tgindex
...برای رهایی

...برای رهایی

Статистика
@b_rahaiiперсидский

راه رهایی از جمود و جهل، مشارکت در فهم و بهره گیری از ره آوردهای معرفتی دیگران است (علی‌شفیعی). @alish1060

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
9
Всего постов
45
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
137
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
54
40 постов
Вовлечённость
39,4%
к подписчикам
Постов в день
1,3
всего 45
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
23
1/48двое суток
26
1/72трое суток
28

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • از قضا سرکنگبین صفرا فزود سال هاست در نقد مناسک گرایی افراطی گفتیم و نوشتیم و نشنیدند. گفتیم مداحی و مداحان را کنترل کنید، دهه سازی های جعلی که ظرفیت بسیاری برای تولید جهل و جعل دارند را جمع کنید. اما برای برخی توسعه مداحی و مناسک هم نان داشت هم نام داشت و هم ... حضرات غافل بودند که افراط در هر چیزی به ضد خود تبدیل می شود و گفتیم چنین خواهد شد ولی.‌..بگذرم این از نتایج سحر است ...

  • без подписи

  • 🌹🌷من چه می‌گویم؟ اصلاح یک انحراف محمد مجتهد شبستری http://telegram.me/bavarh 1️⃣  نقش پیامبر و ماهیت احکام اجتماعی ۱  پیامبر اسلام نظام زندگی عرب جاهلی را  برهم نزد ؛ بلکه همان شیوه‌های موجود را با اصلاحات اخلاقی تصحیح کرد. ۲ احکام اجتماعی، حقوقی، سیاسی و جزایی قرآن ادامهٔ همان سنت‌های عربی‌اند، نه احکام آسمانی ابدی. ۳ هدف اصلی نبوت: ایمان به خدا و تکمیل مکارم اخلاق ، نه ارائهٔ سیستم حقوقی–سیاسی دائمی. 2️⃣  انحراف بزرگ در تاریخ اسلام ۱ فقها در طول تاریخ این سنت‌های عربی را تبدیل به احکام الهی جاودانه و جهان‌شمول کردند. ۲ این تلقی، بزرگ‌ترین انحراف و منشأ بسیاری از مشکلات امروز جهان اسلام است. ۳ این «اسلام تاریخی  ــ به معنای تبدیل رسوم عربی به شریعت آسمانی ــ ریشهٔ خشونت، جمود، و عقب‌ماندگی شده است. 3️⃣  مشکل امروز مسلمانان ۱ مسلمانان امروز گمان می‌کنند سیستم‌های اجتماعی و سیاسی و خانوادگیِ فقه، ابدی است. ۲ نتیجه: ناتوانی در  طرح شیوه‌های نو برای زیستن  و تطبیق با دنیای مدرن. ۳ مسلمانی با قوانین ارث، جزا یا سیاست تعریف نمی‌شود ؛   بلکه با  ایمان و اخلاق ناشی از آن تعریف می‌شود. 4️⃣ موانع اصلاح: مریدسالاری و ترس از آزادی ۱ فقها توسط شبکهٔ «مریدان» محاصره شده‌اند؛ مریدانی که اجازهٔ اصلاح نمی‌دهند. ۲ هر فقیهی بخواهد تجدیدنظر کند، مقلدان رهایش می‌کنند. ۳ «گریز از آزادی» (اریک فروم): انسان از آزادی می‌ترسد، پس به پناهگاه‌های سنتی چنگ می‌زند. 5️⃣ ضرورت مواجههٔ مسلمانان با آزادی و مدرنیته ۱ مسلمانان باید با شجاعت آزادی را بپذیرند و مدل‌های نوین زندگی، حقوق، حکومت و خانواده را خودشان طراحی کنند. ۲ حقوق بشر، دموکراسی، عدالت اجتماعی—همه شیوه‌های کارآمد دنیای امروز اند و تعارضی با ایمان ندارند. ۳ «خلاف اسلام است» گفتن نسبت به شیوه‌های کارآمد مدرن، تنها از  برداشت غلط تاریخی ناشی شده است. 6️⃣  سه لایهٔ سنت هر جامعهٔ مسلمان هر مسلمان در سه سطح زندگی می‌کند: ۱. سنت ملی/فرهنگی (مثل ایرانیت) → واقعیتی پیشاداده و تغییرناپذیر ۲. سنت دینی → قابل انتخاب و نقد ۳. مدرنیته → واقعیتی جدید با شیوه‌های تازهٔ زیستن زیست اجتماعی باید ابتدا