دوری
Статистикаیادداشتهای زمانبندیشده از یک تا-ابد دانشجوی کاوشدوست ـ متن دیگران را منبع میزنم. - مادامی که زندگی را بر دیگری تنگ نکنی، عشقی باش و بیخیال. دردمند و امیدوار. 💬 @Jooyafar 🥷 t.me/BeManPmBot?start=kc-34076293
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 26
- 1/48двое суток
- 29
- 1/72трое суток
- 32
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بعضیها دستشان درد نکند از زمان لقمان حکیم تا به امروز به رایگان یک مدل زشتی زندگی کردهاند و رفتارهایی داشتهند که ما آموزش عملی ببینیم یک مدلی زندگیکردن و رفتارداشتن چقدر زشت است و ما اینگونه نباشیم. در نسخۀ بروزشدۀ دنیا بابت هر رفتار آزاردهندهشان یک پیامک برداشت سنگین از حساب بانکی با موضوع "خرید دورۀ عملی کاربردی انسانبودن" برایمان ارسال میشود. l دوری | ۴۰۵/۰۴/۲۲
فقط آدمهای بیکار فرصت دارند مشغولیت ذهنیشان آبروریزی ما باشد. فقط ذهن ایشان فضای خالی دارد که آبروریزی ما را ذخیره کند. و خب نظر آدمهای بیکار مهم نیست. در سحرگاه یک روز تعطیل ناگهان مغزمان دلش میخواهد یادش بیاید زمانی که فقط ۴ سال داشتیم چه بیآبروییای پیش آمده و خجالتزده میشویم در حالیکه میدانیم ابدا کسی یادش نیست؛ یا دستکم آدم حسابیها ذهنشان برای پرشدن با مطالب مهمتری ساخته شده است و خیالمان راحت میشود. در هر صورت، ذهن مریض است. نشخوار میکند. این چیزها را برای آدم بزرگها هم باید مرور کنی که کسی یادش نیست هفتۀ پیش چه غلطی کردهای چه رسد به غلطی که در دهه ۳۰ هجری شمسی کردی. l دوری | ۴۰۵/۰۴/۱۷
تکمیلی: حتی اگر امیدواری، عقلانی نباشد، باز هم داشتن امید و تداوم حرکت، بهترین انتقام از بدخواهامونه.
اگر پیش روی آهوی تیزپا، چمنزار سبزی بود، به عقب نگاه نمیکرد. اما کرد. سرعتش کم شد. خوراک شیر درنده شد. زادۀ عصر اینترنت است و در عصر هوش مصنوعی به بلوغ رسیده است. اما عکس پسزمینۀ تلفنش میدان لالهزار تهران است. همان لالهزار سیاه و سفید دهۀ ۵۰. عکس نوستالژیک خانمی با چادرگلی و ظرف نذری روی پروفایلش است. بیکار که میشود داریوش و مهستی پلی میکند. بهمن میکشد (اِعراب را درست خواندی؛ بهمن میکشد). بهمنی که شاید به سن پدرش قد بدهد. در پشت سر، تپههایی میبیند که میداند سیاه است. بالاتر از آن رنگی نیست. آنان که روی تپهها(ی) ندیده قمار کردهاند، میدانند دوسرباخت است. آرزوخانم نابارور است. امیدخان کور است. ناباروری آرزو را میدهند و کوری امید را میخرند. لعابی که تلویزیون سیاه و سفید دارد، تلویزیونهایی با توان تولید ۵۷ میلیون رنگ ندارند. l دوری | ۴۰۵/۰۴/۱۶ عکس از اکانت توییتری بهنام خوابگرد
без подписи
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر آرامتر از آهو بیباکتر از شیرم هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر 🎧 I tried so hard and got "so far"
دنیا در حالی برای رسیدن به «شادی و آرامش» دست و پا میزنه که پاسخ بدیهی این خواستهٔ نایاب آدمبزرگها پیش کودکان فراوان است. فقط دو چراغ رنگی و یک موتورالکتریکی میتونه اونو به وجد بیاره. در جزئیاتش غرق میشه، به چیز دیگری فکر نمیکنه و داشتهٔ کنونیش در نظرش بزرگترین موهبت دنیا تلقی میشه. به دوربین خیره میشه و میخواد تموم این حس خوب رو با بقیه شریک بشه. l دوری | آرشیو دور
darkLightSwitcher_04.bat
سوییچر دارکمود ویندوز ویندوز هیچ گزینه دم دستی برای تغییر حالت Dark/Light تدبیر نکرده و خب هر بار مسیر Settings > Personalization > Colors رو باید برید یا توی Start Menu عبارت Dark رو جستجو کنید. داخل وب جستجو کردم و راهحلی که نصب و جراحی ویندوز نیاز نداشته باشه پیدا نکردم. این کار یه راه حل سبک و سریع میخواد. از هوش مصنوعی هم کمک گرفتم و دیباگ کردم که باز هم مشکلاتی داشت. در نهایت با ترکیب چندتا کد به این فایل رسیدم که در حال حاضر خودمم ازش استفاده میکنم و امیدوارم به کارتون بیاد. بذارید روی دسکتاپ و هر موقع خواستید اجراش کنید تا منوی تم رنگی باز بشه و تم رو عوض کنید. مشکلی هم اگر داشت گزارش بدید. کد فایل ترکیبی از کدهای هوش مصنوعیه و از جایی نگرفتم. کد مخربی داخلش نیست. ☑️ همیشه به یاد داشته باشید فایلهای اجرایی .bat، .exe, .ps1 رو قبل از اجرا از درستکار بودن منتشرکنندهش باید مطمئن باشید و اگر به من نوعی اعتماد دارید از این فایلهای اجرایی استفاده کنید. ⚠️ برای اینکه موقع اجرا پیام خطا دریافت نکنید، کلیک راست کنید و از منو گزینه properties رو انتخاب کنید و گزینه unblock رو بزنید. l دوری
