از از دست دادن عزیزانشان در حادثه تصادف، با چشمانی اشکبار به یکدیگر رسیدند؛ دیداری تلخ و جانسوز که با گریه و زاری، یکدیگر را در آغوش گرفتند. کاک برهان حسینی از منطقه پاوه و کاک برهان اورامی از منطقه هورامان تخت، هر دو در این حادثه جمعاً ۹ نفر از اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند؛ یکی ۵ نفر و دیگری ۴ نفر از عزیزان خانواده‌اش را از دست داده است. این دو پدر داغدار و مصیبت‌زده، در میان اشک و اندوه، یکدیگر را در آغوش گرفتند؛ صحنه‌ای دردناک و تأثیرگذار که عمق این فاجعه و سنگینی داغ خانواده‌ها را به تصویر می‌کشید. 🖤 خداوند به این دو پدر و دیگر بازماندگان صبر و شکیبایی عطا کند و روح جان‌باختگان این حادثه را قرین رحمت خود فرماید. ✍📹ده نگی نوریاو ۱۴۰۵/۵/۲۳ https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • ✅تلگرام ۱۳ ساله شد/ تعداد کاربران ایرانی چقدر است؟ 🔹۱۳ سال پیش در چنین روزی «تلگرام»، شبکه اجتماعی محبوب ایرانیان متولد شد. 🔹تلگرام بیش از ۴۹ میلیون کاربر ایرانی دارد. 🔹ایرانی‌ها بیش از دو میلیون و هشتصد هزار کانال دارند که در طول سال بیش از ۹۰۰ میلیون پست منتشر می‌کنند. 🔹این تعداد پست در مجموع بیش از ۱۷۰ میلیارد نمایش یونیک به خود اختصاص می‌دهد که نشانگر کاربردهای گسترده تلگرام در ایران است./اقتصادنیوز:: https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • عجیب ترین معلم دنیا بود چون عجیب ترین امتحان های دنیا رو می گرفت... هر هفته وقتی امتحان تموم می شد برگه ها رو ازمون نمی گرفت ... می گفت خودتون تصحیح کنید اونم نه تو کلاس تو خونه ... دور از چشم خودش ... اولین باری که برگه ی خودم رو تصحیح کردم سه تا سوال رو غلط جواب داده بودم ... نمی دونم ترس بود یا عذاب وجدان ، هر چی بود نذاشت جواب های غلط رو درست کنم و به خودم بیست بدم ... فردای اون روز وقتی بقیه ی بچه ها برگه های امتحانشون رو تحویل دادن فهمیدم همه بیست گرفتن... همه بیست گرفتن به جز من ... به جز من که از خودم غلط گرفته بودم ...بهم می گفتن خب مثل ما جواب هایی که غلط نوشته بودی رو درست می کردی تا بیست بگیری ولی من نمی خواستم خودم رو گول بزنم ... نمی خواستم چشمام رو به روی اشتباهاتم ببندم ... گذشت و گذشت تا امتحان اصلی رسید ... همون که نمره ش می رفت تو کارنامه ... امتحان که تموم شد ، معلم برعکس همیشه برگه ها رو جمع کرد و گذاشت تو کیفش... چهره ی هم کلاسی هام دیدنی بود...‌ رنگ و روشون پریده بود و ناراحت بودن... اونا فکر می کردن این امتحان هم خودشون تصحیح می کنن و با درست کردن جواب های اشتباه به خودشون بیست میدن ولی این بار فرق داشت این بار قرار بود حقیقت مشخص بشه...چند روز بعد وقتی معلم نمره ها رو خوند بهترین نمره ی کلاس رو گرفته بودم چون تنها کسی بودم که از خودم غلط می گرفتم و چشمم رو به روی اشتباهاتم نمی بستم ... زندگی ما پر از امتحان های کوچک و بزرگه... خیلی از ما آدما تو زندگی انقدر چشممون رو به روی اشتباهاتمون می بندیم و خودمون رو فریب میدیم که باورمون میشه هیچ مشکلی نداریم و نمره مون بیسته... ولی یه روز دیگه خودمون به خودمون نمره نمیدیم ... یه روز برگه مون میوفته دست معلم آسمون ها... اون روز خیلی چیزا مشخص میشه و نمره ی واقعی می گیریم ... راستی تو امتحان زندگی چه نمره ای می گیریم؟! حسین_حائریان https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • ۱۰ عادتی که تو رو دوست داشتنی تر میکنه: ۱. عقل کل نباش ۲. در کار بقیه دخالت نکن ۳. اهل کینه و تلافی نباش ۴. صبور باش ۵. دیگران را به خاطر نقاط قوتشون تشویق کن ۶. الکی از کسی تعریف نکن ۷. زود قضاوت نکن ۸. ریا کار نباش  ۹. به کسایی که نیاز دارن کمک کن ۱۰. راز دار باش. https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • 🌎 شاید که نه ؛ حتما برای شما هم اتفاق می افتد ! 🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد ؛ آن لحظه‌ای که ناگهان در میان هیاهوی روزمرگی در یک خیابان شلوغ و میانه ی هزار چهره ی ناشناس و گُم با چهره‌ای مواجه شوید که سال‌هاست از او بی‌ خبر بودید. اما این بار او نیست که تصویری ست که لرزه بر اندامِ واقعیت می‌اندازد. چندی پیش در جایی شلوغ با زوجی روبرو شدم که زمان ؛ آن‌ها را از حافظه‌ی جمعی من پاک کرده بود. اما این بار ؛ زمان آن‌ها را به شکلی متفاوت به مقابل نگاه حیرت زده ام بازگردانده بود. مردی که روزگاری با تندیِ کلام ؛ با دست‌ درازی های وحشیانه و با خشونتِ ناخودآگاهِ ناشی از تندی رفتار و در عین حال خساست ؛ فضای خانه را برای اهالی اش سنگین کرده بود‌. اکنون اما پیش چشمانم همان مرد مقتدر ؛ در سکوتی مطلق و یخ زده ایستاده بود. سکته و آلزایمر و تمام لرزشِ تن و بدن ؛ آن حصارهای تند و تیز اخلاقی را به یک باره فرو ریخته بود. او دیگر آن مردِ مقتدر و سخت‌ گیرِ گذشته نبود ؛ او تنها موجودی بود که در دریای فراموشی غرق شده بود. در مقابل اما زنی ایستاده بود که صبوری‌اش دیگر نه یک فضیلت که یک تلاش برای بقا به نظر می‌رسید. 🌐 زنی که سال‌ها برای حفظِ آرامشِ خانه و آینده‌ی فرزندانش ؛ طوفان‌ های اخلاقی همسرش را در سینه حبس کرده بود. او حالا ؛ نه تنها بارِ جسمی که بارِ عاطفیِ سنگینی را بر دوش می‌کشید. او با صدایی که از شدتِ گذشتِ سال‌ها همچنان می لرزید رو به من کرد و گفت : ما را شناختی ؟ همین مرد را که می بینی حالا دیگر آن شرور سابق نیست. دقایقی بسیار طولانی ؛ توی چشم‌ های من نگاه می‌کند. او حالا فقط مرا می‌شناسد ؛ اما بچه‌ها را نه. در آن لحظه فهمیدم آن نگاه‌های طولانی ؛ جست‌ و جویِ نامحسوس برای یافتنِ پناهگاه است. آن نگاه‌ها ؛ زبانِ گویایِ یک عذر خواهیِ بی‌صداست. انگار می‌خواست بگوید که من شرمسارم. من در جوانی پل‌های مهربانی را با تندیِ کلام و خود خواهی‌ام تخریب کردم و حالا در پیری تنها تویی که از آن ویرانه‌ها برای من پل ساخته است. زن ؛ در حالی که دستانِ بی‌ رمقِ همسرش را می‌گرفت ؛ با نگاهی که ترکیبی از حیرت ؛ اندوه و پذیرش بود ؛ از مقابل من گذشت. او تنها با همسرش دور نمی‌شد بلکه با تمامِ تلخی‌هایِ گذشته‌اش در حالِ عبور از مسیرِ سرنوشت بود. این روایت فقط داستان یک زوج در خیابان نیست‌‌. 🌐 این روایتِ احتمالیِ زندگیِ هر یک از ماست. ما اغلب فراموش می‌کنیم که اخلاق ؛ یک قراردادِ دو طرفه و دارای زمانِ بازگشت است. ما فکر می‌کنیم تندیِ کلام ؛ خشونت ؛ هتاکی و خسیس‌ بودن در احساسات یا رفتارهای خود محورانه هزینه‌ای ست که فقط در لحظه پرداخت می‌شود ؛ اما حقیقت این است که ما داریم سرمایه‌ی پیری خود را خرج می‌کنیم. ما داریم پل‌هایی را که قرار است در روزهای تنهایی و ضعف ما را به ساحلِ آرامش می رسانند ؛ با تندی و بی‌ انصافی تخریب می‌کنیم. هر رفتاری که امروز با بی‌ توجهی یا خشونت انجام می‌دهیم ؛ آجری ست که بر روی مسیرِ آینده‌ی خود می‌گذاریم. بگذارید امروز پیش از آنکه حافظه یاری نکند و پیش از آنکه نگاه‌ها تنها از سرِ نیاز به ما خیره شوند ؛ پل‌ها را تعمیر کنیم. اخلاق ؛ نه یک انتخابِ زیبایی که یک ضرورتِ حیاتی برای روزهایِ بی‌ رمق است. با عزیزانی که امروز در کنارمان هستند چنان رفتار کنیم که فردا ؛ وقتی تنها توانِ ما نگاه کردن به آنها بود ؛ نگاهِ آن‌ها نگاهِ بخشایش باشد نه نگاهِ خشم و حسرت. https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • 🔸موسی زیباپور، کولبر اهل پیرانشهر، در نتیجه تیراندازی نیروهای مرزبانی در مناطق مرزی شهرستان بانه کشته شد. 🔸بر اساس اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، ظهر روز پنج‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، این کولبر در مناطق مرزی شهرستان بانه از سوی نیروهای مرزبانی هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شد. https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • فوت ۲جوان دیگرازدیاراورامانات 🚨 ۲ کشته در سقوط وانت آریسان به دره در محور ایلام–سرابله در پی واژگونی یک دستگاه وانت آریسان در محور ایلام–سرابله، محدوده تونل آزادی، خودرو از مسیر منحرف شده و به داخل دره سقوط کرد. بر اساس گزارش‌های اولیه، این حادثه ۲ کشته بر جای گذاشته است. جان‌باختگان این حادثه، هر دو از استان کرمانشاه هستند. 