tgindex
پی آواز حقیقت (بشیر)

پی آواز حقیقت (بشیر)

Статистика
@bashirblogперсидский

وب‌نوشت و پادکست بشیر سجاد، بر اساس http://bashir.blog https://aavaaz-e-haghighat.blogspot.com برای فرستادن هر نقد یا پیامی لطفاً از وب‌نوشت یا توییتر استفاده کنید: twitter.com/BashirSadjad

Последний пост
21 июн.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
169
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
208
22 постов
Вовлечённость
123,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • گزارش نتایج نظرسنجی باهمستان آزادی نخستین نظرسنجی عمومی باهمستان آزادی در پاییز ۱۴۰۴ برگزار شد. با توجه به رخدادهای ماه‌های گذشته، از جمله دی‌ماه خونین و جنگ اخیر، انتشار گزارش نتایج این نظرسنجی به تعویق افتاد. اکنون گزارش کامل نخستین نظرسنجی عمومی باهمستان…

  • 18 июн.975из BahamestanAzadi

    گزارش نتایج نظرسنجی باهمستان آزادی نخستین نظرسنجی عمومی باهمستان آزادی در پاییز ۱۴۰۴ برگزار شد. با توجه به رخدادهای ماه‌های گذشته، از جمله دی‌ماه خونین و جنگ اخیر، انتشار گزارش نتایج این نظرسنجی به تعویق افتاد. اکنون گزارش کامل نخستین نظرسنجی عمومی باهمستان آزادی منتشر شده است. متن کامل گزارش را می‌توانید از طریق پیوند زیر مطالعه کنید: 🔗https://azadinet.app/blog/poll-report برخی از نکات قابل توجه این نظرسنجی عبارت‌اند از: -لینک نظرسنجی، بیش از هشت میلیون بار، از طریق فیلترشکن به هم‌وطنان نشان داده شد که از این تعداد حدود ده‌هزار بار محتوای نظرسنجی باز شد و حدود هزار پاسخ دریافت شد. -در بین گزینه‌های مطرح شده برای کارزارهای مجازی، اصلی‌ترین دغدغه پاسخ‌دهندگان، «وضعیت معیشت و محیط زیست» در ایران بوده است. -در پاییز ۱۴۰۴، بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان بر این باور بودند که «بزنگاه سقوط جمهوری اسلامی» یک «خیزش مردمی» خواهد بود. مرگ خامنه‌ای با ۱۹٪ و حمله‌خارجی با ۱۴٪ گزینه‌های بعدی بوده‌اند. -هرچند کنش‌های مجازی، پرطرفدارترین نوع کنش است، کنشگران تقریبا به همان اندازه به تظاهرات در ایران هم تمایل نشان داده‌اند. همچنین کمی بیش از ۴۰٪ از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند در صورت هماهنگی،‌ در اعتصاب در ایران شرکت می‌کنند. -پاسخ دهندگان داخل ایران بیشتر از ساکنان خارج، انتظار رهبری جنبش را از هموطنان خارج از ایران دارند؛ در حالی‌که هموطنان در خارج از ایران، خود را بیشتر قادر به ایفای نقش در کمک‌رسانی مالی و یا شبکه‌سازی در ایران می‌بینند. البته هر دو گروه به اهمیت دسترسی به اینترنت آزاد اذعان دارند.

  • دوستان این نظرسنجی مربوط به پاییز سال گذشته هست. این اولین نظرسنجی عمومی و بزرگ باهمستان آزادی بود و با این‌که انتشارش به‌واسطه فاجعه دی‌ماه و بعد جنگ به تعویق افتاد، ولی به‌نظرم بررسی نتایجش جالب توجه باشد.

  • 19 мая1442из BahamestanAzadi

    ارائه باهمستان آزادی در "کنگره آزادی ایران" ماه گذشته، «بشیر سجاد»، بنیان‌گذار و مدیر اجرایی «باهمستان آزادی»، در «کنگره آزادی ایران» شرکت کرد و درباره تجربه و رویکرد باهمستان آزادی در سه سال گذشته ارائه‌ای داشت. در این ارائه درباره موضوعات زیر صحبت شد: - ضرورت تمرکز بر سازماندهی داخل ایران - مدل عضوگیری، تصمیم‌گیری، و نمایندگی در باهمستان آزادی - چالش‌های امنیت و ناشناس‌ماندن کنشگران - استفاده از نظرسنجی به‌عنوان ابزار هماهنگی - تجربه استفاده از زیرساخت MahsaNG برای ارتباط با کاربران داخل ایران شما می توانید ویدیو کامل این ارائه را اینجا ببینید: https://www.youtube.com/watch?v=W3Tzj8kbYro

  • پ.ن. چند روز پیش شورای هماهنگی @if_congress «مصوبه تاسیس کنگره آزادی ایران» را منتشر کردند. به بعضی از ایرادهای فوق در این سند توجه شده. مواردی که در بالا نوشتم بدون توجه به محتوای این سند و صرفا بر اساس تجربه حضورم در اولین کنگره است. لینک این سند: https://www.ifcongress.org/fa/resolution https://x.com/BashirSadjad/status/2044245150717640777