در سطح ملیت سامان یابد، نه دین. دین،  گزینهٔ ثانوی و انتخابی  است. 7️⃣  ضرورت انتخاب آزادانهٔ ایمان ۱ ایمان باید انتخابی و آگاهانه باشد، نه موروثی. ۲ پیامبر هم بت‌های موروثی را نقد کرد و دعوت به انتخاب کرد. ۳ امروز نیز یک «منادی» باید مسلمانان را از اعتقادات تقلیدی، فقه سنتی، و زندان‌های فکری آزاد کند. 8️⃣  سخن پایانی متن ۱ هر ملت مسلمان—ایران، مصر، سوریه، اندونزی…—باید ابتدا ملیت و شیوهٔ زیست خود را سامان دهد. ۲ سپس ایمان را  آزادانه  انتخاب کند. ۳ این سخن، نه «نواندیشی دینی» در چارچوب فقه سنتی، بلکه خروج از مبانی فقه سنتی است. ۴ ایرانیت به دلیل داشتن حافظهٔ فرهنگی عمیق یک سرمایهٔ نادر است که باید برای ساختن زیست نوین به آن تکیه کرد.   نتیجه‌گیری 1️⃣ دین = ایمان + اخلاق؛ نه نظام حقوقی و سیاسی هدف پیامبر ایجاد سیستم حکومتی یا حقوقی دائمی نبود. تمام احکام اجتماعی صدر اسلام ادامهٔ سنت‌های عربی است، نه امر الهی جاودانه. 2️⃣  فقه = عربیت تاریخی، نه شریعت ابدی خطای بزرگ تاریخ اسلام، تبدیل عرف عربی به «حکم الهی» بوده. این خطا امروز مانع اصلاح و نوگرایی شده است. 3️⃣  مسلمان امروز باید زندگی‌اش را "به‌عنوان ایرانی" (یا مصری، سوری…) طراحی کند، نه «به‌عنوان مسلمان» ملیت و حافظهٔ فرهنگی، موضوع نخست است؛ ایمان، انتخاب ثانویه و آزادانهٔ فردی. 4️⃣ زیست مدرن—حقوق بشر، دموکراسی، عدالت—نه تنها ضد دین نیست، بلکه لازمهٔ یک زندگی انسانیِ عادلانه است برای رفع استبداد و ظلم، باید مکانیزم‌های مدرن را پذیرفت، نه انتظار اخلاق شخصی از حاکمان داشت. 5️⃣  ایمانِ آینده باید بر اساس انتخاب آگاهانه باشد تقلید دینی، انسان را به داعش و القاعده و خشونت می‌کشاند. ایمانِ اصیل = انتخاب آزاد + نقد سنت.   جمع‌بندی در یک جمله برای مسلمانِ امروز، راه نجات نه بازگشت به فقه گذشته، بلکه ساختن زیست عقلانی و عادلانه بر اساس ایرانیت/ملیت، دستاوردهای مدرنیته، و انتخاب آزادانهٔ ایمان است و این یعنی عبور شجاعانه از اسلام تاریخی. ٭متن زیر تلخیص سخنرانی "من چه می‌گویم؟ اصلاح یک انحراف" توسط کانال سخنرانی‌ها است که متن و صوت کامل آن پیش‌تر در همینجا منتشر شده است. http://telegram.me/bavarh

  • без подписи

  • 12 авг.291из s .ghb

    без подписи

  • 11 авг.291из s .ghb

    جلسه سه شنبه بیستم مردادماه 1405

  • 10 авг.493из s .ghb

    без подписи

  • 10 авг.91из s .ghb

    без подписи

  • 10 авг.472из s .ghb

    без подписи

  • 9 авг.511из s .ghb

    без подписи

  • ✔️ #پشت_و_روی_خورشید (1) «وَ إِنَّ وَجْهَهَا لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ قَفَاهَا لِأَهْلِ الْأَرْضِ...» «روی خورشید برای اهل آسمان است و پشتِ آن برای اهل زمین؛ و اگر روی آن به سوی اهل زمین بود، زمین و کسانی که بر آن‌ هستند، از شدت حرارتش می‌سوختند.» 📚 الکافی، الکلینی مرحوم شعرانی(ره) در مورد این روایت فرموده: «غیر مطابق لما حقّقه أهل الفنّ» «با آنچه متخصصان فنّ اثبات کرده‌اند مطابق نیست». و سپس می‌گوید: «و الحقّ التوقّف في هذه الروايات، لا نطمئن بصدورها إذا لم نعرف لها معنى صحيحاً من غير تكلّف» «حق این است که دربارهٔ چنین روایاتی توقف کنیم؛ وقتی معنای صحیحی بدون تکلف برای آنها نمی‌شناسیم، به صدورشان اطمینان نداریم». @Nardebane_feghahat