🔹 سامان محمدی، اهل روستای بانی‌میران 🔹 عثمان یعقوبی، اهل روستای قاپقلی میرآباد متأسفانه این دو نفر در این حادثه جان خود را از دست داده‌اند. 🖤 ضمن عرض تسلیت به خانواده‌های داغدار و بستگان این دو جان‌باخته، برای آنان رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزومندیم. https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • 🍃📖🍃 ‏شبی رو یادمه که از ترس اینکه فرداش امتحانمو خوب ندم تا خود صبح بیدار بودم؛‏ الان که به اون شب فکر میکنم خندم میگیره. دنیام چقد کوچیک بود. فرضا ک امتحانمو بد میدادم خب ک چی؟! مگه دنیا به اخر میرسید؟! نه! میخوام بگم یه زمانی یه چیزی برات اونقدر مهمه ک به خاطرش روح و روانتو ازار میدی اما همون چیز یه سال بعد ممکنه کاملا برات بی اهمیت باشه. میدونم همین الان یاد یکی از دغدغه هات افتادی اره همونی ک تو ذهنته! زیاد به خاطرش خودتو اذیت نکن. میدونی شاید سال بعد، دیگه حتی بهش فکرم نکنی. سعی کن فقط از تمام لحظه های زندگیت لذت ببری. https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • خسته نباشی معلم! دریک کلاس درس، فرزندان ِتمام ِ اقشار ِجامعه، نشسته اند فرزندان ِ «طلاق» را،  باید تحمّل کرد و با روحیه یِ شکننده شان ساخت! با فرزندان «اعتیاد» ، باید مدارا کرد و با بی تربیتی هایشان، کنار آمد! فرزندان ِ «یتیم» را، باید نوازش کرد و کمبود ِ مهرشان را، برایشان، جبران کرد، فرزندان ِ «ناهنجار» را، – که محصول ِ اختلافات ِ خانوادگی اند-، باید هدایت کرد !!!! به فرزندان ِ «کار»، باید استراحت داد، فرزندان ِ والدینِ «بی بند و بار» را، باید، سر به راه کرد، فخرفروشی ِفرزندان ِ «سرمایه دار» را ،  باید تعدیل کرد، دانش آموزان ِ «کمرو» را، به بطنِ جامعه، باید کشاند، نازپروردگی ِ فرزندان ِ «مُرَفَّه» را، باید، تعادل بخشید، دانش آموزان ِ«بدسرپرست» را،  حکیمانه و صبورانه،   باید سرپرستی کرد، دانش آموزانِ «بی سرپرست» را،  باید با آغوش ِمهر ِ مادری ، آشنا ساخت! همه یِ این مزاج هایِ تلخ و شیرین در یک اتاق ِ چند متری، گِردِمعلّم حلقه می زنند و اوست که باید همه ی ِ این تناقض های ِرفتاری را ، به جان بخرد و صبورانه ، درکنار ِتدریس، هوای ِدل ِهمه شان را داشته باشد . https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • هر صبح باید دروازه ای برای رویش دوباره مهربانی باشد. همان که نیما گفت: پس از این همه چیز جهان تکراری‌ست... جز "مهربانی"☺️👌 درود ...  صبحتان بخیر🙋‍♀🙋🏻‍♂ دلتون شاد لبتون خندون روزتون سراسر شادی و آرامش روزگارتون عالی ترین باد. https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • بخون قشنگه! پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محله های شهر، خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد، تصمیم گرفت از خانه ای تقاضای غذا کند. با این حال وقتی دختر جوانی در را به رویش گشود، دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست. دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است. برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد. پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت: چقدر باید به شما بپردازم؟ دختر جوان گفت: هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم. پسرک در مقابل گفت: از صمیم قلب از شما تشکر می کنم. پسرک که هاروارد کلی نام داشت، پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد، بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکوکار نیز بیشتر شد. تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد. سالها بعد... زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند. او به شهر بزرگتری منتقل شد. دکتر هاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن فراخوانده شد. وقتی او نام شهری که زن جوان از آنجا آمده بود شنید، برق عجیبی در چشمانش نمایان شد. او بلافاصله بیمار را شناخت. مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد، برای نجات زندگی وی بکار