tgindex
Beyond the scalpel

Beyond the scalpel

Статистика

کنجکاوی پیرامون پزشکی با پری‌ناز @parinazmaleki1 @Parinaztoupia_bot

Последний пост
1 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Здоровье
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
958
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
630
24 постов
Вовлечённость
65,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • 1 июл.565412

    توی زندگی برای بعضی افراد ADHD میتونه یه شانس باشه😉 اگر نورودایورجنتی ازش نترس! مدیریتش رو یاد بگیر☘ #ADHD @beyondthescalpel

  • نوستالژیِ بقا: چگونه بیماری، امپراتوری‌ها را به زانو درآورد؟ مجموعه تاریخ پزشکی| قسمت سی ام تاریخ تشریح پزشکی معمولاً با نام قهرمانانی چون بقراط و جالینوس گره خورده است. اما برای ما که امروز در سنگرهای بیمارستان و کلاس‌های علوم پایه فرسوده می‌شویم، نگاه به گذشته فراتر از یک تبارنامه افتخارآمیز است. واقعیت این است که مواجهه انسان با بیماری، هیچ‌گاه مسیری خطی و یکدست نبوده است. اسناد به‌جا مانده از فرضیه چهار خلط (خون، بلغم، صفراء و سوداء) نشان می‌دهد که این دکترین، نه‌یک حقیقت علمیِ مطلق در آن دوران، بلکه تنها یکی از صدها تلاشِ فکری برای تبیین رنج‌های بشری بوده است. جالب است بدانید که در یونان و روم باستان، مرز مشخصی میان «بیماری روانی» و «کیفر الهی» وجود نداشت. در کتاب «درباره بیماری مقدس» (که به صرع می‌پرداخت)، نویسنده تلاش می‌کند تشنج را از قلمرو جادو خارج کرده و به مغز پیوند بزند؛ تلاشی جسورانه برای سکولار کردن رنج. با این حال، حتی در اوج شکوفایی طب سنتی، پزشکان یونانی پیش‌بینی بیماری را با تعبیر خواب درمی‌آمیختند. این یعنی علم و شبه‌علم، همواره در یک بستر زیسته‌اند. اما نقطه تلاقیِ جذاب اینجاست: ما در کتب اپیدمی‌های بقراطی، نخستین تلاش‌ها برای ثبت «تاریخ دموگرافیک پزشکی» را می‌بینیم. جایی که وضعیت سلامت یک شهر به نام Katastasis بر اساس اقلیم، سن، جنسیت و شغل ساکنانش تحلیل می‌شد. این همان نقطه آغازینِ درکِ اپیدمیولوژیک است؛ درکی که نشان می‌دهد سلامت، فراتر از فیزیولوژی فردی، یک برآیندِ زیست‌محیطی و اجتماعی است. امروز که با چالش‌های مدرنِ هوش مصنوعی و پزشکیِ مبتنی بر داده روبرو هستیم، شاید بد نباشد از خود بپرسیم: ما چقدر با پزشکانِ باستان تفاوت داریم؟ آیا «پرامپت‌ها» و الگوریتم‌های تشخیصی امروز ما، همان نسخه مدرنِ «تعبیر خواب» و ابزارهای پیشگوییِ پزشکان عهد باستان برای تسلط بر آینده مبهم بیمار نیستند؟ به نظر شما، آیا علم مدرن توانسته است رنج بیمار را کاملاً رمزگشایی کند، یا هنوز هم مثل پزشکانِ اسکندریه، در حال دست‌وپا زدن در میان فرضیاتِ زمانه خود هستیم؟ پ.ن: پری‌ناز برگشته پیشتون دوستان👋 #history @beyondthescalpel

  • گروهمون در Focus to do✌️🏻

  • "پروفسور Gary Walsh" دانشمند و استاد دانشگاه در حوزه بیوتکنولوژی دارویی، یکی از افراد مهم در آموزش و توضیح صنعت داروهای زیستی است. کتاب معروفش: Biopharmaceuticals: Biochemistry and Biotechnology هرچهارسال یکبار مقاله ای رو چاپ میکنه تحت عنوان: Biopharmaceutical benchmarks در این مقاله داده های مربوط ب داروهای زیستی رو از جنبه های مختلف صنعتی ، روش تولید و ..برسی میکنه و در Nature Biotechnology که یکی از معتبرترین ژورنال‌های دنیا در بیوتکنولوژی است به چاپ میرسونه سایت مجله : https://www.nature.com/nbt/⁠