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 👆ارجاعاتِ فرسته‌ی قبل ــــــ [1]. چنان‌که گفتیم متون فقهی و عقیدتی در این باره بسیار است. برای مطالعه‌ی بیشتر می‌توان به این اثر مراجعه کرد: عبد الله بن عبد الحميد الأثري، الوجيز في عقيدة السلف الصالح، ص173ـ186، السعودية: وزارة الشؤون الإسلامية. و یا برای مطالعه‌ی تفصیلی دیدگاه‌های ابن تیمیه در این باب نک: السمهوری، نقد گفتمان سلفی: مورد ابن تیمیه، ص129ـ228، ترجمه و حواشی: عدنان فلاحی، لندن: نشر نوگام، 2026. [2]. الشاطبي، الاعتصام، 1/158، السعودية: دار ابن عفان، 1992. [3]. الماوردي، الأحكام السلطانية، ص40، القاهرة: دار الحديث. [4]. ابن داود الحنبلي، الكنز الأكبر من الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، ص431،  بیروت: دار الكتب العلمية. [5]. ما پیش‌تر بخش‌هایی از این گزارش‌های تاریخی را در اینجا و فرسته‌های بعدی، در کانال خود نقل کرده بودیم. @AdnanFallahi

  • ☪️اسلامی که لیبرال شد: مورد فقه و بدعتگزاران (دگراندیشان)      یکی از مدعیات اخیر د. عبدالکریم سروش آن است که «اسلام لیبرال نداریم». اگر مقصود از این سخن آن باشد که لیبرالیسم به عنوان یک مکتب فلسفی، از درون منابع نخستین اسلام استخراج نمی‌شود، این ادعا قابل بحث است. اما اگر مقصود آن باشد که لیبرالیسم هیچ تأثیری بر فهم و صورت‌بندی گفتمان معاصر اسلامی نگذاشته است، شواهد قطعی تاریخی خلاف آن را نشان می‌دهد.    باب «أهل الأهواء والبدع» یکی از موضوعات مهم فقه، حدیث و عقاید تراث قدیم است. فقها صرفاً به نقد نظری بدعتگزاران (دگراندیشان) اکتفا نمی‌کردند، بلکه درباره نحوه تعامل اجتماعی و سیاسی با آنها نیز احکام مفصل ارائه می‌دادند: از تحریم همنشینی و سلام کردن گرفته تا منع تصدی مناصب عمومی، رد شهادت تا انواع و اقسام مجازات‌ها که گاه اعدام را نیز در بر می‌گرفت. در این سنت، حتی با مجتهدین بدعتگزار (دگراندیش) هم مماشات نمی‌شد. گرفتاری‌ها و مصائبی که برای دو فقیه مشهور حنبلی ابن عقیل و ابن تیمیه پیش آمد تنها مشت نمونه‌ی خرواری است از این قبیل برخوردهای مستند به فقه ارتدکس. در اینجا می‌توان انبوهی متون فقهی و فتاوای مؤید این قضیه را از فقهای مختلف اهل سنت نقل کرد که ما فقط به این سخن فقیه مشهور مالکی شاطبی (790ق) ـ که امروزه به مثابه یکی از چهره‌های برجسته‌ی فقه موسوم به مقاصدی هم شناخته می‌شود ـ بسنده می‌کنیم[1]: ... اهل سنت مأمور به دشمنی با بدعتگزاران و طرد آنها و مجازات افراد متمایل به آنان ـ با توسل به اعدام یا پایین‌تر از آن ـ هستند. چنان‌که آوردیم علما از هم‌صحبتی و هم‌نشینی با بدعتگزاران به شدت نهی کرده‌اند"[2].    