  • در ادامه نوشته قبلی در مورد نقاط قوت #کنگره_آزادی_ایران، این‌بار به ضعف‌ها و مواردی که در آینده باید به آن توجه کرد، می‌پردازم. یادآوری اینکه من در مجموع این کنگره را یک حرکت مثبت می‌دانم و برای کمک به ادامه و موفقیت آن تلاش خواهم کرد، ولی تا این‌جا نقشی فراتر از یک شرکت‌کننده نداشته‌ام: ۱) اولین ایرادی که از همان زمان دعوت به ذهنم رسید، شائبه در مورد زمان این کنگره بود. البته این ایراد به همه ما وارد است که در این چند سال گذشته، چرا در ایجاد چنین تشکلی حول اصول حداقلی (و مخالفت با ج.ا.) ناموفق بوده‌ایم. به‌هرحال، اگر این حرکت واقعا به‌همین شکل تکثرگرا بتواند ادامه پیدا کند، دیر بودنش بهتر از هرگز نبودن است. ۲) مورد بعدی، بحث تامین و شفافیت مالی‌ست. در درجه اول، اگر واقعا هدف کار بلندمدت و جدی است،  باید برای منابع مالی قابل توجه و پایدار فکری شده باشد. ظاهرا ایده‌هایی مطرح است ولی به‌نظرم در زمینه شفافیت، خیلی جای کار هست. من شخصا به‌دلیل حساسیت‌هایم، کمی پرس‌وجو کرده‌ام (به‌خصوص در مورد هزینه‌های اولین کنگره) ولی این موضوع، نیاز به شفافیت بیشتر در افکار عمومی دارد. (البته تجربه کوچک ما برای فیلترشکن #باهمستان_آزادی، نشان داده که خیلی از آدم‌ها حاضرند برای چنین کارهایی کمک کنند، ولی نمی‌خواهند نام و مشخصاتشان عمومی شود، به‌دلایل مختلف از جمله وحشی‌گری ج.ا.). به‌هرحال تجربه مخرب وابستگی بعضی جریان‌ها به منابع مالی غیر ایرانی، این حساسیت عمومی را بیشتر هم کرده است. ۳) یک ایراد دیگر، تمرکز بیش از حد بحث‌ها حول ایران آینده پس از ج.ا. بود. این البته شاید به‌خاطر طبیعت اولین کنگره و زمان محدود برای هر سخنران یا میزگرد بود. ما اگر بهترین ایده‌ها را هم داشته باشیم، مادام که طرحی جدی برای ساقط کردن ج.ا. نداشته باشیم، صرفا مشغول خیال‌بافی خواهیم بود. این‌که بعضی از جریان‌ها افتاده‌اند در دام «رویا فروشی»، از همین بی‌برنامگی و امید به «خشک شدن خودبه‌خود و افتادن ج.ا.» است. ۴) در ادامه مورد قبلی، شاید مهمترین چالش پیش رو، که تا حدی در کنگره اول هم مشخص بود، چگونگی ارتباط با داخل ایران است. بدون ارتباط معنادار و شبکه‌سازی در داخل، نمی‌توان عاملیتی در گذار از ج.ا. به آزادی و دموکراسی داشت. بدیهی‌ست که به‌واسطه سرکوب وحشتناک در داخل کشور، حل این معضل بسیار دشوار است، ولی به‌خاطر همین دشواری‌هاست که ج.ا. هنوز سقوط نکرده. ۵) سازوکار دعوت به کنگره و وزن افراد خیلی مشخص نبود (و حداقل یک دعوت برای من بسیار عجیب بود). مثلا یک سلبریتی (حتی سیاسی) که عمده کنشگریش محدود به شبکه‌های اجتماعی‌ست، قاعدتا نباید با نماینده یک حزب یا تشکل با هزاران عضو داخل ایران یک وزن داشته باشد. حل این مشکل البته بسیار دشوار است، ولی برای ادامه کار و به‌خصوص برای تعیین سازوکار تصمیم‌گیری لازم است (ایده اولیه باهمستان، تا حدی حول حل همین مشکل بود). ۶) یک ایراد به‌نظرم تمرکز بیش از حد بعضی از صحبت‌ها روی نقاط افتراق ملت ایران بود. این را کاملا درک می‌کنم که اقوامی که در حاشیه‌های ایران زندگی می‌کنند، به‌خصوص آن‌ها که در تعریف فارس یا شیعه نمی‌گنجند، در طول یک قرن گذشته دچار سرکوب مضاعف بوده‌اند و قطعا باید به این موضوع توجه بیشتری کرد. ولی در عین‌حال،‌ اگر از همین ابتدا قرار باشد روی تفاوت‌هایمان تاکید زیاد کنیم و حتی بعضا در کلیشه‌های «ظلم مرکز بر حاشیه» بیفتیم، بعید است بتوان خیلی کار مشترکی انجام داد. اکثریت مردم ایران در حال حاضر گروگان یک نظام وحشی اند؛ بیاییم با تمرکز روی این درد مشترک و با توافق روی اصولی حداقلی که ضامن آزادی، رفع تبعیض، و سعادت همه مردم ایران در آینده باشد، پا در این مسیر بگذاریم. ۷) در مورد نحوه برگذاری کنگره اول، یک ایراد به خیلی از سخنرانان، عدم دقت به زمان اختصاص داده شده بود. بعضی از دوستان خیلی راحت بیش از دو برابر وقت اختصاص داده شده صحبت می‌کردند، تا با تذکر کتبی خاتمه دهند. یک نتیجه ناخوشایند این رفتار، کمبود قابل توجه وقت برای صحبت با دیگران در زمان‌های استراحت بود (که به‌نظرم اهمیت زیادی در ابتدای کار دارد). ۸)‌ و نهایتا یکی از بزرگترین انتقادها، آن بیانیه پایانی و نحوه نوشتن و تلاش برای توافق روی آن بود. به‌نظرم روند اشتباهی داشت و آن بازخوردی که از بخشی از جمع هم داشت، قابل پیش‌بینی بود. خیلی وارد جزییاتش نمی‌شوم ولی اگر قرار باشد از قول یک جمع بزرگ، با یک سازوکار نه چندان شفاف، حرفی زده شود، آدم‌ها مدت طولانی در آن جمع نمی‌مانند. تصورم این است که از این اشتباه درس‌هایی گرفته شده. یک سری مسائل فنی (نرم‌افزاری) هم هست که خصوصی گفته‌ام و می‌گذرم؛ تا همین‌جا هم این متن زیادی طولانی شد. از این‌که خواندید، ممنونم و اگر بازخوردی دارید،‌ خوشحال می‌شوم بشنوم.

