بنیاد فرهنگ شهرستان اردستان
Статистикаاین تالار تخصصی از ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۷ با هدف ارتقای فرهنگ شهرستان اردستان ایجاد شده و پس از ۸ سال فعالیت بزرگترین بانک اطلاعاتی فرهنگ منطقه محسوب میگردد. کامران هاشمی @Kamranhashemiardestani شماره تلفن همراه، تلگرام ، ایتا و واتس آپ 09127130979
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 162
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 33
- 1/48двое суток
- 37
- 1/72трое суток
- 40
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۹۲ ( متنوع) 🖌 راوی : بتول بقایی 🔡🎤آوانگاری و خوانش: محمدعلی بقایی 🔶🔷🔶🔷 🔸گانی به بورد هئنه. Gāni be buræd he:næ. گانی به بارت میگذارد. کنایه از اینکه تو را مورد تهمت و آزار و اذیت قرار می دهد. 🔸اَء به هاش هئده. A: be hāš he:dæ. اَ به هاش می دهد. کنایه از اینکه بی توجهی می کند و از زیر کار در میرود. یابو آب میدهد 🔸جُٰف پوکِ مومه که به پلشتِ ناقسّه. Jōf puke momæ ke be palašte nāqæštæ. مانند پاکی می ماند که به ناپاکی نگاه می کند. کنایه از فردی است که از غذایی بدش میاید و سر سفره بی میل میخورد. 🔸ماءر چَئر وٰ چِلالی وئتر از پییَئـ صَد تومنییه. Mā:r ča:rō čelāli va:tar az piya: sad tömæniyæ. مادر چرخ و چلالی بهتر از پدر صد تومانی است. کنایه از مهر و محبت مادر نسبت به فرزند در مقایسه با پدر دارد. چَئر = چرخ ریسندگی چِلالی = ظرف سبدی درب دار که در آن پنبه (چُله) قرار می دادند که تشابه با گُمبی داشت. 🔸سَئـ قَبر قیریبوم زیاد بَرمه نَکه چشاد کورِ بو. Sa: qabr qiribom ziyād barmæ nake čæšad köre bö. سر قبر غریبان زیاد گریه نکن چشمانت کور میشود. کنایه از دلسوزی های زیاد و بی مورد و بی جا برای افراد ناسپاس دارد. مشابه = دایه دلسوز تر از مادر 🔸قاءدَد کییا دَ ارشنیده هموم یُوت که قاء مئدمد ارشنیده. Qā:dad kiyā da erešnidæ hamom yo:t ke qā: ma:damad erešnidæ. حرفت را کجا شنیده ای همان جایی که حرف مردم را شنیده ای. کنایه از مذمت غیبت دارد. مشابه: آن که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد 🔸دَس هِمئده بکارِ شو ولی دل همئده بکاء نئشو. Das hema:dæ bekāre šö væli del hema:dæ bekā: na:šö. دست شکسته بکار میرود اما دل شکسته بکار نمیرود. کنایه از شکستن دل دارد که موجب بی انگیزگی در کار میشود. 🔸گِل تَئـ پا نداره. Gel ta: pā nadāræ. گل ته پا ندارد. کنایه از کسی است که متانت و سنگینی ندارد و نمی تواند سر جایش بنشیند و دائما این ور و اون ور میرود. 🔸ننگاره که بنگاره همی عالم به تنگ آره. Nã(n)gāræ ke bê(n)gāræ hamey ālam be tã(n)g āræ. کسی که حرف نمی زند وقتی حرف بزند همه را به تنگ می آورد. کنایه از کسی است که برای ایجاد دعوا و مشاجره به موقع با حرفهایش همه را بهم میریزد. 