tgindex
𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓 𝒐𝒇 𝑨𝒏𝒂𝒉𝒊𝒕𝒂 🔮

𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓 𝒐𝒇 𝑨𝒏𝒂𝒉𝒊𝒕𝒂 🔮

Статистика
@blueoctianперсидский

⋆ ˚。⋆୨♡୧⋆ ˚。⋆ ☆ A little corner of my universe ☆ ☾ Aries • ENTJ • ☁️︎stu- Structural Eng 𖦹°‧★Drawn to structures, stars, and stories★‧°𖦹

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
72
Всего постов
72
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
32
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
5
40 постов
Вовлечённость
15,6%
к подписчикам
Постов в день
10,3
всего 72
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
5
1/48двое суток
5
1/72трое суток
6

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • او شمعی روشن کرد و با خودش زمزمه کرد: «پس بالاخره زمانش رسیده که رها کنم و فراموش کنم.» آرام نشست و به شعله‌ای که می‌لرزید خیره شد؛ انگار شعله می‌توانست تمام خاطرات، پشیمانی‌ها و احساساتی را که مدت‌ها با خودش حمل کرده بود، بسوزاند. می‌دانست رها کردن همه‌چیز یک‌باره اتفاق نمی‌افتد و بعضی چیزها همیشه اثری در قلبش باقی خواهند گذاشت. با این حال، در اعماق وجودش آرزو می‌کرد که روزی بتواند همه‌ی این‌ها را پشت سر بگذارد، دوباره آزادانه نفس بکشد و بالاخره مسیر خودش را پیدا کند؛ مسیری که فقط متعلق به خودش باشد، بدون سنگینی تمام چیزهایی که مدت‌ها به آن‌ها چنگ زده بود~

  • 𝚂𝚑𝚎 𝚕𝚒𝚝 𝚊 𝚌𝚊𝚗𝚍𝚕𝚎 𝚊𝚗𝚍 𝚠𝚑𝚒𝚜𝚙𝚎𝚛𝚎𝚍 𝚝𝚘 𝚑𝚎𝚛𝚜𝚎𝚕𝚏, “𝚂𝚘, 𝙸 𝚐𝚞𝚎𝚜𝚜 𝚝𝚑𝚎 𝚝𝚒𝚖𝚎 𝚑𝚊𝚜 𝚏𝚒𝚗𝚊𝚕𝚕𝚢 𝚌𝚘𝚖𝚎 𝚝𝚘 𝚕𝚎𝚝 𝚐𝚘 𝚊𝚗𝚍 𝚏𝚘𝚛𝚐𝚎𝚝.” 🕯 𝚂𝚑𝚎 𝚜𝚊𝚝 𝚚𝚞𝚒𝚎𝚝𝚕𝚢, 𝚠𝚊𝚝𝚌𝚑𝚒𝚗𝚐 𝚝𝚑𝚎 𝚏𝚕𝚊𝚖𝚎 𝚏𝚕𝚒𝚌𝚔𝚎𝚛, 𝚊𝚜 𝚒𝚏 𝚒𝚝 𝚌𝚘𝚞𝚕𝚍 𝚋𝚞𝚛𝚗 𝚊𝚠𝚊𝚢 𝚎𝚟𝚎𝚛𝚢 𝚖𝚎𝚖𝚘𝚛𝚢, 𝚎𝚟𝚎𝚛𝚢 𝚛𝚎𝚐𝚛𝚎𝚝, 𝚊𝚗𝚍 𝚎𝚟𝚎𝚛𝚢 𝚏𝚎𝚎𝚕𝚒𝚗𝚐 𝚜𝚑𝚎 𝚑𝚊𝚍 𝚌𝚊𝚛𝚛𝚒𝚎𝚍 𝚏𝚘𝚛 𝚏𝚊𝚛 𝚝𝚘𝚘 𝚕𝚘𝚗𝚐.🔥 𝚂𝚑𝚎 𝚔𝚗𝚎𝚠 𝚝𝚑𝚊𝚝 𝚕𝚎𝚝𝚝𝚒𝚗𝚐 𝚐𝚘 𝚠𝚘𝚞𝚕𝚍 𝚗𝚘𝚝 𝚑𝚊𝚙𝚙𝚎𝚗 𝚊𝚕𝚕 𝚊𝚝 𝚘𝚗𝚌𝚎, 𝚊𝚗𝚍 𝚝𝚑𝚊𝚝 𝚜𝚘𝚖𝚎 𝚝𝚑𝚒𝚗𝚐𝚜 𝚠𝚘𝚞𝚕𝚍 𝚊𝚕𝚠𝚊𝚢𝚜 𝚕𝚎𝚊𝚟𝚎 𝚊 𝚖𝚊𝚛𝚔 𝚘𝚗 𝚑𝚎𝚛 𝚑𝚎𝚊𝚛𝚝. 𝚂𝚝𝚒𝚕𝚕, 𝚍𝚎𝚎𝚙 𝚍𝚘𝚠𝚗, 𝚜𝚑𝚎 𝚠𝚒𝚜𝚑𝚎𝚍 𝚝𝚑𝚊𝚝 𝚘𝚗𝚎 𝚍𝚊𝚢 𝚜𝚑𝚎 𝚌𝚘𝚞𝚕𝚍 𝚙𝚞𝚝 𝚊𝚕𝚕 𝚘𝚏 𝚝𝚑𝚒𝚜 𝚋𝚎𝚑𝚒𝚗𝚍 𝚑𝚎𝚛, 𝚋𝚛𝚎𝚊𝚝𝚑𝚎 𝚏𝚛𝚎𝚎𝚕𝚢 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗, 𝚊𝚗𝚍 𝚏𝚒𝚗𝚊𝚕𝚕𝚢 𝚏𝚒𝚗𝚍 𝚑𝚎𝚛 𝚘𝚠𝚗 𝚙𝚊𝚝𝚑~ 𝚊 𝚙𝚊𝚝𝚑 𝚝𝚑𝚊𝚝 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐𝚎𝚍 𝚘𝚗𝚕𝚢 𝚝𝚘 𝚑𝚎𝚛, 𝚏𝚛𝚎𝚎 𝚏𝚛𝚘𝚖 𝚝𝚑𝚎 𝚠𝚎𝚒𝚐𝚑𝚝 𝚘𝚏 𝚎𝚟𝚎𝚛𝚢𝚝𝚑𝚒𝚗𝚐 𝚜𝚑𝚎 𝚑𝚊𝚍 𝚋𝚎𝚎𝚗 𝚑𝚘𝚕𝚍𝚒𝚗𝚐 𝚘𝚗 𝚝𝚘~ -𝑨𝒏𝒂𝒉𝒊𝒕𝒂

