شیمی در دانشگاه بیرجند
Статистикаاخبار، مطالب علمی، آموزشی و پژوهشی برای اساتید و دانشجویان شیمی در دانشگاه بیرجند ارتباط با مدیر کانال: afarrokhi@
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 35
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 190
- 1/48двое суток
- 217
- 1/72трое суток
- 234
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دوبله زنده و رایگان ویدیوهای خارجی روی اندروید! تا حالا شده یه ویدیوی انگلیسی، کلاس آنلاین، مصاحبه یا لایو ببینی و دلت بخواد همون لحظه فارسی بشنوی؟ 🔊 LivDub یه افزونه برای مرورگرهای مبتنی بر Chromiumـه که صدای تب مرورگر رو میگیره و با کمک Google Gemini Live، اون رو به زبان دلخواهت زنده دوبله میکنه. یعنی بهجای اینکه فقط زیرنویس ببینی، صدای ترجمهشده رو تقریباً همزمان با ویدیو میشنوی. 🎧 🌍 پشتیبانی از ۷۸+ زبان و فارسی هم داخل لیست زبانهاست. [🌐 سایت LivDub] افزونه کروم 🎬 به چه درد میخوره؟ ▫️ YouTube و ویدیوهای آموزشی ▫️ کلاسهای آنلاین ▫️ مصاحبه و پادکست ▫️ اخبار و سخنرانیها ▫️ لایو و استریم ▫️ هر سایتی که صدا داخل تب مرورگر پخش بشه این افزونه براحتی روی مرورگرهای دسکتاپ قابل نصب هست.
برای دههها، شیمیدانان با یک محدودیت اساسی در نحوهی انتقال الکترون مواجه بودهاند. وقتی دو مولکول برای دریافت یک الکترون رقابت میکنند، الکترون معمولاً به مولکولی میرود که کاهش آن آسانتر است. این ترجیح طبیعی میتواند مانع از هدایت واکنشها به سمت سایر مسیرهای دلخواه و مفید شود. اما اکنون پژوهشگران رویکرد متفاوتی را برای طراحی واکنش یافته اند که به این مشکل دیرینه در انتقال الکترون بطور گزینشپذیری میپردازد و میتواند طیف وسیعی از واکنشهایی که قبلاً غیرقابل دسترس بود را ممکن سازد. در این روش پژوهشگران کاتالیزوری را توسعه دادند که الکترون را مستقیماً در محلول اطراف آزاد میکند. به این ترتیب قویترین کاهنده و تهاجمیترین منبع الکترونی ممکن تولید می شود، زیرا یک الکترون آزاد ترجیح میدهد در هر مولکولی وارد تا اینکه به تنهایی در محلول سرگردان باشد. منبع: https://www.nature.com/articles/s41586-026-10897-7
▫️فاصله بین ادعا و عمل در اشتراکگذاری دادههای پژوهشی مقالهای از مجله JASIST میخواندم که درباره طراحی ابزاری برای شناسایی رفرنسهای جعلی تولیدشده توسط مدلهای زبانی بزرگ بود و نویسندگان ادعا کرده بودند که دقت ابزارشان خیلی بالاست. در بخش Data Availability Statement هم نوشته بودند: The reference verification application and source code can be downloaded from https://claricite.com رفتم آن سایت، دیدم نوشتهاند فعلاً در حال اصلاحش هستیم و بعداً دوباره در دسترس قرارش میدهیم. البته گفته بودند اگر کسی خواست، ایمیل بزند تا نسخه پیشانتشار (Pre-release) را همراه با مستندات در اختیارش بگذارند. من هم ایمیل زدم، ولی هنوز هیچ پاسخی نگرفتهام. این ماجرا من را یاد مقالهای در Journal of Clinical Epidemiology انداخت: Many researchers were not compliant with their published data sharing statement: a mixed-methods study (Link) در این پژوهش، محققان به ۱۷۹۲ نویسنده ایمیل زدند؛ به همان نویسندگانی که در مقالهشان نوشته بودند اگر درخواست بدهید، دادههای پژوهش را در اختیارتان قرار میدهیم. اما نتیجه واقعاً جالب بود: ۸۱٫۵ درصد (۱۴۶۱ نفر) اصلاً هیچ پاسخی ندادند. ۴٫۳ درصد (۷۷ نفر) ایمیلشان برگشت خورد. فقط ۱۴٫۲ درصد (۲۵۴ نفر) به ایمیل پاسخ دادند. از بین همین ۲۵۴ نفر هم فقط ۱۲۳ نفر دادهها را ارسال کردند و ۱۳۱ نفر با وجود پاسخ دادن، دادهای در اختیار پژوهشگران نگذاشتند. یعنی در نهایت، حدود ۹۳٪ از نویسندگان یا اصلاً به ایمیل پاسخ ندادند، یا پاسخ دادند اما دادهها را ارسال نکردند. بنابراین، صرف نوشتن یک Data Availability Statement در مقاله، هیچ تضمینی برای اشتراکگذاری واقعی دادهها نیست. گاهی بین آنچه در مقاله نوشته میشود و آنچه در عمل اتفاق میافتد، فاصله قابلتوجهی وجود دارد. به نظر میرسد بحران شفافیت دادهها جدیتر از آن چیزی است که تصور میکنیم. #Research 🆔 @irevidence
