راهنمای صندوق آینده ساز
Статистика📚 اطلاعرسانی | آموزش | مشاوره تخصصی در حوزه بیمه و بازنشستگی 📩 ارتباط و ارسال سؤال: @Naviddaneshmandkhosravi 📞 ۰۹۰۲۱۰۰۱۳۳۶ 📌 این کانال غیررسمی است و صرفاً با هدف آگاهیبخشی عمومی اداره میشود
- Последний пост
- 17 дек.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔍 شفافیتِ شعاری، واقعیتِ پنهانی وقتی «شفافیت» به پرتکرارترین واژه در ادبیات رسمی مدیران تبدیل میشود، انتظار طبیعی این است که مهمترین تصمیمها، شفافتر از همه گفته شوند؛ نه اینکه ماهها بعد، آن هم بهصورت غیررسمی، به دست ذینفعان برسند. ماجرای متناسبسازی حقوق بازنشستگان صندوق، دقیقاً از همین نقطه دچار مسئله شد. پرداخت متناسبسازی برای حقوقهای زیر ۳۰ میلیون تومان از مهرماه آغاز شد، بدون پرداخت معوقات ابتدای سال. درباره حقوقهای بالای ۳۰ میلیون تومان نیز، در تمام این مدت این روایت شنیده میشد که «با تأمین نقدینگی، پرداخت انجام خواهد شد». اما اکنون، انتشار یک صورتجلسه رسمی که در شهریور ۱۴۰۴ تنظیم و به امضای مدیرعامل صندوق و جمعی از مدیران صندوق، اعضای هیأتمدیره و مدیرعامل کانون بازنشستگان رسیده روایت متفاوتی را پیش روی بازنشستگان قرار داده است: بر اساس این سند، پرداخت متناسبسازی حقوقهای بالای ۳۰ میلیون تومان به سال ۱۴۰۵ موکول شده است. حال چند سؤال ساده اما اساسی مطرح میشود: ❓ اگر چنین تصمیمی از ماهها قبل وجود داشته، چرا بهصراحت گفته نشد؟ ❓ چرا بازنشستگان باید حقیقت را نه از مسیر رسمی، بلکه از مسیر غیررسمی و ناگهانی بشنوند؟ اما ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که برخی از امضاکنندگان اعلام میکنند: این بند پس از امضای صورتجلسه به متن اضافه شده است. این ادعا فارغ از درست یا نادرست بودن آن موضوعی عادی نیست. اگر چنین اتفاقی رخ داده باشد، مسئله دیگر اختلاف برداشت یا ضعف اطلاعرسانی نیست؛ بلکه موضوعی است که ماهیت حقوقی و قضایی پیدا میکند. در چنین شرایطی، انتظار حداقلی این است که: 📌 موضوع بهصورت رسمی بررسی شود، 📌 نتیجه بررسی شفاف و مستند اعلام گردد، 📌 و مشخص شود چه شخص یا اشخاصی در صندوق مسئول تنظیم یا تغییر متن بودهاند. در غیر این صورت، هر واکنش دیگری از تکذیب کلی گرفته تا ابهامسازی فقط به فرسایش بیشتر اعتماد منجر میشود. در این میان، نقد متوجه هر دو طرف است: صندوق، بهدلیل اطلاعرسانی دیرهنگام و مدیریت مبهم واقعیت، و کانون بازنشستگان، بهدلیل سکوت در برابر تصمیم یا ابهامی که مستقیماً به زیان بخشی از بازنشستگان تمام میشود. و باز هم به همان تناقض آشنا میرسیم: جایی که «شفافیت» شعار میشود، اما مهمترین تصمیمها یا دیر گفته میشوند، یا محل مناقشه قرار میگیرند. شفافیت واقعی، با تکرار واژه ساخته نمیشود؛ با انتشار اصل مستندات، نسخههای اولیه و نهایی، و توضیح صریح تفاوتها ساخته میشود. و سؤال پایانی که نمیشود از آن عبور کرد: اگر در چنین موضوع مهمی، متن یک مصوبه محل اختلاف است، چطور میشود به تصمیمات و روایتهای بعدی اعتماد کرد؟ بازنشستگان انتظار معجزه ندارند؛ آنها فقط انتظار دارند حقیقت، کامل، بهموقع و بدون نیاز به افشا شدن گفته شود. نظر شما چیست ؟ دیدگاه خود را در کامنت این پست بنویسید.👇
