tgindex
بهآر
@baharsdiariesперсидский
Последний пост
30 июл.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
1 326
−11 за 3 дн.
Сутки
−1
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 139
21 постов
Вовлечённость
85,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
972
1/48двое суток
1 113
1/72трое суток
1 201

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • مثلا می‌تونم همه‌ی پولام رو کتاب بخرم و بقیه‌ی ماه رو فتوسنتز کنم.

  • 30 июл.1 0022

    مغزم تازه داره پردازش می‌کنه چی شنیده.

  • 30 июл.1 0042

    «اگه جدی شد!» انگار که مثلا سوپرمنی چیزیم.

  • 30 июл.1 0053

    با صدای انفجار از خواب پریدم و خیلی رندوم میگم اگه جدی شد بیدارم کنید.

  • 29 июл.1 09213

    یکی از بهترین توصیه‌هایی که توی زندگی بهم شد این بود که وقتی می‌خوای لکچر بدی فکر کن همه‌ی اونایی که دارن نگات می‌کنن گوسفندن.

  • 29 июл.1 1029

    مامان باور کن من از شش سالگی درس خوندم هنوزم دارم می‌خونم، این ریلزای انگیرشی دیگه از سن من گذشته.

  • 29 июл.1 0464

    ممنون از بزرگوارانی که در پروسه‌ی کوتاه کردن موهام من رو همراهی کردن. از وقتی موهامو لیر زدم خدا رو بنده نیستم.

  • 28 июл.1 12213

    اندوه. اندوه. اندوه. اندوه خیلی خیلی زیاد. اندوه بی‌پایانی که انگار ته نداره. هر روز بیشتر می‌شه. روی همه‌چیز می‌شینه. آینده رو از قبل عزادار می‌کنه. آدم رو متقاعد می‌کنه هیچ صبحی با صبح دیگه فرق نداره و هیچ فردایی قرار نیست خبر تازه‌ای بیاره. یه حجم عظیم از یه سنگینی بی‌پایان.

  • 28 июл.1 238123

    از دینتون، از آیینتون، از وجود نحستون، از اذان صبحتون بیزارم. از صدایی که هر روز صبح، خواب راحتم رو می‌شکنه و به جاش هیچی نمی‌ذاره جز یه خستگی که تا شب همراهمه. از قوانینی که برای زندگی من نوشتن، بی‌اینکه یه بار از من بپرسن دلم چی می‌خواد. از نگاه‌هایی که وقتی سؤال می‌پرسم، بهم می‌گن «کافر»، انگار پرسیدن گناهه. بیزارم از اینکه باید توضیح بدم چرا باور ندارم، ولی هیچ‌کس مجبور نیست توضیح بده چرا باور داره. و تا ابدیت داغدارم برای خونی که ریخته شد، فقط چون یه نفر خواست آزاد باشه. برای اسم‌هایی که شدن هشتگ، قبل از این‌که فرصت کنن زندگی کنن. برای مادرایی که به جای بغل‌کردن بچه‌هاشون، رفتن سراغ قبرشون. برای این‌که خواستن حق ابتداییت، جرم حساب میشه و اعتراض به یه گلوله ختم میشه. برای این‌که «حق» یه کلمه‌ی ممنوعه شده و «چرا» یه جرم.

  • می‌خوام یه نفر منو همون‌قدر دوست داشته باشه که من یه شیشه‌ی گنده‌ی خیارشور و زیتون رو.

  • 27 июл.1 0837

    این سلاح رو می‌تونید از چنل تیسا خریداری کنید.🎀 پ.ن: نازنین ببخشید که دارم شاپتو با همچین محتوایی پرزنت می‌کنم.🤣🤣🤣💞

  • 27 июл.1 0967

    اقدامات فوق امنیتی من برعلیه آقا اسنپیا.💖

  • 27 июл.1 0604

    در هوایی سرما خوردم که لیترالی سگ سرما نمی‌خوره. مبارک بدخواهام.

  • 25 июл.1 361113

    و برای همیشه بنده‌ی "چای توی فنجون‌های خوشگل" بودن.

  • 25 июл.1 08311

    صحنه‌ی دادگاه شهلا جاهد از نظر فضای دراماتیک دقیقا شبیه یه تئاتره. |مستند کارت قرمز

  • 25 июл.1 232113

    زندگی یه جست‌وجوئه. گشتن دنبال چیزی که وقتی نیست، هیچی نیست؛ وقتی پیداش می‌کنی، می‌ترسی یه روز دوباره نباشه. هرچی بیشتر دوستش داری، کمتر مطمئنی که مال توئه. هرچی بیشتر نگهش می‌داری، بیشتر حس می‌کنی از لای انگشتات رد می‌شه. آخرش هم نمی‌فهمی بیشتر از نبودنش رنج کشیدی یا از ترس نبودنش چون داشتنش، شکل تازه‌ای از نداشتنه فقط با ترس بیشتر.

  • 23 июл.1 3611

    بهترین کافه‌ی دنیا وجود ندار–

  • 23 июл.1 4155

    без подписи

  • 23 июл.1 41015

    без подписи

  • 23 июл.1 2603

    без подписи