در تراث قدما، نحوه مواجهه با بدعتگزاران (دگراندیشان) در دو سطح متبلور شده است: 1) برخوردهای شخصی با آنها (مانند پرهیز از همصحبتی و...) 2) برخوردهای دولتی. در واقع به گفته‌ی ماوَردی ـ فقیه بزرگ شافعی قرن پنجم ـ یکی از وظایف اصلی خلیفه یا حاکم سیاسی برخورد با بدعت و بدعتگزاران (دگراندیشان) بود[3]. این مناسبات ذیل مسأله‌ی کلان نهی از منکر قرار داشت و حتی برخی فقها طرد بدعتگزاران (دگراندیشان) را از زمره‌ی واجبات کفایی دانسته‌اند[4]. نکته‌ی مهم‌تر اینکه این فتاوا عملا جامعه‌ی عصر عباسی و ممالیک را شکل می‌داد. گزارش‌های متعدد از برخوردهای میان پیروان مذاهب کلامی و فقهی (اشعری‌ها و حنبلی‌ها و شیعیان) ـ که گاه با تحریک مستقیم علما هم شکل می‌گرفت ـ تأییدی بر اهمیت این مناسبات است[5].    اما در فقه معاصر، چه بر سر این میراث سنگین آمده است؟ امروزه به ندرت فقیهی را می‌یابیم که ـ دست‌کم در عرصه‌ی گفتمانِ عمومی ـ از مجازاتِ بدعت‌گزار (دگراندیش) ـ با شدتِ ابن‌تیمیه یا شاطبی ـ سخن بگوید. بلکه مفاهیمی چون «دگرپذیری»، «حقوق شهروندی»، «حق آزادی بیان و عقیده» و «مدارا» به کانون گفتار فقهیِ معاصر راه یافته‌اند. این تحول، حتی بر نهادهای رسمیِ دینی و فقهایی که خود را در مقابلِ لیبرالیسم تعریف می‌کنند نیز تأثیر گذاشته است. حقوقِ شهروندی، که ریشه‌ در گفتمانِ لیبرال دارد امروزه به یکی از محورهای اصلی فقه معاصر تبدیل شده است. فقهایی که تا دیروز از بدعتگزار و مجازات او سخن می‌گفتند، امروز از «حقوقِ اقلیت‌های دینی»، «آزادیِ عقیده» و «مدارا» با مخالفان می‌گویند. این تغییر، نه یک انتخاب لزوما آگاهانه، بلکه پیامد نوعی تربیت سیاسی لیبرال است که بر ابواب فقه قدیم تحمیل شده است. لیبرالیسم به‌مثابه‌ی یک «واقعیتِ زیستِ اسلامی در جهان مدرن»، چنان فضای گفتمانی را دگرگون کرده است که حتی مخالفان سرسخت آن نیز ناچارند با واژگان و مفاهیم آن سخن بگویند. اگر امروز به بیانیه‌ها و آثار بسیاری از مؤسسات دینی و مفتیان معاصر بنگریم، کمتر بیانی را می‌یابیم که افراد را به صرف داشتن عقاید اشعری، شیعی، سلفی یا... مستوجب محروم کردن‌شان از حقوق مدنی یا اجتماعی بداند. برعکس، تأکید بر حقوق برابر شهروندان، احترام به آزادی اعتقاد، پرهیز از خشونت مذهبی و ضرورت همزیستی، به زبان غالب تبدیل شده است. این تحول را نمی‌توان صرفاً نتیجه اجتهاد درون‌دینی دانست؛ بلکه بدون تردید، نظم سیاسی و حقوقی مدرن و غلبه ارزش‌های لیبرال در عرصه عمومی در شکل‌گیری آن نقش تعیین‌کننده داشته‌اند. از این منظر، اگر گفته شود «اسلام لیبرال نداریم»، نمی‌توان انکار کرد که بخش بزرگی از فقه معاصر در فضایی لیبرال بازخوانی شده است. بنابراین، اگرچه شاید نتوان از «اسلام لیبرال» به عنوان یک مکتب سخن گفت، اما می‌توان با اطمینان از «لیبرالی شدن افق سیاسی و حقوقی فقه معاصر» سخن گفت؛ افقی که موجب شده مثلا بسیاری از مناسبات کلاسیک درباره دگراندیشان و مواجهه با آنان، عملاً کنار گذاشته شوند یا دست‌کم در پرتو مفاهیمی چون آزادی، حقوق شهروندی، مدارا و... بازتفسیر گردند. ــــــ ارجاعات در فرسته‌ی بعد👇 @AdnanFallahi

