آوید کاشانه .🕊️🫠.
Статистикаنور منم،شور منم،بنده ی مجبور منم نفخه ی آن صور منم،زنده ی در گور منم 19.1.26
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 29
- Всего постов
- 43
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 39
- 1/48двое суток
- 44
- 1/72трое суток
- 48
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بهتر است دوستت دارم گفتن :
این هم از طرف من؛ شب خوش✨
با باخت جندل نمیتوان کرد!
جادوِ قلمش✨✨✨✨✨
از این دختر مهربان و با صفا نداریم ما💕✨
مهربانی او💗✨. #آوید
ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا ای عیسی پنهان شده بر طارم مینا بیا از هجر روزم قیر شد دل چون کمان بد تیر شد یعقوب مسکین پیر شد ای یوسف برنا بیا ای موسی عمران که در سینه چه سیناهاستت گاوی خدایی میکند از سینه سینا بیا رخ زعفران رنگ آمدم خم داده چون چنگ آمدم در گور تن تنگ آمدم ای جان باپهنا بیا چشم محمد با نمت واشوق گفته در غمت زان طرهای اندرهمت ای سر ارسلنا بیا خورشید پیشت چون شفق ای برده از شاهان سبق ای دیده بینا به حق وی سینه دانا بیا ای جان تو و جانها چو تن بیجان چه ارزد خود بدن دل دادهام دیر است من تا جان دهم جانا بیا تا بردهای دل را گرو شد کشت جانم در درو اول تو ای دردا برو و آخر تو درمانا بیا ای تو دوا و چارهام نور دل صدپارهام اندر دل بیچارهام چون غیر تو شد لا بیا نشناختم قدر تو من تا چرخ میگوید ز فن دی بر دلش تیری بزن دی بر سرش خارا بیا ای قاب قوس مرتبت وان دولت بامکرمت کس نیست شاها محرمت در قرب او ادنی بیا ای خسرو مه وش بیا ای خوشتر از صد خوش بیا ای آب و ای آتش بیا ای در و ای دریا بیا مخدوم جانم شمس دین از جاهت ای روح الامین تبریز چون عرش مکین از مسجد اقصی بیا عشق مولانا از آن عشقهایی نیست که آدمی را تنها به داشتن محبوب دعوت کند. عشقیست که نخست آدمی را از خودش میگیرد، بعد او را در آتش فراق میسوزاند و سرانجام به جایی میرساند که دیگر چیزی جز محبوب نمیبیند. برای مولانا، عاشق کسی نیست که فقط بگوید "دوستت دارم" عاشق کسیست که آنقدر در عشق فرومیرود که مرز میان "من" و "تو" در او محو میشود. در این غزل، مولانا یک بار یوسف را صدا میزند، یک بار عیسی را، یک بار موسی را، یک بار محمد را؛ اما پشت همه این نامها، یک حقیقت را میجوید: آن حضور گمشدهای که نبودنش جان را بیقرار میکند. و چه زیباست که پس از این همه تصویر این همه درد، این همه شوق و این همه فریاد، تقریباً تمام راه به یک کلمه ختم میشود: بیا. نه "دوستم داشته باش"، نه "مرا نجات بده"، نه "مرا فراموش نکن" فقط بیا. زیرا گاهی عشق آنقدر عمیق میشود که عاشق دیگر چیزی برای خواستن ندارد فقط میخواهد محبوب حاضر باشد. همین حضور برای او زندگیست و همین نبودن تمام جهان را به فراق بدل میکند. شاید راز ماندگاری عشق مولانا همین باشد: او عشق را نگفت در عشق سوخت، و از خاکستر آن شعر ساخت.
چقدر خواندن این ها حس خوب دارد✨.
و شاید در جهان دیگر، آن کتاب را بارها و بارها بخوانیم… بی آنکه بدانیم عاشق و معشوق خود بوده ایم!
من، خودم را از انعکاسِ نگاهِ تو دوست خواهم داشت؛از همان نگاهی که مرا نه با چشم، که با جان میبیند. دستانِ من، ظریفاند؛ با رگهای آبیِ آشکار، رنگی گندمیِ روشن و ناخنهایی که سیاهیشان، تنها سلیقهای خاموش است.اما دستانِ تو... دستانی مردانه، محکم و گرم؛ با رگهایی که گویی سالها ایستادگی را در خود حمل کردهاند. دوست دارم دستانِ کوچکِ من، در پناهِ دستانِ تو گم شوند؛تو لبخند بزنی، آرام بوسهای بر آنها بنشانی، و من از شرم، گونههایم گل بیندازند و بیهیچ مقاومتی، خودم را در آغوشت پنهان کنم. امنِ من، نه خانهایست و نه شهری؛امنِ من همان جاییست که دستانم در دستانِ تو آرام بگیرند، سرم بر شانههایت بیاساید و جهان، با تمامِ هیاهویش، پشتِ آغوشِ تو جا بماند. من از دنیا چیزِ زیادی نمیخواهم؛فقط سهمم از این جهان، همان چند لحظه باشد که بیهراس، در کنارِ تو نفس بکشم. بگذار تمامِ غمهای جهان، سهمِ من باشند؛اما خستگیِ شانههایت را نه...بگذار تمامِ دردها از من عبور کنند، پیش از آنکه به تو برسند. اگر قرار باشد روزی پناهگاهی را به نامِ بهشت بشناسم،برای من، بهشت همان لحظهایست که میانِ دستانِ مردانهات، تمامِ ترسهایم خاموش شوند؛جایی که دیگر نه واژهای برای گفتن بماند و نه دلیلی برای گریختن...فقط من باشم، تو باشی، و سکوتی که از هزار اعتراف، عاشقانهتر است.
تو انی که در آیینه ی خود نمیبینی خویش من آنم که تو را زیباتر از خیال میبینم
نوشته که ندارم اما تقدیم به روی ماهت🌝💛
زمانی زیادی شده از نوشته های خود نفرستاید! بفرستید بیبینم🍓✨ https://t.me/HarfChatBot?start=dc6ce94af976
تو مثل شب هستی؛ غمگین،غرق کننده،پر از آرامش و زیبا!
https://www.instagram.com/p/Db-98arCGo8/?igsh=MWhuOHBuaHV1ZDExNQ==
بدخشان!
من خود بالای خویشم، از خود کجا گریزم!
بعضی رنج ها تقدیر نیستند! تصمیم اند!
شما خو عزیز مایید💘😅🫂
فعالیت را دوباره شروع کردیم همراهم باشید🍓