آیههای آبی
Статистикаمیخانهنشینیَم نه از بادهپرستیاست از دلْ نتوان کرد برون، حُبٍّ وطن را... Hooman.bio.link
- Последний пост
- 13 июл. 2025 г.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
همین که رویداد ناگواری رخ داد و بدبختی سراغمان آمد و در برابر آن کاری از دستمان ساخته نبود، نگذاریم این اندیشه در جانمان جایگیر شود که ماجرا طور دیگری هم میتوانست باشد؛ همانند داوودِ پادشاه و فیلان در بند: ما به فیلهایی میمانیم که به دام افتادهاند، روزهای متمادی نعرههای وحشتناک سر میدهند و میستیزند تا اینکه میبینند تمام این کارها عبث است و بیهوده. و آنگاه ناگهان برای همیشه گردنهای خود را تسلیمِ یوغ میکنند. ما همچون داوود پادشاهیم که تا زمانی که پسرش زنده بود بیوقفه با لابه و استغاثه به درگاه خدا زاری میکرد، میتوفید و دست به حرکات نومیدانه میزد، ولی همین که پسرش مُرد دیگر به این قضیه نیندیشید. #هنر_خوشبختی #آرتور_شوپنهاور #نشر_مرکز چاپ ۶، ۱۳۹۹، ص۳۵. ۹۰ص، ۲۱٫۵۰۰ تومان. ۲۲ #تیر ۱۴۰۴ https://www.instagram.com/p/DMD4T83uuFH/?igsh=aWhtbGIwejh4cWY2 @AyehayeAbi
+ خوب سِیر کن کیان، شباهتی با #رستمِ خیالت دارم؟ – تو همیشه رستمِ خیالِ منی مختار! + رستم چشمش علیل نبود. – هر زخمی به تنِ پهلوان زینت است، با این هیبت خواستنیتر شدی… + ببار کیان، ببار، بر کُشتهی دشتِ نینوا باید خون گریست نه اشک، ببار. تو چرا از قافلهٔ عشق جا ماندی؟ – راه گم کردم ابواسحاق. + راهبلدی چون تو که راه را گم کند، نابلدان را چه گناه؟ – راه را بسته بودند از بیراهه رفتم، هر چه تاختم مقصد را نیافتم، وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود! + شرطِ عشق جنون است، ما که ماندیم مجنون نبودیم. #مختارنامه قسمت دهم: #خون_خدا #داوود_میرباقری #سیمافیلم * به مناسبت سالگرد قمری #عاشورا (۲۱ مهر ۵۹ خورشیدی / 680 میلادی / ٦١ قمری) ۱۵ / #تیر / ۱۴۰۴ https://www.instagram.com/reel/DLxXNlBtgbt/?igsh=bHhueGcycWI3bWk2 @AyehayeAbi
از #تورات: «(۱۰) چون به شهری نزدیک شوی تا با آن #جنگ کنی به آن پیشنهاد #صلح کن. (۱۱) اگر پذیرفت و دروازههای خود به رویت گشود همۀ قومی که در آن هستند باید از برای تو بیگاری و کار کنند. (۱۲) لیک اگر از صلح سر باز زد و با تو جنگید، آن را به #محاصره درآور. (١٣)…
از #تورات: «(۱۰) چون به شهری نزدیک شوی تا با آن #جنگ کنی به آن پیشنهاد #صلح کن. (۱۱) اگر پذیرفت و دروازههای خود به رویت گشود همۀ قومی که در آن هستند باید از برای تو بیگاری و کار کنند. (۱۲) لیک اگر از صلح سر باز زد و با تو جنگید، آن را به #محاصره درآور. (١٣) يَهُوه خدایت آن را تسلیمِ #قدرت تو خواهد کرد و همهٔ مردان آن را خواهی کشت. (۱۴) لیک زنان و کودکان و حیوانات و هر آنچه را در آن شهر است و همهٔ یغماهای آن را همچون غنیمت برگیر. یغماهای دشمنان خویش را که يهوه خدایت تسلیم تو کند، تناول کن. (۱۵) با شهرهایی که بسیار دور از تو هستند… بدینسان رفتار کن: (۱۶) در شهرهای این اقوام که يهوه خدایت به میراث بر تو دهد، هیچ زندهای باقی مگذار.» #عهد_عتیق جلد نخست (تورات)، سِفر #تثنیه، فصل ۲۰، آیات ۱۰ الی ۱۶. #نشر_هرمس، چاپ دوم، ۱۳۹۴، ص۶۶۶. ۸۱۶ صفحه، ۹۵ هزار تومان. @AyehayeAbi
