tgindex
“آذر اینجاست”

“آذر اینجاست”

Статистика
@azarinjasперсидский
Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
59
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
41
20 постов
Вовлечённость
69,5%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
21
1/48двое суток
24
1/72трое суток
25

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تاحالا تو خیابون به فروپاشی روانی رسیدین؟

  • 12 авг.2411из goman_nsi

    زندگی، چیزی نیست که لبِ طاقچه‌‌ی عادت از یاد من و تو برود… 👤سهراب سپهری

  • حرف‌هایم با تو همیشه ناتمام می‌ماند هربار مرا از خواب بیدار می‌کنند.- -محسن مظفری

  • پدر مادرت هیچوقت قرار نیست ازت راضی باشن، برو هر گهی می‌خوای بخور.

  • 10 авг.263из ISenvolerI

    نوشته بود: «دلم می‌خواد بیشتر بخونم، بیشتر بدونم، بیشتر زندگی کنم اما فقط می‌تونم مثل جنازه خودم رو از امروز به فردا بکشم.»

  • در ناامیدی بسی امید است؟ پایان شب سیه سپید است؟ نه جانم در ناامیدی تنها ناامیدی است، در پایان شب سیه هم تنها سیاهی بود و سیاهی … -آذر

  • اولیوا گفت: کی گفتم با زندگی کنار می‌آیم؟ گفتم از زندگی نمی‌ترسم اما از مرگ هم واهمه‌ای ندارم. زندگی سراسر غم و اندوه و حسرت است؛ و تنها سلاحی که قادر است انسان را از زندگی برهاند مرگ است. مرگ زییا. - از کتاب نان و شراب

  • از آن پس دیگر با غم نجنگیدم کنارش نشستم، مثل دو مسافری که می‌دانند تا پایان راه هیچ یک از دیگری جدا نخواهد شد …

  • 7 авг.43из ISenvolerI

    دیگه نمی‌تونم یه بخشی از خودم رو حمل کنم و حتی نمی‌دونم باید باهاش چیکار کنم.

  • خدایا ناشکری نمی‌کنم اما در این دنیای تو غیر از غصه چیزی نفهمیدم. - از کتاب سووَشون

  • هیچکس ندید آن زنی را که بعد فروریختن تمام امیدهایش بازهم لباس هایش را تا کرد، ظرف هارا شست و‌ چای دم کرد… بعضی آدم‌ها ادامه نمی‌دهند؛ فقط یادگرفته‌اند ویرانی‌شان را مرتب نگه دارند. -ساناز خیری اوروند

  • همه‌ی اینطور اتفاقات به این دلیل برای من رخ ‌می‌دهند که همه چیز را خیلی احساس می‌کنم.- -داستایفسکی

  • من مسحور ایده عشق بودم نه حقیقت آن .- -کتاب از عشق گفتن؛ ناتاشا لان

  • امشب صبح نشه گمونم ...

  • 5 авг.4531из Fatemehjavan

    یکی از فانتزیام اینه باهاتون بشینم روزای دانشگاه فيلم هایی که داریم از خودمون تو لبتاب ریواچ کنیم ...

  • جایی میان خستگی و فهم؛ دلم بی‌صدا رفت ..!

  • در گلایه کردن میل به آشتی هست؛ اما وقتی دیگر نمی‌رنجیم؛ معنیش اینه که چیزی به پایان رسیده.- -کیارستمی

  • لطفا "حوصله ندارم" رو به عنوان یک دلیل موجه نرمالیزه کنیم.-

  • تنها چشم انداز مثبتی که میشه دید اینه که؛ دوماه دیگه هوا خنک میشه.- و گرنه چیز دیگه‌ای نیست ...

  • 4 авг.454из deadwritersir

    ‏امروز یه جمله خواندم که خیلی خوب بود، ‏«دوست داشته شدن، یعنی آن‌قدر عزیز باشی که کسی، رنجِ همراهی با تو را نه باری بر دوش، که بهایی شیرین برای حضورت بداند.»