❗️افزایش نیروی انسانی در صندوقها؛ ضرورت یا هزینهسازی؟ صندوق حمایت و بازنشستگی آیندهساز تا اواسط دهه ۹۰ نزدیک به چهار دهه ثبات مدیریتی را تجربه کرده بود؛ ثباتی که اجازه میداد ساختار منابع انسانی، سیاستگذاری و هزینهها با حداقل نوسان پیش برود. اما از نیمه دهه ۹۰ به بعد، با تغییرات اساسی در اساسنامه و انتقال اختیار انتصاب مدیریت به سطوح سیاسیتر، چرخهای از عدمثبات آغاز شد؛ کمتر از ده سال، ۶ مدیرعامل و در کنار آن افزایش سریع و چشمگیر نیروی انسانی. نیروی انسانی صندوق، که دههها در حدود ۴۰ نفر بود، امروز از ۱۰۰ نفر عبور کرده است؛ روندی که در شرکتهای زیرمجموعه نیز به همان شکل تکرار شده است. اما سؤال مهم این است: 🔍 آیا چنین افزایش نیروی انسانی از منظر علمی، مدیریتی و اقتصادی قابل دفاع است؟ در نظریههای مدیریت منابع انسانی و اقتصاد سازمانی، چند اصل پایهای وجود دارد: ۱) اصل کفایت سازمانی (Organizational Sufficiency) یک سازمان باید به اندازهای نیرو داشته باشد که بتواند مأموریت خود را با حداقل هزینه و حداکثر کارایی اجرا کند. افزایش بیضابطه نیرو، حتی اگر به ظاهر باعث توسعه فعالیت شود، معمولاً موجب: ● کاهش کارایی ● افزایش هزینههای سربار ● گسترش سلسلهمراتب غیرضروری ● کند شدن تصمیمگیری ● وابستگی کارکنان جدید به مدیریتهای منصوب ● شکلگیری توقعات بلندمدت در پرداخت و ارتقا میشود. ۲) اصل توسعه از طریق آموزش، نه انباشت نیرو در سازمانهای حرفهای و موفق، ابتدا مهارت کارکنان موجود ارتقا داده میشود. افزایش نیرو زمانی مجاز و عقلانی است که: ● حجم فعالیت واقعاً رشد کرده باشد ● فناوریهای جدید نیاز به تخصصهای جدید داشته باشد ● وظایف جدید ایجاد شده باشد، نه اینکه فعالیتها صرفاً بین افراد بیشتری توزیع شود ● هزینه نیروی جدید کمتر از هزینه فرصتِ عدم انجام کار باشد در غیر این صورت، استخدام بدون تحلیل، فقط هزینه تولید میکند نه ارزشافزوده. ۳) نسبت هزینه نیروی انسانی به ارزش تولیدشده یک شاخص مهم در اقتصاد سازمانی وجود دارد: اگر هزینه تمامشده نیروی انسانی از منافع مالی و غیرمالی تولیدشده توسط آن نیرو کمتر باشد، استخدام منطقی است؛ اما اگر این نسبت منفی شود، تصمیم در بلندمدت به زیان ذینفعان است. در صندوقها، چون منابع متعلق به بیمهپرداز است: ● هزینههای پرسنلی مستقیم از منابع صندوق برداشت میشود ● هر استخدام اضافه، سودآوری یا بازده سرمایهگذاری را کاهش میدهد ● اثرش بهصورت کاهش توان پرداخت مزايا، خدمات درمانی یا رشد سرمایه ظاهر میشود این یعنی افزایش ناموجه نیرو، فقط یک هزینه نیست، یک انتقال بار به آینده بازنشستگان است. ۴) چرا افزایش نیرو برای ذینفع ملموس نمیشود؟ ذینفع (بازنشسته یا عضو صندوق) زمانی تغییر را حس میکند که: ●سرعت خدمات بهتر شود ●کیفیت تصمیمگیری بالا برود ●هزینههای غیرضروری کاهش پیدا کند ●خدمات درمانی و رفاهی پایدار و دقیق ارائه شود اما وقتی افزایش نیرو بهبود قابل مشاهده ایجاد نکند و حتی خدمات کندتر یا متشتت شود، ذینفع آن را نه تنها حس نمیکند، بلکه آثارش را در کاهش کارایی و افزایش هزینهها با تأخیر تجربه میکند. ۵) چرا این رفتار در دورههای مدیریتی کوتاهمدت تشدید میشود؟ از نگاه علم مدیریت سیاسی: ●هر تغییر مدیریتی کوتاهمدت تمایل دارد نیروهای «همسو» وارد کند ●بهجای اصلاح ساختار، اضافهکردن نیرو سادهتر است ●دوره مدیریت کوتاه است، پس نتیجه هزینهها به دوره بعد منتقل میشود ●مسئولیت بلندمدت، بدون پاسخگویی واقعی باقی میماند این چرخه اگر مهار نشود، به مرور هزینههای بلندمدت صندوق را از منابع پایدار خود بیشتر میکند. 🔻 جمعبندی افزایش نیروی انسانی در صندوقها و سازمانهایی که نه فعالیت جدید ایجاد کردهاند و نه فناوری یا حجم کارشان دگرگون شده، از نظر علمی و اقتصادی قابل دفاع نیست. راه علمی این است که: ■ مهارتها ارتقا پیدا کند، نه آمار پرسنل ■ ساختارها چابک شود، نه پیچیدهتر ■ استخدام فقط زمانی اتفاق بیفتد که ارزشافزودهاش بیشتر از هزینهاش باشد ■ اثر هر تصمیم بر ذینفع بهصورت شفاف تحلیل شود در غیر اینصورت، رشد بیضابطه نیروی انسانی تبدیل به یکی از عوامل مهم کاهش قدرت مالی صندوقها و افزایش نارضایتی ذینفعان میشود. نظر شما چیست ؟ دیدگاهتان را در کامنت این پست بنویسید! کانال راهنمای صندوق آینده ساز 👇 https://t.me/ayandehsazfund