نه دلآزرده نه دلتنگ نه دلسوختهام یعنی از عمرِ گران هیچ نیندوختهام پاسخِ سادهی من سختتر از پرسشِ توست عشق درسیاست که من نیز نیاموختهام روسیاهِ محکِ عشق شدن نزدیک است سکّهی «قلب» زیانیاست که نفروختهام برکهای گفت به خود، ماه به من خیره شدهاست ماه خندید که من چشم به «خود» دوختهام شدهام ابر که با گریه فرو بنشانم آتشِ صاعقهای را که خود افروختهام سکهٔ قلب #ضد #فاضل_نظری #انتشارات_سوره_مهر چاپ ۱۳: ۱۳۹۳، ۱۱۲ص، ۸ هزار تومان. * نگاره: هشتکتاب شعر فاضل نظری؛ گریههای امپراطور (۸۲)، اقلیت (۸۵)، آنها (۸۸)، ضد (۹۲)، کتاب (۹۵)، اکنون (۹۷)، وجود (۰۱)، نیست (۰۳). به نظر میرسد با کتاب روند نزولی نظری آغاز شد و کتابهای شعر بعد از ضد هر یک بدتر از قبل است و ارزش خرید ندارد؛ هرچند نیستش بهتر از وجودش است. ۶ / #فروردین / ۱۴۰۴ #درباب_شعر https://www.instagram.com/p/DHowEhauZ4r/?igsh=OHBtcnIzbHZueDRl @AyehayeAbi
کاظمزاده ، قهّار ، شجریان ، عباسی – آوای افطار(اذان انتظار+صلوات+دعای سلامتی امام زمان+مثنوی افشاری+ربنا+دعای…
محمدرضا شجریان – مثنوی افشاری
کرگدن سمبلِ تنهاییاست، سمبلِ یک انسانِ تنهایِ بدونِ دلبستگی. در فرانسه مَثَلی هست که یک شکارچی هیچوقت دو کرگدن شکار نمیکند. در این شعر از سه هزار سالِ پیش، تمامِ روحِ بودا موج میزند: چوب را برای هر آنچه زندگی میکند، کنار بگذار هیچکس را با آن میازار. میلی برای فرزند، نه؛ پس چگونه میلی برای دوست؟ چونان کرگدن تنها سفر کن. از همراهی، مِهر پدید میآید و از مِهر، رنج. چون این زهر را که از بیمهری که از بیمهر برمیترواد، ببینی چونان کرگدن تنها سفر کن. آز رفته، تزویر رفته، تشنگی رفته، شک رفته و فریبها را همه بر باد داده از جهان یکسره بینیاز گشته چونان کرگدن تنها سفر کن... #انسان_بیخود ( مجموعه آثار ۲۵) #علی_شریعتی #نشر_قلم و #بنیاد_فرهنگی_شریعتی چاپ ۱۱، ۱۳۹۱، ص۵۵-۵۶. ۴۴۸ صفحه، ۹٫۵۰۰ تومان. 🖼️ نگاره: خانهموزه علی شریعتی در تهران. 🗓️ به مناسبت ۹۱مین سالگرد میلاد شریعتی (۱۳۱۲) ۲ / #آذر / ۱۴۰۳ #درباب_زندگی https://www.instagram.com/p/DCr2BtASu2e/?igsh=MW02anZxdDg1Mm1pdw== @AyehayeAbi
کانون وکلای دادگستری با قالب کنونی در ۲۰ آبان ۱۳۰۹ تأسیس گردید هرچند پیش از آن نیز نهادی مشابه با نام «مجمع وکلای رسمی» در سال ۱۳۰۰ برپا شده بود. کانونهای فارس و آذربایجان نخستین کانونهای منطقهای-استانی هستند که در سالهای ۱۳۱۵ و ۱۳۲۶ تأسیس و از کانون وکلای مرکز (تهران) جدا گردیده و تا قریب نیمقرن بعد اداره امور وکلای مدافع سراسر ایران را بر عهده داشتند اما از سال ۱۳۷۵ به تدریج بر تعداد کانون وکلای دادگستری افزوده شده و هماکنون جز دو استان همگی استانها دارای کانون مستقل هستند. با تأسیس «کانون بینالمللی وکلای دادگستری» (IBA) در نیویورک امریکا به سال ۱۳۲۵، کانون وکلای مرکز در ۱۳۲۹ بدان پیوست و دههها بعد، اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران (اسکودا) و نیز منفرداً کانونهای اصفهان و کرمان و مازندران به عضویت آن نهاد درآمدند. ۷ اسفند ۱۳۳۱ با تصویب «لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری» بهدست محمد مصدق نخستوزیر وقت ایران، کانونهای سهگانه (مرکز، فارس، آذربایجان) به نهادی مستقل از ساختار وزارت دادگستری آن زمان (قوه قضائیه بعدی + وزارت دادگستری بعدی) بدل گشتند که همراه با تغییراتی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با تصویب کمیسیون مجلسین شورای ملی و سنا در «۵ اسفند ۱۳۳۳» تبدیل به «قانون لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری» شد که امروزه سالگرد تصویب لایحه قانونی استقلال در ۷ اسفند، بهعنوان «روز وکیل مدافع» و «روز استقلال نهاد وکالت» گرامی داشته میشود. در سال ۱۳۸۱ پس از تصویب «ماده ۱۸۷ قانون پنجساله برنامه سوم توسعه کشور مصوب ۱۳۷۹٫۱٫۱۷»، قوه قضائیه نهادی دیگر با نام «مرکز امور مشاوران حقوقی، وکلا و کارشناسان قوه قضائیه» ایجاد نمود که بهطور محدودی تا سال ۱۳۹۷ به اعطای مجوز وکالت اقدام میکرد اما با تغییر آییننامه اجرایی ماده ۱۸۷ در بهمن ۱۳۹۷ به «مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه» تغییر نام داده و زانپس هرساله همپای «کانون وکلای دادگستری» مبادرت به برگزاری آزمون و اعطای پروانه وکالت دادگستری میکند. بدینسان «مرکز وکلا و... قوه قضائیه تأسیس ۱۳۸۱» پس از «کانون وکلای دادگستری تأسیس ۱۳۰۹» دومین نهادی است که دانشآموختگان #حقوق میتوانند با دریافت پروانه آن به وکالت دادگستری اشتغال ورزند. گفتنیاست در نظام داد-گستری ایران: اولاً دادگستریها (استان و شهرستان) زیرمجموعه قوه قضائیه هستند و به وزارت دادگستری که وابسته به قوه مجریه (دولت) میباشد ارتباطی ندارند. ثانیاً با تأسیس قوه قضائیه به موجب قانون اساسی ۱۳۵۸، وزارت دادگستری به یکی از کماهمیتترین وزارتخانههای دولت بدل شده و نقش رابط میان قوای قضائیه و مجریه را دارد. زیرمجموعه مهم آن، «سازمان تعزیرات حکومتی» است که یک مرجع قضاییمانند و استثنایی در نظام داد-گستری کشور میباشد. ثالثاً کانونهای وکلای دادگستری مستقل از وزارت دادگستری و دادگستریها و قوه قضائیه هستند؛ هرچند قوه قضائیه جایگاه نظارتی دارد: با تأیید آییننامه اجرایی لایحه استقلال و دستورالعملهای وابسته به آن که از سوی کانونها تهیه و پیشنهاد میشوند و تاکنون دو بار در سالهای ۱۳۳۴ (با سه بازنگری ۱۳۴۷ - ۱۳۸۸ که اجرایی نشد - ۱۳۹۲) و ۱۴۰۰ (با دو بازنگری ۱۴۰۲-۱۴۰۳) تصویب شده است. همچنین با توجه به موقعیت دادگاه عالی انتظامی قضات بهعنوان مرجع تجدیدنظر از آرای دادگاه انتظامی کانون وکلا و احراز یا عدم احراز صلاحیت نامزدهای انتخابات هیأت مدیره کانونها. * به مناسبت نائل شدن کمینه به کسوت «وکیل پایهیک دادگستری» از «کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی» پس از سه سال آزمون و کارآموزی به تاریخ ۱۴۰۳٫۸٫۱۶ در آیین سوگند کارآموختگان پذیرش سال ۱۴۰۰ و نیز سالگرد تأسیس «کانون وکلای دادگستری» (۹۴ سال پیش در چنین روزی) چند سطری بهعنوان اطلاعات عمومی درباره «وکالت دادگستری» در سدهٔ اخیر ایران سفید کردم (دارکمود). https://www.instagram.com/p/DCMd2XEtXQZ/?igsh=dnYycmV6YTJhbGJq @AyehayeAbi