🔸هئکی هئچیش به شیئـ ایگیرت به گورِ بره. Ha:ki ha:čiš be ši: igiræt be göre beræ. هر کسی هر چیزی را به شیر گرفت به گور می برد. کنایه از وقتی است که رفتاری از کودکی در سرشت فردی نهادینه شده و تا وقتی می میرد همراه او هست. @bonyadeardestan 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۸ 🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 📌۴-- بدی دیگر، بی بدی... اگر خدا بخواهد، دیگر آموخته ام که کلمه « بدی» از کسی را بر زبان نیاورم که آنکه از او بدی نگفتم و در هیأت مدیر بازنشستگان هم ازاو حمایت کردم و چقدر پیش وقبل از من تعریف کرده بود و مایه آبرویی شده بود و باز خدا را شکر که همو را آوردم در آن جلسه حضوری که باشد و ببیند که چقدر میخواهند من ریاست کانون بازنشستگان را قبول کنم و نمیکنم که براستی این چقدر خیر است. ۵-- بخصوص در خانواده.... و این هم که هنوز در فکرم بود از کسانی که در میان اعضای خانواده نارضایتی دارم و آنکه هیچ حرفی و کارش روی حساب و کتاب نیست گهگاهی انتقاد کنم یا تذکر بدهم، که بذهنم رسید با نتیجه خوبی که از تجربه بالا گرفتم، در این خصوص هم دیگر کلمه ای بر زبان نیاورم و خدا را بسی شکر و سپاس میگویم که مرا زنده گذاشت تا به این مرحله از رشد و فکر و تزکیه نفس و اعتلا برسم و در این جریان باید خدا را به این لطف و کرمش هزار مرتبه شکر و سپاس گویم. ادامه دارد.... @bonyadeardestan 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۹۱( ادامه حرف ب- بز) 🖌گردآورنده: علیرضا عظیم پور اردستانی 🔡🎤آوانگاری و خوانش: محمدعلی بقایی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷 🔸گُشت بُٰز هَـئـ چِقَد چَئب بو به چئبی دُٰمبه نَئرسه. Göšt bōz ha: čeqad ča:b bö be ča:bi dōmbæ na:resæ. گوشت بز هرچقدر چرب باشد به چربی دنبه نمی رسد. کنایه از اینکه در مقابل افراد تازه به دوران رسیده، اشخاص با فضل و دانش اگر منزلت ظاهری خود را از دست بدهند باز هم گرامی تر از افراد بی فضیلت هستند. 🔸ما روٰ بِوِنْ کِه از بُٰزَمْ دُٰمبَئـ پییه. Mā rō beven ke az bōzam dōmba: piyæ من را نگاه کن که از بز دمبه می خواهم. کنایه از شخص خسیس انتظار کمک یا محبت داشتن است. 🔸مو بُٰز پا بَند خویْ بُٰز که. Mü bōz pā band xoy bōz ke. موی بز پای بند خود بز کن کنایه از اینکه درآمد هر چیزی را خرج خودش کن. 🔸اگه گُودتری بِه ریشه بُٰز وئتَر از مِشه. ægæ go:dtæri be rišæ bōz va:tar az mešæ. اگر بزرگی به ریش است بز بهتر از میش است. یعنی نیرنگ ظاهر را نباید خورد یا به ظاهر نمی توان حکم کرد. 🔸اگه نی کدخدا بو وُٰ نی روزگار نَه ایتا بُٰز بِئمومه نه ایتا بُٰزغاله. ægæ ni kadxodā bö vō ni rözegar na itā bōz be:momæ na itā bōzqālæ. اگر این کدخدا باشد و این روزگار نه یک بز می ماند و نه یک بزغاله. این مثل هنگامی بکار می رود که مردم روزگار سختی در پیش داشته باشند. 🔸بُٰز که عالفش پییه خوٰش پییه پوزَش دراز کِره. Bōz ke ālefaš piyæ xōš piyæ pözaš derāz keræ. بز که علف می خواهد بایستی خودش پوزه اش را دراز کند. کنایه از اینکه هر کسی در زندگی خواهان پیشرفت است بایستی خودش پا پیش بگذارد وتلاش وکوشش کند. 