نیمرخِ بهشت🌱
Статистикаدلنوشتههایی از نیمرخِ من… بهشتِ حرفهایی که هرگز گفته نشد، اما روی کاغذ جان گرفت. با طعمِ عشق، با رنگِ دلتنگی.
- Последний пост
- 16 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 66
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مدتیست چشمهایم غمگیناند؛ در انتظارِ آمدنت، لحظهها را میشمارند. قفل ماندهاند بر همان راهی که رفتهای؛ در انتظارند تا فقط یکبار دیگر، دقیقتر و عمیقتر نگاهشان کنی. شاید اینبار دلت به رحم آید، راهِ رفته را بازگردی و بوسهای بر چشمانم بنشانی. چشمهایم غمگیناند... فقط یکبار، نگاهشان کن. #بهشته_عزیزی @behesht_11feb_24
برفتی بیوفا یادم نکردی به کاغذ نامهای شادم نکردی🎶
کسی آمد نهان در خلوتِ دل✨
کسی از دورها آواز میداد شب ز منزل میبرایی به آهنگِ دلِ من ساز داد مست به بوستان میدرآیی کسی آمد نهان در خلوتِ دل جانِ من دل میربایی به نازِ خود دلم را ناز میداد همچو بلبل میسرایی حوصله من به سر آمد، ز برِ یار خبر آمد......
ببین چطوری یک آدم سر هیچوپوچ ممکن است نابود شود! #داستایفسکی #قلبِ_ضعیف_و_بوبوک @behesht_11feb_24
به نام آفریدگار دل و اندیشه پس از سفری در میان واژهها، تجربهها و کشفهای تازه، این بار با داستانی تازه همراه شما هستم. اگر روزی آیینهای وجود داشت که نه چهره، بلکه احساسات واقعی انسانها را نشان میداد، دنیا چه شکلی میشد؟ «آیینهٔ احساسات» داستانی کوتاه و تخیلی است که از دل واقعیتهای زندگی الهام گرفته؛ داستانی دربارهٔ احساساتی که پشت لبخندها، اشکها و سکوتها پنهان میمانند. این اثر با الهام از دو دلنوشته از دو نویسندهٔ تازهنویس نوشته شده است. از آنان سپاسگزارم که جرقهٔ خلق این داستان را در ذهنم روشن کردند. همچنین از عایشهٔ عزیز صمیمانه سپاسگزارم که همچون همیشه، در آمادهسازی نسخهٔ نهایی این اثر با دقت، همراهی و حمایت ارزشمندش مرا یاری کرد. امیدوارم پس از خواندن این داستان، پیش از آنکه کسی را قضاوت کنیم، لحظهای بیشتر به احساساتش بیندیشیم. با مهر هوسی ابراهیمی
без подписи
مدتیست چشمهایم غمگیناند؛ در انتظارِ آمدنت، لحظهها را میشمارند. قفل ماندهاند بر همان راهی که رفتهای؛ در انتظارند تا فقط یکبار دیگر، دقیقتر و عمیقتر نگاهشان کنی. شاید اینبار دلت به رحم آید، راهِ رفته را بازگردی و بوسهای بر چشمانم بنشانی. چشمهایم غمگیناند... فقط یکبار، نگاهشان کن. #بهشته_عزیزی @behesht_11feb_24
ببین چطوری یک آدم سر هیچوپوچ ممکن است نابود شود! #داستایفسکی #قلبِ_ضعیف_و_بوبوک
۱۳۰ مثلِ استشمامِ بویِ شامپو، بعد از دوشگرفتن، در یک گیسویِ دراز! مثلِ بوسیدنِ مژههایِ مرطوب، در زیرِ باران! مثلِ صدایِ خرَپخِرُپِ قدمها، در روزِ برفی! مثلِ قصههایِ بیبی جان، در زیرِ صندلی! مثلِ بویِ پودرِ بهداشتی، حینِ بوسیدنِ رگِ گردنِ نوزاد! مثلِ اولینلقمهی منتو، در اوجِ گرسنگی! مثلِ لحظهی بازشدنِ آسانسور، در ورخطایی! مثلِ چشمهای معصومِ شتر، در راهِ نورستان! مثلِ هر ضربالمثلِ زیبای شعری یا مثلِ زندگی! ترا دوست دارم! #مهراس https://t.me/MehrasAhmadNasir