چرا برخی رفتارهای نادرست، مصونیت نانوشته پیدا میکنند!؟ در هر سازمانی که وظیفهاش خدمترسانی به بازنشستگان است، رفتار غیرمحترمانه، قومیتستیزانه یا تحقیرآمیز باید «خط قرمز» باشد؛ خط قرمزی که حتی یکبار هم نباید نقض شود. اما مسئله اصلی فقط وقوع چنین رفتارهایی نیست؛ مشکل اصلی، بیتفاوتی و سکوت مدیرانی است که باید اولین مدافع کرامت بازنشستگان باشند. سؤال جدی اینجاست: چرا در برابر رفتارهای آشکارا خارج از شان، برخورد قاطع صورت نمیگیرد؟ آیا در چنین مجموعههایی «حق بازنشسته» کمتر از «روابط و مصلحتهای درونسازمانی» ارزش دارد؟ آیا برخی افراد چنان پشتوانه و ارتباطی دارند که تخطیهای آنها دیده نمیشود؟ چرا باید تصور شکل بگیرد که رفتارهای توهینآمیز قابل چشمپوشی است، اگر از سوی افراد خاصی انجام شود؟ وقتی نظارت جدی نباشد و برخورد روشن و شفاف انجام نشود، پیام مشخصی به کارکنان منتقل میشود: هر رفتاری حتی ناهنجار و خلاف اخلاق هزینهای ندارد. این دقیقاً نقطهای است که یک خطای فردی به یک «اشکال ساختاری» تبدیل میشود. مجموعهای که ادعا میکند برای بازنشستگان کار میکند، باید ثابت کند که کرامت انسانها مهمتر از روابط، حاشیهها و مصلحتسنجیهاست. برخورد نکردن، توجیه کردن، یا به تعویق انداختن حقیقت، فقط بیاعتمادی میسازد و چهره کل سازمان را آسیبپذیر میکند. بازنشستگان صاحب حقاند، نه مزاحم؛ احترام طلب میکنند، نه لطف؛ و کوچکترین بیتوجهی به شان آنها از سوی هر مقام یا فردی باید با واکنش فوری، شفاف و بدون استثناء روبهرو شود. نظر شما چیست؟ اگر تجربه چنین رفتاری را داشته اید در کامنت این پست بنویسید. کانال راهنمای صندوق آینده ساز 👇 https://t.me/ayandehsazfund
باتوجه به اظهارنظر ۷۹ درصد شرکت کنندگان و بیان کاهش کیفیت خدمات درمانی در سال ۱۴۰۴ ، به نظر شما چه عواملی بیشتر باعث کاهش کیفیت این خدمات گردیده است؟ نظرات خود را در کامنت با سایرین به اشتراک بگذارید. کانال راهنمای صندوق آینده ساز👇 https://t.me/ayandehsazfund
без подписи
🔷 کاهش بیصدای سطح خدمات درمانی؛ نقش کانون تشکر از مدیران یا دفاع از حقوق بازنشستگان خدمات درمانی برای بازنشستگان یک موضوع فرعی یا رفاهی نیست؛ «حق مکتسبه»ای است که مستقیماً با سلامتی، هزینههای زندگی و امنیت روانی هزاران خانواده گره خورده است. بر همین اساس، تغییرات در خدمات درمانی باید در راستای ارتقای کیفیت باشد.مقایسه دقیق دو توافقنامه درمانی سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۴ نشان میدهد تغییراتی ایجاد شده که هرچند در ظاهر سادهاند، اما در عمل سطح خدمات را کاهش داده و برخی حقوق مکتسبه اعضا را محدود کنند. تغییراتی که بهظاهر کوچکاند اما در عمل بسیار تأثیرگذار 🔹 ۱. محدود شدن پوشش دندانپزشکی با وجود افزایش سقف در توافقنامه سال ۱۴۰۰، خدمات دندانپزشکی تا سه برابر تعرفه مصوب قابل پرداخت بود. اما در توافقنامه ۱۴۰۴ ملاک پرداخت، تنها «تعرفه مراکز طرف قرارداد» است. این تغییر ظاهراً کوچک اما بسیار مهم است. نتیجه آن : • سقف اسمی افزایش یافته • اما معیار پرداخت کوچکتر شده و در نتیجه اختلاف فاحش میان رقم های اظهاری بیمه شده و رقم های تاییدی توسط بیمه گر از جیب بازنشستگان پرداخت خواهد شد. • نیمی از هزینه های خدمات دندانپزشکی معطوف به نوع و کیفیت مواد و لوازم بکار رفته توسط پزشک می باشد و تعرفه های پایین با مراکز طرف قرارداد یعنی استفاده مراکز از مواد و لوازم ارزان تر جهت حفظ سود مرکز و این موضوع کاهش آزادی انتخاب پزشک و کاهش کیفیت خدمت است. در حوزهای مانند دندانپزشکی که کیفیت مواد و تجهیزات تعیینکننده است، چنین