🔸بُٰز گَئر سَئــ دَسّه گله هه. Bōz ga:r sa: dassæ galæ hæ. بز گر سر دسته گله است. کنایه از اینکه افراد بی لیاقت میدان دار شده اند. 🔸بُٰزو دوم دُٰمَش آخه. Bōzö düm dōmaš āxæ آن بز روی دم خود خوابیده است. کنایه از اینکه هر کس بایستی حواسش جمع زندگی خودش باشد. 🔸بُٰز وِشتَرِ وِزه یا دُٰز؟ Bōz veštare vezæ yā dōz? بز بیشتر می دود یا دزد؟ کنایه از آنکه بز بیشتر از سارق دزدی می کند با اینحال به جائی نرسیده است. 🔸چوپّوم اگه پیبوش چپوشَمِ دوشه. Čoppom ægæ piböš čapöšame döšæ. چوپان اگر بخواهد چَپُش ( بز نر) هم می دوشد. کنایه از افراد بانفوذ و قدرتمندی است که هر کاری بخواهند انجام می دهند، حتی اگر آن کار غیرممکن باشد. 🔸دُٰز حاضِرو بُٰزَم حاضِئـ. Dōz hāzero bōzam hāze: . دزد حاضر است و بز هم حاضر. در موقع روبرو کردن دو نفر مدعی و بر سبیل مزاح گفته می شود. 🔸شالما اووتی صدا بُٰزغالَش اِرَشنوده. Šālemā u:ti sedā bōzqālaš erešnudæ. شلغم های آردی صدای بزغاله را شنیده است . کنایه از اینکه زمان انتظار فرا رسیده است . توضیح آنکه معمولا بز و میش در ماههای بهمن یا اسفند وضع حمل می کنند و در این ماهها شلغم کیفیت خود را از دست داده است و دیگر قابل خوردن نیست. @bonyadeardestan 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۷ 🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 ۲-- تغییر محل و مسول دبیرستان.. که این هم آرزویی بود که برآورده شد.در مورد برداشتن من از ریاست دبیرستان که امری بود محال که باید به قبل از تصدی من برگشت و همه آرزویم این بود که دبیرستان از آن جو حاکم نجات یابد و در محیطی که بگذارند هر کسی بدون فشار اعصاب کار خود را بکند قرار گیرد که بحمداله همان هم شد و آرام آرام توانستیم آن محیط دلخواه را فراهم کنیم و سطح تحصیلی را با همراهی و حمایت از دبیرستان خوب بالا ببریم. ۳-- دبیرستان معلمان خوب میخواست.. در سال ۱۳۴۰ دبیرستان به معلمین خوب احتیاج داشت نه رییس خوب، تا بتدریج و آرام آرام سطح تحصیلی بچهها را بالا ببرند و دبیران خوب هم با ایجاد جو مساعد در اردستان پا بند کنند و همه چیز که روبراه باشد و دیگر با هر دبیری بچهها درس خوان شده بودند و اهمیت دبیر خوب به آن حد نبود یا به هر حال کسی نمیتوانست خوب کار نکند و خدا وسیله ریاست را هم برای آن جو فراهم کرد و با این محصلین بخواست و فضل الهی ریاست ارزش داشت و خدا هم به همه هر چه را باید نشان دهد، نشان داد. ادامه دارد... @bonyadeardestan 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✍سفرنوشت ۱۲-۱۸ امرداد ۱۴۰۵، زواره، سفیده، شهراب 🔹امروز بیستم ماه صفر، سال ۱۴۴۷ هجری قمری، روز اربعین شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، و برابر با سیزدهم امرداد، سال ۱۴۰۵ خورشیدی است. 🔸روز دوم است که در روستای سفیده، میهمان حاج اصغر آقای حاجی حسینی سفیده ای، بزرگ خاندان حاجی حسینی های سفیده هستم. 