без подписи
به تو فکر کردم... غروبِ دریا در خیالم شکفت، تصویرِ شبِ پُرستاره و روز بارانی در چشمانم زنده شد، و صدایت، آنگاه که شعر میخواندی، در جانم پیچید. به تمامِ لحظههای زیبایی فکر کردم که آرزو دارم با تو زندگیشان کنم؛ و در میانِ آن همه خیال، دیدم زیباترین آنها تویی! #بهشته_عزیزی @behesht_11feb_24
زندهام و غمگین، کاش هیچکدام نبودم.🫠❤️🩹
همخانهٔ روحم! تو در ناخودآگاهم جا گرفتی، بیآنکه خود بدانی. با حنجرهٔ دل صدایم کردی: «بیا»؛ و در ژرفای وجودم نیز ندایی برخاست: «بیا». روحم، سرگردان و شتابان، بیآنکه مقصدی بشناسد، به تو رسید. این دو روح، ناخودآگاه به هم رسیدند؛ اما هنوز به اندازهٔ یک کوه، میانِ من و تو فاصله است. #بهشته_عزیزی @behesht_11feb_24
نویسندهها! این پیام کوتاه را در کانالهایتان نشر کنید! در ذهنِ من دو نوع نوشتن، مشهور است. نوع اول نوشتنِ باهدف و فعالبودن بهحیث یک نویسنده! نوع دوم نوشتنِ شخصی (فکرهای خوب، بد، مفید و مضر شخصی) چه بهشکل اعتیاد باشد و باعث رشد نشود، چه مثلِ نوشتاردرمانی باشد! اگر در گروه دوم هستی و فقط برای خودت مینویسی ولی میآیی نشرش هم میکنی؛ داری خلاهای روانشناسی، مشکلهای ذهنی و هرموردِ شخصی که همیشه هم برای مخاطب مفید نیست، را مشهور میکنی و این در ذهنِ من یک عملِ غیر اخلاقیست، حتی اگر کتابی، رمانی یا مجموعهیی بسته باشی! ولی اگر باهدف مینویسی و جریانِ تقاضا، مخاطب و بازار محتوای جامعهیی که در آن نشر میکنی، واقعا برایت مهم است؛ میباید بیشتر روی شخصیتت و نوشتههایت کار کنی! دیدگاه مشهور من برای نشرِ نوشتهها، از یک متن کوتاه گرفته، تا کتاب این است که: یا باید ارزشی خلق کنی یا ارزشی را در جامعه بِتراشی و روشنتر کنی! #مهراس https://t.me/MehrasAhmadNasir
چند آدم در دنیا وجود دارد که وقتی به چیزی میرسیدند، دیگر از آن متنفر میشدند. و چند آدم در دنیا دیگران را به سمت رویاهای خیالی و شادی دروغینشان هل میدادند. #مت_هیگ #کتابخانه_نیمهشب @behesht_11feb_24
تنها راهِ یادگیری، زندگی کردن است. #مت_هیگ #کتاب_خانه_نیمه_شب @behesht_11feb_24
اگر هدفتان این باشد که به چیزی که نیستید تبدیل شوید، همیشه شکست خواهید خورد. سعی کنید خودتان باشید. سعی کنید مثل خودتان فکر کنید، رفتار کنید و بهنظر برسید. سعی کنید حقیقیترین شکل خودتان باشید. خودتان را در آغوش بکشید. قدرش را بدانید و عاشقش باشید. #مت_هیگ #کتابخانه_نیمهشب @behesht_11feb_24
زندگی یک فلسفه است. #مت_هیگ #کتابخانه_نیمه_شب @behesht_11feb_24
без подписи