- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 78
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 149
- 1/48двое суток
- 170
- 1/72трое суток
- 184
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
#تسلیت دختر بدرالدجی امشب سه جا دارد عزا گاه می گوید پدر، گاهی حسن، گاهی رضا #در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#تسلیت ▪️سالروز شهادت حضرت امام رضا علیه السلام تسلیت باد ✅ ۳۰ صفر سال ۲۰۳ هجری قمری #در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#تسلیت ▪️ سالروز رحلت حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ✅ ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری و ▪️سالروز شهادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام ✅ ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری تسلیت باد #در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#شعر یک بیدختی 🔸اندکی صبر ... گاه در ثانیه ها گم شده ایم غافل از طعنه ی مردم شده ایم بی هدف نقش به آبی زده ایم نقش بر پیکر خوابی زده ایم تا که بیدار شدیم دار شدیم بر سر بی گنه آوار شدیم وقت رفت و همه در وهم و خیال می رسیدیم به این فرض محال که جهان در کف اقبالم بود هر چه در روی زمین مالم بود من نبردم زجهان غیر کفن من نه خود بودم و نه خود بود من من خدا بودم و جسمم شیطان که نهادست خدا یم به امان ( امانت) بشکستم همه عهد من و خویش گم شدم از همه گشتم درویش من و این بادیه و تنهایی نروم جز ره بی پروایی من که دورم ز اصل و دل ریش میزنم سنگ برائت بر خویش تا که پیداش کنم اصل خودم پای بشکسته نیاید کمکم روم آنجا که نباشد تشویش یک دل سیر بگریم با خویش که تبه کرده ام اوقات خوشم من به خود ظلم نمودم نه خوشم (اندکی صبر سحر نزدیک است) آنچه مانَد به جهان تاریک است نور باش از پس تاریکی ها بدرخش بر دل ناپاکی ها #مهنازمیر ۲۹ شهریور ۴۰۴ #در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#تسلیت #در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#سرگرمی 🔹تاریخ تولد خود را وارد کنید و ببینید در دوره زندگی تان چه اتفاقاتی رخ داده است: https://birth.carbalad.com
#برگی_از_یک_کتاب 🔸بازگشت از بیرجند 🔻هَیل جمعاً مدت پنج سال و شش ماه (از ۷ اوت ۱۹۱۳ تا مارس ۱۹۱۹) در ماموریت ایران بوده و طی این مدت تعداد ۵۵ نامه با عنوان "م عزیزم" نوشته که تمام کتاب او را تشکیل می دهد. از این تعداد، ۲۳ نامه را از بیرجند، ۱۱ نامه را از کرمانشاه و ۱۱ نامه دیگر را در طول مسافرت ها از نقاط مختلف نوشته است. در نامه هایی که از بیرجند نوشته، به اوضاع طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی قاینات، مخصوصاً شهر بیرجند، اشاراتی کرده که به لحاظ دیدگاه های مذکور در آن زمان، بسیار مهم و آموزنده است. بعد از این مدت، وی از طرف بانک شاهی مأمور کرمانشاه گردید. وی در راه بازگشت از بیرجند، راجع به توقف کوتاه خود در بیدخت می نویسد: 🔻در بیدخت توقف کوتاهی کردم تا بتوانم از مقبره ای که برای تدفین جنازه ی ملّا سلطان، قطب صوفی های این منطقه می سازند، بازدید کنم. این صوفی ها جامعه ای اخوّتی هستند که مرکزشان اینجاست. همانطور که سِدِه مرکز اسماعیلی هاست. قبر در مرکز ساختمانِ دردست بنا قرار دارد. 