『 بایکوت 』
Статистика- Последний пост
- 15 окт. 2025 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
- تولستوی https://www.instagram.com/radio._ketab?igsh=MTF1am8ycnplb2hpdQ== @baiycot
ما به سه طريق مى آموزيم: اول انديشه ، كه اصيل ترين است. دوم تقليد كه آسان ترين است. سوم تجربه كه تلخ ترين است. - كنفوسيوس @baiycot
تمام دلتنگی من خلاصه میشود در فاصلهی کوتاه دستم تا دست تو. -فاضل نظری @baiycot
ما رگ جان را به آن زلف پریشان بسته ایم... - صائب تبریزی @baiycot
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد - حافظ @baiycot
دو زمان میشه پولدار شد،یه بار موقع آباد کردن و یه بار موقع ویران کردن کشور. موقع آباد کردن پول کمی گیرت میاد،اما موقع فروپاشی و ویرانی،سریع و زیاد پول گیرت میاد. 📚 بر باد رفته - مارگارت میچل @baiycot
در دنیا هیچ کاری سختتر از صداقت و صمیمیت نیست،هیچ کاری هم آسانتر از تملق و چاپلوسی. 📚جنایت و مکافات - فئودور داستایفسکی @baiycot
با فنجان چای هم میتوان مست شد اگر اویی که باید باشد، باشد. @baiycot
به وصالت، که مرا طاقت هجران تو نیست... _سعدی @baiycot
بنظرم جملهای که کامو به ماریا گفت تمامیت معنایی یک عاشقانه است : «حتی اگر با تو مخالف باشم، در جبهه تو میمانم ... پس نترس.» @baiycot
و گفت: دو خصلت است که دل را فاسد کند: بسیار خفتن و بسیار خوردن. 📚تذکرةالاولیا - عطار @baiycot
باید امشب بروم باید امشب چمدانی را که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد،بردارم و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست، رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا میخواند... - سهراب سپهری @baiycot
«در روزِ خوشی همه جهان یارِ تواند یارِ شبِ غم نشان کسی کم داده است...» _مولانا @baiycot
مایهی خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست... _حافظ @baiycot
فکر آهسته بود. آرزو دور بود مثل مرغی که روی درخت حکایت بخواند... - سهراب سپهری @baiycot
دلم دیوانه بودن با تو را میخواست... - مهدیاخوانثالث @baiycot
@baiycot
تمامی عیبهایت را دوست دارم جز نبودنت را... _محمود درویش @baiycot
در دیدهٔ من، حسرتِ رخسارِ تو تا کی؟ در سینهٔ من، آتشِ هجرانِ تو تا چند؟ _خواجوی کرمانی @baiycot
زخم هایت را نشان بده تا بدانم چگونه باید دوستت بدارم تا یاد بگیرم چگونه نوازشت کنم @baiycot