بهرامیم | البرز بهرامی
Статистика«طنز می نویسیم که عذر نخواهیم یا به جهت صراحت به زندان نیفتیم. طنز پرداز شجاع بیمعنی است. شجاع، مبارزه مسلحانه میکند یا نقد جدی مینویسد.» انبار حفظ و نشر آثار طنز و نطنز البرز بهرامے ✍️
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 39
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Развлечения
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 34
- 1/48двое суток
- 38
- 1/72трое суток
- 42
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سعید قاسمینژاد، از مشاورین رضا پهلوی، خیلی جدی گفته که: آنهایی که به هر دلیلی شاهزاده را تضعیف میکنند، عامل دشمن هستند. اگر جاش بنویسیم: آنهایی که به هر دلیلی رهبری را تضعیف میکنند، عامل دشمن هستند. انگار یک فعال حزباللهی اینو گفته. و یا اگر بنویسیم: آنهایی که به هر دلیلی دولت را تضعیف میکنند، عامل دشمن هستند. انگار معاون پزشکیان اینو گفته. و یا اگر بنویسیم: آنهایی که به هر دلیلی ریاست مجلس را تضعیف میکنند، عامل دشمن هستند. انگار مشاور قالیباف اینو گفته. و یا اگر بنویسیم: آنهایی که به هر دلیلی دستگاه قضا را تضعیف میکنند، عامل دشمن هستند. انگار سخنگوی قوه قضائیه اینو گفته. حتی اگر بنویسیم: آنهایی که به هر دلیلی ترامپ را تضعیف میکنند، عامل دشمن هستند. انگار یه مقام جمهوریخواه اینو گفته! زیبا نیست؟😁
شعر میتواند باعث شود که انسانها دنیا را، قسمتهای ندیدهی آن را، تازهتر ببینند. شعر میتواند ما را گاه به گاه از احساسات عمیق و ناشناختهای که در زیربنای زندگی وجود دارند، و خیلی به ندرت با آنها در تماس هستیم، آگاهتر سازد زیرا زندگی امروزی ما غالباً فراری دائمی از خودمان است و فراری است از دنیای دیدنی و ملموس. ✍️ تی. اس. الیوت #دیگران @bahrameme
«خونه» به احساس تو محتاجم تویی تسکین هر دردم به لبخند تو دلگرمم من از دوری تو، سردم کنارم هرکجا باشی همونجا واسه من خونهس نباشی کل رویاهام یه کابوسه، که دیوونهس تا وقتی دست من دستاتو داره یه دل اینجا از عشقت بیقراره تا محو ناز چشمای تو میشم خدا انگار تو قلبم پا میذاره کنارت تازه میشه صدای پای ساعت صفا داره حضورت تو این روزای غربت هوای خونه با تو از این بهتر نمیشه خیالم راحته، چون تو اینجایی همیشه تا وقتی دست من دستاتو داره یه دل اینجا از عشقت بیقراره تا محو ناز چشمای تو میشم خدا انگار تو قلبم پا میذاره ✍️ البرز بهرامی #ترانه @bahrameme
«طاقت» ما باز هم دور از هم افتادیم چیزی که فکرش هم نمیکردم این داستان بازم رسید اینجا حالا دوباره من پر از دردم هر روزمو با تو شروع کردم با تو خیالم خیلی راحت بود غافل از اینکه پشت این روزا دلشوره و شبهای عادت بود با اینکه من خسته از این زخمم بازم به پای عشق میمونم از طاقت من، بعضی از مردم پشت سرم میگن، یه دیوونم وقتی به دیروزم نگاه کردم دیدم که تا بوده، همین بوده تو این شرایط کار من صبره از پا نمیوفتم، الان زوده این راه حس امنیت میخواد هر لحظه سایهی خطر اینجاست با این همه، باکی نباید داشت ما عشقمون پاکه، خدا با ماست با اینکه من خسته از این زخمم بازم به پای عشق میمونم از طاقت من، بعضی از مردم پشت سرم میگن، یه دیوونم ✍️ البرز بهرامی #ترانه @bahrameme