🔸به نام خانوادگی بیشتر اهالی سفیده پسوند نسبت سفیده ای افزوده است. نام روستای سفیده در زبان محل سِبِیه است؛ روستای سفیده بزرگترین روستا در منطقه سفلی است، در دامنه شمالی کوه های دیان، در فاصله ۵ فرسنگی شرق زواره و ۱۸ فرسنگی شهر انارک، _از شهر های شهرستان نایین_واقع است. روستای شهراب بر سر راه زواره به انارک است، و از سفیده تا شهراب ۴ کیلومتر راه است. 🔸🔹قرار است امروز راهپیمایی جاماندگان اربعین از سفیده به شهراب برگزار شود. شب پیش به آقای عظیمیان که مرا در چنین مراسمی به زواره خوانده بود؛ گفتم چنین برنامه ای است، فردای پس از پایان راهپیمایی به زواره می آیم. با هم به مجلس تعزیه برویم. و پاسخ شنیدم که فردا او به سفیده می آید. 🔹صبح امروز آمد، دمی نشستیم، همراه راهیان شدیم، به راه افتادیم، نوحه کنان و سینه زنان، زن و مرد. کم سال و کهن سال، از سوی موکب های سیار پذیرایی می شدیم، به گونه گون نوشیدنی ها و خوراکیها، 🔸از نِیَچو در یک کیلومتری سفیده گذشتیم؛ نیچو مزرعه ای است متروک، در آن آثار حیات رفتگان از این جا چون: اب، سلخ، درخت و کشتگاه و خانه های ویرانه برجای است، و زیارتگاه عارفی که پیشتر ها در سفرهای پیشین از وی و این مکان نوشته ام. 🔹پسان به شهراب رسیدیم، و به جمع مردم شهراب که به پیشباز آمده بودند پیوستیم، 🔸به زیارتگاه امامزاده کمال الدین حسین شدیم، نماز نیمروز و پسین به جا آوردیم، سپس راه بازگشت آعازیدیم ودر سفیده به مسجد قدیم اندر شدیم و به صرف نهار نشستیم. 🔹🔸آنجه در این راه گذشت و دیدم مردمی بود؛ و به آیین دیرینه گاهان سوگواری های محرم و صفر، در فرهنگ مردم ایران زمین. 🔸ادامه...🔻 https://t.me/hatefTa
без подписи
без подписи
без подписи
🔰اسامی ۹ روستا با عنوان « تجره» (از جمله در اطراف اردستان) و وجه تسمیه آن در کتاب «تجره نامه» 🔸این کتاب در مورد تجره از روستاهای اطراف گلپایگان و خوانسار نوشته شده است. 🔸فایل پی دی اف کتاب که از کانال فاخر اصفهان پژوهی برداشته شده در کانال کتابخانه اردستان با لینک @ardestanketab موجود می باشد. @bonyadeardestan @ardestanketab 📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒
🔸🔹🔸اقلیم خاطرات، ص ۱۶-۲ 🔹ملا رضای کردی زاده، فرزند ملاحسین، متولد ۱۳۲۱ش، در زواره، از دوران کودکی در شبیه خوانی با شهادت خوانی آشنا شد.سال ۱۳۹۸ش، در زادگاه درگذشت و در آرامستان زواره به خاک سپرده شد. 🔹سال ۱۳۸۷،نیمروز یکی از روزهای پس از عاشورا در بازار قدیم زواره در جایگاه نخل، به پرسش هایی در باره نخل و علم ها از کلید دار جایگاه بودم، چون کار گذشت و بیرون شدم، چشم به مردی عباپوش و کلاه بر سر افتاد که بر تختگاه کوچکی رو به روی جایگاه نخل نشسته بود. پس از سلام و علیک کنارش نشستم، و سخن در سخن میانمان گل انداخت، دانستم نعت پیامبر(ص) و مدح ائمه علیهم السلام خواند.چند بیت به آوازی خوش خواند. نیز دانستم رضا نام دارد و به ملا رضا معروف است، دمی گذشت، کسی از مسجد برمی گشت، سلام و علیک، و او پژوهنده زواره ای استاد عظیمیان بود، و این زمان آغاز آشنایی او و من شد و پیوست تا امروز. 🔸هر بار به زواره آمدم جویای احوال ملا رضا میشدم، اما دیدارم از او همان یک بار بود.خدایش رحمت فرماید و جایگاهش در بهشت، برین باد. 🔹🔸تصویر پیوست یادگار آن روز است، هفده سال پیش از امروز از آن روز در یاد. https://t.me/hatefTa