  • بالاخره فرصتی دست داد که در زمینه #کنگره_آزادی_ایران افکارم را کمی منسجم‌تر بنویسم. در مجموع به‌نظرم این کنگره حرکت مفیدی بود و در این نوشته بیشتر روی نکات مثبت تکیه می‌کنم. در نوشته بعدی (چند روز دیگر) نکات منفی و کاستی‌هایی که فکر می‌کنم در آینده باید رفع کرد را هم می‌نویسم. همین ابتدا تاکید کنم که این موارد را صرفا به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان می‌نویسم و امیدوارم به ادامه‌دار شدن این حرکت. ۱) مهمترین ویژگی این کنگره، تنوع و تکثر شخصیت‌ها و گروه‌هایی بود که زیر یک سقف جمع شده بودند. از محتوای صحبت‌ها گرفته (که طبیعتا خیلی از حاضران احتمالا با بعضی از گفته‌ها موافق نبودند) تا تنوع عنوان و خاستگاه گروه‌ها، این تکثر کاملا مشخص و ارزنده بود؛ امیدوارم با رعایت اصول حداقلی، این تکثر در آینده بیشتر هم بشود (سازوکار دعوت و اصول *). ۲) برای من مهم بود که از نزدیک با افراد و گروه‌های مختلفی صحبت کنم که در طول سه سال گذشته فقط به‌شکل مجازی ارتباط داشتیم (که تا حدی محقق شد ولی خُب زمان کم بود). ۳) عدم وابستگی مالی به منابع غیر ایرانی به‌نظرم مهم بود. تا حدودی هم شفافیت در مورد تامین‌کنندگان وجود داشت. به‌علاوه ظاهرا کاملا به این موضوع توجه شده که برای انجام یک کار منسجم و ادامه‌دار، برنامه و منابع مالی لازم است. عدم توجه به منابع مالی کافی، اِشکال اغلب کارهای کنشگری بوده که من این سال‌ها در جریانش بوده‌ام (شفافیت بیشتر *). ۴) به‌نظرم، هم اغلب شرکت‌کنندگان، و هم گروه اجرایی و هماهنگی، توافق داشتند که این حرکت باید ادامه پیدا کند که اسباب دلگرمی بود. برای ساخت ایرانی آزاد و دموکراتیک،‌ صحبت بدون تعارف در مورد اختلاف‌ها را باید از همین الان شروع کرد،‌ وگرنه نتیجه‌اش می‌شود همان تجربه نحس بعد از انقلاب ۵۷. ۵) در نحوه برگذاری، از امکانات فنی خوبی استفاده شده بود. مثلا می‌شد سوال‌ها را در سامانه کنگره مطرح کرد تا بقیه به آن‌ها رای بدهند و سوال‌ها به‌ترتیب رای مطرح شود. همین‌طور اولین جایی بود که دیدم در محافل ایرانی از pol.is استفاده شده بود،‌ که به نظرم کار ارزنده‌ای بود (ایرادهایش باشد برای بعد *). ۶) توجهی که به اقوام و گروه‌ها و احزاب قومی شده بود، به‌نظرم ارزنده بود. البته من فکر می‌کنم شاید این تاکید کمی بیش از حد بود ولی با توجه به سرکوب‌هایی که اکثریت فارس یا شیعه در این چند قرن گذشته بر دیگران تحمیل کرده‌ایم، شاید این فضای بیشتر و شنیدن لازم است (چالش‌های «افتراق» *). ۷) به ارتباط با ایران به وضوح توجه شده بود،‌ هر چند امیدوارم در آینده این ارتباط،‌ چه در زمینه گروه‌های سیاسی و چه صنفی، خیلی تقویت شود. بدون ارتباط معنادار و ساخت‌یافته با داخل ایران، نمی‌توان تاثیر مهمی در عبور از ج.ا. به دموکراسی داشت (چالش داخل *). ۸) نکته مثبت دیگر، عکس‌العمل به بازخوردها بود. این را هم در مورد پیشنهادها و سوال‌های قبل از برگذاری می‌شد احساس کرد و هم در طول کنگره. به‌عنوان نمونه، مناظره مربوط به جنگ از قبل در برنامه نبود. ۹) نهایتا تاکید روی نگاه به کنگره به‌عنوان «چسب» گروه‌ها (و نه لزوما یک ائتلاف)، به‌گمان من نگاه درستی است. این نگاه با فلسفه تلاش‌های ما در باهمستان آزادی در سه سال گذشته هم مشابه است. باید تلاش کرد یک «اجماع حداکثری حول اصول حداقلی» در مقابل جمهوری اسلامی ایجاد کنیم. هدف این اجماع باید ایجاد بستر عبور به دموکراسی باشد،‌ به‌خصوص در دوران گذار؛ بعد از آن هم منحل شود. در نهایت لازم می‌دانم از زحمات تیم اجرایی @if_congress صمیمانه تشکر کنم؛ تردیدی ندارم که وقت و انرژی فراوانی در طول چند ماه گذشته صرف این برنامه شده بود. پ.ن. در مورد مطالبی که با (*) مشخص شده، ایرادهایی هم هست که در نوشته بعدی می‌نویسم. پ.پ.ن. شاید با توجه به اوضاع پریشان کشور و سایه جنگ، خیلی حوصله این صحبت‌ها نباشد ولی من همان‌طور که بارها نوشته‌ام، امیدوار نیستم که این جنگ به پایان ج.ا. ختم شود و فکر می‌کنم تلاش‌های ما برای گذار ایران به آزادی و دموکراسی، به‌واسطه جنگی که چندان عاملیتی در آن نداریم، نباید متوقف شود. https://x.com/BashirSadjad/status/2044245150717640777

  • без подписи

  • گزارشی مربوط به حواشی «کنگره آزادی ایران» که با تاخیر اینجا هم کپی می‌کنم برای دوستانی که در توییتر نیستند: https://x.com/BashirSadjad/status/2039142958314697144 در مورد #کنگره_آزادی_ایران روزهای آینده مفصل‌تر می‌نویسم، هم نقاط قوت و هم ضعف، ولی فعلا در مورد…

