tgindex
دل نوشته های نیلوفرانه به یاد نیلوفر ومهدی

دل نوشته های نیلوفرانه به یاد نیلوفر ومهدی

Статистика
@behjatmahdaviперсидский

زندگی زیباست چون گل‌های آبی نیلوفر

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
30
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
155
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
7
30 постов
Вовлечённость
4,5%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 30
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
4
1/48двое суток
4
1/72трое суток
4

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • دیر نیست تا مرا، بی بهانه بفهمی و نگاهِ پر‌مهرِ مرا، عاشقانه بفهمی ‌ هنوز چرخِ بازیگر را نشناختی؛ باید رازِ این جنبش و تقلا را عاقلانه بفهمی ‌ تمام این های‌وهویِ جهان، برای شناختنِ اوست، تو باید احساس او را، از زبانِ زمانه بفهمی ‌ می‌دانی... رویای لیلا، در مجنون خلاصه می‌شود؛ بانو! باید خود مادر شوی، تا احساسِ مادرانه بفهمی ‌ تمام دردها روزی کهنه می‌شوند و فراموش، اما دردِ سوختن را، باید از «پروانه» بفهمی ‌ حکایت ما، حکایتِ مادریست در غمِ پسر، که گرفتارشده‌ی عزلت ؛ و آوارگی‌اش را از ویرانه‌ها بفهمی. دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی https://telegram.me/behjatmahdavi

  • ای که در رویای شبانه بر من می‌خندیدی بی خبر از راز اشک‌هایم بودی ‌ بی تو دیگر هیچ پرده‌ای بر جای نماند و هیچ عاشقی، در این شهر بر پای نماند ‌ بی تو چلچله‌ها آواز را فراموش کردند و این کوچه‌ها کمتر احساس آرامش کردند ‌ گرچه هیچ  عشقی در من نمانده است اما یاد تو در دل و جانم مانده است ‌ امشب تمام آسمان به یادت ستاره‌باران است فردا کوچه‌ها  از عطر  اقاقی رخشان  است ‌ آیا دوباره می‌شود مرا مهمان خواب کنی در خانه دلت مرا مهمان شراب کنی دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی ۱۴۰۵/۵/۲۱ تقدیم به مهدی عزیزم بمناسبت سی و پنجمین سالگرد تولد او در آسمان ها https://telegram.me/behjatmahdavi

  • یک عمر بر سجاده به ذکر و دعا بودم زمانه چنان گرفت که در غم رها بودم به گرداب غم بی کس و تنها نشسته بودم گریزان از خود وبا دلی پر غم گشته بودم چو مجنون درخلوت به خواب و رویا بودم گرفتار ومست یک عشق فریبا بودم نمی دانم سجاده گناه داشت یا من غافل بودم ؟ گرفتار وهم شدم  و در زوال عقل بودم گذشت ایام و فهمیدم که عشق محتاج  سجاده نیست عاشق آنست که در دل وصل باشد وانسان دل نوشته های نیلوفرانه #بهحت ـ مهدوی https://telegram.me/behjatmahdavi

  • بگشا پنجره ها که دلم گرفته ازیار  آمدم گریه کنم از این روزهای غم بار باز کن آغوشت را تا بانو آرام شوم چون کبوتر رها شوم از این داستان درام بال بگشایم دور شوم از این بیداد. چون خفه گشتم از این همه فریاد کوچه ها مرا به وقفه صدا می زنند بازگرد ... قاصدک ها تو را ندا می دهند به فردایی روشن به امید و شوق بی خبرند سالهاست ،غریبم با عشق ! دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی ۱۴۰۵/۵/۲۱ ساعت ۴ دقیقه بامداد https://telegram.me/behjatmahdavi