فلک جامه دهد کو اندام... @AyehayeAbi
مدرسه را هرگز ترک نکردم، اما هیچوقت علاقه چندانی به درس مدرسه پیدا نکردم، به همین دلیل شاگرد خوبی نبودم، جز در برخی درسها بسیار متوسط بودم، بیشتر میخواستم درسی را بخوانم که برایم جالب بود. البته به فلسفه و ادبیات بیشتر علاقه داشتم. پیش از آن نیز کمابیش از مدرسه گریزان بودم. حتی در ۹ سالگی، اندکی پس از فوت پدرم، روزهای بسیاری بعد از ظهرها از مدرسه در میرفتم و میرفتم در خیابان فردوسی تبریز و مثلاً ″فکر میکردم″ یعنی در خود فرو میرفتم. البته این حرف الان خندهدار به نظر میرسد، اما من این وضع را اینطور میفهمیدم. تا اینکه لو رفتم و حسابی کتک خوردم. آنوقتها کتک زدن ممنوع نبود! بسیار دردناک بود اما خیلی قانع نشدم که کار بدی کردهام. … زمان ما هنوز کنکور سراسری برگزار نمیشد، یعنی هر دانشکدهای برای خودش کنکور اختصاصی و جداگانه برگزار میکرد. من در آزمون سه دانشکده اسم نوشته بودم: دانشکده ادبیات تبریز و تهران برای رشته فلسفه و دانشکده حقوق تهران. نتیجهها که آْمد، مشخص شد در هر سه دانشکده قبول شدهام. اما بیشتر علاقهمند بودم که در تهران فلسفه بخوانم، چون رشته فلسفه در تبریز سطح پایینی داشت. ناچار در خانواده موافقت شد که به تهران بیایم اما حقوق بخوانم، اما نه فلسفه که در تبریز هم میشد خواند. من هم که نمیخواستم در تبریز بمانم، برای خواندن حقوق به تهران آمدم. واقعیت این است که اگر در تبریز میماندم، ملول میشدم، چرا که زادگاهم از لحاظ فرهنگی دیگر چیزی برای من نداشت، البته تصور جوانی و خامی بود. اما بالاخره به دانشکده حقوق دانشگاه تهران آمدم که نه به آن علاقه داشتم و نه میدانستم که به چه درد میخورد. در آن زمان دانشکده حقوق دانشگاه تهران تنها جایی بود که حقوق تدریس میشد و از اهمیت بهسزایی برخوردار بود. به همین خاطر از هر شهرستانی یک یا دو نفر بیشتر پذیرفته نمیشدند. به خاطر دارم از وقتی که نامم به عنوان یکی از قبولشدگان دانشکده حقوق در روزنامهها منتشر شد، برای خودم آدمی شدم، کسانی که در دانشکده حقوق قبول میشدند به نوعی اهمیتی در شهر پیدا میکردند، [گمان] میکنم سالی بود که سه یا چهار نفر بودیم که از یک کلاس دبیرستان قبول شده بودیم، شاید هم اولین سالی بود که چند نفر از شهری غیر از تهران قبول میشدند. کمکم پی بردم که دانشکده حقوق چه جای مهمی است و چه اهمیتی دارد؛ در واقع بیآنکه بدانم، جایی رفته بودم که باید میرفتم. 💬 #جواد_طباطبایی در گفتوگو با ماهنامهٔ #مهرنامه (سال چهارم، شماره ۲۹، تیرماه ۱۳۹۲، ۱۰ هزار تومان) 📸 بدیهیاست که عکس تزیینی بوده و ارتباطی به متن ندارد. https://www.instagram.com/p/DAOwJsiuTzY/?igsh=MTY5MGZjZHF3Y3UwMQ== 🗓️ به مناسبت آغاز ماه مهر و بازگشایی دانشسراها ۱ / #مهر / ۱۴۰۳ @AyehayeAbi @seyyedjavadtabatabayi
без подписи
без подписи
خواب در چشم و نفس بر دل محزون بار است از که دورم که به خود ساختنم دشوار است... #بیدل مجلس چهلم شادروان محمدرضا رهبرِدادبخش جمعه ۲ شهریور ۱۴۰۳ ساعت ۴ تا ۶ بعد از ظهر در مسجد المهدی مرزداران به نشانی تبریز، شهرک مرزداران، میدان ستارخان برگزار خواهد شد.