  • گزارشی مربوط به حواشی «کنگره آزادی ایران» که با تاخیر اینجا هم کپی می‌کنم برای دوستانی که در توییتر نیستند: https://x.com/BashirSadjad/status/2039142958314697144 در مورد #کنگره_آزادی_ایران روزهای آینده مفصل‌تر می‌نویسم، هم نقاط قوت و هم ضعف، ولی فعلا در مورد این ماجرای مزاحمت «گروه فشار همایونی» در جریان خروج ما چند نکته‌ای می‌نویسم چون خودم نیم‌ساعتی درگیر این حضرات بودم. ۱) همان‌طور که احتمالا شنیده‌اید، در زمان پایان کنگره، به ما گفته شد که به‌دلیل تهدید «گروه فشار»، برای خروج نگرانی امنیتی وجود دارد و بعد از مدتی، راهی از پارکینگ پشت ساختمان به ما توصیه شد و قرار شد همه با هم خارج شویم. ۲) من کمی عقب‌تر بودم و در زمان خروج دیدم که ۲-۳ نفر از جماعت «انصار الشاه» ظاهرا خودشان را به در پشت رسانده‌اند و مشغول مزاحمت برای خانم فریبا بلوچ و تعدادی از همراهان ایشان بودند (با همین روش رفتن توی صورت طرف با پرخاش و سوال‌ها و اتهام‌های بی‌ربط که بخشی در فیلم زیر هم قابل مشاهده است). تعداد این جماعت کم‌کم داشت زیاد می‌شد و خانم بلوچ هم اصرار داشت با ایشان وارد گفتگو شود. من هم احساس کردم ماندنم در آن دور و بر بهتر است. ۳) همان‌طور که دیگران هم گفته‌اند، برخلاف ادعای توییت زیر، شخصی که پالتوی سبز دارد خانم بلوچ نیست (ایشان چند قدمی جلوتر است) ولی به‌نظرم می‌رسد که هدف این اوباش، این خانم و همراهان ایشان از اقلیت بلوچ بودند. رفتاری به‌غایت شرم‌آور و پرخاشگرانه که تقریبا روشن بود هدفش گرفتن عکس‌العمل (آتو) و ضبط آن بود. تلاش من هم جلوگیری از نزدیک شدن زیاد این جماعت به شرکت‌کنندگان در کنگره بود که گوشه‌ای از آن در انتهای این قطعه فیلم هم قابل مشاهده است. ۴) نمونه این رفتار پرخاشگرانه که در فیلم مشخص است، دنبال کردن افراد، رفتن با دوربین توی صورت آن‌ها، و انواع توهین و «شعار مرگ» بود. یک تجربه شخصی از به‌اصطلاح «گفتگو» با این حضرات که سعی کردم برای آرام کردنشان انجام دهم (نقل به مضمون): س: تو آیا میخوای ایران تجزیه بشه؟ ج: من به ایرانی بودن و یکپارچه موندنش افتخار می‌کنم. س: شماها دارید به خون انقلابیون دی‌ماه خیانت می‌کنید. ج: من و دوستانم برای آسیب‌دیده‌های دی‌ماه [و موارد قبلی] پول جمع می‌کنیم و می‌فرستیم برای کمک پزشکی، چطوری داریم خیانت می‌کنیم؟ س: «مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» [با همراهی گروه]! 🙂 ۵) اگر کنجکاوید بدانید این ماجرا به کجا ختم شد، دوستان بلوچ ما با پلیس تماس گرفتند و تعدادی از این اوباش «شجاع» که این‌طور مشغول تعقیب و مرعوب کردن دوستان بودند، با نزدیک شدن پلیس چنان دمشان را روی کولشان گذاشتند و فرار کردند که دیدنی بود (حاشیه: یکی از این اوباش معروف که قبلا فیلم دستگیریش توسط پلیس لندن پخش شده بود هم در این قسمت مشاهده شد که به سرعت فرار کرد). چند نفری هم البته ماندند و مشغول گفت‌وگو با پلیس شدند. من شخصا به‌دلیل تجربیات در این بیش از دو دهه‌ای که خارج از ایران زندگی کرده‌ام، نگرانی از مقابله با این اوباش نداشتم چون می‌دانم در یک دموکراسی که قانون حاکم است، می‌توان با کمک پلیس و قانون از خجالت اوباش در آمد. ولی قطعا در حکومتی که اهداف غیررسمیش را با «شعبان جعفری» و «حسین الله کرم» به‌پیش ببرد، چنین آرامشی نخواهم داشت. حضراتی که راه افتاده‌اید دنبال این جریان به عنوان «تنها آلترناتیو»، خوب است یک زمانی بالاخره سرتان را از زیر برف دربیاورید! فیلم از اینستاگرام خانم سروستانی است: https://instagram.com/reel/DWgkQqBDXeU/?igsh=ajEzOHJpb3FvYWIx پ.ن. بعد از متفرق شدن این اوباش، کمی جلوتر باز دو نفر سراغ ما آمدند که رفتار یکی از آن‌ها معقول‌تر بود و یک مصاحبه مفصل از من گرفت، در مورد تجزیه‌طلبی و غیره؛ اگر یک موقع فیلمش درآمد لطفا به من هم اطلاع دهید 🙂

  • 26 мар.1533из BahamestanAzadi

    یک سال از ثبت «باهمستان آزادی» به‌عنوان یک نهاد غیرانتفاعی گذشت. در این مدت، با وجود شرایط بسیار دشوار هموطنان ما در ایران، تلاش کردیم روی یک هدف مشخص متمرکز باشیم: ایجاد و نگهداری زیرساخت‌هایی برای دسترسی آزاد به اطلاعات و ارتباط کنشگران. بخش مهمی از این تلاش، توسعه فیلترشکن باهمستان بوده؛ ابزاری که در شرایط عادی سانسور اینترنت، روزانه ده‌ها هزار اتصال از داخل کشور را پشتیبانی می‌کرد و برای ارتباط و همین‌طور برگزاری نظرسنجی‌های داخل کشور مورد استفاده قرار گرفت. فعالیت‌های باهمستان به‌صورت مستقل و با تکیه بر کمک‌های تیم اجرایی و داوطلبان پیش رفته است. بخش عمده منابع مالی ما صرف زیرساخت و نگهداری همین خدمات شده است. برای شفافیت، گزارش کامل مالی و جزئیات عملکرد این یک سال، در وب‌نوشت باهمستان منتشر شده است: 🔗 https://azadinet.app/blog/finance2026 با سپاس از همراهی شما و به امید آزادی ایران.