https://www.journal42.com/go/1406 چهار مسیر برای دیدن جهان؛ برندگان مدال فیلدز ۲۰۲۶ چه چیزی را در ریاضیات تغییر دادند؟
▫️آیا هوش مصنوعی انتشار مقالات علمی را کندتر، بدتر و گرانتر کرده است؟ جواب پروفسور Herbert Holden Thorp- سردبیر ارشد کل مجلات گروه Science- به سوال فوق، مثبت است. وی در قالب یک سرمقاله در شماره جدید مجله ساینس (Vol 393, Issue 6808) سعی کرده به این موضوع بپردازد که خلاصهای از آن را در ادامه میخوانید: دنیل گولدین (Daniel Goldin) مدیر ناسا در دهه 1990 گفته بود: هدف پیشرفت فناوری این است که محصولات را "سریعتر، بهتر و ارزانتر" (Faster, Better, Cheaper) کند. طرفداران AI نیز همین وعده را میدهند؛ اینکه AI، کار پژوهش و انتشار علم را سریعتر، بهتر و ارزانتر خواهد کرد و انسانها را از بخش زیادی از کارهای تکراری و زمانبر رها میکند. اما در حوزه انتشار مقالات علمی، واقعیت فعلی تقریباً عکس این وعده است. AI میتواند مقاله بنویسد، دادهها را تحلیل کند و حتی در طراحی پژوهش کمک کند، ولی اشتباهات زیادی هم تولید میکند؛ مثل: ساختن رفرنسهای جعلی، نتیجهگیریهای نادرست، استدلال ضعیف و حتی رفتارهایی شبیه تخلف پژوهشی، مثل انتخاب گزینشی دادهها یا دستکاری تحلیلها برای رسیدن به نتیجه دلخواه. چون این خطاها زیاد شدهاند، ناشران و داوران باید زمان بیشتری صرف بررسی مقالهها کنند. یعنی: مقالههای بیشتری ارسال میشود، اما بررسی هر مقاله سختتر و طولانیتر شده است و بنابراین هزینه انتشار علمی بالا میرود و فرآیند کندتر میشود. حتی ابزارهای AI برای تشخیص خطا هم کافی نیستند. ممکن است رفرنسهای جعلی را پیدا کنند یا سرقت علمی و دستکاری تصویر را تشخیص دهند، اما خودشان هم اشتباه میکنند و گاهی مقاله سالم را به اشتباه مشکوک اعلام میکنند. بنابراین در نهایت باز هم یک انسان مجبور است همهچیز را بررسی کند. اگر جامعه علمی این وضعیت را مدیریت نکند: پژوهشهای معتبر دیرتر منتشر میشوند، اطلاعات جعلی و بیکیفیت بیشتر وارد متون علمی میشود و در نتیجه اعتماد به علم کاهش پیدا میکند. در این فرایند، شرکتهای سازنده AI سود میبرند، اما هزینه اضافی بر دوش پژوهشگران، داوران و ناشران میافتد. البته که AI دستاوردهای بزرگی داشته است؛ مثلاً در پیشبینی ساختار پروتئینها و کشف مواد جدید تحول ایجاد کرده است و حرف این نیست که AI بیفایده است، بلکه این است که در فرآیند انتشار مقالات علمی، استفاده گسترده از AI در وضعیت فعلی، بار کاری انسانها را نه تنها کاهش نداده، بلکه حتی آن را افزایش هم داده است. خلاصه اینکه هوش مصنوعی در پژوهش میتواند بسیار مفید باشد، اما در نگارش و انتشار مقالات علمی هنوز هزینه نظارت انسانی آنقدر بالاست که وعده سریعتر، بهتر و ارزانتر را محقق نکرده است. #AI #publishing #Science 🆔 @irevidence
❖ انتخاب گزینشی (Cherry-picking) گاهی وقتها یک نفر برای دفاع از یک ادعا فقط یک یا دو مقاله میفرستد. مقاله را که باز میکنید ظاهرا همه چیز هم درست به نظر میرسد. نتیجه همان است که نقل شده، ژورنال هم معتبر است، نویسندگان هم شناخته شدهاند. همینجا معمولا بحث تمام میشود. درصورتی که از نگاه پژوهشی، تازه اولین سوال شکل میگیرد. خود آن مقاله چطور انتخاب شده است؟ اگر به جای آن، پنجاه مقالهی دیگر هم دربارهی همان موضوع وجود داشته باشد چه؟ اگر از میان همهی آنها فقط همان مطالعهای انتخاب شده باشد که با ادعای مورد نظر سازگار است دیگر مسئله کیفیت آن مقاله نیست. مسئله نحوهی انتخاب آن است. به همین علت هم اصطلاح Cherry-picking سالهاست وارد ادبیات روششناسی پژوهش شده است. این کار هم ممکن است اغلب ناخودآگاه انجام شود و فرد واقعا فکر میکند بررسی کرده است. یک مورد دیگر هم این است که خود مقاله هم همیشه یکدست نیست. بخش Results دادهها را نشان میدهد اما Discussion محل تفسیر همان دادههاست. این دو همیشه هموزن نیستند. خیلی وقتها دادهها محتاطاند ولی تفسیر گستردهتر نوشته شده است. اگر فقط چند جمله از Discussion جدا شوند ممکن است خواننده تصور کند خود دادهها همان نتیجه را تایید کردهاند. موارد دیگر هم وجود دارد. گزارشهای موردی(Case Report) گاهی به عنوان شواهد قطعی مطرح میشوند درحالی که که اساسا برای چنین کاری نوشته نشدهاند. یا مطالعهای با حجم نمونهی محدود، بدون اشاره به محدودیتهایش نقل میشود. یا هشت مطالعهای که نتیجهی دیگری داشتهاند کنار گذاشته میشوند و فقط همان مطالعهی نهم دیده میشود. هیچکدام از اینها الزاما به معنای خطای علمی نیستند ولی کنار هم میتوانند تصویری بسازند که با مجموعهی واقعی شواهد فاصلهی قابل توجهی دارد. به همین علت در پژوهش معمولا سوال اصلی این نیست که آیا برای این ادعا مقالهای وجود دارد؟ چون تقریبا برای هر ادعایی میشود مقالهای پیدا کرد. سوال اصلی این است که مجموعهی شواهد چه میگوید؟ به همین دلیل هم مرورهای نظاممند (Systematic Review) و متاآنالیزها معمولا ارزش استنادی بیشتری از یک مطالعهی منفرد دارند. آنها قرار نیست یک مقاله را انتخاب کنند؛ قرار است تقریبا همهی مقالههای مرتبط را کنار هم ببینند. هرچند همینها هم مصون از خطا نیستند. احتمالا مهمترین تفاوت میان خواندن یک مقاله و خواندن ادبیات یک موضوع همین باشد. مقاله، واحد تولید دانش است. و قضاوت علمی معمولا بر اساس یکی از آنها شکل نمیگیرد، بر پایهی کنار هم قرار گرفتن تعداد زیادی از همین واحدها شکل می گیرد.
پیوندهای تک الکترونی ممکن است رایجتر از آن چیزی باشند که شیمیدانان تصور میکردند بسیاری از پیوندهای شیمیایی را میتوان به عنوان پیوندهای تک الکترونی بهتر توصیف کرد. این گفته محققان اسپانیایی است که مطالعه محاسباتی آنها مواردی را شناسایی کرده است که در آنها، به جای یک جفت الکترون مستقر، پیوند توسط یک الکترون «فعال» بین دو هسته برقرار میشود، در حالی که یک الکترون «تماشاگر» دوم تا حد زیادی روی یکی از دو اتم باقی میماند. این تیم با بررسی سیستمهای سادهای که معمولاً به عنوان کووالانسی، یونی یا داتیو توصیف میشوند، شواهدی برای پیوندهای تک الکترونی در هر سه دسته یافته است. محققان با به چالش کشیدن باور رایج در مورد جفت الکترونها به عنوان واحد اساسی پیوند، میگویند که این یافتهها میتواند نحوه تفکر و آموزش پیوند شیمیایی را دوباره تعریف کند. این تیم مشتاق است ببیند محققانی از شیمی معدنی و فراتر از آن، این دیدگاه را به آزمایش میگذارند. پیوندهای داتیو به طور کلی نوعی پیوند جفت الکترونی در نظر گرفته میشوند که در آن هر دو الکترون توسط یک اتم تأمین میشوند. با این حال، آنجل مارتین پنداس از دانشگاه اویدو، که رهبری این مطالعه را بر عهده داشت، میگوید این توصیف، سوالات برجستهای را در مورد خواص چنین سیستمهایی به جا میگذارد. «یکی از مسائلی که هنوز در طول سالها حل نشده است این است: پیوند داتیو دقیقاً چیست؟ تعریف دهنده-پذیرنده در دهههای گذشته رایج بوده است و درک پیوندهای داتیو بسیار مفید است اما به خوبی فهم نشده است.» او میگوید این یافته که یک الکترون در طول فرآیند تشکیل پیوند در چندین سیستم داتیو، کووالانسی و یونی «اصلاً حرکت نمیکند» «بسیار جالب و شگفتانگیز» است. محققان با استفاده از ترکیبی از رویکردهای شیمی کوانتومی، از جمله شبیهسازیهای مونت کارلو و تابع توزیع الکترون، پیوند یک الکترونی را در چندین سیستم که به دلیل پیوندهای ضعیف و کشیده خود شناخته میشوند، مشاهده کردند که قبلاً با استفاده از مدلهای پیوندی مختلف طبقهبندی شده بودند. NH₃BH₃ به طور سنتی به عنوان یک کمپلکس دهنده-پذیرنده در نظر گرفته میشود که جفت الکترون تنها روی آمونیاک به یک اوربیتال خالی روی بور اهدا میشود. با این حال، هنگامی که محققان توزیع