بازمانده از این فرسته +: … اما اینجا هم اثری از عدالت و خوشبختی ندیدم، شاید به خاطر اینکه بشریت گوشهاشرو محکم گرفته و نمیخواد به سیاقِ پیامبران و قدّیسین، صدای خدا رو بشنوه؛ خدا نمرده سارا! دلهای ماست که مرده... – سارا: حبیب! بالاخره منو به اسم کوچیکم صدا کردی! * #مدار_صفر_درجه #حسن_فتحی #شبکه_یک_سیما * پیشتر در ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ این سکانس را با پس و پیشِ سخنِ نامدارِ نیچه در حکمت شادان (خدا مرده است) پست کرده بودم. https://www.instagram.com/p/C_YqSlGOdWf/?igsh=OTFlenJia3Q0djZx ۱۱ / #شهریور / ۱۴۰۳ #درباب_مرگ #درباره_مرگ_خدا @AyehayeAbi
… + حبیب: تنهایی گاه آدمها رو به هم نزدیک میکنه حتی یه جورایی شبیه میکنه، چه توفیری که اهل کدوم مرام یا جغرافیا باشی؟ – سارا: هیچکس نمیتونه شبیه دیگری بشه آقای پارسا! هر آدمی تنهایی خودش رو داره! پس این تلاشها بیفایدهست! عفریتههای مرگ با چنگالهای ریز و درشت برگشتند! حتی... حتی... توی خواب هم راحتت نمیذارن! هر چقدر سریعتر میدویی، باز هم میگیرنت! هر کجا پنهان بشی پیدات میکنن! میدونید چِرا؟! برای اینکه خداوند ما رو ترک کرده! شاید دیگه نیست! شاید به قول نیچه، مُرده! و این خیلی بدتر از جنگه! + حبیب: افکاری شبیه افکار تلخ و تیرهی شما، هر از گاهی سراغ من هم میاد اما وقتی یاد آیاتی از کتاب قرآن میافتم آرام میشم: به راستی که انسان را در رنج و سختی آفریدیم [بلد، ۴] و شما ای انسانها! آگاه باشید که سرانجام در مسیری پرفراز و نشیب به دیدار پروردگارتان نائل خواهید شد. [انشقاق، ۶] با این حال اعتراف میکنم که این روزها خود من هم تبدیل شدم به یه بغض بزرگ، توی کشور خودم که بودم از ظلم و ستم خودکامهها و فقر و تهیدستی مردم بینوا، کم نشنیده بودم، اومدم به مهد تمدن اروپایی اما... ادامه 👇 @AyehayeAbi
خواب در چشم و نفس بر دل محزون بار است از که دورم که به خود ساختنم دشوار است... #بیدل مجلس چهلم شادروان محمدرضا رهبرِدادبخش جمعه ۲ شهریور ۱۴۰۳ ساعت ۴ تا ۶ بعد از ظهر در مسجد المهدی مرزداران به نشانی تبریز، شهرک مرزداران، میدان ستارخان برگزار خواهد شد.
«پس از مرگ کودکی که به زندگی ما روح میبخشید خانهٔ ما متروک و خالی به نظر میرسد. من همهنوع بداقبالی داشتهام ولی اکنون برای نخستین بار پی میبرم که معنای یک بداقبالی واقعی چیست... احساس میکنم که خُرد شده و درهم شکستهام.» (از خلال نامهٔ مارکس به اِنگلس در سال ۱۸۵۵م) #مارکس_و_مارکسیسم #چارلز_رایت_میلز برگردان #محمد_رفیعی_مهرآبادی #انتشارات_خجسته چاپ سوم، ۱۳۹۶، ص۵۳. ۲۷۲ صفحه، ۲۲ هزار تومان. #درباب_مرگ ۲۲ / #مرداد / ۱۴۰۳ https://www.instagram.com/p/C-lJ3cnumLs/?igsh=MWQwd280Y3V6dHN4NA== @AyehayeAbi
سگی پای صحرانشینی گَزید به خشمی که زهرش ز دندان چکید شب از درد، بیچاره خوابش نَبُرد به خِیل اندَرَش دختری بود خُرد پدر را جفا کرد و تندی نمود که آخر تو را نیز دندان نبود؟ پس از گریه مَردِ پراکندهروز بخندید کای بابکِ دلفروز مرا گر چه هم سلطنت بود و بیش دریغ آمدم کام و دندانِ خویش محال است اگر تیغ بر سر خورَم که دندان به پای سگ اندر بَرَم توان کرد با ناکسان بَد رَگی ولیکن نیاید ز مردم، سگی. #بوستان #سعدی (زادهٔ ۵۸۹ هـ.ش | 1210 م) #نشر_صمد به مناسبت #روز_جهانی_سگ (۲۶ اوت) is.gd/AbbYuV @AyehayeAbi
سکانس آغازینِ «#آخرین_موهیکان» (۱۹۹۲). این فیلم سرخپوستی، سرگرمکنندهای است اما متأسفانه پایانبندی فاجعه و آبگوشتی دارد. در مقابل، فیلمی همچون #آپوکالیپتو (۲۰۰۶) به کارگردانی مل گیبسون و فیلمنامهی مشترک او با فرهاد صفینیا - که سکانس ابتدایی آن متفاوت…