«جان ترانه» چطوری من شروع کنم ترانه رو بدون تو؟ نباشی این ترانه ها بی معنیه، به جون تو! پوچ میشه نگاه من هیچ میشه خیال من بهار با صفای من خزون میشه، نهال من! تو مثل گرمای جنوب تو هر شب سرد منی شیرینیِ رسیدنی دوای هر درد منی از اون نگاه خوب تو ترانه هام جون میگیرن با عشقمون سراغی از قصهی مجنون میگیرن برای عشق بین ما سه چار تا واژه کم دارم امّا به جای همشون اسم خودت رو میذارم تو مثل گرمای جنوب تو هر شب سرد منی شیرینیِ رسیدنی دوای هر درد منی ✍️ البرز بهرامی #ترانه @bahrameme
تو که نیستی، گرههای هندزفریم وا نمیشه تو که نیستی سر چسب نواری پیدا نمیشه بیتو نسخهی ضعیف منو میبینن همه دست من حریف شیشهی مربا نمیشه تو که نیستی اول صبح عینَکم گم میشه تو که نیستی شوخیام سو تفاهم میشه من یه جوری از نبودن تو غمگینم که خود غم باهام رقابت کنه دوم میشه من یه بچه ام که تو یارکشی تنها مونده دانش آموزی که مَشقاش تو خونه جا مونده منم اون که قبل یه قرار کاری مهم یهو میبینه اتو پیرهنشو سوزونده تو که نیستی همه دنیا روی اعصاب منه انگاری نور بالای ماشینِ پشتی روشنه انگاری یه مژه افتاده باشه تو چِشمام انگاری کفش جدیدم داره پامو میزنه انگاری که سرد و گرم میشه همش آب حموم انگار استخون ماهی گیر کرده تو گلوم اِنگار انگشت کوچیکم خورده به پایه ی مبل انگاری یه بخش پاهامو نپوشونده پتوم من یه بچه ام که تو یارکشی تنها مونده دانش آموزی که مَشقاش تو خونه جا مونده منم اون که قبل یه قرار کاری مهم یهو میبینه اتو پیرهنشو سوزونده ✍️ محمد کلار #دیگران @bahrameme
«صداقت» هنوزم عطر تو اینجاست ولی خب، نای عادت نیست صداتو میشنوم گاهی هنوزم توش صداقت نیست یه چیزی توی حرفات بود که عمقِ جونمو سوزوند تموم شعرهام سوختن از اونها چن(د) تا کاغذ موند صدامو بسته تنهایی ولی افسوس از آزارت چطوری مردتو کشتی که زندس زیر آوارت؟ یه خواب راحتم سخته فقط کابوسه و هیچی به ماه رو زمین، لعنت! که شبهام پر شد از پوچی فریب چشمتو خوردم که حالا، لحظههام درده مثِ پایان خوش بودی ته این قصه هم سرده صدامو بسته تنهایی ولی افسوس از آزارت چطوری مردتو کشتی که زندس زیر آوارت؟ ✍ البرز بهرامی #ترانه @bahrameme
«بهانه» صدای قلب ماها چطوری کوکه با هم؟ چی داری توی چشمات که میشه خوش به حالم؟ چرا همیشه اسمت به گوش من ترانهس؟ چرا برای خوندن صدای تو بهانهس؟ تموم لحظه هامون پر از هوای عشقه کنارم هر جا باشی دلم، خدای عشقه روال زندگیمون کنار تو چه سادهس هوای خونه با تو همیشه فوقالعادهس یه چیزی فهمیدم من اینو یادت بمونه تا وقتی با هم هستیم خدا با عشقمونه تموم لحظه هامون پر از هوای عشقه کنارم هر جا باشی دلم، خدای عشقه ✍️ البرز بهرامی #ترانه @bahrameme
«پاشو» این روزا وقتی که تنها میشی با روزای رفته میبینی که کل عمرت شده انگاری یه هفته فک(ر) میکردی که میمونن حسرتات واسه همیشه ولی جاش یه خاطراتی توی ذهنت تازه میشه زخمی گذشتهها باش، ولی باز پاشو بایست همه چیتو زندگی کن، پشت غصه هیچی نیست با یه شعر تازه میشه نبض شهرو دس(ت) بگیری درد دیروزو بغل کن تا که از غصه نمیری همه مثل هم اسیریم توی این دوزخ شهری ولی میشه جون بگیری حتی از روزای ابری زخمی گذشتهها باش، ولی باز پاشو بایست همه چیتو زندگی کن، پشت غصه هیچی نیست ✍ البرز بهرامی #ترانه @bahrameme