الکترونها را در مولکول، به جای جفت الکترون مورد انتظار، نقشهبرداری کردند، یک الکترون «فعال» غیرمستقر، که در پیوند بور با نیتروژن نقش دارد، و یک الکترون «تماشاگر» که در آمونیاک مستقر باقی مانده است، مشاهده کردند. محققان رفتار مشابهی را در LiH، یک سیستم یونی که پیوند آن به طور مرسوم به عنوان یک برهمکنش دو مرکزی و دو الکترونی توصیف میشود، مشاهده کردند. محاسبات آنها دوباره نشان داد که تنها یک الکترون در این جفت به طور فعال در پیوند دخیل است. یافته این که یک الکترون روی دهنده باقی میماند، در حالی که شریک غیرمستقر دیگر در پیوند شرکت میکند، با مطالعهای از آرنه هالاند در سال ۱۹۸۹ همسو است، که نشان داد پیوندهای داتیو به صورت هترولیتیکی میشکنند و گونههایی را تشکیل میدهند که در آن قطعه پذیرنده برای تبدیلهای شیمیایی بعدی واکنشپذیرتر است. مارتین پنداس میگوید با نظریههای فضای واقعی پیوند شیمیایی که در این مطالعه به کار گرفته شدهاند، «شما میتوانید شیمی را بدون تکیه بر اوربیتالها پیش ببرید»، که ممکن است برای شیمیدانان و معلمانی که به نظریه اوربیتال تکیه میکنند، مشکلاتی ایجاد کند، اما میتواند به حل بسیاری از مشکلات کمک کند: «من با همکارانی صحبت کردهام که سیستمهای سنتز مبتنی بر جفتهای تنها و پیوندهای داتیو دارند که در نهایت به جفتهای رادیکالی منجر میشوند. اگر به این روش فکر کنید، ممکن است به مسیرهای واکنش جدیدی برسید و راه جدیدی برای تهیه رادیکالها ارائه دهید. منبع: 1- D Barrena-Espés, E Francisco and Á Martín, Chem. Sci., 2026, DOI: 10.1039/d6sc01276k 2- https://www.chemistryworld.com/news/one-electron-bonds-may-be-more-common-than-chemists-thought/4023813.article
شیمیدان برنده جایزه نوبل، آمریکا را ترک میکند تا آزمایشگاه مواد هوش مصنوعی را در چین اداره کند. عمر یاغی، شیمیدان برنده جایزه نوبل، ایالات متحده را برای یک موقعیت تمام وقت در دانشگاه تسینگهوا در پکن، چین ترک کرده است، جایی که او یک موسسه جدید کشف مواد با کمک هوش مصنوعی را رهبری خواهد کرد. این اقدام در حالی صورت میگیرد که دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، همچنان به تلاشهای خود برای کاهش هزینههای علمی ایالات متحده و محدود کردن مشارکتهای تحقیقاتی بینالمللی ادامه میدهد . برخی از کشورها، از جمله چین، با وعده پول و حمایت، سعی در جذب استعدادهای آمریکایی داشتهاند. به عنوان مثال، اوایل امسال، فرانسه اعلام کرد که به دهها دانشمند آمریکایی که به آنجا نقل مکان میکنند، بودجه اعطا خواهد کرد. چین با برنامههای جذب استعداد، محققان بینالمللی را جذب کرده است و برخی از شهرها و استانهای آن حتی به محققان مبالغی یکجا و کمک هزینه ماهانه برای نقل مکان در داخل مرزهای خود ارائه میدهند. یاغی پیش از این با دانشگاه تسینگهوا ارتباط داشت - او در سال ۲۰۲۲ به عنوان استاد افتخاری آنجا منصوب شد. اما در مراسمی در ۳ جولای رسماً به عنوان عضو تمام وقت هیئت علمی مورد استقبال قرار گرفت. او در مصاحبه اخیر خود با Scientific American گفت که وضعیت فعلی علم در ایالات متحده «به دلیل کاهش کمکهای مالی» و به دلیل کاهش حمایت آژانسهای علمی ایالات متحده که محققان دانشگاهی به آنها متکی هستند، چندان دلگرمکننده نیست. او همچنین نگران این بود که محققان آمریکایی آنچه را که او «انقلاب هوش مصنوعی» مینامد، نپذیرفتهاند. او گفت که محققان باید با مدلهای هوش مصنوعی «به عنوان یک موضوع برای بقای سیستم تحقیقاتی پیشرفته در ایالات متحده» تعامل داشته باشند. یاغی - که از سال ۲۰۱۲ محقق دانشگاه کالیفرنیا(UC)، برکلی بوده است - به دلیل مشارکتهایش در علم مواد، جوایز متعددی از جمله جایزه جهانی علوم آلبرت انیشتین، جایزه ولف در شیمی و سال گذشته، بخشی از جایزه نوبل شیمی را دریافت کرده است. او همچنین چندین شرکت آمریکایی از جمله Atoco در ایروین، کالیفرنیا، که در حال توسعه موادی برای