tgindex
[بیکرتارت]

[بیکرتارت]

Статистика

https://t.me/iHarfBot?start=415448892 سالها پیش:تویِ محله ی پولدارها شیرینی ونون میفروشم و آخرشب ها به خانه مان درمحله ای اوسط باز‌میگردم. الان: مشغول کار تبلیغات و خبر در رسانه‌ای نوپا هستم. شب‌ها به همان جایی که در پاراگراف قبل گفتم بر‌ می‌گردم.

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
164
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
59
20 постов
Вовлечённость
36,0%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
34
1/48двое суток
38
1/72трое суток
42

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • آبنبات از دست بچهٔ ۴ساله افتاد، قل خورد و رفت توی خیابون. بچه دوید، آبنبات رو برداشت و گذاشت توی دهنش. مامانش با نگاهی آسوده‌خاطر تماشاش می‌کرد؛ انگار مثلاً از ظرف میوه یه انگور برداشته و گذاشته توی دهنش.

  • ولای علی یک سوم این رو با دوستام خورده بودم الان جوادی عین سگ زده بودتم، غزل عربی می‌رقصید و کوپر از بر یوگا کرده بود.

  • پول اتوبوس رو دادم به آب و قهوه تا گول بخورم و پیاده روی کنم، بلکه آفتاب یه دستی سر و روی هورمون‌هام بکشه بیست دقیقه راه رفتم و حدود چهل دقیقه هنوز راه دارم.

  • پی‌ام‌اسی که در حال حاضر درگیرش هستم رو فقط اصابت گلوله به پیکرم میتونه آروم کنه.

  • видео или голосовое, без подписи

  • بعد چهارماه اشپزی کردم

  • دلم برای روی فرش دراز کشیدن و لمس فرش خیلی تنگ شده.

  • |جمعه|

  • جایی که قراره بخاطر شرارت اهالی محل ازش جا بمونم.

  • ما فردا قراره بریم‌ اردو این وسط همسایه تصمیم گرفته برادرش رو به قصد کشت بزنه؛ پسرای ما رفتن جدا کنن حالا اونام دارن کتک می‌خورن. من کف اتاق شمع روشن کردم، دارم برای سیم‌سیم ویدیو میگیرم با محتوای چگونگی روند مرگ همسایه و کتک خوردن پسرها، نصف بدنمم از پنجره اویزونه. پر‌ واضحه اردوی فردا رو خواب میمونم.

  • تو فروشگاه داشتم میگفتم «اگه مزه کیر خر بده، کونت میذارما» دو تا آقا با صورت سرخ شده و نگاهی عاقل اندر سفیه زل زدن به صورتمون.

  • دو تا نون خریدم؛ جلوی در مارکت حساب کردم به پول ایران ۱۳۰۰ خرجش شده واقعا نفسم گرفت=)))))))))

  • ماتحتم دیگه ماتحت نیست محل رویش جوشه. واقعا نمی‌فهمم این حجم‌ جوش بخاطر چیه‌ و چه خاکی میتونم تو سرم‌ بریزم.

  • درصورتی که فردا ورزش رو شروع نکنم؛ اسم این اکانت به " سگ ولگرد کوچه‌های ترکیه" تغییر خواهد کرد.

  • غروب دوشنبه

  • من و یاد‌ ترسهام ننداز، من به اندازه کافی تو این زندگی ترسیدم.

  • آخرین باری که گوشش دادم اینقدر گریه کردم تا خوابم برد؛ حالا بعد سالها وقت گریه کردن تا سر حد مرگه. @bakeryyyy

  • Yüzüme, benim için çok değerli olan biri ağlıyor. Ona, "Geçecek bu günler, sana söz veriyorum," diyorum. O ise, "Kendimi bildim bileli hep böyleydi," diyor. Daha fazla yalan söylemeye gönlüm el vermedi. "Evet," dedim, "ben de kendimi bildim bileli hep böyleydi.

  • اسم فیلم بعدی‌ام رو انتخاب کردم؛ شاید بپرسید موضوعش چیه؟_ ولای علی اگر خودم بدونم.

  • پسر قشنگم کوکتل درست کرده برام عسل🤌