برای برگشتن به طنز، میخوام برم سراغ #هجو 😁
برای برگشتن به طنز، میخوام برم سراغ #هجو 😁
دارم به این فکر میکنم چرا ساعت هفت نمیشه 😁 @poetica1405Channel @bahrameme
بروید و ببینید پروانهها بالای خانهاش پرواز میکنند درختان خیابانش سرافکندهاند و استوار ایستاده در دودها شما اما زندهتان چشم کرکس را گرفته و هرجا رفتید درختی نماند. ✍️ البرز بهرامی #شعر #شعر_سپید @bahrameme
برای عدهی زیادی در ایران، همه چیز از معنا تهی شده. انگار که مهمترین اتفاقات این کشور، باید پیرو ترند باشه. هیچ سلیقهای، هیچ سبک و هیچ نظر شخصیای وجود نداره. عزاداری پیرو ترند میشه. انگار که سر قبر جَوونی که با هزار آرزو خاک شده اکسپلور اینستاگرامه. همون آهنگی که مد شده رو پخش میکنیم که مبادا عزاداری طبق سنتها اجرا بشه. یه روز با چپها بد میشیم. یه روز میگیم آره ما فاشیستیم اصلا چه اشکالی داره؟ و یه روز لیبرالیم و در اولین مرحلهی چپ زدایی از اقتصاد کیسه برنج پاره میکنیم و میگیم ما عزت داریم و درد نون نداریم! فقط باید برید! یه روز طرفدار جنگیم و یه روز با جنگ بدیم. مسئولیت باورهامون رو نمیپذیریم و ریشههارو نمیبینیم. یه روز باور داریم که دارن خودشون میزنن و یه روز یهو به این نتیجه میرسیم که دیگه خودشون نزدن. یه روز جنوب حقشه چون «توله سپاهی(معذرت میخوام)» مرده و یه روز جنوب قلب ایرانه. جنگ رو در حد یه کلیپ احساسی با موزیک حیدو میاریم پایین و عوامل رو نادیده میگیریم. چون اگر نادیده نگیریم چجوری ذوق روز اول حملهمون رو توجیه کنیم؟ الان استوری از جنوب مده. اسفند قر دادن مد بود. تلاش میکنیم به بدنه جامعه برگردیم چون هزینه تفکرات خاله خشتکیمون زیاد بود و قابل اجرا نبود. ولی اینو بدونید، ننگِ خوشحال شدن از حمله نظامی به ایران نه با استوری و نه حتی با مرگتون از پیشونیتون پاک نمیشه. صدای حیدو رو بلندتر کنید.
بماند به یادگار شب شعر بوطیقا در کتابخانه وزن دنیا ۹ تیر ۱۴۰۵ رفته بودم که از شعر بشنوم. چندین شعر خوب شنیدم و دو شعر خوندم. یکی «دوباره شعر غریب و، دوباره قافیه تنگ است» که اولین تجربه نزدیک به غزل پستمدرن بود. و همچنین «من از این دنیا چه میخواهم؟» که اوج ارتباط گرفتنم با طبیعت بود. و بیش باد ✨️🌻🌊🌱⚘️🌱🌊🌻✨️ @bahrameme
🔶 شاعر خشتمال 📖کتاب شاعر خشتمال (دربارۀ احوال و اشعار حیدر یغمای نیشابوری، همراه با گزیدۀ اشعار) به قلم جواد محقق نیشابوری در سال ۱۳۷۳ نوشته و از مسیر انتشارات محقق (مشهد) منتشر شده است. 🔹از اشعار اوست: ▫️من یکی کارگر بیلبهدستم، بر من / نام شاعر مگذارید و حرامم مکنید ▫️قرعۀ دانش بهنام خشتمالی میزنند / آفرین بر خاک شاعرپرور ایران من ▫️عاقبت ای خاک جانبخش وطن، میسازمت / گر هزارانره شوی ویرانه، من میسازمت ©️از جناب آقای دکتر جواد محقق نیشابوری، که فایل این اثر را برای انتشار در اختیارم قرار دادند، سپاسگزارم. [ج.رسولی] @Gahnevise #یغمای_نیشابوری #شاعر_خشتمال #جواد_محقق_نیشابوری #کتاب_شعر #زندگینامه #کتاب_شعر #دانلود_رایگان
شبهای هجر را گذراندیم و زندهایم ما را به سختجانی خود این گمان نبود
شبهای هجر را گذراندیم و زندهایم ما را به سختجانی خود این گمان نبود
شبهای هجر را گذراندیم و زندهایم ما را به سختجانی خود این گمان نبود
شبهای هجر را گذراندیم و زندهایم ما را به سختجانی خود این گمان نبود