مغزِ ترسناک و حسابگرِ بیمغزها ما بحث میکنیم چون شواهدمان را قوی میپنداریم. شاید هم واقعا قوی باشند. شواهدمان برایمان بدیهی و سنگین بهنظر میرسد. میپنداریم مخاطبمان اگر کمترین درکی داشته باشد، حتما خواهد پذیرفت. پس منطقی میدانیم که با کمترین هزینه بحث کنیم. اما چیزی را یادمان رفته است. یادمان میرود که مکانیزم دفاعی مغز چقدر قویاست. هر انسانی شبیه لباس سفیدی که چند دهه در خمرههای رنگرزی مختلف سفر کرده اکنون رنگ منحصربفرد خودش را دارد. این را بگذارید کنار اینکه مغز حسابگر است. مینشیند چرتکه میاندازد. حساب میکند هر چه بیشتر روی اصل و باوری پافشاری کرده باشد زیان انباشته آن چقدر میشود. زیان انباشه چنددهه زندگی فلاکتبار، زیاد است. خیلی زیاد است. مغز میداند تاوان سنگینی باید بدهد و دستکم پیش خودش شرمندگی بکشد. پس بهتر است گردن نگیرد. گردننگرفتن، سازوکاری منطقی برای نشکستن است. ذهن به همان باورها ادامه میدهد. تا ثریا، کج و کوله ادامه میدهد. اگر قول بدهیم ناراحت نشویم رازی را میگویم. میگویم که گاهی وقتها هم این گردننگیرِ لامذهب، ذهن خود ماست. برای همین از آدم مطمئن باید ترسید. حتی اگر خودمان باشیم. ۴۰۵/۰۲/۳۱
یک میلیون چند تا صفر داره؟ اگر دستی بر ماشین حساب دارید حتما میدانید هیچکدام از باورها به لحاظ تعدادی (و نه درصدی) کمجمعیت و قلیل نیستند. کافیست هر باوری تنها ۱% مردم عزیزمان را شامل شود تا آن باور ۱ میلیون نفر جمعیت داشته باشد. اگر خدای ناکرده کسی به ذهنش رسید که بگوید مردم دمار از روزگار هر کدام از این گروهها در میآورند باید بداند در مورد دمار دست کم ۱ میلیون جمعیت صحبت میکند. چه میشد اگر صاحب هر تریبونی درک میکرد که اولین نیست و آخرین نخواهند بود. معادباورانی که خاک را از یاد بردهاند کاش کمی اسب چموش فرعونی خود را یونجه حلم و خرد میدادند. هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است / گو چه حاجت که به افلاک کشی منزل را #یادداشت@beingfar
غرق در هیجان بیشتر، دروغ خفنتر آخرین قطار شهری به راه افتاد. هنوز سرعت نگرفته بود که ناگهان ایستاد. چند لحظه در سکون بودیم. مسافران، هاج و واج به هم نگاه میکردند. قطار کمکم به عقب حرکت کرد. دربها باز شدند. آقایی که کنارم نشسته با صراحت میگوید دلیلش اینست که این آخرین سرویس است. نباید کسی جا بماند. بهنظر من هم حق با اوست اما چرا هر چه صبر میکنیم کسی وارد قطار نمیشود؟ طول عمر همدیدگاهبودنم با آقای صاحبنظر دارد به سر میآید. گوشها تیز شده است. همگی آمادهباشاند. تشنگی برای دریافت حقیقت به بالاترین سطح خودش رسیده است. خانمی قدمزنان در راهروی مترو به کنار دستی اش میگوید راننده گفت کسی خودش را جلوی مترو انداخته و خودکشی کرده است. سخنش را چندبار تکرار میکند. چونان نجاری که از درستی موقعیت میخ آگاه شده است و با خیال راحت میخ را محکم میکوبد: راننده گفت کسی خودش را جلوی مترو انداخته و خودکشی کرده است. خبر ناراحتکننده و تلخیست. کمی آنطرفتر خانمی میانسال با شال قرمز نشسته است. خدا حفظش کند چه سرزبانی دارد. راحت با آدمها ارتباط میگیرد. سریع مشغول صحبت میشود. انگار او هم خبر بازگوشده را شنیده است. بله، بله... سال گذشته هم همین خودکشی اتفاق افتاد و همینطور شد. پس حتما همینطور است. هیجان زیاد خبر بهقدری او را سرزنده کرده است که اگر بگویند جوانی که قصد خودکشی داشت سالم از قطار بیرون آمد، همانجا سکته را میزند. زن میانسال این بار مغز جوان دیگری را در فرغون گذاشته است. آنجا هم قطار به عقب رفت. خودم شاهد بودم. دیدم که چه شد. مرد نظریهپرداز کنار دستم که بهصراحت میگفت قطار آخر باید مدت بیشتری در ایستگاه بماند اکنون با همان صراحت باور دیگری دارد. میگوید [معلومه دیگه!] خودکشی زیاد شده است. از پنجره پشت سرم به بیرون نگاه میکنم. خط مخالف مسافران زیادی دارد که منتظر قطارند. آنها خیلی راحت میتوانند سرشان را از گوشیهایشان خارج کنند و دنبال محل حادثه بروند اما نمیروند. طبیعی هم هست، چون خبری نیست! قطعهای از پازل به دیگری نمیخورد. با این حال، همشهری به هر قیمتی میخواهد این قطعه مهمان همین پازل شود. هیجانی در این قطعه دروغین جدابافته برای پازل است که در قطعات طبیعی و سالم پازل وجود ندارد. قطار، قطار ایران است و مسافرانش شهروندان ایران اند. سرشان سلامت. #یادداشت@beingfar
The awful cost of all we lost, The river goes where the current flows. @aphroditemp3
نوه میپردازد این صورتحساب...