🔹🔸🔹اقلیم خاطرات، ص۱۶ 🔸امروز کتاب طلای کویر، زواره؛ را میخواندم، پدیدآورنده اش استاد محمد علی عظیمیان زواره، چند روز پیش در زواره به من اهدا کرد. این کتاب دستاورد تحقیقات میدانی و کتابخانه ای او از سراسر جغرافیای شهر زواره است. سال ۱۴۰۴ منتشر شده است. قطع وزیری دارد جلد سخت، و ۶۶۱صفحه در ۱۷ فصل، مصور است، شماری رنگی و بیشتر سیاه-سفید. 🔹فصل دهم، تاریخچه تعزیه خوانی و روضه خوانی سنتی در حسینیه های زواره، عنوان دارد، در صفحه ۴۲۲، ذکر مرحوم ملا رضای کردی زاده آمده است: او روضه خوان سنتی، تعزیه خوان، خوش نویس نسخ تعزیه، شهادت خوان، و نقش آفرین سبط اکبر امام حسن المجتبی علیه السلام در تعزیه بود. 🔸دنباله دارد.... https://t.me/hatefTa
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۶ 🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 « خوش بینی ها و خوش گوییها» مطالبی را که پیش از این در خصوص جریانات فرهنگی نوشته ام، غالباً بصورت ایراد و اعتراض به کسانی است که طرف معامله یا کار بوده اند که اگر خدا بخواهد باید همه را بصورت محبت و صفا و سپاس از آنان بر گردانم و در ابتدایش موضوع بر میگردد به آنچه آقای اسلامی ندوشن در جلد دوم « روزها» در باره مسعود سعد سلمان نوشته که ما همه این اشعار بلند را مرهون آنها هستیم که مسعود را زندانی کردند حالا: ۱ـــ کیسه بردست و ... آنچه حدود یکماه قبل به آقای اختری تحت تأثیر این فکر گفتم که ما مرهون آنها و شما هستیم که در زواره موقع باخت تمام مواد دو و میدانی در سال ۱۳۴۲ سر ما « کیسه بر دست و جیغ زیر بغل » ما که بردیم « قل هو الله احد » کشیدند چه، سر دیگری یا دیگرانی هم کشیده بودند و آنها رفتند که رفتند ولی ما برتری شما را گردن نهادیم و همان یکسال بعد تلافی کردیم و چه تلافیی ( حاصل کار و تلاش و کوشش آگاهانه) که مایه چه تجربیاتی شد و چه افتخاراتی را بنیاد نهاد که واقعا همه را مرهون شما هستیم و دعایتان میکنیم. ادامه دارد.... @bonyadeardestan 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔸خُو غالاها مَکّه اِپره. Xo: qālāhā makkæ epare. الهی با کلاغهای مکه بپری . کنایه از اینکه جوری بری که دیگه بر نگردی ؛ توضیح آنکه در اینجا مرگ منظور نیست بلکه منظور گرفتار غربت شدن است . @bonyadeardestan 🔸🔷🔶🔷🔶🔶