تغییر ظاهراً سادهای عملاً میتواند بازنشستگان را به سمت خدمات محدود و بی کیفیت سوق دهد. ⸻ 🔹 ۲. محدود شدن پوشش دارویی با یک عبارت بسیار تعیینکننده در متن سال ۱۴۰۴ عبارت «بر اساس نرخ مصوب» به پوشش دارویی افزوده شده؛ عبارتی که در توافقنامه ۱۴۰۰ وجود نداشت. در شرایطی که هزینه داروهای خاص، صعبالعلاج و سرطان بهشدت به کیفیت و مبدا تولید وابسته است، محدود کردن پرداخت به «نرخ مصوب» میتواند دسترسی بیماران به داروهای مؤثرتر را کاهش دهد و بار مالی درمان را مستقیماً به دوش بازنشستگان منتقل کند. این تغییر، یک تفاوت ظریف اما بسیار اثرگذار است و بدین ترتیب با ایجاد انحصار برای کارخانه های داروسازی داخلی به بهانه های عدم تخصیص ارز و یا وجود داروی مشابه تولید داخل عملا حق دسترسی به داروهای حیاتی باکیفیت به این بیماران سلب شده و ناچارا هزینه های گزاف این اختلاف قیمت ها را باید بازنشستگان از جیب خود پرداخت کنند. ⸻ 🔹 ۳. اضافه شدن محدودیتهای تازه برای بازنشستگان برای اولینبار در سال ۱۴۰۴: • مهلت اعلام هزینه درمانی به «سه ماه» محدود شده • تحویل «اصل اسناد» شرط پرداخت شده • بارگذاری الکترونیکی بدون تحویل اصل سند، هیچ حقی ایجاد نمیکند این درحالیست که ایجاد بستر نسخ الکترونیک فلسفه اصلی آن حذف فیزیکی اسناد و تسهیل در ارایه خدمات بود اما اکنون با این شیوه فرایند پیچیده تر و طولانی تر گردیده است. ⸻ 🔹 ۴. مشروط شدن خدمات تکمیلی به پرداخت حق عضویت در توافقنامه ۱۴۰۴، استفاده از خدمات تکمیلی تنها در صورتی امکانپذیر است که بازنشسته «حق عضویت کانون» را پرداخت کرده باشد. در حالیکه درمان، یک حق مکتسبه است و نباید وابسته به شروط اداری باشد، این ساختار جدید میتواند بخشی از خدمات درمانی را به پرداختهای اضافی منوط کند. در حالی که برای این موضوع مشخصا سرانه حق بیمه از بابت هر نفر کسر میگردد و آیا این موضوع اهرمی اجباری جهت ایجاد منابع ریالی برای کانون نیست ؟! ⸻ 🔹 ۵. زمان رسیدگی و پرداخت؛ افزایش رسمی و ادامه تأخیر عملی در توافقنامه سال ۱۴۰۰ • ۲ هفته برای رسیدگی و پرداخت هزینه های درمانی خدمات سرپایی و حداکثر ۶ هفته برای خدمات بیمارستانی لحاظ گردیده بود. • نکته مهم: این زمانبندی بر اساس «روز کاری» نبود و صندوق موظف بود پرداختها را بدون وقفه انجام دهد. اما در توافقنامه ۱۴۰۴ • خدمات سرپایی: ۳۰ روز کاری تقریبا معادل ۴۵ روز • بیمارستانی: ۴۵ روز کاری تقریبا معادل ۶۰ روز در نظر گرفته شده است. یعنی: • زمان رسیدگی رسمی افزایش قابلتوجهی داشته، • اما با وجود زمان طولانیتر، باز هم تأخیرهای عملی ادامه دارد. این موضوع نشان میدهد که افزایش مدت رسمی، به جای حل مشکل تأخیرها، عملاً بار اعتراض را از دوش صندوق برداشته و بر دوش بازنشستگان منتقل کرده است. نقش کانون بازنشستگان؛ تشکر از مدیران یا دفاع از حقوق بازنشستگان!؟ «آیا کانون بازنشستگان در مذاکرات درمانی، نقش مؤثر و مستقلی در دفاع از حقوق اعضا دارد یا بیشتر همراه تصمیمات از پیشتعیینشده حرکت میکند!؟» پرسشی که طرح آن کاملاً قانونی، منطقی و ضروری است. نظر شما چیست ؟ دیدگاهتان را در کامنت این پست بنویسید! کانال راهنمای صندوق آینده ساز 👇 🔗https://t.me/ayandehsazfund
📰 متناسبسازی حقوق بازنشستگان؛ مصوبهای که از هدف اصلی خود فاصله میگیرد. با گذشت نزدیک به دو سال از آغاز اجرای طرح متناسبسازی حقوق بازنشستگان، بررسی روند پرداختها نشان میدهد این قانون که در ابتدا با هدف «کاهش اختلاف حقوق بازنشستگی و حقوق دوران اشتغال افراد » تصویب شده بود، اکنون تحت تأثیر تورم شدید، تأخیرهای طولانی، پرداختهای ناقص و عدم اعلام زمانبندی شفاف در مسیر متفاوتی قرار گرفته است. ▪️ مصوبه روشن بود؛ اما اجرا مبهم متناسبسازی باید در سه مرحله ۴۰-۳۰-۳۰ درصدی و از ابتدای سال ۱۴۰۳ اجرا میشد. اما: در سال اول ۶ ماه نخست فقط علیالحساب یک میلیون تومان پرداخت گردید و مابهالتفاوت واقعی هنوز تعیینتکلیف نشده است و در سال دوم نیز پرداختها با تاخیر ۷ ماهه انجام و آن هم فقط برای حقوقهای زیر ۳۰ میلیون تومان آغاز گردید. این درحالیست که هیچ برنامه زمان بندی مشخصی از سوی صندوق برای پرداخت معوقات سال اول و ۶ ماه اول سال دوم اعلام نگردیده و حقوقهای بالای ۳۰ میلیون نیز عملاً بلاتکلیف ماندهاند. این روند نشان میدهد فاصله چشمگیری میان «مصوبه» و «اجرا» شکل گرفته است. در اقتصادی که شاخصهای رسمی تورم هر ماه رشد تازهای ثبت میکنند، تأخیر در اجرای افزایشها عملاً اثر واقعی متناسبسازی را از بین میبرد. افزایشی که با ۶ تا ۱۰ ماه تأخیر پرداخت گردد، دیگر نقش جبرانی نخواهد داشت و ارزش آن نسبت به زمان تصویب کاملاً کاهش مییابد. این همان نقطهای است که طرح متناسب سازی از فلسفه اصلی خود فاصله میگیرد. فلسفه قانون این بود که بازنشستگان از حقوقی برخوردار شوند که در برابر افزایش هزینههای زندگی و شکاف با حقوق دوران اشتغال قابل دفاع باشد. اما امروز: ارزش واقعی پرداختها کاسته شده، معوقات پرداخت نشده و گروهی از بازنشستگان هنوز هیچ افزایشی دریافت نکردهاند، و فاصلهای که قرار بود کاهش یابد، دوباره در حال افزایش است. این شرایط پرسشهای مهمی را ایجاد میکند: 🔐 چرا برای پرداخت مابهالتفاوتها تقویم زمانی مشخصی ارائه نمیشود؟ 🔐 با توجه به تورم، ارزش واقعی این افزایشها چگونه حفظ خواهد شد؟ 🔐 تکلیف حقوقهای بالای ۳۰ میلیون تومان چیست؟ 🔐 و آیا مرحله سوم متناسبسازی نیز با همین روند مواجه خواهد شد؟ در شرایط اقتصادی فعلی، «زمان» مهمترین عامل در حفظ ارزش حقوق بازنشستگان است. هر تأخیری—حتی کوتاه—به معنای کاهش قدرت خرید و فاصله گرفتن از هدف قانون است. بازنشستگان امروز بیش از هر چیز به شفافیت، تقویم پرداخت، و اجرای کامل و بهموقع تعهدات نیاز دارند؛ مسائلی که عدم تحقق آنها نگرانیها را افزایش داده و مطالبهگری را ضروری کرده است. نظر شما چیست ؟ دیدگاه تان را در کامنت همین پست بنویسید ! کانال راهنمای صندوق آینده ساز 👇 🔗https://t.me/ayandehsazfund #متناسبسازی_حقوق #بازنشستگان #عدالت_بازنشستگی #حقوق_بازنشستگان #تورم #مطالبهگری #گزارش_رسانهای #صندوق_بازنشستگی #معوقات #شفافیت
وقتی رشد صندوق به نفع بازنشستگان نیست. اخیراً مدیریت صندوق آیندهساز با شعارهایی درباره «سرمایهگذاریهای بزرگ» و «حرکتهای تحولآفرین» خبرساز شده است. اما واقعیت این است که این سرمایهگذاریها و برنامهها، چه نفعی به بازنشستگان صندوق می رساند!؟ وقتی تصمیمات مهم درباره حقوق، مزایا و رفاه بازنشستگان، نه در خود صندوق، بلکه در سطوحی که تصمیمگیران آن ذینفع مستقیم نیستند و پاسخگوی نتایج تصمیمات نیستند، و حتی در مواردی همزمان درباره چند صندوق بازنشستگی بزرگ دیگر کشور باید تصمیم بگیرند. در چنین شرایطی، طبیعی است که تصمیمها سطحی، یکسانساز و محافظهکارانه شوند تا هیچ صندوقی احساس متفاوت نکند. و نتیجه این است که: صندوقهایی که عملکرد بهتر و مدیریت حرفهای دارند، مزیت واقعی خود را نمیبینند، صندوقهای ضعیفتر هم با کمترین اصلاح و ریسک، از محدودیتها عبور میکنند، و در نهایت، سود سرمایهگذاری و ریسکپذیری صندوق موفق، به جای بازنشستگان، به جیب افرادی میرود که نزدیک به مدیران عالی بوده و با سمت های مدیریتی در پروژه ها منصوب میشوند. به عبارت دیگر، هزینه ریسک و تلاش بر دوش اعضای صندوق است، اما نتیجه واقعی نصیب بازنشستگان نمیشود و به مانند مثلی قدیمی "اگر در این پروژه ها برای بازنشستگان آبی نداره در عوض برای اشنایان و رفقا و دوستان نان داره" تا زمانی که ساختار تصمیمگیری اصلاح نشود، و بازنشستگان و شاغلین نقشی واقعی در هیأت امناء و سیاستگذاری نداشته باشند، و مدیران و تصمیم گیران ذینفعان واقعی صندوق نباشند حتی بهترین برنامههای سرمایهگذاری هم به رفاه واقعی بازنشستگان تبدیل نخواهد شد. نظر شما چیست ؟ دیدگاه تان را در کامنت همین پست بنویسید ! کانال راهنمای صندوق آینده ساز 👇 🔗https://t.me/ayandehsazfund