  • کانال یکی از دوستان جدیدم بچه ها

  • دوستان کسی رو اینجا داریم که بیوتکنولوژی خونده باشه؟! یه پرسشی هست اگر میشه لطفا آیدی‌تون رو بفرستید به بات چنل🙌🏻🌸

  • سلام و صد سلام👋🏻🍓 بچه ها داشتم کتابامو مرتب میکردم که این کتابو دیدم، اینو من چند وقت پیش خوندم و خوشم اومد ازش. یه چیزی هست در مایه های کتاب مردی که زنش را با کلاه اشتباه گرفت دکتر اولیور ساکس، کیس محوره و روند داستانی نداره ولی خود کیس ها شبیه داستان روایت شدن. قطعا کتاب لبه‌ی علم نیست و مقالات جدیدی روش اومده ولی برای کسایی که نورولوژی و نوروساینس رو دوست دارن( مثل من و شما🙂✌🏻) کتاب جالبیه... از اونجایی که معتقدم به این جمله که «کیس ببین و بخون تا دکتر خوبی بشی» گفتم این کتاب رو با شما به اشتراک بذارم☺️ پ.ن: من ترجمه خانم نازگل عزیزی ، نشر سایلاو رو خوندم ولی توصیه میکنم انگلیسی‌شو بخونید، ترجمه یه کم دقیق نیست😉 #فرهنگ‌_و‌_پزشکی

  • خیلی عذر میخوام بچه ها من دیروز مطالعه‌م رو انجام دادم ولی یادم رفته بود تایمر بزنم😅 Apologiesssssssss

  • #Day 3

  • #Day 2

  • #Day 1

  • گروهمون در Focus to do✌️🏻

  • ابزارمون برای انجام این چالش مطالعاتی: Focus to do application https://play.google.com/store/apps/details?id=com.superelement.pomodoro Focus keeper application: https://play.google.com/store/apps/details?id=co.pixo.apps.focuskeeper شماره حساب موسسه محک: 6037707000118327 شماره حساب خانهEB(کودکان پروانه ای): 6037997599352540

  • خب، برنامه از این قراره: 📚 یک نرم‌افزار پومودورو نصب می‌کنیم و با تکنیک پومودورو درس می‌خونیم. ⏰ هر شب بین ساعت ۱۰ تا ۱۰:۳۰ من گزارش مطالعه‌ی روز خودم رو منتشر می‌کنم و شما هم اسکرین‌شات ساعت مطالعه‌تون رو توی کامنت‌ها می‌فرستید. 🔥 برای اینکه مسیرمون قابل پیگیری باشه، با یک هشتگ مشخص اعلام می‌کنید که امروز روز چندم حضور شما در این چالشه؛ مثلاً: #روز_۱۲ 💰 و اگر کسی به حداقل ساعت مطالعه‌ای که برای خودش متعهد شده نرسید، جریمه رو به محک پرداخت می‌کنه و اسکرین‌شات پرداختش رو هم به اشتراک می‌ذاره. هدف فقط درس خوندن نیست؛ هدف اینه که یاد بگیریم به قولی که به خودمون می‌دیم پایبند بمونیم. من مطمئنم بین ما آدم‌های بااستعداد زیادی هستن که فقط به یک جمع متعهد و همراه نیاز دارن تا بهترین نسخه‌ی خودشون رو بسازن. بیاید کنار هم بزرگ‌ترین گروه مطالعاتی علوم پزشکی کشور رو بسازیم؛ گروهی که هر شب به هم گزارش می‌ده، همدیگه رو تشویق می‌کنه و اجازه نمی‌ده کسی وسط راه جا بزنه. اگر پایه‌ای، از همین امروز روز اولت رو شروع کن. 🚀📚

  • چند ماه پیش من و یکی از دوست‌هام یه قرار مطالعاتی گذاشتیم. قرارمون ساده بود: هر روز مطالعه‌مون رو انجام بدیم و شب گزارشش رو برای هم بفرستیم. هر کسی هم که به تعهدش عمل نکنه، باید ۱۰۰ هزار تومن به محک دونیت کنه! نتیجه؟ فراتر از چیزی بود که تصور می‌کردیم. هردومون توی این چند ماه رشد فوق‌العاده‌ای داشتیم و شاید برای اولین بار تونستیم این‌قدر طولانی به یک برنامه پایبند بمونیم. فکر می‌کنم خیلی از ما مشکل اصلی‌مون درس خوندن نیست؛ شروع کردنه. یا گاهی با کلی انگیزه شروع می‌کنیم، اما بعد از چند هفته که هیجان اولیه از بین میره، همه چیز متوقف میشه. برای همین تصمیم گرفتم این قرار فقط بین من و دوستم نباشه. می‌خوام این یک قرار جمعی باشه؛ قرار ما برای اینکه هر روز حداقل ۴ ساعت درس بخونیم، گزارش بدیم، کنار هم بمونیم و نذاریم انگیزه‌مون خاموش بشه. اگر دوست داری بخشی از این چالش باشی، توی کامنت‌ها اعلام آمادگی کن. 🌱📚 شاید همین امروز، همون شروعی باشه که مدت‌ها منتظرش بودی.😉✨🙌🏻

  • سلام و عرض ادب ☺️ خوبید بچه ها؟ غیبتمون طولانی شد این بار... خیلی ممنونم از کسایی که این مدت احوال پرسیدن و جویای احوال چنل بودن🙌🏻✨🫀 هیچ خبر خاصی نبود صرفا حوصله‌ی فضای مجازی نداشتم😅 شما به بزرگی خودتون ببخشید... راستی! این مدت جان های عزیز زیادی از دست این ملت رفت💔 جاشون سبز🌷 روحشون قرین رحمت😔 به زودی با دست پر برمیگردیم☺️ همراهمون باشید🌸🙌🏻

  • 2 янв.1 5753510

    مارتین کُنی؛ وقتی کسی که «پزشک حساب نمی‌شد» جان هزاران نوزاد رو نجات داد مجموعه تاریخ پزشکی|قسمت بیست و نهم  اوایل قرن بیستم، نوزاد نارس بودن یعنی تقریباً هیچ. نه امکاناتی وجود داشت، نه بخش مراقبت ویژه‌ای، نه حتی امیدی. خیلی از پزشک‌ها صادقانه فکر می‌کردن که این بچه‌ها «ارزش تلاش» ندارن؛ نه از سر بی‌رحمی، از سر ناتوانی و محدودیت علم اون زمان. توی همین فضا، اسم مارتین کُنی ظاهر می‌شه؛ کسی که اتفاقاً خیلی‌ها اصلاً قبولش نداشتن. کُنی پزشک دانشگاه‌دیده‌ی مشهور نبود، جایگاه آکادمیک نداشت، اما به یه چیز باور داشت: این نوزادها اگر گرم نگه داشته بشن و مراقبت بشن، می‌تونن زنده بمونن. مشکل این بود که بیمارستان‌ها حاضر نبودن براشون هزینه کنن. نه تخت می‌دادن، نه نیرو، نه تجهیزات. کُنی اما راه عجیب خودش رو پیدا کرد. انکوباتورها رو برداشت و برد نمایشگاه‌ها و شهربازی‌ها. نوزادان نارس داخل دستگاه، پشت شیشه، و مردم با خرید بلیت نگاه می‌کردن. امروز شاید این تصویر ناراحت‌کننده باشه، اما واقعیت اینه که همین بلیت‌ها خرج پرستار، شیر، گرما و مراقبت دقیق می‌شد. و نتیجه؟ هزاران نوزاد زنده موندن. بیش از شش هزار کودک نارس تحت مراقبت کُنی بزرگ شدن؛ خیلی‌هاشون بعداً زندگی کاملاً طبیعی داشتن. در زمانی که مرگ نوزاد نارس «طبیعی» تلقی می‌شد، این یه اتفاق بزرگ بود. با این حال، جامعه‌ی پزشکی سال‌ها بهش بی‌اعتماد موند. می‌گفتن کارش نمایشه، غیرعلمیه، خارج از اصوله. ولی حقیقت اینه که پزشکی مدرن نوزادان نارس، سال‌ها بعد دقیقاً به همون مسیری رفت که کُنی زودتر از همه رفته بود. داستان مارتین کُنی یادمون می‌اندازه که پزشکی فقط مدرک و پروتکل نیست. گاهی یه نفر باید قبل از اینکه علم آماده باشه، جرأت کنه و بگه: «بیاین حداقل امتحان کنیم.» و بعضی وقت‌ها، همین امتحان کردن، تاریخ رو عوض می‌کنه. #history @beyondthescalpel

  • 1 янв.1 140123

    آموزش پزشکی در عصر هوش مصنوعی؛ چه چیزی باید عوض بشه؟ 🧠 مجموعه هوش مصنوعی در پزشکی: سری چهارم: «تأثیر AI بر هویت پزشک و رابطه درمانی» – قسمت نوزدهم شاید یه روزی، دانشگاه علوم پزشکی همدان: دانشجوی پزشکی، وسط سالن تشریح ایستاده، قلبی واقعی توی دستش، چشم‌هاش پر از هیجان و احترام. اما در کلاس کناری، گروهی دیگه دارن یاد می‌گیرن چطور با الگوریتم‌های تشخیص تصویر کار کنن، داده‌کاوی کنن، و بفهمن خروجی AI دقیقاً از کجا اومده. (البته که اکثر سیستم های هوش مصنوعی black box هستن) پزشکی، فقط حفظ آناتومی نیست. حالا باید هوش مصنوعی رو هم شناخت. چون نسل جدید پزشک‌ها، قراره با ماشینی کار کنن که پیشنهاد درمان می‌ده، روند بیمار رو پیش‌بینی می‌کنه، یا حتی جواب آزمایش رو تفسیر می‌کنه. پس آموزش پزشکی هم باید عوض بشه. در دانشگاه‌هایی مثل استنفورد، کمبریج و تورنتو، درس‌هایی با عنوان "AI for Clinicians" تدریس می‌شن. پزشکان آینده یاد می‌گیرن چطور خروجی یک مدل یادگیری ماشین رو تفسیر کنن، سوگیری الگوریتم رو تشخیص بدن، و بفهمن که کی باید به ماشین "نه" بگن. دیگه کافی نیست که پزشک فقط از هوش مصنوعی استفاده کنهباید زبانش رو هم بفهمه. در عصر جدید، پزشک خوب کسیه که هم به قلب بیمار گوش می‌ده، هم منطق الگوریتم رو می‌فهمه. پزشکی آینده، تلفیق علم بدن، فهم داده و قضاوت انسانی خواهد بود. پ.ن: شاید هنوز ماشین‌ها نتونن جای پزشک رو بگیرن، اما پزشک‌هایی که زبان ماشین رو بلد نباشن، کم‌کم جا می‌مونن... #MedAI @beyondthescalpel

  • 1 янв.859124

    آیا وجدان را می‌شود برنامه‌نویسی کرد؟ 🧠 مجموعه هوش مصنوعی در پزشکی: سری چهارم: «تأثیر AI بر هویت پزشک و رابطه درمانی» – قسمت بیستم اون پزشکمون رو یادتونه که یادداشت‌های روزانه‌شو مینوشت؟ دوباره یادداشت مینویسه: بیمار روی تخت دراز کشیده بود. خانواده‌اش خسته و نگران، تیم درمان مردد. الگوریتم گفته بود: «درمان بی‌فایده‌ست. احتمال بهبودی زیر ۵٪.» اما ساکت بودم. نه به‌خاطر شک در عدد، بلکه چون توی دلم یه صدا می‌گفت: «شاید هنوز زوده برای تسلیم شدن.» در پزشکی، گاهی تصمیم‌گیری فقط به داده بستگی نداره. گاهی چیزی وسط قلب آدم می‌لرزه. یه حس، یه شک، یه سوال ساده: «اگه اشتباه کنم چی؟ اگه یه شانس دیگه وجود داشته باشه چی؟» این صدا، همون چیزیه که اسمش رو گذاشتن وجدان حرفه‌ای. و سؤال اینه: آیا می‌شه این صدا رو توی الگوریتم نوشت؟ می‌شه به هوش مصنوعی یاد داد کی باید به‌جای آمار، به آدم نگاه کنه؟ تا الان، جواب صادقانه اینه که نه! هوش مصنوعی حالا قوی شده، دقیق شده، سریع شده. اما هنوز نمی‌تونه چیزی رو احساس کنه. نمی‌تونه بین «ممکن» و «اخلاقی» فرق بذاره. نمی‌تونه بفهمه چرا گاهی، درمان نکردن شجاعانه‌تر از درمان کردنه. علم، مغزه. ولی تصمیم درست، فقط مغزی نیست. یه جایی وسط داده و دل، پزشک باید بایسته با تمام شک‌ها، ترس‌ها و امیدها. پ.ن: هوش مصنوعی شاید یه روز «فکر کردن» رو یاد بگیره. اما تا وقتی «احساس کردن» بلد نباشه، پزشکیِ انسانی، به پزشک انسان نیاز داره. #MedAI @beyondthescalpel