  • هر آنچه در اجتماع امروزی ما احمقانه است، آنجا عاقلانه خواهد بود و آنچه نزد ما در شرايط کنونی غیر طبیعی است، در آنجا کاملا طبیعی خواهد نمود. همه چیز بسته به آن است که انسان در چه شرایط و وضعی قرار گرفته باشد، همه چیز بسته به محیط است و انسان به خودی خود هیچ است. -Crime and Punishment

  • حسی که به ناخن انگشت شستم دارم: خنجر براق🔪🩵

  • به خاطر وایبی که از Odette گرفتم- اومدم ترکیبی این رنگی لاک زدم~💅🏻

  • без подписи

  • ایسگاش کردم~👩🏼‍🦯

  • без подписи

  • جدی با این کاراشون هر سری یه سکته می‌کنم نفسم میره

  • جدی دارن با نت چیکار میکنن!!!!! جمینای اصلا نمیاد

  • سیسی یه کیک درست کرد مزه حلیم میداد "':

  • رفتم اپرا خوش گذشت🪄

  • Reason for ... Mom told me ?🙄🤣

  • без подписи

  • تا میام غر بزنم- حس می‌کنم الکیه جدی بگو به درک و خودتو راحت کن-

  • خودتون هم کم‌کم دارین متوجه این موضوع می‌شین و وقتشه که با مهربونی و شفقت بیشتری به خودتون نگاه کنین. به خودتون اجازه بدین که سکوت و آرامش رو تجربه کنین؛ اجازه بدین زندگی بدون اینکه همیشه در حالت آماده‌باش و مراقبت از خودتون باشین، جریان داشته باشه.

  • 14 авг.2из wacotexasdn

    ⋆. 𐙚 ˚𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅 𝒕𝒉𝒊𝒔 𝒎𝒆𝒔𝒔𝒂𝒈𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝑰'𝒍𝒍 𝒎𝒂𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒕𝒉𝒊𝒔 𝒃𝒂𝒔𝒆𝒅 𝒐𝒏 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒗𝒊𝒃𝒆 𝒍𝒊𝒎𝒊𝒕: 𝒕𝒊𝒍𝒍 𝑰 𝒄𝒓𝒐𝒔𝒔 𝒊𝒕

  • 14 авг.2из MidnighttDolls

    Forward this so I would picture you as a moving portrait in a longgg corridor and will tell you the lore behind your portrait!! Limit: هرچی بیشتر بهتر؟ @DustOnLace_bot برای پرایوتا!!

  • همچین حسی دارم وقتی هر سال وارد زندگی ی نفر میشم بهش انگیزه میدم بهش میگم ی روز قراره برم و واقعا ی روز میرم

  • بخش R&D تیمو دادن به من اولش یه ذره گارد داشتم نسبت بهش- الان اینطوری ام که وای خیلی خفنه که~🧑🏼‍🩰