به وقت شعر 🌱
Статистика- Последний пост
- 6 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 44
- 1/48двое суток
- 50
- 1/72трое суток
- 54
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اول دلم فراق تو را سرسری گرفت وآن زخم کوچک دلم، آخر جذام شد... #حسین_منزوی
راستی وقاحت و مادرقحبگی در این ملک تا کجا میرود! نامه به حسن #شهید_نورایی #صادق_هدایت @Sadegh_Hedayat_Channel
خون به زمین فرو نرفت روی زمین پخش شد از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد هر کس آن را می دید می فهمید که جایی بی گناهی را کشته اند #شاهرخ_مسکوب
خون به زمین فرو نرفت روی زمین پخش شد از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد هر کس آن را می دید می فهمید که جایی بی گناهی را کشته اند #شاهرخ_مسکوب
شهزاده ی قلبم نگاهش دلنشین است افسونگر و بالا بلا و نازنین است هرم نفسهایش هوایِ داغِ مرداد اندام رعنایش گلِ برفِ زمین است یاقوت لب، خورشید گیسو، پر کرشمه لالم به وصفش دلبر من، نقطه چین است از بس که زیبا خالقم آراست او را حتی خودش هم عاشق این مه جبین است! هر کس که با او آشنا شد، مطمئنا! من بعد، کارش با کرام الکاتبین است ! #ترانه_تقوی(پرنده شرقی)
می خواهمت، چنانکه شب خسته خواب را می جویمت، چنانکه لب تشنه آب را محو توام،چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان، آفتاب را... #قیصر_امین_پور
ره صبر چون گزینم من دل به باد داده... #سعدی
ارغوان پنجه خونین زمین، دامن صبح بگیر، وز سوارانِ خرامندهِ خورشید بپرس کی بر این دره غم می گذرند...؟ #ابتهاج
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
یادت جهان را پرغم می کند و فراموشی کیمیاست... #سهراب_سپهری .
ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند زین بی خردان سفله بستان دادِ دل مردم خردمند #بهار
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری غلط میگفت خود را کشتم درمان خود کردم ... #وحشی_بافقی
چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی #مولانا
خواب نمیبرد مرا، یار نمیخرد مرا، مرگ نمیدرد مرا آه چه بی بها شدم
پای در ره که نهاديد، افق تاری بود شب در انديشهٔ تثبيتِ سيهکاری بود خواب، خوشباد شما را که در آن هنگامه خوابِ خونينِ شما آيتِ بيداری بود جایتان سبز! که با خونِ خود امضا کرديد پای آن نامه که منشورِ وفاداری بود در رگِ ما که خموشانِ سيهپوشانيم کاشکی قطرهای از خونِ شما جاری بود #حسین_منزوی _پاینده ایران🖤 . . .
خّرم آنکس که در این محنت گاه خاطری را سبب تسکین است... #پروین_اعتصامی
از دورنگیهای مردم خستهام؛ حق با تو بود باده پنهان در قبا دارند و قرآن در بغل #حسین_دهلوی
از ما بنماند جز خیالی وآن نیز برفت پاره پاره... #مولانا
گفتم غمِ تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مِهروَرزان رسمِ وفا بیاموز گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندم گفتا که شبرو است او از راهِ دیگر آید گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید گفتم که نوشِ لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کاو بندهپرور آید گفتم دلِ رحیمت کِی عزمِ صلح دارد؟ گفتا مگوی با کس تا وقتِ آن درآید گفتم زمانِ عِشرت دیدی که چون سر آمد؟ گفتا خموش حافظ کـاین غصّه هم سر آید #حافظ
بر گرد گردن بی گمان موی تو را دارند آن ها که قصد صید آهوی تو را دارند شهرم پر است از پهلوانانی که در پهلو عمری نشان زخم چاقوی تو را دارند بو می کنم بی اختیار انگشت هایم را روزی که بوی باغ لیموی تو را دارند گاهی به خیاطان حسودی می کنم وقتی اندازه های دور بازوی تو را دارند از بس که با رویای تو همبستری کردم فرزند هایم چشم و ابروی تو را دارند #حسن_حسنپور