- Последний пост
- 15 дек. 2024 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بعد از همدیگه کسی رازایی که بههمدیگه گفته بودیمو نفهمید:)
دیوونه قلبم میمیره بی تو تنها گذاشتی همیشگیتو کجایی الان:)
ملافه بزرگ و سفیدی آوردند و آدم آهنی را با آن پوشاندند، روی ملافه نوشته شده بود: "خراب است"
لطفا به من نزدیک نشید و هیچ خبر یا صحبتی از کسی رو با من در میون نذارید چون دارم کل سعیمو میکنم که خودمو درست کنم و جمع کنم دارم تلاش میکنم حالم خوب بشه دارم دست و پا میزنم این روزا سالم باشم و زندگی کنم هر چند سخته و هنوز موفق نشدم اما واقعا دارم میکوشم همون آدم سابق باشم.
سیگارشو انداخت رو زمین و نگاهم کرد گفت میدونی اون تاریک ترینای منو دیده گوشیشو نشونم داد گفت تموم اینا منو میخوان و منم وانمود میکنم تک تکشونو دوست دارم اما اونا حتی یه قسمت از منم نمیدونن گفت میدونی بیشتر از چی میسوزم من اونو ول کردم خودم پنجره رو باز کردم که باد بیاد و اونو ببره هنوزم وقتی میبینمش قلبم یخ میزنه مثل اولین باری که بغلش کردم و خجالت کشیدم ببوسمش هر شب میرم جلو در خونشون اما هیچوقت دیگه بالای پنجره نیست دستشو مشت کرده بود گفت هیچوقت فک نمیکردم ...خیلی خراب کردم نوبت من بود حرف بزنم موهامو محکم بالای سرم بستم خواستم شروع کنم به حرف زدن اما جملهها ازم فاصله گرفته بودن تو چشام نگاه کرد و گفت اگه جای اون بودی منو میبخشیدی گفتم اره میبخشیدم و زندگیمو ادامه میدادم گفت یعنی لایق بخششم؟ گفتم نه اون لایق زندگی کردن دوباره با یکی دیگست و هر وقت تورو ببخشه به زندگی برمیگرده وگرنه با کینهای که از تو داره هیچوقت هیچی براش درست نمیشه.
وقتایی که ناراحتت میکنم خودم بیشتر اذیت میشم میخوام همیشه کل روزتو برام تعریف کنی تو ویترین مغازه ها با اینکه ازم دوری برات لباس انتخاب میکنم تو کل خیابونا تو مغزم باهات خاطره دارم با اینکه حتی تو یه شهر نیستیم آبی منو یادت میندازه با اینکه اصلا یادم نمیری چشمات از کل جهان و داراییهاش قشنگتره میتونم کل زندگیمو بدم حالت خوب باشه هر بحث کوچیکی که باهات میکنم اشکمو در میاره وقتی تو ماشینم غرق فکر کردن بهت میشم و نمیفهمم مبدا چطور مقصد شد یادم نیست خودم هدف و برنامم چی بود کل سعیمو میکنم اونی باشم که بتونیم باهم باشیم موقع خرید به خودم میام میبینم چیزایی خریدم که قبلا بهت میگفتم نمیخوام بپوشم اهنگایی گوش میدم که تو برام سند شون کردی
شروع بازی با من برابری میکند با قدم گذاشتن در جهان بیپایان بیچارگی افتادن در عمق تاریکیهای هیچکس ندیده زیرا تو تلاشت را میکنی من را ببازی من در تلاشم همراهت بازی کنم هر قدمی که تو برمیداری را من تقلید میکنم و با خودت انجام میدهم و در کمال تاسف کسی رقیب خودش نیست.
اگه از بلندترین پرتگاه جهان خودشو بندازه پایین منم پشت پاش میرم حتی اگه لبخندهایش به قتل رسیده باشند من نیز قاتل خندهای خودم میشوم زخمهایی را که مخفی میکند میبینم زخمهایی را که کسی ندیده است به او نشان دادم سیاهترین نگفتههای زندگیمان را برای همدیگه بازگو کردیم،انسان بودیم اما برای همدیگر چسپ زخم شدیم باران خیسمون کرد،سختیا لهمون کردند،فاصلهها جدامون کردند اما همچنان پیوندی که نامش عشق است در بین ما در قید حیات است.
без подписи
ولی اون سرشو رو سینم گذاشته بود و میگفت قربون صدای قلبت بشم🙂:))))) خیلی خوشبختم.
چیزی که بقیه میخوانو من دارم:)🩵
مامانم دامادشو ببینه به سلیقهم ایمان میاره✨
عاشق اون قسمت از اهنگ تتلوأم که میگه: گاهی آنان که میمانند بلیط و پای رفتن نداشتند.
میخوام ناراحت باشم اماموهامفره،خوشگلم،تجربیم،موفقم،ورزشکارم،ریمل و خط چشمم خراب میشن.
عاشق اون قسمت از اهنگ تتلوأم که میگه: الکی گردن من ننداز جون به جونت کنن پایینه لولت.
عه ۳۰۰ خوش اومدین🦋
چشمساکت pinned «https://t.me/BluChtBot?start=61a7a002bfddaa8b8445»
без подписи
عاشق اون قسمت از اهنگ تتلوأم که میگه: الکی گردن من ننداز جون به جونت کنن پایینه لولت.
درونم کودکی زندگی میکرد ناآرام،فراری از آدما و خسته و ترسیده شروع ماجرا نمیدانم چه بود اما میدانم دیگران آن را عشق مینامند کلمهی زیبا و آرامش بخشیه خیلی قشنگه اون کلمه «عشق» همه چیزو درست کرد از من کودکی دیگر عاشق و سرزنده با توانایی زندگی کردن به وجود آورد،دختری عاشق رقص و رنگهایی رنگی تنها میتوانم بگویم عشق به شرطی آزار دهنده نیست که با آدمش تجربش کنی،عشق را دلیل اشک ریختن نکنید موهایتان را با خاطرات سفید سفید کنید اجازه بدهید چروک دور چشمهایتان خاطرات خوبی را برایتان در خودشان نگهداری کنند