📉 چگونه ریال شما تنها در چند ماه آب میرود ؟ یک مثال ساده و واقعی؛ نه درباره قوانین، نه درباره صندوقها، فقط درباره اتفاقی که هر روز برای جیب مردم میافتد. 💰 فرض کنید: یک بازنشسته یا کارمند، ۳۰ میلیون تومان از کسی طلب دارد؛ این طلب باید فروردین ۱۴۰۴ پرداخت میشد، اما پرداخت تا آبان ۱۴۰۴ عقب افتاده است. روی کاغذ چه چیزی تغییر کرده؟ هیچ! عدد همان ۳۰ میلیون تومان مانده. اما در زندگی واقعی همهچیز تغییر کرده است… 💵 از نگاه دلار * فروردین: دلار ≈ ۷۰ هزار تومان → ۳۰ میلیون تومان ≈ ۴۲۸ دلار * آبان: دلار ≈ ۱۱۲,۱۹۰ تومان → ۳۰ میلیون تومان ≈ ۲۶۷ دلار 🔻 بدون اینکه یک ریال هزینه شود: قدرت خرید پول ۴۰٪ آب شده است! 🛢 تورم داخلی تورم رسمی نقطهبهنقطه نزدیک ۵۰٪ بوده. یعنی حتی اگر پول داخل حساب بماند: * قبضها * خریدهای خانه * هزینههای درمان حالا حدود ۱.۵ برابر شدهاند! 🥇 از زاویه طلا و سکه پولی که فروردین میتوانست بخشی از یک سکه را بخرد، حالا با رشد قیمتها: * سکه کمتری میخرد * ارزش سرمایهای کمتری دارد * توان محافظت از دارایی را از دست داده 💡 پول همان پول است، اما قدرتش کوچک شده است. 🍞 زندگی روزمره اگر فروردین با ۳۰ میلیون تومان میشد یک ماه هزینه خانواده را پوشش داد، چند ماه بعد همان هزینه ۳۰ تا ۵۰ درصد بیشتر شده است. ➡️ نتیجه : همان نیازها، اما پولی که دیگر پاسخگو نیست. ⚠️ پیام روشن در اقتصادی که: * دلار جهش میکند * تورم افسارگسیخته است * قیمت ضروریترین کالاها هر ماه تغییر میکند 💔 تاخیر در پرداخت یک طلب ریالی یعنی زیان قطعی برای طلبکار. 📌 خط آخر در ایران امروز: نپرداختن پول بهموقع = پرداخت پولی که دیگر ارزش قبلی را ندارد. 💡 این واقعیت تلخ برای خیلیها هر روز تکرار میشود. نظر شما چیست ؟ دیدگاه تان را در کامنت همین پست بنویسید ! کانال راهنمای صندوق آینده ساز 👇 🔗https://t.me/ayandehsazfund
به اطلاع کلیه عزیزان و مشارکت کنندگان گرامی می رساند طی پیگیری صورت گرفته ، پلتفرم مستقل کارزار باتوجه به درخواست بیش از ۲۰۰۰ نفر از بازنشستگان گرامی رسما مکاتبه ای به منظور پیگیری خواسته های ذینفعان و در راستای اقدامات لازم، خطاب به مدیرعامل صندوق حمایت و بازنشستگی آینده ساز انجام داده و نیز همچنان تا تاریخ ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۳ عزیزانی که تاکنون موفق به امضا الکترونیک این درخواست نشده اند میتوانند از طریق لینک زیر اقدام نمایند. https://www.karzar.net/242264
⸻ 📌 هیچ آییننامهای فراتر از قانون نیست بر اساس اصل ۱۳۸ قانون اساسی، تصویبنامهها و آییننامههای دولت، چه در هیأت وزیران و چه در کمیسیونهای فرعی، نباید مخالف متن یا روح قوانین مصوب مجلس باشند. به بیان ساده، هیچ آییننامه اجرایی یا مصوبهای اجازه ندارد حکم صریح قانون را تغییر دهد، محدود کند یا به تعویق اندازد. ⸻ متناسبسازی در قانون برنامه هفتم در جز (۲) بند (ر) ماده (۲۸) قانون برنامه هفتم پیشرفت، صندوقهای بازنشستگی مکلف شدهاند از ابتدای سال ۱۴۰۳ متناسبسازی حقوق بازنشستگان را به میزان ۴۰ درصد مابهالتفاوت تعیینشده اجرا کنند. در ماده ۶ آییننامه اجرایی همین قانون نیز این الزام تأیید و زمان آغاز آن فروردین ۱۴۰۳ تصریح شده است. ⸻ برداشت نادرست از تبصره ۳ ماده ۶ تبصره ۳ ماده ۶ آییننامه اجرایی میگوید: «صندوقها مابهالتفاوت ناشی از متناسبسازی را از محل منابع خود و با تصمیم هیأت امناء پرداخت میکنند.» این حکم صرفاً به منبع تأمین و فرآیند تصمیمگیری داخلی اشاره دارد و به هیچوجه به معنای اختیار تعویق یا کاهش پرداخت نیست. قانونگذار در متن اصلی، تاریخ و میزان را مشخص کرده و تبصره فقط مسیر اجرایی و محل تأمین منابع را بیان میکند، نه اجازه تغییر زمان یا نحوه اجرا. ⸻ وقتی اراده باشد، بوروکراسی نیست تجربه نشان داده است که در برخی موارد، وقتی تصمیمی به نفع صندوقها باشد، هیچگونه تأخیر یا کاغذبازی اداری دیده نمیشود. نمونه روشن آن، کسر ۲٪ حق بیمه درمان از حقوق بازنشستگان صندوق آیندهساز است؛ اقدامی که با وجود نداشتن الزام قانونی، در تیرماه ۱۴۰۴ اجرا شد و حتی معوقه ماههای قبل نیز یکجا کسر گردید. اما در موضوع متناسبسازی، که قانون و آییننامه هر دو بر پرداخت از ابتدای سال ۱۴۰۳ تصریح کردهاند، نتیجه این بوده که: • معوقه سال ۱۴۰۳ هنوز پرداخت نشده • سهم سال ۱۴۰۴ هم تاکنون آغاز نشده است ⸻ ⚖️ قانون برای اجراست، نه تفسیر بهدلخواه اجرای متناسبسازی وظیفهای قانونی است، نه امری سلیقهای یا وابسته به مکاتبات طولانی. همانطور که صندوقها برای دریافت مطالبات خود به سرعت و بدون وقفه اقدام میکنند، در پرداخت حقوق قانونی بازنشستگان نیز باید همان سرعت و دقت را بهکار گیرند. 💬 نظر شما چیست؟ دیدگاهتان را در کامنت همین پست بنویسید! #اصل_۱۳۸ #متناسب_سازی #حقوق_بازنشستگان #قانون_بالادستی #اجرای_بیتعلل
https://t.me/+64HwAGAiJNk2NjU0 شما عزیزان می توانید از طریق این لینک به “اتاق گفتگو و بیان نظرات” این کانال پیوسته و مطالب خود را با سایرین به اشتراک بگذارید.
ضمن تشکر از مشارکت عزیزان به اطلاع می رساند ظرف کمتر از ۴۸ ساعت از تاریخ انتشار کارزار مربوطه ، تاکنون ۲۰۸۹ نفر از بازنشستگان صندوق ضمن امضای خود در طرح درخواست توقف کسر ۲ درصد حق بیمه درمان از حقوق بازنشستگان شرکت نموده اند که بواسطه عبور امضاهای اخذ شده از ۲۰۰۰ نفر این درخواست بطور رسمی در دبیرخانه سازمان های مربوطه جهت رسیدگی ثبت می گردد و همچنان امضای سایر دوستان ادامه دارد که با رسیدن امضا های جمع اوری شده به ۵۰۰۰ امضا انعکاس و پیگیری این موضوع از طریق رسانه های جمعی نیز صورت خواهد گرفت و این فرایند تا حصول نتیجه ادامه خواهد داشت.
راهنمای صندوق آینده ساز pinned «📢 از کلیه بازنشستگان محترم دعوت میشود بهمنظور سهولت در حمایت از حقوق قانونی و تحقق مطالبات برحق خود، با امضای کارزار «درخواست توقف کسر ۲ درصد حق بیمه درمان از حقوق بازنشستگان و عودت مبالغ کسرشده» صدای مشترک جامعه بازنشستگان صندوق را به گوش مسئولان برسانند.…»
هم اکنون درخواست توقف کسر ۲ درصد حق بیمه درمان از حقوق بازنشستگان صندوق در صفحه اصلی پلتفرم “کارزار” قرار گرفته است و همچنان عزیزان بازنشسته صندوق میتواند از طریق لینک زیر در صورت تمایل به این پویش بپیوندند. https://www.karzar.net/242264
ضمن تشکر از مشارکت عزیزان به اطلاع می رساند ظرف کمتر از یک ۲۴ ساعت از تاریخ انتشار کارزار مربوطه تاکنون ۱۰۱۳ نفر از بازنشستگان صندوق ضمن امضای خود در طرح درخواست توقف کسر ۲ درصد حق بیمه درمان از حقوق بازنشستگان شرکت نموده اند که بواسطه عبور از ۱۰۰۰ نفر به مدت ۲۴ ساعت این درخواست در صفحه اصلی پلتفرم عمومی کارزار نیز قرار میگیرد و همچنان امضای سایر دوستان ادامه دارد که با رسیدن امضا های جمع اوری شده به ۲۰۰۰ امضا ، نامه رسمی این درخواست در دبیرخانه سازمان جهت اقدام ثبت میگردد و این فرایند براساس دست بندی که در پست قبلی از تاثیر تعدا امضاهای اخذ شده ارایه شد، تا حصول نتیجه ادامه خواهد داشت.