  • 🔰 ترجیح عفو بر کیفر ✍️ سید محمدعلی ایازی 📍 در هنگامه‌هایی که جامعه از رنج، التهاب و بی‌اعتمادی رنج می‌برد، بیش از هر زمان دیگری باید به اصولی بازگشت که عقل، شرع و تجربه تاریخی همگی بر آن تأکید دارند. یکی از استوارترین این اصول، *احتیاط در دماء* است؛ اصلی که فقهای اسلام آن را از مهم‌ترین قواعد قضا و حکومت دانسته‌اند، زیرا هر خطا در ریختن خون انسان، خطایی جبران‌ناپذیر است. از همین رو در فقه اسلامی قاعده مشهور *«الحدود تُدرَأ بالشبهات»* جایگاهی بنیادین یافته است؛ یعنی هرگاه شبهه، ابهام یا تردیدی در تحقق شرایط جرم، اثبات آن یا کیفیت دادرسی وجود داشته باشد، باید از اجرای مجازات‌های سنگین و بازگشت‌ناپذیر پرهیز کرد. این قاعده نه نشانه سستی در اجرای عدالت، بلکه جلوه‌ای از دقت، رحمت و احتیاط در پاسداشت جان انسان‌هاست. 📍در کنار این اصل، سنت اسلامی همواره *عفو* را، هرجا که حقوق عمومی و مصالح جامعه اجازه دهد، بر انتقام ترجیح داده است. قرآن کریم بارها مؤمنان را به گذشت، اصلاح و فرو نشاندن آتش کینه فراخوانده و پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) نیز رحمت و مدارا را بر شتاب در کیفر مقدم داشته‌اند. فلسفه این رویکرد آن است که عدالت، تنها در مجازات خلاصه نمی‌شود؛ بلکه هدف نهایی آن، اصلاح جامعه، جلوگیری از گسترش دشمنی و حفظ کرامت انسان است. 📍امروز نیز ایران در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگر به آرامش، اعتمادسازی و همبستگی ملی نیازمند است. در چنین وضعیتی، اجرای مجازات‌هایی که امکان بازگشت از آنها وجود ندارد، به‌ویژه در پرونده‌هایی که درباره روند رسیدگی، کیفیت دادرسی یا ادله اثبات، پرسش‌ها و ابهام‌هایی مطرح است، نه تنها با اصل احتیاط در دماء سازگار نیست، بلکه می‌تواند بر شکاف‌های اجتماعی بیفزاید و امید به گفت‌وگو و آشتی را کاهش دهد. 📍تعلیق اعدام‌ها به معنای نفی جرم، نادیده گرفتن حقوق قربانیان یا تعطیل شدن عدالت نیست. بلکه فرصتی است برای آنکه همه ابعاد پرونده‌ها با دقت، شفافیت و بی‌طرفی بررسی شود، حق دفاع متهمان به طور کامل تضمین گردد، حقوق همه قربانیان و خانواده‌های آنان به رسمیت شناخته شود و جامعه اطمینان یابد که هیچ حکم بازگشت‌ناپذیری در سایه شتاب، ابهام یا فشار صادر و اجرا نشده است. 📍 امروز، بیش از هر زمان، شایسته است که اصل *احتیاط در دماء، قاعده *«الحدود تُدرَأ بالشبهات»* و **ترجیح عفو بر کیفر، هرجا که راه آن گشوده باشد*، چراغ راه سیاست جنایی و قضایی کشور قرار گیرد. این نه تنها با روح رحمت‌محور شریعت اسلامی سازگارتر است، بلکه مقتضای عقلانیت، مصلحت ملی و حفظ انسجام اجتماعی نیز هست. تعلیق اعدام‌ها در این مقطع حساس، نشانه ضعف حکومت نیست؛ بلکه جلوه‌ای از اعتماد به عدالت، احترام به کرامت انسان و اهتمام به آینده ایران است؛ آینده‌ای که بیش از هر چیز به خاموش شدن چرخه خشونت، تقویت سرمایه اجتماعی و گشودن راه گفت‌وگو و آشتی ملی نیاز دارد. 14/5/405 🌐https://t.me/majmaqomh

  • آیت الله سروش محلاتی: 🔹در حکم اعدام حتی برای معترضان خشونت طلب هم باید تامل کرد. 🔹وقتی امکان اعتراض مسالمت آمیز وجود ندارد، اعتراض خشن را نمی توان محکوم مجازات حداکثری نمود. Asriran.com @MyAsrirsn

  • 6 авг.35из s .ghb

    جلسه منزل جناب گرجستانی پنجشنبه پانزدهم مرداد ماه

  • 6 авг.38из s .ghb

    جلسه منزل جناب گرجستانی چهارشنبه چهاردهم مرداد ماه