tgindex
غمِ لا انتهای نی انبان

غمِ لا انتهای نی انبان

Статистика

ادبیات انگلیسی خوانده ای که شیفتهٔ ادبیات فارسی‌ست. @aliaar97

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
161
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
351
22 постов
Вовлечённость
218,0%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
28
1/48двое суток
32
1/72трое суток
34

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.15из sasaboketto

    без подписи

  • مدهوش کننده به روایت تصویر

  • برای پاک کردن کثافت های آدم های دیگر خسته شده ام و هرچه بیشتر به سمت رسیدن می روم دور تر می شوم و به این فکر می‌ کنم آیا پایانی بر این آشوب و پیچیدگی هست یا نه! به هر سمتی که نگاه می کنم همه چیز در حالت ایده آلش اگر هست خوب و خواستنی می ماند و من اگر یک نقص کوچک هم داشته باشم بیشتر برای سطل زباله مناسب هستم تا موارد دیگر. از نوشتن اینکه چقدر می توانم نخواستنی باشم خسته شده ام و دیگر نمی دانم باید چه کرد و چگونه ادامه داد ولی همین شب نویسی ها که سال هاست دوری کرده ام از آنها باز بعد از مدت ها به سمت شان روانه شدم که بنویسم و بعد که تمام شد بروم و کمی از این دنیا خارج شوم که شاید خواب دوا کند اما خواب هم در انتها به تو می گوید بیدار شو و برو به نخواستنی بودنت ادامه بده. چاره ای هم در کار نیست که بخواهم کشف کنم و به عنوان نوشدارو به باقی آدم ها معرفی کنم. خسته شده ام از هر چیزی که مرا وادار می کند خلاف دوست نداشتنی بودنم عمل کنم و بی اساس به خودم برچسب دوست داشتنی بزنم. باید پذیرفت که ما آدم ها در مسیر های متفاوتی پا می گذاریم و اگر در میان جمعیت به مسیری منحرف شدیم خروج از آن مسیر بسیار سخت خواهد بود و بعضی اوقات برگشت ناپذیر. اما من هنوز باید تلاش کنم تا مسیر دیگری پیدا کنم؟ احساس می کنم که این زندکی و مسیر با من سر جنگ دارد و اجازه نخواهد داد تا چیزی را حداقل در مورد اینکه چقدر می توانم خواسته شوم یا نه تغییر دهم و این مسیر برای من تنهایی بیشتری را رقم خواهد زد. وقتی آدمی زیر آوار دفن می شود و مدت زیادی همان زیر ها می ماند تقریبا برای هیچ ارگان، سازمان یا دستگاهی صرف نمی کند تا بیایید و آوار برداری کند و من، دقیقا همان زیر ها مانده ام تا یک استخوان جمجمه و لگن بیشتر از من نمانده باشد و موقع گود برداری برای یک ساختمان بزرگ پیدا شوم و آنقدر دیر شده باشد که حتی پلیس و کاراگاه ها هم خسته و بی حوصله باشند تا تحقیق کنند من به چه دلیل پوسیده شده ام. بالاخره آدمی قرار نیست هدف فوق والایی در زندگی داشته باشد و قرار نیست همه تسلا و بتهون شوند. ما به خاک برای کوزه و سفال هم قطعا نیاز داریم و بنظر اشکالی ندارد که بپذیرم مسیر این چنین برایم کنار گذاشته است. پذیرش بخش مهمی از مسیر زندگی ماست و کم کم که آدمی با آن کنار می آید بیشتر متوجه می شود باید چه کند و چه نکند. نمی دانم یقه چه کسی را بگیرم که از گذشته با من این موارد را درآمیخته کرد اما اگر هم پیدا کنم به چه درد می خورد؟ قطعا هیچ! چون زخم و اندوه من دوا نمی شود پس همچنان فقط می شود پذیرفت و سخت نجنگید. آدم باید چرتکه بندازد برای جنگیدن هایش تا حداقل در یک مورد سخت بجنگد نه در همه چیز و این حاصل سخت جنگیدن من در همه جهات است. حالا من این جملات را برای چه منظور و هدفی می نویسم اصلا مهم نیست اما برای ثبت در مغز خودم لااقل خوب است که این چنین شب هایی هم بودند و من مجبور به خواب شدم و خواب برای چند ساعت فقط تسکین داد و سپس یک دوست نداشتنی برای انجام کار هایش بیدار می شود، نفس می کشد و این چرخه را مجدد تکرار می کند.

  • 7 июн.2531из BastaniArosakim

    без подписи

  • без подписи

  • 20 мая3182из sin_re3

    без подписи

  • 12 мая3323из Aliaar97

    هیچ ترکیبی از ترکیب حسین صفا و محسن چاوشی توی موسیقی ایران بهتر نیست پ.ن: با حفظ احترام به شجریان/سعدی و شجریان/حافظ

  • 10 мая2767из Ineffableml

    هرچه لِلّه زدوم یار نیومد

  • اسب ها نمی رقصند اما وقتی صدای آشنایی می شنوند انگار در دنیایی دیگر فرمان صادر می شود و آنان چونان می رقصند که انگار از پشت سر با گلوله جنگی به عزیزان شان شلیک کرده اند. اسب ها آن قدر نجیب هستند که فرق دوست و دشمن را بفهمند اما امان از انسان ها... *** تا همین یک ماه پیش نی انبان برای من و اسب ها نوایی غمناک بود و جز اشک غم دیگر چیزی را جاری نمی کرد اما امروز که صدایش را می شنوم خونم به قل قل زدن می رسد و خونم خشم را بهتر می شناسد. از فردا به خودم قول دادم تا موقع خاکسپاری عزیزانم به جز نی انبان و رقص اسب ها چیزی دیده نشود. به همه قول دادم که برای هیچ کسی فاتحه نخواهم خواند تا زمانی که آدمی برای رسیدن چهار نعل تاختن و تا بلند شدن یال ها در باد کشته نشود. #شعر

  • 23 февр.2652из TheblueSeaPN

    без подписи

  • 23 февр.2542из TheblueSeaPN

    без подписи

  • 23 февр.2212из TheblueSeaPN

    без подписи

  • 23 февр.2141из TheblueSeaPN

    اما عزیزم! اگر این جهان فرصتی به ما نداد تا بتوانیم همدیگر را خوب بشناسیم، دوست دارم بدانی که در جهانی دیگر در انتهای کوچه ای که به دریا می‌رسد زیر سایه درخت گل کاغذی منتظرت هستم. 🫂💔 17:39 1404/3/25

  • نی انبانِ اشکی نی انبانِ خونی نی انبانِ آغشته به بوی آزادی

  • без подписи

  • حتی اگه یک لحظه فکر کردی فردا شب بیرون نری؛ این متن رو خوندی پس بدون کشورت، خانوادت و خودت بهت نیاز دارن. یکبار برای ایران یکدست باشیم.

  • без подписи

  • وقتی میای قشنگ ترین پیرهنت رو تنت کن.

  • ‏بالغانه ترين رفتار یک انسان ميتونه سوءاستفاده نكردن از خوبی های آدم ديگه باشه. 💬 Araz Silverfox @Kafiha

  • یاد بگیرم وقتی کسی خوب پیش میره و پیشرفت میکنه، چشم دیدن داشته باشم و لذت ببریم از گرفتن نتیجه زحمت هاش.