  • تو مرا در چه حالی یافتی تو مرا در کجا عالی یافتی ‌ که نه نفسی مانده در سینه نه یاری خوانده به فتنه... ‌ چه کنم که در این دور زمان کشته‌ام موجی سرگردان ‌ به ساحل می‌زنم و خاموش چون مادری در خواب آرامش... ‌ سیر می‌کنم به رویا چون پرنده‌ای بر فراز دریا ‌ تا بیابم راز قطره باران در دل صدف‌های رخشان دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی ۱۴۰۵/۵/۲۰ ساعت ۲۱:۴۸ https://telegram.me/behjatmahdavi

  • خیره در چشم تو من آسمان شدم در سیاهی نگاهت ماه تابان شدم لب به خنده گشوده ،چال گونه آت بوسه بر لب وبر آن روی تو ،خندان شدم می کشد مرا به سوی خود چشم خمار تو با نغمه ی شیرین لبت، من حیران شدم بردی این دلم را به سوی تاج و تخت شاهی تا تسلیم تو گشته ولی به خنده وا کنم وقت رفتن ، به تو این عشق را جبران کنم تا بدانم در نهایت چه یافتم و کی جوان شدم دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی ۱۴۰۵/۵/۲۰ https://telegram.me/behjatmahdavi

  • خیره در چشم تو، من آسمان شدم در سیاهیِ نگاهت، ماه رخشان شدم ‌ لب به خنده گشوده، چالِ گونه‌ات بوسه بر لب و بر آن رویِ تو، خندان شدم ‌ می‌کشد مرا به سوی خود، چشمِ خمارِ تو با نغمه‌ی مستانِ لبت ، پریشان  شدم ‌ بردی این دل به سوی تاج و تختِ شاهی تا تسلیمِ تو گشته و لب به خنده وا کنم ‌ وقتِ رفتن، به تو این عشق را جبران کنم تا بدانم در نهایت، چه یافتم و کی گریان شدم... دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی https://telegram.me/behjatmahdavi

  • دیر تورا شناختم وبازعشق ورزیدم از پریشانی و بی سامانی جفا دیدم وباز هم به تو دل دادم پرده کعبه دلم را به روی تو کنار زدم آری پریشانم. ...بی سامانم ... پشیمانم نه تو وفا داشتی ونه من تاب جفا ، تو رفتی و من در عالم عشق ،تا مرز جنون پر کشیدم به دیوانگی ،دل را به رویا رها کردم ، رویایی پوچ از عاشقی ... تنها او می داند چه کشیدم تا بال هایم را باز کنم واز این بند عشق رها شوم ... پریشانم، بی سامانم  ،پشیمانم من به شور دل ،تا مرز جنون  عاشقی کردم اکنون نه خاطره ای از من در دل بی تاب تو مانده ، ونه عشقی در کنج این دل خسته ... تورا به محکمه ای نخواهم کشید گناه از آن دل عاشق بود ورویای داشتنت ... پریشانم ... بی سامان و پشیمان کاش. .. می شد دوباره به عقب بازگشت اما افسوس که می دانم ، باز هم عاشقی خواهم کرد ، دل به پرواز خواهم داد با تمام این پریشانی ،بی سامانی و این پشیمانی پریشانی بی سامانی پشیمانی دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی ۱۴۰۵/۵/۲۰ مادرها همیشه عاشقند وعاشق ها همیشه عاشق https://telegram.me/behjatmahdavi

