بهآر
Статистика- Последний пост
- 30 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 972
- 1/48двое суток
- 1 113
- 1/72трое суток
- 1 201
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مثلا میتونم همهی پولام رو کتاب بخرم و بقیهی ماه رو فتوسنتز کنم.
مغزم تازه داره پردازش میکنه چی شنیده.
«اگه جدی شد!» انگار که مثلا سوپرمنی چیزیم.
با صدای انفجار از خواب پریدم و خیلی رندوم میگم اگه جدی شد بیدارم کنید.
یکی از بهترین توصیههایی که توی زندگی بهم شد این بود که وقتی میخوای لکچر بدی فکر کن همهی اونایی که دارن نگات میکنن گوسفندن.
مامان باور کن من از شش سالگی درس خوندم هنوزم دارم میخونم، این ریلزای انگیرشی دیگه از سن من گذشته.
ممنون از بزرگوارانی که در پروسهی کوتاه کردن موهام من رو همراهی کردن. از وقتی موهامو لیر زدم خدا رو بنده نیستم.
اندوه. اندوه. اندوه. اندوه خیلی خیلی زیاد. اندوه بیپایانی که انگار ته نداره. هر روز بیشتر میشه. روی همهچیز میشینه. آینده رو از قبل عزادار میکنه. آدم رو متقاعد میکنه هیچ صبحی با صبح دیگه فرق نداره و هیچ فردایی قرار نیست خبر تازهای بیاره. یه حجم عظیم از یه سنگینی بیپایان.
از دینتون، از آیینتون، از وجود نحستون، از اذان صبحتون بیزارم. از صدایی که هر روز صبح، خواب راحتم رو میشکنه و به جاش هیچی نمیذاره جز یه خستگی که تا شب همراهمه. از قوانینی که برای زندگی من نوشتن، بیاینکه یه بار از من بپرسن دلم چی میخواد. از نگاههایی که وقتی سؤال میپرسم، بهم میگن «کافر»، انگار پرسیدن گناهه. بیزارم از اینکه باید توضیح بدم چرا باور ندارم، ولی هیچکس مجبور نیست توضیح بده چرا باور داره. و تا ابدیت داغدارم برای خونی که ریخته شد، فقط چون یه نفر خواست آزاد باشه. برای اسمهایی که شدن هشتگ، قبل از اینکه فرصت کنن زندگی کنن. برای مادرایی که به جای بغلکردن بچههاشون، رفتن سراغ قبرشون. برای اینکه خواستن حق ابتداییت، جرم حساب میشه و اعتراض به یه گلوله ختم میشه. برای اینکه «حق» یه کلمهی ممنوعه شده و «چرا» یه جرم.
میخوام یه نفر منو همونقدر دوست داشته باشه که من یه شیشهی گندهی خیارشور و زیتون رو.
این سلاح رو میتونید از چنل تیسا خریداری کنید.🎀 پ.ن: نازنین ببخشید که دارم شاپتو با همچین محتوایی پرزنت میکنم.🤣🤣🤣💞
اقدامات فوق امنیتی من برعلیه آقا اسنپیا.💖
در هوایی سرما خوردم که لیترالی سگ سرما نمیخوره. مبارک بدخواهام.
و برای همیشه بندهی "چای توی فنجونهای خوشگل" بودن.
صحنهی دادگاه شهلا جاهد از نظر فضای دراماتیک دقیقا شبیه یه تئاتره. |مستند کارت قرمز
زندگی یه جستوجوئه. گشتن دنبال چیزی که وقتی نیست، هیچی نیست؛ وقتی پیداش میکنی، میترسی یه روز دوباره نباشه. هرچی بیشتر دوستش داری، کمتر مطمئنی که مال توئه. هرچی بیشتر نگهش میداری، بیشتر حس میکنی از لای انگشتات رد میشه. آخرش هم نمیفهمی بیشتر از نبودنش رنج کشیدی یا از ترس نبودنش چون داشتنش، شکل تازهای از نداشتنه فقط با ترس بیشتر.
بهترین کافهی دنیا وجود ندار–
без подписи
без подписи
без подписи