tgindex
Vellichor
@beforeyougoneiranКнигиперсидский

Leave your noise outside. Inside, you’ll find forgotten books, sleepless nights, unspoken feelings, and words that refused to disappear. 18,19🖤

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
95
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
49
22 постов
Вовлечённость
51,6%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 22
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
27
1/48двое суток
30
1/72трое суток
33

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • هفت ماه از پر کشیدنتان به دیار آزادی و ابدیت گذشت و با حضور در میدان نبرد به جهانیان ثابت کردید ایرانی جان میدهد‌ اما سرخم نمی کند. شجاعت و دلیری تان به ما عقب نکشیدن و جسور بودن آموخت. پدر قید پسر را زد برای آینده ی تمامی پسران و مادر قید دختر را زد برای آینده‌ی دختران. و این رمز اتحاد را برایمان گشود. هفت ماه برایمان به قدر هفت هزار سال گذشت،و داغ تان هر روز جگرسوز تر در جان ما رقم خورد. اینک در سمت درست تاریخ ایستاده ایم به لطف جنگندگی شما.‌و خاطر جمع هستیم که اگر جان دهیم به شرافتمندی از ما یاد خواهد شد. ما زنده ایم برای انتقام و آبادی سرزمین مان ایران و پا پس نخواهیم کشید تا ابد. پاینده ایران و ایرانی.

  • هفت ماه است که رفته‌اید هفت ماه است که اغوشتان به جای معشوق در گرو خاک است هفت ماه است که کوچه‌های شهر توان شنیدن صدای خنده‌هایتان را ندارد هفت ماه است که ارزوهایتان،علایقتان و تمام رویاهایتان به جای دفترچه خاطرات بر روی سنگ مزارتان حک شده هفت ماه است که ما هم با شما مردیم از ان روز به بعد دیگر ان ادم‌های سابق نشدیم شکستیم هر روز خمیده‌تر منزوی‌تر افسرده‌تر گمان می‌کردیم زمان که بگذرد این داغ فروکش می‌کند ولی نکرد هر روز عمیق‌تر شد و در وجودمان رخنه کرد حالا که هفت ماه گذشته است که رفته‌اید خواستم بگویم که ما فراموش نکردیم ما هیچ را از یاد نبردیم تک‌تک ثانیه‌ها را به یاد داریم تک‌تک لحظه‌هایی که یک نفر از ما کم شد یک اسم جدید خواندیم یک قربانی جدید از الهه حسین‌نژاد تا سربه‌دار ابولفضل سپاهی از مانی تا دیانا و دانیال و نگین قاتل ثابت است فقط شیوه قتل تغییر می‌کند اگرچه خسته‌ایم رمقی نداریم زندگی برایمان از معنا پوچ و تهی شده نمی‌خندیم نمی‌خریم نمی‌خوریم فقط می‌گذرانیم ولی ادامه می‌دهیم تا جایی که زمان به نفع ما بایستد و ما در ان لحظه به یاد تک‌تک شما خواهیم بود ما با بدن‌های به خون غلتیده انتقام خواهیم گرفت انتقام تمام روزهایی که حتی حق زندگی کردن را از ما سلب کردید انتقام تمام ازادی‌خواهانی که با بی‌رحم تمام کشتید تا قدرتتان پابرجا بماند انتقام کودکانی که روزها و لحظه ها را با حسرت یک عروسک گذراندند انتقام جوانانی که دویدند ولی نتوانستند به اندازه رویاهایشان گام بردارند ما تا ان روز زنده میمانیم و خواهید دید که انتقام برای شما چه زجری دارد و برای ما چه لذت شیرینی…

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • آرزوی همه چیز روی دل جوان ایرانی موند چون یک عده بی‌همه‌چیز معتقدن باید همه‌ رو ببرن بهشت.

