back garden .
Статистика ࣪˖ ִֶָ🌷 ࣪ through back in the memories.
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 12 авг.
- Постов за неделю
- 20
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2
- 1/48двое суток
- 2
- 1/72трое суток
- 2
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
چنل خیلي مرتبی هست ، لطفا پست بزار ۹/۱۰ https://t.me/ssweetpalace
видео или голосовое, без подписи
- https://t.me/ssweetpalace
видео или голосовое, без подписи
اینم ماییم شیرینی☝🏻
видео или голосовое, без подписи
اینو دیدم یاد تو افتادم شیرینی :(
видео или голосовое, без подписи
𝄞⨾𓍢ִ໋ چنل شما مانند قصری قدیمی و فراموششده است؛ قصری که در دوردستترین نقطهی یک سرزمین مهآلود پنهان شده، جایی که فرشتههای سقوطکرده پس از فرار از آدمهای پلیدِ زمین، در آن پناه گرفتهاند.میگویند سالها پیش، دنیا آرامآرام زیر سایهی طمع، نفرت و بدی فرو…
𝄞⨾𓍢ִ໋ چنل شما مانند قصری قدیمی و فراموششده است؛ قصری که در دوردستترین نقطهی یک سرزمین مهآلود پنهان شده، جایی که فرشتههای سقوطکرده پس از فرار از آدمهای پلیدِ زمین، در آن پناه گرفتهاند.میگویند سالها پیش، دنیا آرامآرام زیر سایهی طمع، نفرت و بدی فرو رفت. آنقدر که فرشتهها دیگر نتوانستند آزادانه میان آدمها زندگی کنند. بعضی سقوط کردند، بعضی گریختند و بعضی دیگر، بالهایشان را پنهان کردند تا شبیه انسانها شوند.افسانهای قدیمی ادعا میکند آدمهای خوبِ روی زمین، همان فرشتههایی هستند که برای در امان ماندن از دست آدمهای پلید، بالهایشان را از نگاه همه مخفی کردهاند. آنها هنوز میان ما زندگی میکنند؛ بیآنکه کسی هویت واقعیشان را بداند. از دور، ساختمان این قصر با دیوارهای سنگی بلند و پنجرههای قدی، باشکوه اما خاموش به نظر میرسد؛ اما همین که از دروازهی بزرگش عبور کنی، همهچیز تغییر میکند. سکوت اینجا ترسناک نیست؛ آرامشی است که انگار سالها منتظر رسیدن کسی بوده است.راهروهای قصر با نور شمعها روشن شدهاند و پردههای سفید، با نسیمی آرام، بیصدا حرکت میکنند. گوشهوکنار قصر، کتابهایی قدیمی و نامههایی دیده میشوند که هیچ نامی پای آنها نوشته نشده است.میگویند این نامهها را انسانهای خوب قدیمی نوشتهاند!..آنها یادگار انسانهایی هستند که سالها پیش، هنوز قلبشان از پلیدی دور مانده بود؛ انسانهایی که حضور فرشتهها را غنیمت میدانستند، به آنها عشق میورزیدند و با مهربانی، دنیا را جای زیباتری میکردند.اما با گذشت زمان، پلیدی آرامآرام همهجا را فرا گرفت. آن انسانها یکییکی از یادها رفتند و تنها چیزی که از آنها باقی ماند، همین چند نامه بود؛ نامههایی که هنوز بوی امید میدهند.فرشتههای کوچک این قصر، شبها دور هم جمع میشوند و یکی از همان نامهها را با صدای بلند میخوانند. نه برای یادآوری گذشته… بلکه برای اینکه فراموش نکنند روزگاری، انسانهایی وجود داشتند که ارزش دوست داشتن را میدانستند..صاحب این قصر را کمتر کسی دیده است. فقط میگویند هر فرشتهای که خسته، زخمی یا ناامید از راه برسد، پیش از آنکه چیزی بگوید، درهای قصر بیصدا به رویش باز میشوند؛ انگار این مکان، پیش از همه، دردهای مهمانش را میشناسد.شاید اینجا بهشت نباشد…اما برای فرشتههایی که جایی برای بازگشت ندارند، امنترین نقطهی دنیاست.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
︲در زمـانـی کــه امـیـد داشـتـم تـکـیـهدادن بــه شـانـههـایـت درسـت اسـت، ســد راهـم شـدی. نـمـیدانـم، امــا گـمـان کـنـم کـمـی دلـخـوش بـودم. چـشـمـانـم را بـاز کـردم، و تــو را در مـقـابـلـم دیـدم، نــه کـنـارم..؛︲
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи