tgindex
𝓑𝓮𝓰𝓲𝓷𝓷𝓲𝓷𝓰 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽

𝓑𝓮𝓰𝓲𝓷𝓷𝓲𝓷𝓰 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽

Статистика
@beginningofthelightперсидский

Following the light. @beginningofthelightbot 💛

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
35
Всего постов
35
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
44
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
20
35 постов
Вовлечённость
45,5%
к подписчикам
Постов в день
5,0
всего 35
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
18
1/48двое суток
20
1/72трое суток
22

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • عشق و صفا

  • من خاطراتم داره ته میکشه احساس نیاز می‌کنم خاطرات جدید و زیادی بسازم

  • Kinda agree-

  • این منم.

  • بچه ببینین زهرا دوست و هم اتاقی ام بهمون میگفت هستی چی سبکی از بس هر جا میری دوست پیدا میکنی بعد فکر کنین خب ما اکثریتمون از راهنمایی که رفتیم دبیرستان تجربی برداشتیم بعدش سه تا کلاس تجربی داشتیم یه کلاس ریاضی که بچه هایی که تیزهوشان به دوره دوم داده بودن…

  • بچه ببینین زهرا دوست و هم اتاقی ام بهمون میگفت هستی چی سبکی از بس هر جا میری دوست پیدا میکنی بعد فکر کنین خب ما اکثریتمون از راهنمایی که رفتیم دبیرستان تجربی برداشتیم بعدش سه تا کلاس تجربی داشتیم یه کلاس ریاضی که بچه هایی که تیزهوشان به دوره دوم داده بودن…

  • بعد من همیشه خودمو ادم کم حرفی می‌شناختم جالبه. البته واقعنم می‌شم ها. توی ارتباطات معمولا شنونده ام بیشتر. ولی خب وقتی بیشتر از خودم می‌گم حس زنده بودن بیشتری می‌کنم پس چرا که نه >.<

  • نه بابا من که پرحرف نیستم همچنان من:

  • وای فکر نمی‌کردم اینقدر طولانی شه-

  • این چند روز که سوشال مدیا زیاد نیومدم، احساس می‌کنم کل زندگیم با کیفیت تر شده. انگار توی مجازی، هم‌زمان داری زندگی همه‌ی آدما رو می‌بینی و زندگی خودت رو بین اونا گم می‌کنی. و مقایسه کردن هم بخش اجتناب ناپذیری از وجودت می‌شه. تو می‌خوای خودتو دائم از جهاتی با کانال ها، پست ها، پیج ها، آدم ها، مقایسه کنی. و خب. من که اینجوری ام که یادم می‌ره زندگی خودم چجوریه‌. به خاطر همین چیزا هم هست که از دوره‌ی کرونا تا الان احساس می‌کنم که i don't have a life. ولی هر موقع که دور می‌شم از مجازی، - حتی توی زمانی هم که جنگ بود و توی بله بودیم هم همین بود- می‌بینم که زندگی هیچکدوممون قرار نیست مثل هم باشه چون از همون اول هم مثل هم بزرگ نشدیم. و در نهایت بالاخره ارتباطام ارتباطی می‌کنن. وقتی با مامان بابام حرف می‌زنم حس می‌کنم یه وقتایی چه حرفای ارزشمندی ازشون می‌شنوم. وقتی نصفه شب یهو مجازی پدیدار می‌شم و می‌بینم دوستمم از قضا پدیداره و حرف می‌زنیم یهو خیلی بیشتر خوش می‌گذره. وقتی دوستم زنگ می‌زنه بهم احوالمو می‌پرسه و یه تایم کوچولویی پای تلفن می‌گذرونیم باهم یهو احساس خیییلی خوبی می‌کنم. البته که نیاز دارم توازن برقرار کنم بین این دو زندگی، منظورم واقعی و مجازیه، و خب نمی‌تونم مدام هم ناپدید بمونم، می‌دونم، باید پیدا کنم و دستم بیاد ببینم زندگیمو چجوری دوست دارم بگذرونم، و این یادم باشه که: « این زندگیِ خودمه. »

  • راستشو بخواید تو فاز disappearing هستم ولی می‌دونم اگه اینکارو بکنم روحیه و روزهای خوبی رو تجربه نخواهم کرد و بعداً از این کارم پشیمون خواهم شد و بازگشت به خودم بسی دشوار تر خواهد بود در نتیجه فعلاً هستم.

  • بعنوان یک چپ دست نیمه نصفه، که بخشی از کاراشو با چپ انجام می‌ده و بخشی از کاراشو با راست، نیاز مند روز "بین چپ دست و راست دستی" هستم.

  • کلا ادم عجیب غریبی هستم. وقتی بچه بودم مامانم برای اینکه چپ دستی راست دستی رو بهم تحمیل نکنه مداد رو وسط دفترم می‌ذاشت و من یه وقتایی با راست برمی‌داشتم و یه وقتایی با چپ.

  • چپ دست نیمه نصفه، که بخشی از کاراشو با چپ انجام می‌ده و بخشی از کاراشو با راست

  • بعنوان یک چپ دست نیمه نصفه، که بخشی از کاراشو با چپ انجام می‌ده و بخشی از کاراشو با راست، نیاز مند روز "بین چپ دست و راست دستی" هستم.

  • این قراره فردا صبح من باشم چون هرشب تصمیم می‌گیرم صبح زودتر بیدار شم منتها خود اون شب تصمیم نمی‌گیرم که شبش بخوابم

  • 12 авг.24из mydailyagain

    سرعت دنیا برام خیلی زیادیه جدی

  • без подписи

  • Just some little pieces of happiness I make for myself at the middle of my work✨ Yumm🍓👌🏻

  • без подписи