گیرد. مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید. روز ترخیص بیمار فرا رسید. زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود. او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت صورتحساب کار کند. نگاهی به صورتحساب انداخت. جمله ای به چشمش خورد: همه مخارج با یک لیوان شیر پرداخته شده است. امضا دکتر "هاروارد کلی" زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد. پسرکی برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش یک لیوان شیر آورد. اشک از چشمان زن سرازیر شد. فقط توانست بگوید: خدایا شکر... خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد. آرزوت روازخدابخواه،بعد جمله زیروبخون: بنام خداوند بخشنده مهربان، *هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خداوند بزرگ نیست.* https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • 🌼🍃ﺩﺧﺘﺮﺧﺎﻧﻤﯽ ﺯﻳﺒﺎ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺭﺋﻴﺲ شرکتی ﺍﻣﺮﻳﻜﺎﯾﯽ ﻧﺎﻣﻪﺍﯼ ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﻧﻮﺷﺖ: ﻣﻦ 24ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﻡ. ﺟﻮﺍﻥ، ﺯﻳﺒﺎ، ﺧﻮﺵﺍﻧﺪﺍﻡ، ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺗﺤﺼﯿﻼﺕ ﺁﮐﺎﺩﻣﯿﮏ ﻫﺴﺘﻢ. ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﺎﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺷﻤﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟ 🌼🍃ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺪﻳﺮﺷﺮﻛﺖ ﻣﻮﺭﮔﺎﻥ: ﺍﺯ ﺩﻳﺪ ﻳﮏ ﺗﺎﺟﺮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎﺷﻤﺎ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ! ﺁﻧﭽﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭﺳﺮ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻣﺒﺎﺩﻟﻪ ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ ﺯﻳﺒﺎﺋﯽ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺍﺳت. ﺯﻳﺒﺎﯾﯽ ﺷﻤﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺤﻮ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﭘﻮﻝ ﻣﻦ ﺑﻌﻴﺪ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺑﺎﺩﺭﻭﺩ. ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻣﻦ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ ﺍﻣﺎ ﭼﯿﻦ ﻭﭼﺮﻭﮎ ﻭﭘﯿﺮﯼ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺯﯾﺒﺎﺋﯽ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. 🌼🍃ﻣﻦ ﻳﮏ " ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﺷﺪ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﯾﮏ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺭﻭﺑﻪ ﺯﻭﺍﻝ. ﭘﺲ ﺁﺩﻡ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺎﺷﻤﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﺪ. ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﺍﻣﺜﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻗﺮﺍﺭﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻳﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﺮﮔﺰ. 🌼🍃ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺋﯽ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺑﺎﺍﺭﺯﺷﯽ ﻣﺜﻞ #ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ، #ﭘﺎﮐﺪﺍﻣﻨﯽ، ﺷﻌﻮﺭ ، ﺍﺧﻼﻕ ، ﺗﻌﻬﺪ ، ﺻﺪﺍﻗﺖ ، ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ، ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻣﻦ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﺷﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﯿﺰﺳﻮﺩ آﻭﺭ ﺍﺳﺖ. https://t.me/avaibenchali  به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.   https://t.me/avaibenchali

  • آيا میدانستید چیپس در سال1853 توسط آشپزی به نام جرج کرام تولید شد چون یک مالک کشتی بخار به طور مکرر سیب زمینی های ضخیم را پس میفرستاد، که به همین دلیل بالاخره آشپز لایه های باریک سیب زمینی را با نمک بیشتر سرخ کرد!

🏔آوای بنچله☀️ — tgindex