🔻داشتم به آن نزدیک می شدم که دیدم زنی سیاهپوش نزدیک قبر دراز کشیده است. ترجیح دادم به گاری برگردم. 🔻بیدخت جای کوچک و بی اهمیتی است که شایستگی چنان مقبره ای را ندارد. ✅ نویسنده: اف هَیل (F.Hale) ✅ عنوان اصلی کتاب: از کوهستان های ایران (From Persian Uplands) ⏏ برگرفته از کتاب نامه هایی ازقهستان تالیف: اف هَیل، ترجمه و تعلیق: دکتر محمد حسن گنجی، مشهد، مرکز خراسان شناسی، چاپ موسسه آستان قدس رضوی، ۱۳۷۸، صفحه150. #در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#شعر یک بیدختی #شعر کوچه ای همه ی صبر و قرارم تویی ماه شب تار و نگارم تویی بویِ تو پیچیده در کوچه ها سرخوشی باغ و بهارم تویی خسته ام از این همه درد الم مرهم زخم ها و یارم تویی دور ز کوی تو چو افتادهام کعبه و آمال و حصارم تویی بیتو جهان در نظرم تیره شد نورِ به چشم و دل زارم تویی ✍ #عباس_رجبی_مقدم #در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#برگی_از_یک_کتاب 🔸یاد داشت مترجم 🔻در آن زمان ها، در طول راه های کاروان رو به فواصل معین، آب انبارهایی می ساختند که به نام عمومی، حوض نامیده می شد. این آب انبارها در حاشیه مسیل های خشک ساخته می شد تا بتوانند هنگام باران از آب مسیل و سیلاب های موقّت که اغلب از چند ساعت تجاوز نمی کرد، آن را پر کنند. همین که این آب انبارها پر می شد، معمولاً تا سال بعد همواره آب خنک و گوارایی نصیب مسافران و دواب [چهار پایان] تشنه ی آنها می شد. 🔻اغلب، اشخاص خیّر چنین آب انبارهایی می ساختند که به نام بنیانگذار مشخّص می شدند. گاهی هم این حوض ها مسافت ها را مشخّص می ساختند. مثلاً در بیرجند آن روز، در طول راه هایی که به شمال و مشرق و مغرب شهر کشیده شده بود، حوض هایی قرار داشت که به حوض یک فرسخ، حوض دو فرسخ، و نظایر آن نامیده می شد و وجود آنها به مسافران می فهماند که چند فرسخ از شهر فاصله گرفته اند. 🔻در این میان، آب انبار و حوض بیدخت در آن روزگاران از شهرتی خاص برخوردار بود. ⏏ برگرفته از کتاب نامه هایی ازقهستان تالیف: اف هَیل، ترجمه و تعلیق: دکتر محمد حسن گنجی، مشهد، مرکز خراسان شناسی، چاپ موسسه آستان قدس رضوی، ۱۳۷۸، صفحه۲۳. #در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#برگی_از_یک_کتاب 🔸نامه مورخ ۱۱ سپتامبر ۱۹۱۳ (۸ شوال ۱۳۳۱) 🔹م عزیزم 🔻ساعت ۴ صبح روز نهم سپتامبر از عمرانی راه افتادیم. راه ما، رو به سمت جنوب از جلگه به کوهستان و از آنجا به تپه های شن روان و بالاخره به جلگه های وسیع گناباد بود. گناباد جلگه ی آبادی است که دارای دِه ها و باغ های فراوان است. ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه به بیدخت رسیدیم. در آنجا در یک منزل روستایی، محلی برای اقامت روز خود پیدا کردیم. زن صاحبخانه و خانواده ی او فوراً دو اتاق خالی کرده، در اختیارم قرار دادند.در یکی از این دو اتاق، از حدود یک متر مانده به دیوار بیرونی، در سراسر بدنه ی اتاق، بادگیر بزرگی از خشت و گل و گچ ساخته شده بود که سه دهانه برای جریان هوا داشت. 