برداشت آب و جذب کربن است، و WaHa در فریمونت، کالیفرنیا، که دستگاهی ساخته است که «رطوبت را به آب خالص تبدیل میکند و در عین حال هزینههای انرژی برای کنترل آب و هوا را کاهش میدهد» را تأسیس کرده است. فرانک رامیرز، یکی از بنیانگذاران و مدیر اجرایی شرکت WaHa، میگوید یاغی در سال ۲۰۲۲ از هیئت مدیره این شرکت کنارهگیری کرده بود و افزود که کسبوکارهای این شرکت تحت تأثیر نقل مکان او به چین قرار نخواهند گرفت. سامر طاها، مدیر اجرایی شرکت آتوکو، میگوید که نقل مکان یاغی او را بیش از هر زمان دیگری با این شرکت درگیر نگه خواهد داشت. آتوکو با طرح علمی یاغی، یک سازمان غیرانتفاعی که توسط برنده جایزه نوبل برای ارتباط محققان در تعدادی از کشورها و حمایت از محققان تازهکار در حل چالشهای جهانی راهاندازی شده است، همکاری میکند. طاها میگوید نقل مکان یاغی به چین بخشی از این طرح علمی جهانی است و «فرصتهای اکتشافات متحولکننده را چند برابر خواهد کرد. مارینا ژانگ، محقق سیاست علمی در دانشگاه فناوری سیدنی در استرالیا که بر نوآوری در چین تمرکز دارد، میگوید انگیزه احتمالی پشت این اقدام یاغی میتواند این باشد که پس از برنده شدن جایزه نوبل، او میخواهد «کار بیشتری انجام دهد» و «با ترکیب هوش مصنوعی، شیمی و علوم مواد، الگوی جدیدی از تحقیقات بسازد». لی لیو، رئیس دانشکده شیمی دانشگاه، میگوید هدف دانشگاه چینهوا با حضور یاغی در برنامه جدیدش «مقابله با مشکلات پیچیده فراتر از هر حوزه واحد» و ایجاد پلی بین «سنتهای فکری شرق و غرب به نفع همه بشریت» است. منبع: https://www.nature.com/articles/d41586-026-02143-x
روز ۳ جولای، دانشگاه چینهوا مراسم انتصاب پروفسور عمر یاغی را به عنوان استاد ارشد این دانشگاه برگزار کرد. پروفسور عمر ام. یاغی، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۲۵ و یکی از برجستهترین شیمیدانان و دانشمندان مواد، به صورت تمام وقت به دانشگاه چینهوا پیوسته است. او قبل از این در چندین دانشگاه برجسته ایالات متحده سمت هیئت علمی داشته و در سال ۲۰۱۲ به دانشگاه کالیفرنیا، برکلی پیوست، جایی که کرسی استادی در شیمی را در اختیار داشت و همچنین به عنوان دانشمند ارشد هیئت علمی در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی خدمت کرد. منبع:https://www.tsinghua.edu.cn/en/info/1244/14984.htm
▫️ماکس پلانک و شیرینکاری انتشارات اشپرینگر ماکس پلانک (1947-1858)، برنده نوبل فیزیک و مشهور به پدر فیزیک کوانتوم، دو مقاله در سالهای 1940 و 1942در مجله Die Naturwissenschaften منتشر کرده بود. انتشارات Springer Nature در سال 2011 (یعنی بعد از 70 سال) این دو مقاله را به اتهام "نقض کپیرایت" ریترکت کرده است. اما حالا در 6 جولای 2026 و بعد از 15 سال اعلام کرده که ببخشید تصمیممان اشتباه بوده و خطای انسانی رخ داده! در قبر هم نمیذارن دانشمندان راحت بخوابند. 🆔 @irevidence
💢چرا علم امروز بیش از هر زمان دیگری به علوم انسانی نیاز دارد مجله Nature در یکی از تازهترین مقالات تحلیلی خود بر این نکته تأکید میکند که آینده هوش مصنوعی، ویرایش ژن، پزشکی دقیق و سایر فناوریهای نوظهور، تنها با پیشرفتهای فنی تضمین نمیشود؛ بلکه موفقیت این فناوریها به مشارکت فعال متخصصان علوم انسانی و اجتماعی نیز وابسته است. نویسندگان استدلال میکنند که موضوعاتی مانند عدالت، اعتماد عمومی، مسئولیتپذیری، سوگیری الگوریتمی و حفظ حریم خصوصی، صرفاً مسائل فنی نیستند و نیازمند تحلیلهای فلسفی، حقوقی، اخلاقی و اجتماعی هستند. از این رو، دانشگاهها باید از رویکردهای میانرشتهای فاصله نگیرند و پژوهشگران رشتههای مهندسی، علوم کامپیوتر، حقوق، روانشناسی، جامعهشناسی و فلسفه را در پروژههای مشترک گرد هم آورند. این دیدگاه همچنین بر بازنگری برنامههای آموزشی دانشگاهها تأکید دارد تا دانشجویان علاوه بر مهارتهای فنی، توانایی تحلیل پیامدهای اجتماعی فناوری را نیز کسب کنند. برای پژوهشگران