سلام
Статистика«سلام نامی از نام های خداوند است» و بنده ؛دوستی که هفته اي چنتا پيام مهمونتون ميكنه☺️
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 16
- Всего постов
- 65
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 36
- 1/48двое суток
- 41
- 1/72трое суток
- 44
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
⏹️
دین را از منبعش بچشیم ، کمی تحقیق کنیم ، کمی دل را آماده کنیم تا خدا به قلبمان اصل دین را وارد کند درگیر این حکومت و آن حکومت نشویم این مسئول و فلان امام جماعت کاسب مغازه یا همسر گاهی دین برای کسی دکان است، برای کسانی نفوذ اجتماعی، برای دیگری عادت، برای بعضی الگوهای خانوادگی و این ها ممکن است در عمل به دین ، سطحی سازی کنند، پوچ کنند، خراب کنند ، و یا در اوج ان دین را منفور!!کنند اما من بعنوان #بنده ای که دعوت به #هستی شده ام برای روحم رسالتی است و آن هم #پیوند با خدا برای این منظور باید فقط روحم را قلبم را آماده ورود حقیقت کنم مواظب باشم به جز سرچشمه اصلی درگیر جایی نشوم که جز ضرر و تباهی دنیا و اخرت چیزی نیست راه حل یک جمله است ؛ «درخواست از او »
و در آخر …
منفورترین ویژگی از نظر او « دروغ » بود…
اهل سرزنش کردن نبودند….
پاکیزه ترین لباس هایشان را برای نماز میگذاشتند….
قدرشناس زحمت های دیگران بودند، با کلام با رفتار….
عذرخواهی را میپذیرفت…
امانت دار بود تا جایی که به « امین » لقب گرفت
خوش تیپ بود ، انگشت نما نه…..
هیچ کس را زیر دست و کوچک نمیدانست….
سخن کسی را قطع نمیکرد ( مگر سخن باطل را) ….
مهمانانش را تا درب منزل بدرقه میکرد …
با ندارها هم غذا میشد…
بهتر است بعضی ویژگی های رسول الله پیامبر عزیز را بدونیم
قبل از شروع نماز بیاد بیار این یک قراره مهمه روزانس هرچقدر کامل تر حاضر بشی روز کامل تری خواهی داشت تو وقت برای خالقی گذاشتی که گنجینه آسمان و زمین به اراده او به کسی میرسه یا از کسی گرفته میشه او قدرت مطلق هستیه بیخود جای دیگ عرق نریز ، رو نزن و ندو با تمام…
هر چند بعید است به کسی فرصت مجدد دهند، محال است. پیامبر هم وقتش که رسید ملک آمد و روح را برد اما مجدد امروز فرض کردم خدا به من مهلت داده فرصت داده تا مجدد #زندگی کنم نمی دانم از کجا میشود شروع کرد اما میخواهم آخرین فرصتم را نسوزانم…
در زمان خاک سپاری با خودم میگفتم اگر امروز جای من اینجا بود و خاک ها را روی من میریختند «کاری کرده بودم برای خودم؟!!» تعارف نداریم اما باید بگویم در جواب به خودم گفتم #نه … یک نه گنده به خودم گفتم و امروز فهمیدم بعد از۳۷ سال هیچ کاری برای خودم نکرده ام خوب سوال می پرسند خدایت کیست؟ با جوانی ات چه کردی؟ با نعمت هایت چه کردی؟ من امروز خودم را فرض کردم زیر خاک و برای هیچ کدام جوابی نداشتم کاری نکرده ام فقط چند باری این جمله از ذهنم رد شد که خدای عزیزم تو را بسیار دوست داشتم شاید مطابق خواست تو زندگی نکردم، اما بسیار تو را دوست داشتم
اگر اشتباه نکنم در معراج السعاده خواندم که، ««به این منزلگاه چندروزی به چه کار آمده ای؟!»» • سال۹۴ رفیقم فرزاد که همه چیزمان با هم یکی بود در سانحه تصادف فوت کرد…،خوب کم نبود غمش هر شب و روز اکثرا با هم بودیم؛ از سفر و تفریح و درس خواندن تا روضه گریه کردنمان مشترک بود مرا با او میشناختند و او را با من ، خوب رفیقی بود جایش قطعا در بهشت است و میداند کجاها به یادش هستم… • یکی دیگر از دوستانم که در دبیرستان کنارم می نشست دیشب به رحمت خدا رفت ، سعید ساکت بود و از شلوغی های من و فرزاد کیف میکرد و آنقدر میخندید که گونه هایش پر از اشک میشد. مسجد شیخ بهایی با مدیریت سعید گل کرد و همان برایش بس است • به فرزاد گفتم امشب سعید آمد برو به استقبالش