- Noir Quill -
Статистикаصرفا برای کشت و کشتار دور هم جمع شدیم. نه کسی به پایان خوش اعتقاد داره، نه کسی به شروع خونین. اینجا ترجیح همه، برعکسه کلیشههاست. - https://t.me/BiChatBot?start=sc-c6036a529d لینک ناشناس قلمجوهای عزیزم🫶🦋
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 92
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 23
- 1/48двое суток
- 26
- 1/72трое суток
- 28
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
وقتی بغلش میکنم انگار؛ بچگی برمیگرده که هیچوقت نداشتمش. شایدم نوجوانی که باهاش داشتم. نمیدونم فقط میدونم حس یه نفس عمیق رو میده بعد بالا اومدن از آب. ( میدونم فهمیدی خودتی روحدیدهی عزیزم)
یک چیز بسیار زیبا خوندم :) میگفت چیزی که دوست دارید به دست بیارید. مگرنه مجبورید چیزایی که بدست اوردین رو دوست بدارید.
عاشق حذف کردن آدمای حذف کردنیام. خودش منتظر بود، من رو راهنمایی کرد که از کدوم سمت برونمش. و من ترسی از رفتن و حذف کردن، نموندن و نداشتن آدما ندارم. چون آدما میان؛ میرن. برای رفتن میان. پس بخش هیجانانگیز زندگیم همین حذف کردن آدمای رفتنیه.
صرفا چون یک بار یک متقلب برده، بخاطر کوتاهی تو نباید بذاری فکرکنه با همین فرموون بره جلو میتونه بقیه چیزام داشته باشه. به اصطلاح که « افراد پشت صحنهام میدونستن» و نباید.
فقط یک چیزی رو هرگز نباید فراموش کرد. همیشه، استعداد، کوشش، دانایی میتونه تقلب رو شکست بده. این حقیقت تلخ همه متقلبها و همه کسانی که مقابلشون ایستادن میدونند. #unspoken
اوضاع طوری شده که دیروز داشتم خیلی جدی سر یک مسئلهای با خدا معامله میکردم. میگفتم تو این کارو بکن، منم این کارو میکنم. انگار نه انگار خدایی گفتن، بندهای گفتن.🦦
اوضاع طوری شده که دیروز داشتم خیلی جدی سر یک مسئلهای با خدا معامله میکردم. میگفتم تو این کارو بکن، منم این کارو میکنم. انگار نه انگار خدایی گفتن، بندهای گفتن.🦦
یه وایب عجیبی بود، تولدش دقیقا تو یک روز بود باهام- 😂😭
بچهها امروزتولدمه، بعد فهمیدم تولد دوستمم امروزه، جزو یک در سیصدوشصستوپنج روز سال-
جدی جدی بچهها تولدمون تو یه روزه-
تولد خودم و همزادم مبارکمون باشه.
بچهها هنوزم دارم ادامش میدم. مثلا خیلی کمتر چایی سبز میخورم یا اصلا نمیخورم؛ فقط چایی میخورم. اراده خیلی مهمه.✅️
من پیش خورشیدجانم- درحالیکه دارم چندتا موضوع باهم پیش میبرم✅️
این هم در آخر فایل صورتی داستانمونه>🩶✨️
видео или голосовое, без подписи
MAGNUM OPUS (5).pdf
این هم یه ادیت برای دیدن وایبش>>>
و حتی شاید باورتون نشه، نسخه صوتی هم داره که براتون میذارمش-
فایل داستان گروهی: بلوفزنها✨️ با زحمت تمام بچههای گروهه-
در تئاتری که همگان گمان میبرند فقط بهر یک نمایش ساده نشستهاند، با کارگردانی کارکشته؛ دستیاری متعهد کمکم با کنار رفتن هرپرده درمیابند تنها چیزِ سادهی آنجا فقط نفس کشیدنشان است. هرپرده نمادی را به تصویر میکشد، نماد کیمیاگری برای رسیدن به کمال! ولیکن هر کیمیاگری روش خاص خودش را برای رسیدن به اتمامش طی میکند...