  • در مورد جنگ: ‏یک بار دیگر، با بهت، اندوه، و امید، نظاره‌گر وطنیم در آستانه جنگی محتمل، که نتیجه مستقیم سیاست‌های حکومت منحوس ج.ا. است. توییت‌های پایین مربوط به پاییز ۲۰۲۴ (۱۴۰۳) است؛ عمده آن حرف‌ها متاسفانه هنوز هم قابل تکرار است، از جمله اخطار در مورد رویافروشی‌ها. امید این بود که بعد از وقایع ماه‌های گذشته،‌ به‌خصوص جنایت ج.ا. در سلاخی معترضان در دی ماه، کمی عقلانیت جای رویافروشی «کمک در راه است» را بگیرد، ولی متاسفانه ظاهرا در بر همان پاشنه می‌چرخد. چند کلمه‌ای در مورد سناریوهای بد ولی کاملا محتمل می‌نویسم و در آخر هم دو کنشی که شاید ما را کمی از انفعال در بیاورد: ۱) احتمال جنگ بالاست و من فکر نمی‌کنم هیچ‌کدام از سناریوهای محتمل و واقع‌گرایانه، نتیجه‌اش سقوط ج.ا. در کوتاه مدت باشد. اصلا فکر نمی‌کنم هدف دولت ترامپ این باشد و این با استراتژی سیاست خارجی او هم منطبق است (تصاویر پایین). شاید کورسوی امیدی که دارم این باشد که حداقل خامنه‌ای جنایتکار از این معادله حذف شود، وگرنه ادامه ج.ا. به‌همراه خامنه‌ای بعد از جنایات دی‌ماه فاجعه است. ۲) دستگاهی که در طول دو شب ده‌ها هزار کشته و مجروح روی دست مردم می‌گذارد، وابسته به یک نفر نیست. اگر خامنه‌ای از معادلات حذف شود، احتمال دارد هر که از داخل همان دستگاه، مهار قدرت را به‌دست بگیرد، با آمریکا و اسراییل هم توافق کند (شبیه ونزوئلا)، غنی‌سازی و ماجراجویی‌های خارجی مثل «محو اسراییل» را متوقف کند، و در حوزه جامعه هم سختگیری‌های مذهبی را کمتر کند. ولی تصور مغلوب کردن آن دستگاه جنایتکار در جنگی بدون نیروی زمینی، رویایی نامحتمل است که هنوز ظاهرا خریدار دارد. ۳) سناریوی بدتر و البته کاملا محتمل، باقی ماندن قدرت مطلق در دست خامنه‌ای و وارد کردن کشور به جنگی بلندمدت با بزرگترین قدرت نظامی تاریخ است. فکر می‌کنم، اگر تنها انتخاب‌های این کینه‌توز ۸۶ ساله، تسلیم در مقابل خواسته‌های آمریکا یا به فنا دادن زیرساخت‌های کشور باشد، او احتمالا دومی را انتخاب خواهد کرد. راه آن هم حمله گسترده به منافع آمریکا در منطقه است. در آن‌صورت به‌نظرم پاسخ آمریکا ممکن است به‌سمت هدف قرار دادن انواع زیرساخت‌های کشور، از جمله صنعت نفت برود (اصولا فکر می‌کنم یک انگیزه آمریکا، فشار به صادرات نفت ایران به دلیل فشار دو جانبه به ج.ا. و چین است). هنوز بر این باورم که وضعیت امروز ایران به عراق ۱۹۹۱ بی‌شباهت نیست، شاید با این تفاوت که دروغ «کمک در راه است» این بار قبل از حمله گفته شد! ۴) در این اوضاع، مثل دفعات قبل، عاملیت امثال ما بسیار ناچیز است ولی هنوز حداقل در دو مورد شاید بتوان مفید بود. اول این‌که اگر جنگ واقعا وارد حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران شد، باید به آن اعتراض کرد، شاید اندکی در افکار عمومی غرب موثر باشد. دوم این‌که تجربه نشان داده که ج.ا. در شرایطی که تحت فشار و تحقیر خارجی قرار می‌گیرد، انتقامش را از مردم ایران می‌گیرد. توجه به وضعیت زندانیان سیاسی، به‌خصوص گمنامانی که از فاجعه دی‌ماه در چنگال رژیم اند، مهم‌تر از قبل خواهد بود. اطلاع‌رسانی در مورد ایشان، هزینه آزار یا احتمال کشتن آن‌ها را برای رژیم بیشتر می‌کند. تجربه دهه شصت و «خدای سال شصت»‌ که ظاهرا دوباره بیدار شده، پیش روی ماست. لینک توییتر: https://x.com/i/status/2026195856215433668

  • 22 февр.2033из BahamestanAzadi

    🗣🎤اطلاع‌رسانی درباره جلسه اعضای باهمستان آزادی با تسلیت مجدد فاجعه دی‌ماه ۱۴۰۴ و کشته و زخمی‌شدن ده‌ها هزار نفر از هموطنان، و با احترام به ایستادگی خانواده‌های قربانیان و آزادی‌خواهان ایران، ما اعضای تیم اجرایی باهمستان، مانند همه شما در بهت و اندوه بوده‌ایم. در عین‌حال، به این فکر کرده‌ایم که با توجه به شرایط جدید داخلی و خارجی، آینده باهمستان آزادی چگونه باید باشد. به‌منظور بررسی این موضوع، جلسه‌ای با حضور اعضای باهمستان برگزار خواهد شد. این جلسه در روز شنبه ۹ اسفند (۲۸ فوریه)، ساعت ۱۰ شب به‌وقت ایران (معادل ۱:۳۰ بعدازظهر تورنتو) برگزار می‌شود. در این جلسه به موارد زیر پرداخته می‌شود و شنونده نظرات سازنده اعضا خواهیم بود: - بررسی نتایج نظرسنجی عمومی باهمستان در پاییز (که به دلیل فجایع دی ماه ۱۴۰۴ انتشار آن را به تعویق انداختیم.) - گزارش وضعیت فیلترشکن باهمستان در ماه‌های گذشته - تبادل نظر در مورد آینده باهمستان و اقدام‌های عملی آینده - گزارش مالی باهمستان در اولین سال فعالیت به‌عنوان نهاد غیرانتفاعی ثبت‌شده باهمستان آزادی به فعالیت خود ادامه می‌دهد و بر شفافیت، پاسخگویی و مشارکت جمعی تأکید دارد. نحوه مشارکت در فعالیت‌های باهمستان: اگر مایل به همراهی و عضویت در شبکه باهمستان آزادی هستید، می‌توانید از طریق وب‌سایت اقدام کنید: 🔗 https://azadinet.app با سپاس از همراهی شما – تیم اجرایی باهمستان آزادی

  • دوستان اگر علاقمند به شرکت در این جلسه اید، می‌توانید با عضویت در باهمستان، ایمیل اطلاعات مربوط به جلسه را دریافت کنید.