یک زمانی دیوارنوشتهها جرم و آسیب به اموال عمومی بود و باعث میشد هزینه کلانی از بیتالمال برای پاککردنشان شود! 😄
معمولا حرف ناپسند نمیزنم اما یکبار بزرگواری به قدری بیخردی کرده بود که مجبور شدم از دایره لغات مجردیپسندم بهره ببرم. دوستان عزیز حاضر ضمن لبخند، موقعیت را اینگونه تکمیل کردند که ببین فلانی چه کرده که پسر مودب ما بیمحابا اینگونه مینوازد. بگذریم، کسی که یک نگاه گذری به آثار مولانا علیه الرحمه داشته باشد حدس میزند وی از واژگانی با بار معنایی منفی یا همان Negative Sentiment بهره نبرده است. من نیز بر همین باور بودم تا به این بیت رسیدم: مر مرا تقلیدشان بر باد داد / که دو صد لعنت بر آن تقلید باد دویست لعن و نفرین که نصیب یک مفهوم میشود. مفهومی که میتواند گروههای انسانی یا کل جامعه را درگیر خودش کند اما مولانا ترجیح میدهد خودش را درگیر خود عیب کند و نه معیوب. من هم بر این باورم اگر به معیوب حملهور میشد و عیبِ معیوب را دسیسه تحقیر و تضعیفش میکرد بر آن عیب مداومت بیشتری میشد. پس تمرکز به عیب میکند و برای اولین و آخرین بار کوپن فحاشی را میسوزاند. با رعایت ظرافت و دقت عمل کافی که ببینید این تقلید یا هر صفت رذل دیگری چیست که خدایگان نور و روشنایی و مهر و محبت و دوستی و مانایی را به لعن وا میدارد! #یادداشت@beingfar
Hey Chat, write a risk-free and win-win annoncement about a loss-loss agreement
کلاهبرداری با پروفایل دافی در تلگرام #تجربه@beingfar https://t.me/nooshdaroo_web/151 https://t.me/webamoozir/18898 چنلهای نوشدارو، وبآموز و اپلیکیشن مطمئن باش #هیچ@webamoozir
یکی از چیزهایی که بهم انگیزه حرکت و رشد میده دیدن آدمهاییه که از دور خیلی موفق و خفن بهنظر میرسن و خب الحق که هستند اما بهشون که نزدیکشون میشی میبینی چقدر در رعایت چیزهای ابتدایی و کوچک فرصت نداشتند مطالعه کنند، فکر و عمل کنند و در برخی موضوعهای ابتدایی شبیه بیسوادها بهنظر میرسند. با این وجود در بیست یا سی یا چهل سالگی به جاهایی رسیدند که پدر و پدربزرگهای ما نرسیدند. البته که خودم هم ممکنه وقتی به جایی رسیدم به قدری غرق در حرفۀ خودم باشم که در این تله بیفتم. اگه شما هم #تجربه@beingfar مشابه من دارید بگید چه راهحلهایی ما رو از تکبعدیشدن میتونه نجات بده و کمک کنه بهروز بمانیم؟ امروزی بهنظر برسیم (و یک آماتور ما رو در چنل شخصیش به چالش نکشه 😁)
چطور است که همین بچه هایی که همیشه جلسات مرا با شور و اشتیاق می آیند حالا که استادی به این باسوادی دعوت کرده ام علاقه چندانی نشان ندادند، فهمیدم که بچه ها دوست دارند حرف بزنند بچه ها خودشان حرف هایی برای گفتن دارند شاید هر کدام توی ذهنشان گوشه ای از دانش او را دارند و دلشان می خواهد درباره اش حرف بزنند. [متن کامل]