حوزه فناوری اطلاعات، این مقاله یادآور آن است که توسعه «هوش مصنوعی قابل اعتماد» بدون توجه به ارزشهای انسانی امکانپذیر نیست. برای سیاستگذاران آموزش عالی نیز این پیام را دارد که سرمایهگذاری در علوم انسانی، مکمل توسعه فناوری است، نه رقیب آن. در نتیجه، یکی از مهمترین روندهای پژوهشی سالهای آینده، گسترش همکاریهای میانرشتهای برای طراحی فناوریهایی خواهد بود که علاوه بر کارآمدی، از نظر اخلاقی، اجتماعی و حقوقی نیز قابل اتکا باشند. Nature. (2026, June 24). Why science needs the humanities more than ever. Nature. https://www.nature.com/articles/d41586-026-01958-y UT Central Library 🆔@ScientificDialectics
▫️ آیا دوران چتباتها به سر رسیده؟ نسل بعدی هوش مصنوعی در راه است! تا الان شرکتهای تکنولوژی فکر میکردند برای باهوشتر کردن هوش مصنوعی، فقط کافیه مدلهای زبانی (مثل ChatGPT یا Gemini) را بزرگتر کنند و متنهای بیشتری به خوردشان بدهند. اما این روش کمکم دارد به بنبست میخورد! چرا مدلهای متنی کافی نیستند؟ بحران داده و انرژی: متنهای باکیفیت اینترنت در حال تمام شدن است و دیتاسنترها برق وحشتناکی مصرف میکنند. فقدان عقل سلیم: این مدلها دنیا را تجربه نمیکنند، بلکه فقط کلمه بعدی را حدس میزنند! به قول یکی از دانشمندان بزرگ (یان لوکان): «هوشمندترین سیستمهای فعلی ما حتی از یک گربه خانگی هم خنگترند!» چون گربه قوانین فیزیک را درک میکند، اما هوش مصنوعی نه. 🌟 راهحل جدید: ورود به «مدلهای جهانی» (World Models) به جای اینکه به هوش مصنوعی فقط متن بدهند، دانشمندان در حال ساخت محیطهای شبیهسازیشده (مثل بازیهای ویدیویی) هستند. هوش مصنوعی در این دنیاهای مجازی رها میشود تا مثل یک کودک خردسال، با آزمون و خطا قوانین فیزیک، فضا و علتومعلول را یاد بگیرد. شرکتهایی مثل گوگل و انویدیا و آزمایشگاه AMI روی این حوزه دارند کار میکنند. 💡در آینده چه اتفاقی میافتد؟ احتمالاً مدلهای متنی و مدلهای جهانی با هم ترکیب میشوند. یعنی در آینده با هوش مصنوعیای روبرو میشویم که هم خوب حرف میزند (مثل چتباتهای فعلی) و هم مثل انسان، دنیای فیزیکی اطرافش را کاملاً درک میکند. متن کامل مقاله را در مجله Science بخوانید. عنوان مقاله کلمات در برابر دنیاها است (Words vs. worlds) و به قلم Matthew Hutson نوشته شده. (لینک) 🆔 @irevidence
باغ شیمیایی
باغ شیمیایی اگرچه اولین گزارش ها از باغ های شیمیایی به قرن هفدهم بازمی گردد، اما تا دهه 2000 به طور دقیق مورد مطالعه قرار نگرفت. (1) باغ های شیمیایی، همچنین به عنوان باغ های سیلیکا یا باغ های کریستالی شناخته می شوند، ساختارهای دائمی و خودسازماندهی هستند که با تماس یک دانه نمک فلزی در محلول آبی قلیایی حاوی آنیون هایی مانند سیلیکات، فسفات یا کربنات تشکیل می شود. (2) اگر محلول دست نخورده بماند، در عرض چند دقیقه، رسوب درخت مانندی تولید می شود. باغ های شیمیایی شاید بهترین مثال در شیمی از یک فرآیند غیرتعادلی خودسازمانده باشد که ساختارهای پیچیده ای را ایجاد می کند. بسیاری از سیستمها و مواد شیمیایی مختلف میتوانند این ساختارهای خودسازمانده را تشکیل دهند که اندازه آنها از نانومتر تا متر متغییر است.(3) شرح عکس بالا: A- باغ شیمیایی که با افزودن نمک های کبالت، مس، آهن، نیکل و روی به محلول سیلیکات سدیم تشکیل شده است. B- باغهای شیمیایی سیلیکات روی در (a) عدم وجود میدان مغناطیسی و وجود میدان مغناطیسی (b) 6 تسلا و (c) 5/13 تسلا. C- باغ شیمیایی سیلیکات کبالت(II). Ref. 1- From chemical gardens to chemobrionics, Chem. Rev. 2015, 115, 8652-8703, DOI: 10.1021/acs.chemrev.5b00014. 2- Self-organization in precipitation reactions far from the equilibrium, Sci. Adv. 2016, 2, e1601144 DOI: 10.1126/sciadv.1601144. 3- Gravity-Induced Symmetry Breaking in Chemical Gardens, ACS Omega 2025 10, 9496-9502, DOI: 10.1021/acsomega.4c10551.