  • --- ‌ ترانه‌ی «جشنِ سروِ بلندبالا» (به مناسبت زادروز بیست‌ویک مرداد) ‌ قلمم درد دارد... می‌دانی؟ افسرده و غمگین است، می‌دانی؟ فراموش کرده است عشق چه رنگی است که لبخند، سرخ است... یا خاکستری؟ قلمم از پریشانی، سیاه می‌نویسد سیاه... مثلِ شب‌های بی‌ستاره... ‌ اما امروز... امروز جوهرِ آبی می‌خواهد واژه‌هایش تشنه‌ی نورند چون امروز، روزِ تولدِ توست روزِ آنکه در خاطراتم، قد کشیده است... ‌ تولدت مبارک، ای سروِ بلندبالا! تولدت مبارک، ای عقابِ تیزپر! امروز آسمان را به رنگِ تو می‌کنم از جاده‌های سبز و شوقِ جوانی از لبخندهای عاشقانه‌ات، برایت می‌نویسم تولدت مبارک... ای تکه از جانم... بیست و یک مرداد، روزِ درخشش توست! ‌ بیا تا از سفر بنویسم از جاده‌هایی که با هم می‌دویدیم از سبزیِ دنیایی که در چشمانت بود از لبخندی که تمامِ غم‌ها را می‌برید بگذار قلمم امروز، فقط از تو بنویسد از سروی که هرگز در باد نمی‌لرزد... ‌ تولدت مبارک، ای سروِ بلندبالا! تولدت مبارک، ای عقابِ تیزپر! امروز آسمان را به رنگِ تو می‌کنم از جاده‌های سبز و شوقِ جوانی از لبخندهای عاشقانه‌ات، برایت می‌نویسم تولدت مبارک... ای تکه از جانم... بیست و یک مرداد، روزِ درخشش توست! ‌ قلمم دیگر سیاه نمی‌نویسد... حالا با جوهرِ نور، نامت را می‌نویسم... سروِ بلندبالای من... عقابِ تیزپرِ من... تولدت مبار l... تولدت مبارک... دل نوشته های نیلوفرانه #بهحت ـ مهدوی ۱۴۰۵ ‌بمناسبت تولد مهدی عزیزم در لیست ویک مرداد اگر حضور داشت امسال سی وپنج ساله می شد https://telegram.me/behjatmahdavi

  • من وتو ... در شب های پر خاطره از پرچین های غم عبور کردیم وهرچه آرزو در دل داشتیم . به چشم های یکدیگر ،هدیه دادیم در رویای عاشقانه به تعبیر زندگی نشستیم خورشید بر جانمان تابید و گرم شد دنیای ما ماه بر گونه های شب نقش تو را زد وما ،در آغوش این سکوت ،دوباره زاده شدیم ... گاهی طلب باران کردیم از آسمان آبی گاه تمنای گرمای خورشید داشتیم یکباره چون قطرات شبنم در سحر گاه ، بر گل های پرچین ،باریدیم و رقصیدیم ... فردا ... تمام لحظه ها را به تماشای چشمها سپردیم دست در دست هم ، دوباره ،، با رویا ،به دریا پیوستیم دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی ۱۴۰۵/۵/۱۹ ساعت :۲۳ به یاد پسرم مهدی عزیز سالها ی قبل هرگاه کنار دریا می رفتم خداوند را به آفرینش ودریا سوگند می دادم ولی گویا خداوند حکمتش بر خلاف آرزوها وتمنای من بود ومن همیشه در برابر حکم او سر تسلیم فرود می آوردم همانطور که تولدها را پذیرا شدم رفتن ها وجدایی ها را هم پذیرا شدم چون حکم حکم ایزد یکتا بود ولی در همه حال هیچ عشقی بالاتر عشق به فرزند نیست https://telegram.me/behjatmahdavi

  • کوچه ها می گذرم و می بینم ردپای خورشید را در هر مسیر آنجاست که تابش عشق آغاز می شود پرواز طلوع ،در من جاری می گردد ... تو از آفرینش می سرایی. ،ای وصله ی عشق تا من به فصل ها دوباره بیدار شوم همچون ستاره ای که محتاج آسمان است همچون ماهی که به شب تکیه می زند ... من محتاج گرمای توام ای خورشید جان ! وعده می دهی به خفتگان این شب های سرد که پایان تاریکی ،سپیده دم است هرچه که عبور می کند هرچه که می میرد نور می شود و در  راه است ، برای رهایی ... اگر گلی  خشک شد، غم مخور که هزار دانه در اعماق ریشه می دوانند وگل ها بر پیکر آبها می رویند  در امتداد شب ،سپیده خواهد دمید وعشق همان وفاداری ست در برابر سرنوشت چون روشنایی ، بر زمین تیره می نوازی ومن در رد نگاه تو ونت ها دوباره زاده می شوم دل نوشته های نیلوفرانه # بهجت ـ مهدوی تقدیم به تقدس عشق های آسمانی ۱۴۰۵/۵/۱۹ https://telegram.me/behjatmahdavi

  • اگر... در وادی عشق ... راه به جایی نبردی، بدان... همه عیب از توست. جهان بر مدار ... عشق و هنرمی رقصد سوز عاشق گر شعله‌ ، بیافروزد تاب بر این آتش هنر است. عاشقی... حکایت مردابی است که در دل او... هزاران نیلوفرسپید می‌روید و ریشه به اعماق می‌سپارد. اگر مرداب ... تاب این همه زیبایی را نداشته باشد، سرابی بیش نیست.!!! حکایت من مادر ،! حکایت مردابی است که پاسدار عشق معبود نبو.د ۱۴۰۵/۵/۱۹ با الهام از شعر محتشم کاشانی ساعت ۱۰ بامداد دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی https://telegram.me/behjatmahdavi

  • عشقِ او در دلِ شب، ماوا گرفت بند و زنجیرِ اسارت، وا گرفت ‌ خواست تا در خویش سامان گیرد دل رها شد، رهِ بیابان گیرد ‌ چو دیوانه، در ویرانه‌ها پای گرفت چو پروانه، در غمِ شمع‌ها جای گرفت ‌ گم شد عاشق در نگاهِ بی‌قرارِ در سرش، سودای عشق یار ‌ عاقبت، معشوق در آسمان‌ ماوا گرفت اشکِ عاشق بر رویِ گونه،اش جا گرفت دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی https://telegram.me/behjatmahdavi

  • حال دلم وصف توست چشم‌هایم در انتظار توست ‌ می‌بوسمت چون سیب حوا می‌بوسمت در آخرین دیدار ‌ تو رفتی و پر پرواز گرفتی من ماندم، حتی بی سیب... ‌ خواستم بگذرم از تو اما این دل چون دلدار گرفتار است ‌ دوست دارم تا اوج آسمان تورا به تماشا بنشینم مست و سرشار از این خواب هوشیار ‌ بودنت کنار من آرزو بود و حال با این دل غارتگر، کدام آرزو را از صندوقچه دلم پر بدهم؟ ‌ روحم با تو شاد است و نامت شده واژه دفتر سپیدم https://telegram.me/behjatmahdavi

  • گفتم بیا هنوز عاشقم اشک جاری شد و گفت من چنانم ‌ هرچه می کشیم از زمانه است و تقدیر گریه های من شده برای تو زنجیر ‌ در فراق تو می برم درد امان از این روزگار پر تقصیر ‌ این عشق را چگونه به تصویر کشم که پر شود از شعر و ترانه و تدبیر ‌ به فراق سوختم و به غم نشستم چو مادری که به سوز قلمت شدم پیگیر ‌ تمام این فسانه به ماه رسید شنید و از سیاهی ابر شد دلگیر دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی ساعت ۲۲ ۱۴۰۵/۵/۱۸ https://telegram.me/behjatmahdavi

  • دخترم آمد تا عشقی گرو بگذارد، تا دستِ مرا در دستِ خدا بگذارد... ‌ رفتی و حالا... باز به دیدارم بیا، که دلِ غریبم، حالِ پریشان دارد. ‌ به کسی دل ندهم، جز او، که تمامِ عشق، در گروِ نام اوست. ‌ فصل‌ها گذشته از خاطرِ من، و سکوت نشسته بر جانِ من... ‌ کاش وقتِ رفتن، چمدانی از عشق می‌بردی، و سوغاتی از دل خویش به من می‌دادی. ‌ با تمامِ جانم، باورم هست که تو را خواهم دید، و تو از بیراهه‌ها، باز به سوی من خواهی گشت.. دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی https://telegram.me/behjatmahdavi