  • کپی از توییتر، در حاشیه بحث‌هایی که مجدد در مورد پرچم درگرفته است: https://x.com/BashirSadjad/status/2018504043941777899 با این حجم جنایت رژیم ج.ا. شرمنده‌ام که از این «بحث پرچم» می‌نویسم ولی چون سه سال است عده‌ای با ادعاهای مضحکی مثل «پرچم دفتر نقاشی نیست» سعی در ایجاد خط قرمزها و تقدس‌های جدید دارند و برای تجمع‌های ما هم مزاحمت ایجاد کرده‌اند،‌ چند نکته‌ای می‌نویسم: ۱) مطلقا اجازه ندهید کسی برای شما تقدس‌های مصنوعی بسازد. تنها چیزی که مقدس است زندگی انسان‌هاست و کم‌کردن درد و رنجی که در آن می‌کشند. همه تقدس‌های دیگر مشروعیتش از همین یک اصل کلی می‌آید. ۲) اتفاقا پرچم دقیقا «دفتر نقاشی» است برای این‌که شما ایده‌آل‌های خودتان را در آن نقاشی کنید و اگر توانستید اکثریت را در یک جامعه دموکراتیک با آن همراه کنید، آن را تبدیل به پرچم ملی کنید. ۳) من شخصا مشکل خاصی با شیروخورشید ندارم ولی اگر روزی در حیات ما، ایران گذار کرد به دموکراسی و واقعا رسیدیم به بحث گفتگوی ملی در مورد پرچم، تمام تلاشم را خواهم کرد که «ذوالفقار» را از آن حذف کنم. حضراتی هم که این نماد برایشان شده «الله» جدید، باید توضیح دهند که شمشیر در آن پرچم چه می‌کند، نماینده چیست، و چرا وجودش «مقدس» است؟ ۴) می‌فرمایند در «شرایط حساس کنونی» نباید به این حرف‌ها پرداخت! #از_دموکراسی_بگو هم مجاز نیست! حتی نباید پرسید برای آن فراخوان‌های کذایی #برنامه‌_چه_بود؟! فقط باید «وحدت کَلَمه» داشت (حرف‌هایی که به یاد همان خمینی دجال می‌اندازدم). حالا هدف این «وحدت کلمه» چیست؟ این‌که ترامپ بفهمد ما متحدیم، برود ج.ا. را برای ما ساقط کند و دموکراسی بیاورد! حضرات، اگر حرف شما برای آن شیاد اهمیت داشت و جان ایرانیان برایش مهم بود که در آن روزهای خونین دی به وعده‌اش عمل می‌کرد و مداخله‌ای می‌کرد برای ضربه به ماشین سلاخی رژیم! همان روزها را می‌گویم که از «پهلوی اینترنشنال» به عزیزان داخل وعده «کمک در راه است» می‌دادید و «گزارش معتبر» داشتید که رژیم در سرکوب با مشکل مواجه شده است! در حالی‌که رژیم هزاران هم‌وطن را شب‌های قبل سلاخی کرده بود. پ.ن. تصویر اول مربوط به بعد از مراسم دو هفته پیش ماست که عمده تمرکزش آسیب‌دیدگان داخل بود. پیشنهاد من به دوستان در برگذاری تجمع‌های خارج از کشور، اطلاع‌رسانی در مورد همین موضوع،‌ به‌خصوص بازداشت‌شدگان است که اگر جنگی در بگیرد معلوم نیست ج.ا. چه بر سرشان بیاورد. https://iranicaonline.org/articles/flags-i