امضای شما چه تأثیری دارد؟ 🚀 نمایش ویژه پس از امضای هزار نفر، این مطالبه برای ۲۴ ساعت در صفحه اصلی کارزار با برچسب ویژه نمایش داده میشود. 🏛️ ثبت رسمی مطالبه در صورت رسیدن به ۲ هزار امضا، مطالبه شما در دبیرخانه سازمان مورد نظر ثبت رسمی میشود. 📰 بازتاب در رسانهها با رسیدن به ۵ هزار امضا، خبر مربوط به کارزار به رسانهها ارسال و از مسئولین پیگیری میشود. 📣 تشکیل کارگروه ویژه با همراهی بیشتر از ۳۰ هزار امضاکننده کارگروهی ویژه تشکیل میشود تا علاوه بر پیگیری مستمر، رویدادی اختصاصی برای همفکری و همافزایی برگزار شود. ✌️ منفعل نباشیم! تا کنون کارزارهای زیادی موفق شدهاند. اما در صورت عدم موفقیت، حداقل منفعل نبودهایم!
📢 از کلیه بازنشستگان محترم دعوت میشود بهمنظور سهولت در حمایت از حقوق قانونی و تحقق مطالبات برحق خود، با امضای کارزار «درخواست توقف کسر ۲ درصد حق بیمه درمان از حقوق بازنشستگان و عودت مبالغ کسرشده» صدای مشترک جامعه بازنشستگان صندوق را به گوش مسئولان برسانند. ✅ در صورت تمایل برای امضا و همراهی، از طریق لینک زیر اقدام فرمایید: 🔗 https://www.karzar.net/242264 لطفاً این لینک را برای سایر همکاران و بازنشستگان ارجمند نیز ارسال فرمایید تا زمینه مشارکت حداکثری فراهم گردد. 📌 همراهی شما، تضمینکننده دفاع از حقوق جمعی ماست.
«⚖️ دفاع از حق بازنشستگان مهمترین نقش کانون های بازنشستگی» ⸻ ✍️ در اطلاعیه اخیر مدیرعامل محترم کانون بازنشستگان، به جلسهای مشترک با مسئولین صندوق و شرکت سلامتنگر و تاکید بر انتقال کاستی های این حوزه و پیگیری برخی موارد درمانی بازنشستگان اشاره شد. 🟢 رسیدگی به مشکلات درمانی اعضا کار ارزشمندی است؛ اما نباید فراموش شود که وظیفه اصلی کانون، دفاع شفاف و جدی از حقوق جمعی همه بازنشستگان است — نه حلوفصل موردی و پراکنده! در حالی که موضوع مهم و اساسی این روزهای خدمات درمانی، کسر ۲٪ سهم درمان از حقوق بازنشستگان بدون مبنای قانونی روشن و برخلاف آییننامههای مصوب می باشد، انتظار طبیعی این است که کانون در رأس پیگیری و مطالبهگری این موضوع بوده و از مواضع قانونی بازنشستگان دفاع کند. 📌 طبق آییننامه، سهم درمان دوران بازنشستگی در دوره اشتغال پیشاپیش از حقوق اعضا کسر و پرداخت شده و صندوق موظف است هزینههای درمانی را از محل همین منابع و سرمایهگذاریها تأمین کند — نه از جیب بازنشسته! 🔑 کانون باید مواضع بازنشستگان را نمایندگی کند؛ نه دیدگاههای غیر منطبق بر خواست عمومی بازنشستگان را جایگزین خواست جمعی کند. اگر رویکرد کانون چیزی غیر از پیگیری مطالبات قانونی بازنشستگان است، شایسته است این موضوع را بهصورت شفاف به اعضا اعلام کند. ✅ پیگیری چند پرونده درمانی ارزش دارد، اما جایگزین دفاع از حقوق قانونی همه بازنشستگان نیست. ⸻ 💬 نظر شما چیست؟ دیدگاهتان را در کامنت همین پست بنویسید! #حق_بازنشستگان #کسر_غیرقانونی #سهم_درمان #کانون_بازنشستگان #صندوق_آینده_ساز
بند پ ماده ۳ آیین نامه بازنشستگی صندوق حمایت و بازنشستگی آینده ساز مصوب شورای عالی فوق العاده تیرماه سال ۱۳۹۲ که به استناد آن صراحتا مشخص گردیده ۲ درصد سهم درمان مربوط به دوران بازنشستگی توسط کارفرما در زمان اشتغال پرداخت گردیده است.