باغ شیمیائی. شرح در پائین👇
تحقیقات جدید نشان می دهد که برای بسیاری از افراد، حتی یک تابستان آفتابی برای بازگرداندن سطوح سالم ویتامین D کافی نیست. منبع: https://www.nature.com/articles/s41430-026-01760-z
https://www.journal42.com/go/871
قزاقستان: بزرگترین تولیدکننده جهان (حدود ۳۹٪ تولید جهانی در ۲۰۲۴). مزیت صادراتی عظیم. استرالیا: بزرگترین ذخایر جهان (۲۸٪). پتانسیل صادراتی بالا، به ویژه با کشورهای دوست به غرب. کانادا: تولیدکننده دوم (۲۴٪)، با فناوری پیشرفته و معادن امن. نامبیا و نیجر: تولیدکنندگان مهم آفریقایی با پتانسیل رشد. چرا سود میبرند؟ هستهای بخشی جداییناپذیر از گذار انرژی خصوصا برای صنایع سنگین و با نیاز به انرژی پایدار ۲۴ ساعته و در طول هفت روز هفته است (IEA آن را در سناریوهای net-zero ضروری میداند). این کشورها درآمد صادراتی پایدار خواهند داشت، مشروط به مدیریت مسائل زیستمحیطی و سیاسی. واردکنندگان بزرگ سوختهای فسیلی: کاهش وابستگی = سود استراتژیک کشورهایی که میلیاردها دلار برای واردات نفت، گاز و زغالسنگ هزینه میکنند، با ترانزیشن بیشترین صرفهجویی و امنیت انرژی را کسب میکنند. چین و هند: بزرگترین واردکنندگان. گذار انرژی وابستگی به خاورمیانه را کاهش میدهد و رشد صنعتی سبز ایجاد میکند. ژاپن و کره جنوبی: واردکنندگان سنگین که در فناوری (باتری، هیدروژن) سرمایهگذاری کردهاند. کره جنوبی (LG Energy Solution، Samsung SDI، SK On): رهبری در فناوری باتریهای پرچگالی، solid-state و کاربردهای premium (EVs و ESS). سود: ایجاد صنایع جدید صادراتی و کاهش انتشار در صنایعِ دشوارِ کربنزدایی. فناوریهای راکتورهای هستهای پیشرفته و راکتورهای مدولار کوچک (SMRها) ایالات متحده: نوآوری در SMRها (NuScale و غیره) با پتانسیل صادرات. کره جنوبی و فرانسه: فناوری PWR پیشرفته و تجربه ساخت. اروپا و کره جنوبی: فناوری (هیدروژن، باتری، هستهای) + کاهش وابستگی واردات. قزاقستان، شیلی، اندونزی: منابع خام + تلاش برای ارزش افزوده محلی. کشورهای نفتی (ایران ، عربستان، روسیه) اگر در هیدروژن blue/green و تنوع سرمایهگذاری کنند، میتوانند بخشی از سود را ببرند، در غیر اینصورت ضرر میکنند. گذار انرژی یک مسابقه چندبعدی است: مواد + فناوری + سیاست + اجرا. کشورهایی که زنجیره کامل ارزش را بسازند (از معدن تا محصول نهایی و صادرات tech)، بیشترین سود اقتصادی، شغلی و ژئوپلیتیک را میبرند.این گذار تا ۲۰۵۰ نقشه قدرت جهانی را تغییر خواهد داد. کشورهای در حال توسعه با سیاستهای هوشمند (جذب سرمایه، آموزش نیروی کار، ارزش افزوده محلی) میتوانند جهش کنند.
تحلیل جامع فرصتها و برندگان گذار انرژی: June 22, 2026 گذار انرژی به حرکت جهانی از سوختهای فسیلی به منابع تجدیدپذیر، خودروهای برقی، باتریها و فناوریهای کمکربن اشاره دارد و یکی از بزرگترین تحولات اقتصادی-ژئوپلیتیک سده ۲۱ است. این گذار نه تنها محیط زیست را تغییر میدهد، بلکه نقشه قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک جهان را بازنویسی میکند. برخی کشورها با بهرهبرداری از مزیتهای خود (مانند معادن بحرانی، زنجیره تأمین، نوآوری و سیاستگذاری) بیشترین سود را میبرند، در حالی که وابستگان به نفت و گاز ممکن است ضرر کنند. در این نوشته، بر اساس گزارشهای معتبر مانند آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، دادههای USGS و تحلیلهای اقتصادی ۲۰۲۵-۲۰۲۶، برندگان اصلی را بررسی میکنیم. ۱. چین: بدون شک بزرگترین برندهچین به تنهایی حدود ۳۸٪ از سرمایهگذاری جهانی در انرژی ترانزیشن را در سال ۲۰۲۳ به خود اختصاص داد و صادرکننده اصلی فناوریهای سبز (پنلهای خورشیدی، باتری، خودروهای برقی) است. تسلط بر زنجیره تأمین مواد بحرانی: چین بیش از ۵۰-۷۰٪ لیتیوم، کبالت