  • без подписи

  • 𝑌𝑜𝑢 𝑟𝑎𝑑𝑖𝑎𝑡𝑒, 𝑖𝑛 𝑠ℎ𝑎𝑑𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑔𝑟𝑒𝑦 𝐷𝑖𝑠𝑖𝑛𝑡𝑒𝑔𝑟𝑎𝑡𝑒, '𝑡𝑖𝑙 𝑖𝑡 𝑓𝑎𝑑𝑒𝑠 𝑎𝑤𝑎𝑦 𝑁𝑜𝑡 𝑔𝑜𝑛𝑛𝑎 𝑐ℎ𝑎𝑛𝑔𝑒 𝑦𝑜𝑢𝑟 𝑚𝑖𝑛𝑑 𝑤ℎ𝑒𝑛 𝑖𝑡'𝑠 𝑚𝑎𝑑𝑒 𝐵𝑒𝑛𝑡 𝑜𝑢𝑡 𝑜𝑓 𝑠ℎ𝑎𝑝𝑒, 𝑎𝑔𝑒 𝐾𝑒𝑒𝑝𝑖𝑛' 𝑖𝑡 𝑝𝑟𝑖𝑣𝑎𝑡𝑒 𝑈ℎ-ℎ𝑢ℎ 𝑆ℎℎ, 𝑘𝑒𝑒𝑝𝑖𝑛' 𝑖𝑡 𝑝𝑟𝑖𝑣𝑎𝑡𝑒 𝑈ℎ-ℎ𝑢ℎ 𝑆ℎℎ, 𝑘𝑒𝑒𝑝𝑖𝑛' 𝑖𝑡 𝑝𝑟𝑖𝑣𝑎𝑡𝑒 (𝑈𝑙𝑡𝑟𝑎𝑠𝑜𝑢𝑛𝑑) 𝑈ℎ-ℎ𝑢ℎ 𝑌𝑜𝑢'𝑣𝑒 𝑔𝑜𝑡 𝑎 𝑤𝑎𝑦, 𝑐𝑜𝑛𝑡𝑎𝑔𝑖𝑜𝑢𝑠 𝑖𝑛 𝑎 𝑟𝑜𝑜𝑚 (𝑟𝑜𝑜𝑚) 𝐻𝑎𝑙𝑙𝑢𝑐𝑖𝑛𝑎𝑡𝑒, 𝑤ℎ𝑒𝑛 𝐼'𝑚 𝑑𝑎𝑛𝑐𝑖𝑛' 𝑤𝑖𝑡ℎ 𝑦𝑜𝑢 (𝑜𝑜ℎ) 𝐴𝑙𝑙 𝑡ℎ𝑎𝑡 𝑖𝑡 𝑡𝑎𝑘𝑒𝑠 𝑖𝑠 𝑎 𝑡𝑎𝑠𝑡𝑒 𝐴𝑛𝑑 𝑤𝑒'𝑙𝑙 𝑘𝑛𝑜𝑤 𝑤ℎ𝑎𝑡 𝑤𝑒 𝑠ℎ𝑜𝑢𝑙𝑑 𝑑𝑜 𝑇𝑜𝑜 𝑠𝑜𝑜𝑛 𝑡𝑜 𝑠𝑎𝑦, 𝑏𝑒𝑡𝑡𝑒𝑟 𝑏𝑒ℎ𝑎𝑣𝑒

  • تنها که می‌ماند، سخت افسرده بود و میخواست کسی را صدا کند تا هم‌دمش باشد اما از پیش میدانست که با دیگران حالش از این‌که بود بدتر می‌شد. مرگ ایوان ایلیچ | تولستوی

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • دلتنگ آن لحظه‌هایی‌ام که زمان، آرام‌تر قدم برمی‌داشت و دلِ کوچک من به هر چیز ساده‌ای لبخند می‌زد؛ روزهایی که دنیا بی‌هیچ دلیل خاصی امن‌تر بود، نسیم، حرف‌های قشنگ‌تری برای گفتن داشت، و من هنوز باور داشتم که خوشبختی می‌تواند در همان جزئیات کوچکِ فراموش‌شده پنهان شده باشد.

  • без подписи