  • باران که می‌بارد، دل‌آرام می‌گیرد تیک‌تاکِ قلبم، با هر قطره می‌گوید: بیا ای سمفونیِ عشق، بر تنم جاری شو قفل‌های غریبم بزن، در من جاری شو ‌ ببار ای باران، ببار ای عطرِ پروردگار بشوی غبارهای جهل و غم را از این دشوار بشکن طلسمِ شب‌های سیاه و تاری را ببر به رقص سماع، این همه بی‌قراری را ‌ با ضرب آهنگ باران، پا بکوب بر زمین چرخی بزن چون چتری، رنگین و هفت‌رنگین بخوان شعرِ عشاق در کوچه باغ‌های خیال که در هر قطره‌اش جاری‌ست، یک عمرِ بی‌مثال ‌ بپیچم چون نیلوفری، بر تنِ سروِ بلند بشکنم با تو ای باران، هر چه هست زنجیر و بند بدمم چون صبحی، پر از شبنم و نور تا برسم به خدایی، که از من نیست دور ‌ بی‌چتر می‌دوم، سویِ خدای بی‌نشان تا تر شود وجودم، در این بارانِ آسمان بشوی مرا، تا پاک شوم از هر چه غم است که در عطرِ تو ای باران، تمامِ عالم، نم است... ‌ دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت ـ مهدوی http://telegram.me/behjatmahdavi

  • شب‌ها... کوچه‌ها بوی تنهایی می‌دهند گویی سایه‌ها می‌گریزند و شعر من، رنگ جنون دارد؛ می‌خواهد پر بکشد تا بنشیند کنار ماه و بوسه‌ای از رخ مهتاب بگیرد... دور نیست... یادش، چون عطر نیلوفر، بر اندام ستاره‌ها می‌پیچد و بوسه‌ای از شقایق‌ها می‌گیرد و میان موهایت قلمه می‌زند... راستی... آیا امشب آسمان مهتابی است؟ گویی خیالِ باریدن دارد... ‌ دل نوشته های نیلوفری #بهجت ـ مهدوی https://telegram.me/behjatmahdavi

  • 📻 علیرضا قربانی 🎼 گل‌های باران خورده 🔸️داغ داغ گوش کنیم  @tehranpodcast | تهران پادکست ━━━━━━◉────── ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆

  • ببین! باز هم بر شاخه‌ها، سیب‌های سرخ می‌روین به لبخندِ خورشید، دستانِ باغبان می‌روین طلایی شد دنیا، بیدار شد امید دوباره به بهشتِ رویا، راهی شد این دید! ‌ ببند چشماتو، بیا تا بهشتِ نیلوفر که عطرش می‌پیچه، میانِ گل‌های زرین و دُر ببند چشماتو، بیا تا به بهشتِ نیلوفر که رقصِ عشق آغاز شد، با نوری دوباره‌تر! ‌ ببین، نیلوفر می‌باره، بر جانِ سیب‌های سرخ که پاک کنه از این دنیا، هر چه غمی بود و هر چه سخت فردا هزاران سیب، در شعر من می‌نشینند که در باغِ رویای من، شادی‌ها می‌بینند! ‌ عاشقم عطرِ نیلوفری، که گرمای خورشید است امیدی که در قلب من، دوباره زنده و بیدار است ببین! گل‌ها جایشان بهشت است، ماورای خیال که در آنجا می‌نوازند، سمفونیِ عشق و وصال! ‌ نیلوفر شد فرشته، در حکایتِ سیبِ حوا نقشِ اصلی شد عشق، در آسمانِ آبی و زیبا دوباره می‌روین سیب‌ها... دوباره می‌رقصند نیلوفرها... بهشت، همین‌جاست! دل نوشته های نیلوفرانه #بهجت  ـمهدوی https://telegram.me/behjatmahdavi

دل نوشته های نیلوفرانه به یاد نیلوفر ومهدی — tgindex