و نیکل و نزدیک به ۹۰٪ عناصر نادر خاکی (Rare Earths) را پالایش میکند. شرکتهای چینی در معادن استرالیا، شیلی، جمهوری دموکراتیک کنگو و اندونزی سرمایهگذاری سنگین کردهاند. تولید انبوه و هزینه پایین: چین کارخانههای عظیم خورشیدی، بادی و باتری ساخته و حالا صادرکننده خالص فناوری سبز است (صادرات سبزش حتی از صادرات نفت و گاز آمریکا پیشی گرفته). سیاستگذاری دولتی: سرمایهگذاری مداوم و زنجیره کامل تأمین از معدن تا محصول نهایی. چین نه تنها وابستگی به واردات انرژی را کاهش میدهد، بلکه نفوذ ژئوپلیتیک خود را از طریق صادرات فناوری افزایش میدهد. ۲. استرالیا: پادشاه لیتیوم و مواد معدنیاسترالیا بزرگترین تولیدکننده لیتیوم جهان است و ذخایر قابل توجهی از کبالت و عناصر نادر خاکی دارد. مزایا:صادرات مواد خام به چین و غرب (به ویژه با تمرکز بر «friend-shoring» برای کاهش وابستگی به چین). پتانسیل بالای انرژی خورشیدی و بادی در مناطق وسیع و خشک. اقتصاد پیشرفته و ثبات سیاسی که جذب سرمایه را آسان میکند. استرالیا میتواند «عربستان سعودی مواد معدنی سبز» شود، مشروط به توسعه پالایش داخلی. ۳. شیلی و «مثلث لیتیوم» (آرژانتین، بولیوی) شیلی و همسایگانش بیش از نیمی از تولید لیتیوم جهانی را تأمین میکنند. مس (برای کابلها و توربینها) نیز مزیت بزرگ شیلی و پرو است. فرصتها:درآمد صادراتی عظیم از تقاضای رو به رشد باتریها. پتانسیل توسعه صنایع پاییندستی (پالایش و باتریسازی) با سرمایهگذاری خارجی. انرژی تجدیدپذیر ارزان (خورشیدی در صحرا) برای جذاب کردن تولید سبز. چالش: نیاز به سیاستهای ملی قوی برای حفظ ارزش افزوده داخل کشور به جای خامفروشی. ۴. ایالات متحده: نوآوری و سیاستهای حمایتی آمریکا با قانون کاهش تورم (IRA) و سرمایهگذاری در تولید داخلی، در حال رقابت جدی است. برندگان بالقوه دیگر اندونزی: بزرگترین تولیدکننده نیکل، با سیاست ممنوعیت صادرات خام برای توسعه صنایع پاییندستی. مراکش و آفریقا: پتانسیل خورشیدی عالی و ذخایر معدنی (کبالت DRC). برزیل: پیشرفت خوب در شاخص گذار انرژی و منابع متنوع معدنی و عناصر کمیاب. زیان دهندگان احتمالی: کشورهای وابسته به صادرات نفت و گاز (مانند عربستان، روسیه، برخی اعضای OPEC) ممکن است با کاهش تقاضا مواجه شوند، مگر اینکه متنوعسازی کنند (مانند سرمایهگذاری سعودی در هیدروژن سبز. نتیجهگیری و توصیه: بزرگترین برندگان کسانی هستند که زنجیره کامل ارزش (معدن + پالایش + تولید + نوآوری) را کنترل کنند. چین فعلاً جلوتر است، اما تنوع جهانی (استرالیا، آمریکا، آمریکای لاتین) در حال شکلگیری است. برای کشورهای در حال توسعه، کلید موفقیت: سیاستهای صنعتی هوشمند، جذب سرمایه خارجی مسئولانه، و تمرکز بر ارزش افزوده محلی به جای خامفروشی. گذار انرژی نه تنها یک الزام زیستمحیطی، بلکه فرصتی تاریخی برای بازتعریف جایگاه اقتصادی در جهان است.این گذار پر از چالش (نوسان قیمت مواد، مسائل زیستمحیطی معدنکاری، ژئوپلیتیک) اما پر از فرصت برای کشورها و شرکتهایی است که زودتر و هوشمندتر حرکت کنند. آینده انرژی، آینده قدرت جهانی را تعیین خواهد کرد. گذار انرژی فقط انرژی خورشیدی و بادی نیست؛ بلکه انرژی هستهای (به عنوان منبع انرژی کمکربن پایدار)، هیدروژن، باتریهای پیشرفته و ذخیرهسازی هم میشود. این تنوع، برندگان متنوعی ایجاد کرده است. با احیای انرژی هستهای (به دلیل نیاز به برق پایهای کمکربن برای دیتاسنترها، EVها و صنعت)، تقاضای اورانیوم افزایش یافته است.
چین فراتر از عناصر کمیاب: چنگ زدن بر گلوگاههای صنایع آمریکا در حالی که جنگ تجاری آمریکا و چین همچنان داغ است، پکن استراتژی جدیدی را در پیش گرفته: گسترش مخفیانه رژیم کنترل صادرات خود، نه فقط به عناصر نادر خاکی (Rare Earths) که قبلاً شناختهشده بود، بلکه…