  • 21 янв.5161917

    کپی از توییتر برای روزی که عزیزان دوباره از ایران وصل می‌شوند: https://x.com/BashirSadjad/status/2013854645332934672 اگر این نوشته را خواندید و با سوال اصلی آن همراهید، ممنون می‌شوم اگر با همین هش‌تگ #برنامه_چه_بود شما هم در این بحث سهیم شوید و نظرتان را بگویید: حقیقتش، من برنامه نداشتم که تا چند هفته دیگر به این توییت پایین برگردم، ولی دوباره زمزمه‌هایی بلند شده که احساس می‌کنم اگر این حرف‌ها را ننویسم، در آینده نمی‌توانم پاسخ وجدانم را بدهم؛ فشار روحی همین دو هفته گذشته و حجم جنایت رژیم ج.ا. هم برایم خردکننده بوده. سوال خیلی ساده و مشخص از جناب رضا پهلوی‌ست که #برنامه_چه_بود ؟ ایشان طبق معمول همیشه، چند روز بعد از شروع تجمع‌های اعتراضی در ایران، در فاز «رهبری» قرار گرفت و به‌طور مشخص، روز ۱۶ دی در فراخوانی مردم را دعوت به تجمع و شعار در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی کرد. ایشان تاکید می‌کند «ازدحام جمعیت باعث می‌شود نیروها پس بروند و امکان ریزش نیروها را به‌سمت شما بیشتر می‌کند». ایشان پیام‌های دیگری هم برای ادامه تجمع دارد از جمله در روز ۲۰ دی، یعنی بعد از دو روزی که رژیم هزاران هم‌وطن را در خیابان سلاخی کرد، دعوت به ادامه تجمع و این بار «تسخیر مراکز شهر» می‌کند و بعد از آن تاکید می‌کند «کمک‌های جهانی نیز به‌زودی می‌رسد». احتمالا اشاره ایشان به وعده ترامپ در روز ۱۲ دی است (که ایشان همان روز از آن تشکر کرده). قبل از ادامه تاکید کنم، مسئولیت اصلی همه خون‌های ریخته شده در این روزها برعهده ج.ا. است، مردم حق دارند تظاهرات و تجمع کنند و اگر همان تجمع‌های آرام سال ۱۳۸۸ آن‌طور وحشیانه سرکوب نمی‌شد، الان اینجا نبودیم. ولی سوال‌ها برای کسی که خودش را «رهبر ملی» می‌داند این است: ۱) با توجه به تجربه #آبان_۹۸ چه انتظار متفاوتی از ماشین جنایت ج.ا. بود؟ آیا حکومتی که احتمالا بیش از هزار نفر را در چند روز در آبان ۹۸ کُشت، نمی‌تواند ده هزار نفر را بکُشد؟ ۲) «برنامه چه بود»؟ آیا هنوز مردم حق ندارند بدانند که برای چنین فراخوانی چه برنامه‌ریزی و هماهنگی داخل ایران انجام شده بود؟ یا این‌که برنامه‌ای وجود نداشت و هدف صرفا ایجاد یک «موج انسانی» بود که قرار بود بر تیربار و کلاشینکف پیروز شود؟ ۳) روز ۲۰ دی که کماکان از مردم درخواست می‌شد به «تسخیر مراکز شهر» بپردازند،‌ آیا حتی چند نفر آدم مورد اطمینان ایشان داخل ایران نبودند که به استارلینک دسترسی داشته باشند و گزارش حجم عظیم وحشی‌گری و جنایت رژیم را بدهند؟ یا گزارش داده بودند و ایشان هنوز تصور می‌کرد که «سنگ بر تیربار پیروز است»؟ ۴) این کمک خارجی که قرار بود برسد، چه مستندی دارد؟ آیا این ادعا صرفا مبتنی بر نوشته شبکه اجتماعی ترامپ بود؟ اگر یک جا مداخله بشردوستانه معنا داشت، همان پنج‌شنبه شب بود که با قطع اینترنت معلوم بود رژیم بنای جنایتی بزرگ دارد. چرا این مداخله انجام نشد؟ اگر قرار نبود به فوریت این مداخله انجام شود، برای چه برای ۱۸ و ۱۹ دی فراخوان صادر کردید و صبر نکردید برای وقتی که مداخله نظامی قطعی بود؟ من انتظاری از آدم شیادی چون ترامپ ندارم که به وعده خود عمل کند، مخصوصا برای دفاع از مردم در یک کشور دیگر؛ این شخص تا ۲۳ دی هنوز دارد به ایرانیان می‌گوید «سازمان‌ها را تسخیر کنید»! ولی باورم نمی‌شود که پشت وعده‌های کسی که ادعای «رهبری ملی» دارد، هیچ نقشه و برنامه‌ای جز «موج انسانی» نبوده باشد. با اطلاعات موجود چیزی بیش از همان ایده «پیروزی سنگ بر تیربار» به نظرم نمی‌رسد و برای همین هم می‌پرسم. و متاسفانه ظاهرا قرار است با امید به «منجی» (ترامپ) بار دیگر همین مسیر امتحان شود (با توجه به پیام‌های اخیر). عزیزان، حداقل کاری که باید کرد پرسشگری‌ست. آن هزاران نفری که کشته شدند،‌ زنده نخواهند شد و کسی هم کمکشان نیامد. اگر قرار است مسیر نظامی برای سرنگونی ج.ا. در پیش گرفته شود،‌ نیروی مسلح زمینی می‌خواهد. این حوزه کنشگری من نیست، ولی اگر شما به این مسیر باور پیدا کرده‌اید، حداقل بپرسید این نیروی زمینی مسلح کجاست؟ کِی سازماندهی شده؟ و در ۱۸ و ۱۹ دی کجا بود که این‌طور هم‌وطنان ما سلاخی شدند؟ جان هموطنان ما مهره بازی و «وزن کشی» سیاسی نیست، خواهش می‌کنم مسئولانه رفتار کنید! https://x.com/PahlaviReza/status/2008609747931721831/video/1 https://x.com/PahlaviReza/status/2009851903547445613/video/1 https://x.com/PahlaviReza/status/2010480228183740891/video/1 https://x.com/BashirSadjad/status/2008382248731484244

  • ... ۴) یک نقش دیگری که کنشگران خارج می‌توانستند در این سال‌ها بازی کنند، ایجاد سازوکاری برای هماهنگی کنشگران داخل بود، به‌طور خاص یک ساختار متکثر برای «تصمیم‌گیری». مهمترین مشکلی که اغلب گروه‌های فعال خارج از کشور دارند، همین ارتباط با داخل است. طبق تجربه شش سال گذشته من، این مشکل تقریبا بین همه گروه‌ها هم مشترک است، به استثنای احزاب کورد؛ برای همین هم هست که هیچ گروهی نمی‌تواند برای یک کنش هماهنگ ملی از قبل برنامه‌ریزی کند و همه موج‌سوارند. در روایت‌های این روزهای پردرد، کسی نوشته بود «فلان محله را کامل گرفتیم و نیروهای سرکوب فرار کردند، بعدش کسی نمی‌دانست چه کار کنیم، داریم برمی‌گردیم خانه»! (نقل به مضمون). روایتی تقریبا عین همین ماجرا را دوستی که در اعتراضات سال ۸۸ فعال بود، همان سال‌ها برای من روایت کرد. ۱۶ سال از آن زمان گذشته و ما هنوز نتوانسته‌ایم مشکل کمک به تصمیم‌گیری کنشگران داخل را حل کنیم. شرم بر «ما» (نه بر «اپوزیسیون»). ۵) نهایتا این‌که من با تمام وجود امیدوارم که وصل شدن مجدد اینترنت همراه شود با آزاد شدن سریع ایران از شر ج.ا. و هزینه انسانی آن هم بالا نباشد. ولی سرم را زیر برف نمی‌کنم و به‌تجربه می‌دانم که شانس موفقیت سینه‌های سپر شده در مقابل اسلحه جنگی خیلی پایین است! ج.ا. احتمالا الان در حال مستقر کردن تیربار و تانک در شهرهای ایران است. زخم نیزار ماه‌شهر هنوز تازه است. تجربه فرمانداری قلعه حسن‌خان را می‌دانیم،‌ و خیلی جنایت‌های دیگر. تمرکز الان کنشگران خارج از کشور، باید جلوگیری از تکرار چنان فجایعی باشد. تلاش من در تمام این سال‌ها، موفقیت یک جنبش مدنی و غیرنظامی بوده است، چون آن را بهترین مسیر گذار به آزادی و دموکراسی می‌دانم. ولی وقتی بحث جان انسان‌ها و سلاخی معترضان مطرح است، نمی‌توان با سنگ و مشت پاسخ دوشکا را داد؛ ولی هواپیما و پهپاد می‌تواند تانک و دوشکا را نابود کند! https://x.com/iranwire/status/1201541251427901440/video/1