✴️ زبانزدهای اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۹۰ ( دعاها و نفرین ها) 🖌گردآورنده: منیژه مومن زاده 🔡🎤آوانگاری و: محمدعلی بقایی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷 📌 دعاهای کلی: چشم نخوری؛ برای کارهای خیر... 🔸 هِزا تا اللهُ اکبَئـ به نفسش. Hezā tā allāho akba: be nafasaš. هزار تا الله اکبر به نفسش . آرزوی سلامتی برای بچه وبرای بزرگسال است. 🔸 هِزا تا نومو خدا به نفسد . Hezā tā numu xodā be nafasad. هزار تا نماز خدا به نفست. دعا برای کسی است که کار مفید وخیری را دارد انجام می دهد، ادامه دار و بدون خستگی انجام دهد. 📌دعاها : بلا و مرگ به دور 🔸 هِزا تا قوٰروم مییوم ایسّه. Hezā tā qōrom miyom issæ. هزار تا قرآن بینشون هست. برای زمانی است که دارند بچه یا جوانی را با یک مرده تشبیه ومقایسه می کنند. (که مثلا فلانی چقدر شکل وقیافه ویا رفتارش مثل پدر مرحومش هست .) 📌دعاها: درد و مرض به دور 🔸 اِلاٰهه دَئدد به دُٰنیا نُوره. Elāhe da:dad be dōnyā nö:ræ. الهی دردت به دنیا نیاید. کنایه از اینکه هیچ وقت دچار هیچ دردی نشوی و همیشه سلامت باشی 📌 دعا ها ؛ برای غربا و مسافرین 🔸 شالّا غیریب تندِرِس بو. Sāllā qirib tanderes bö. الهی غریب تندرست باشد. دعا برای وقتی است که از کسی که در سفر طولانی است صحبت می کنند. 🔸الٰاهه تو غُٰربت دَ گی نکه. Elāhe tö qōrbat da gi nake. الهی گرفتار غریبی وغربت نشوی 📌 دعاها: برای صحت و سلامتی 🔸ساءتَد بو. sā:tad bö. عافیت باشه برای زمانی است که کسی از حمام بیرون می آید؛ مشابه «ساعت آب گرم» البته ربطی به ساعت ندارد و در اصل "صحّت آب گرم "صحیح آن است اما در تداول عامه به آن ساعت آبگرم به اشتباه می گویند. 🔸شالّا تیئـ به پاد نشو. Šāllā ti: be pād našö. الهی تیغ تو پایت نرود. کنایه از اینکه کوچکترین بلایی نبینی. 🔸شالاّ هِچ وَخ پاد به سنگ نخوٰره. Šāllā heč vax pād be sã(n)g naxōræ. الهی هیچ وقت پایت به سنگ نخوره. کنایه از اینکه هیچ وقت به درد ومصیبت وگرفتاری دچار نشوی 📌دعا ها: احتیاج و فقر به دور 🔸خدایا تا وختِ فووروده حقّمِ رسه ما محتاج تخمِ چشم نکه. Xodāyā tā vaxte forodæ haqqame rasæ mā mohtāj tōxme čæšæm nake. خدایا تا وقتی اجل سراغم می آید حتی مرا به فرزندانم هم محتاج نکن. 📌 دعاها: برای بچه ها 🔸شالّا وچه هاد چورو دِلد بن. Šāllā væčæhad čuru delad ban. الهی فرزندانت روشنایی وچراغ دلت باشند کنایه از اینکه بچه هایت موفق باشند وباعث سرافرازی وعزت پدر ومادر بشوند 📌 دعا ها: برای عمر طولانی 🔸شالّا مو سییُو سِبِئـ به کَشکه زانود دَ بَروره. Šāllā mü siyo: sebe: be kaškæ zānüd da baröræ. الهی موی سیاه وسفید به کشکک زانویت در آید . کنایه از اینکه پیر شوی و عمر طولانی داشته باشی . توضیح آنکه چون موهای زانو دیرتر از همه نقاط بدن سفید می شود ، یعنی آنقدر عمر کنی که سفیدی موهای پایت را ببینی. 🔸خدا روونی به چورود کِره کِه توموم ببه نداء بو. Xodā rövæni be čurud keræ ke tumum bebe nadā: bö. خدا روغنی به چراغت کنه که تمام شدنی نباشه کنایه از اینکه خدا بهترین هایی را نصیبت کندکه همیشگی هم باشد. 📌 نفرین ها : کور بشی 🔸الاهه چشاد سِبِئـ بِبو. Elāhe čæšad sebe: bebö. الهی چشمهایت سفید شود . کنایه از اینکه کور شوی. 