🔻صاحبخانه که ماهانه حدود ۴ شیلینگ برای چهار اتاق و آشپزخانه و انبارش اجاره می پرداخت، آدمی بسیار مهربان بود و مرا به پشت بام خانه برد تا نشان دهد که با چه زحمتی آب برای باغ ها و مزارع پنبه و خربزه فراهم می کنند. باغ ها در عمق زیاد بودند و مزارع را هم با پشته های خاکی محصور کرده بودند که آب باران را بیشتر نگاه دارد. به گفته ی او، آب چاه در عمق ۶۰۰ پایی (حدود ۲۰۰ متری) به دست می آمد. 🔻بعداً یک آب انبار زیر زمینی به من نشان دادند که آب آن توسط یک هندی و چند قزّاق روسی که اخیراً از اینجا عبور کرده بودند، آلوده شده بود. این مسافران ظاهراً رفته بودند خودشان را در آب انبار بشویند و آب آن را تماماً صابونی کرده بودند. 🔻در بیدخت ناچار بودم مستحفظ های خود را عوض کنم. بنا براین قاصدی نزد کدخدای دِه مجاور فرستادم و پشت سر او قاصد دیگری تا فوریّت امر را روشن ساخته باشم. بالاخره اواخر شب بود که چهار نفر خود را معرفی کردند. یکی از آنها سلاح مناسبی نداشت و من به اتفاق سه مستحفظ دیگر، حدود نیمه شب که ماه در شُرُف غروب کردن بود، حرکت کردیم و ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه صبح روز بعد به خضری رسیدیم. ⏏ برگرفته از کتاب نامه هایی از قهستان تالیف: اف هَیل، ترجمه و تعلیق: دکتر محمد حسن گنجی، مشهد، مرکز خراسان شناسی، چاپ موسسه آستان قدس رضوی، ۱۳۷۸، صفحه۲۳. #در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim
#برگی_از_یک_کتاب 📚 نامه هایی از قهستان 🔸در قسمتی از مقدمه این کتاب می خوانیم: 🔻کسانی که با مسایل تاریخی و جغرافیایی کشور ما در دو قرن اخیر آشنایی دارند به خوبی می دانند که منبع بسیاری از اطلاعاتی که درکتاب های تاریخی و جغرافیایی ما مشاهده می شود، کتاب ها و سفرنامه هایی است که جهانگردان یا ماموران اروپایی از خود به یادگار گذاشته اند و ما امروز ترجمه هایی از بیشتر آن کتاب ها و سفرنامه ها را در دست داریم. یکی از این گونه آثار که تاکنون تنها یکی دو جا از جمله در کتاب امیر شوکت المُلک عَلَم، تالیف شادروان محمدعلی منصف، از آن نام برده شده، کتابی است که اف. هَیل انگلیسی، یکی از روسای بانک شاهی سابق در بیرجند، از خود به یادگار گذاشته است که اصل آن به زبان انگلیسی باعنوان از کوهستان های ایران به چاپ رسیده است. ... 🔻به طوری که از نوشته های نویسنده بر می آید، وی قبلاً در شیراز و اهواز نیز ماموریت هایی داشته است که ضمن نامه های خود جسته گریخته اشاراتی به آن ماموریت ها می کند. ولی آنچه در کتابش به چاپ رسیده، مجموعه نامه هایی است که در طول ماموریت های بیرجند و کرمانشاه نوشته است. ... 🔻کتاب حاضرمجموعه نامه هایی است که اف هَیل درطول اقامت خود در ایران به عنوان فردی که ظاهراً نامزد واقعی یا فرضی او بوده نوشته و در تمام نامه ها از او با حرف اول اسمش یعنی "م" یاد می کند و به این صورت تمام نامه های او به نام "م عزیزم" آغاز می شود. ... ⏏ برگرفته از کتاب نامه هایی از قهستان تالیف: اف هَیل، ترجمه و تعلیق: دکتر محمد حسن گنجی، مشهد، مرکز خراسان شناسی، چاپ موسسه آستان قدس رضوی، ۱۳۷۸. ✅ این کتاب چند روز پیش در همین کانال، به نقل از کانال گناباد قدیم گفتگو معرفی شده است. #در_کوچه_های_بیدخت @beidokht_ghadim