  • مطلبی که در توییتر در نقد «نق زدن به اپوزیسیون» نوشته‌ام: https://x.com/BashirSadjad/status/2010079582867665021 من این کاربر را نمی‌شناسم ولی با توجه به بعضی نوشته‌هایش، به‌نظرم آدم معقولی‌ست؛ این نوشته ایشان را بهانه کرده‌ام برای اینکه خسته‌ام از این ژست «نق زدن به اپوزیسیون». این مطالبی هم که می‌نویسم، عمدتا خطاب به همراهان خارج از کشور است، لطفا فاز «ناامید نکنیم» نگیرید (یادآوری: اینترنت ایران قطع است)! ۱) وقتی شهرداری محلی از کار بیفتد و بوی گند زباله محله را بردارد، معمولا شهروندان ژست توییت زدن در مورد کوتاهی شهرداری نمی‌گیرند، یا لااقل به آن بسنده نمی‌کنند؛ آستین بالا می‌زنند و برای دفع زباله‌ها یک کار عملی انجام می‌دهند. وضعیت ایران ما و حکمرانی دهه‌های گذشته هم همین است. شما اگر ده سال دیگر هم در مورد «ضعف اپوزیسیون» ژست روشنفکری و تحلیل بگیرید، کمک زیادی به حل مشکل زباله ج.ا. نکرده‌اید. اصولا این دیدگاه که تصور می‌کنید «اپوزیسیون بودن» وظیفه دیگران است و نقش شما نقد است، بسیار دیدگاه بالا به پایین و تا حدی چندش‌آور است. مگر خیلی از کسان دیگری که از وقت، پول، خانواده، سفر به ایران و دیدار عزیزان، و خیلی چیزهای دیگر گذشته‌اند و دارند علیه ج.ا. فعالیت می‌کنند، شغلشان «اپوزیسیون بودن» است که شما این‌طور طلب‌کارید؟! ۲) در مورد همین موضوع اینترنت، اصولا انتظار این‌که این «اپوزیسیون خیالی» وظیفه‌اش متصل نگه داشتن یک کشور ۹۰ میلیونی در زمان قطع کامل شبکه است، برای هر متخصصی در این زمینه تعجب‌آور خواهد بود. حداکثر کارهایی که می‌شد کرد، (الف) کمک به دسترسی ساده‌تر و ارزان‌تر به فیلترشکن در مقیاس بزرگ و (ب) ارسال و پرداخت حق اشتراک استارلینک برای گروه کوچکی از کنشگران داخل کشور بود با آموزش این‌که چطور بدون شناسایی در زمان قطعی کامل اینترنت، راه ارتباطی داخل و خارج را حفظ کنند. مثالی عرض کنم برای همین عدم مشارکت و کار عملی توسط خیلی از مدعیان مبارزه با ج.ا. در خارج: ما در #باهمستان_آزادی از حدود یک سال پیش تمرکزمان را گذاشته‌ایم روی فیلترشکن در مقیاس بزرگ (مورد الف). برای مشارکت در پرداخت هزینه‌ها هم فقط یک ایمیل ناشناس لازم است. در گزارش مالی که چند هفته دیگر منتشر می‌کنیم، مشخص است که عمده هزینه مربوط به فیلترشکن توسط تیم اجرایی تامین شده. تعداد افرادی که به‌شکل ماهانه و منظم به ما کمک می‌کنند به بیست نفر هم نمی‌رسد. اگر پول بیشتری بود، ما برای مورد (ب) هم برنامه داریم ولی همین فیلترشکن نیم‌بند را هم به‌زور حفظ کرده‌ایم. ۳) شما ممکن است به باهمستان آزادی و تیم اجرایی آن اعتماد نداشته باشید، ولی می‌توانید از خود بپرسید که در چند سال گذشته، چه کار منسجم و ادامه‌داری برای کمک به «اپوزیسیون» انجام داده‌اید؟ به‌عنوان یک حداقل، آیا سعی کرده‌اید کمک مالی به گروه‌های فعال بکنید؟ خیلی از مشکلاتی که وجود دارد با پول قابل حل است، ولی همان‌طور که در مثال بالا اشاره کردم، علی‌رغم سروصدای زیاد، اغلب مدعیان حتی حاضر نیستند چند دلار در ماه برای کمک به مبارزه با سانسور اینترنت پرداخت کنند. من حداقل دو گروه دیگر می‌شناسم که در زمینه کمک‌های مالی دیگر به داخل ایران فعال اند. فکر می‌کنم هرکدام از شما هم که اراده کنید، می‌توانید یا چنین گروه‌هایی در اطراف خودتان پیدا کنید یا مهم‌تر، آن را بسازید. قبل از نق زدن به «اپوزیسیون خیالی» از خودتان بپرسید که در این راه چه کرده‌اید. ادامه ...

  • حرف برای گفتن و روایت این درد درون، خیلی زیاد است، ولی فعلا همین چند خط باشد به یادگار برای ارجاع در آینده. الان اگر حرفی زده شود، ممکن است در کار «چریک‌های اسلحه ندیده مجازی»، «خلبان‌های اف‌۳۵ میهن‌پرست»، و «۵۰ هزار نظامی ریزش‌کرده» اختلال ایجاد کند و جلوی سرنگونی ج.ا. با این حرف‌های امثال ما گرفته شود! ولی در آینده که برمی‌گردیم به اینجا، مرور خواهیم کرد که با وجود تجربه جنایت‌هایی چون #آبان_۹۸ و خیزش #زن‌_زندگی_آزادی، کسانی که از هزاران کیلومتر دورتر، بدون سازماندهی و برنامه‌ریزی، مردم را دعوت به «تسخیر خیابان» می‌کردند، چه نسبتی با «شرافت» دارند! https://x.com/BashirSadjad/status/2008382248731484244

  • همراهان گرامی، اولین #نظرسنجی باهمستان، فرصتی‌ برای آزمایش رویکرد جدید باهمستان و هماهنگی برای کنش‌های جمعی است. محتوای پیشنهادی برای این نظرسنجی را در گفتگوکده باهمستان به بحث گذاشته‌ایم. نتیجه این گفتگو، سوال‌(های) نظرسنجی خواهد بود که روی فیلترشکن، شبکه‌های…