🔸شالّا داداچّی چشد دیم لُٰپَد(جولو پاد) که. Šāllā dādāčči čæšad dim lōpad(jölö pād) kæ. الهی مردمک چشمت بیرون بپره روی لپت (جلوی پات بیفته) کنایه از اینکه کور شوی . 📌 نفرین ها: بمیری 🔸اِپَره Epare. بپری . کنایه از اینکه بمیری 🔸مَخِ به . Maxe be. گم شو. کنایه ازاینکه بمیری . 🔸 کورِ مرگِ بِه. Köre marge be. کور مرگ بشی. کنایه از اینکه با کوری بمیری. 🔸 شالّا هَئـ دوتادوم دیم یو مَرِین. Šāllā ha: dotādom düm yu marê(n). الهی هر دو تا تون روی هم بمیرید. 🔸 خدا ایدگیره. Xodā idgiræ. خدا برت داره . کنایه از اینکه بمیری. 🔸 آخیریدوم بو خُو کا کئدَنادوم. Āxiridom bö xo: ka ka:danādom آخریتون باشه با کار کردنتان. الهی بمیری؛ برای وقتی است که کسی مشغول انجام کار هست و در کارکردن ضررش بیشتر از نفعش است. 🔸 شالّا عُٰمرد جُٰف عُٰمر پرستوک بو. Šāllā ōmræd jōf ōmr parastük bö. الهی عمرت مثل عمرپرستو کوتاه باشه. کنایه از اینکه جوانمرگ شوی . 📌نفرین ها: دیگر موارد 🔸شالّا دسَّد شِتِ بو. Šāllā dassad šete bö. (شالا دستد قلم ببو) الهی دستت بشکند(ناقص شود.) «قلم شدن» یعنی نصف شدن و «شت شدن» یعنی ناقص شدن 🔸خدا وَتَّرید هِده. Xodā vattarid hedæ الهی خدا بدتری بهت بده. کنایه از اینکه به بدترین دردها وغصه ها گرفتار بشوی
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۸۹( ادامه حرف ب- بیل) 🖌گردآورنده: علیرضا عظیم پور اردستانی 🔡🎤آوانگاری: محمدعلی بقایی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷 🔸نی زورِ کِه به نادِ کِره به بَئدَد بکه. Ni zöre ke be nāde kere be ba:dad beke. این زوری که به گلویت می کنی به بیلت بکن کنایه از اینکه تنبلی به خرج نده و مرتب حرف نزن بلکه عمل بکن. مشابه، « به عمل کاربرآید به سخندانی نیست.» 🔸سَئـ بَئدَش به ما بَس (دَم بَئدَش بِه ما بَس) (کَپه بَئدَش به ما بَس) Sa: ba:daš be mā bas(dam ba:daš be mā bas (kapæ ba:daš be mā bas) لبه بیل را بمن زد.( ابتدای بیل را بمن زد.) (کف بیل را بمن زد.) کنایه از اینکه با هم مشاجره و یا دعوا و جَدَل کردیم. 🔸اومْ نومِ خوٰره که بَئْدْ دومْ دَسَّش (شومَشْ) ایسّه بو. Um nome xōræ ke ba:d düm dassaš(šomaš) issæ bö. کسی نان می خورد که بیل روی دستش ( شانه اش) باشد. کنایه از اینکه تا زحمت وتلاش نکنی نتیجه ای عایدت نمی شود. 🔸بَئد داء اییه که همش بَئد دوم شومَش ایسَّه بو. Ba:d dā: iyæ ke hæmæš ba:d düm šomaš issæ bö. بیل دار کسی است که همیشه بیل روی شانه اش ایستاده باشد. کنایه از اینکه فرد باید برای تامین معیشت همیشه آماده کار کردن باشد. 🔸بَئدِ سووییّه لَته کِه نَئسووییّه. Ba:de soviyyæ latæ ke na:soviyyæ. بیل می سابد، کرت (لته) که نمی سابد. به شوخی و مزاح کنایه از آمیزش با همسر است. 🔸بَئْدَشْ گِلْ ایئگیره. Ba:daš gel i:giræ. بیل او گل برمی دارد. کنایه از اینکه اعتبار و اعتماد نزد مردم دارد و قدر و منزلتش در اجتماع زیاد است. 🔸بَئدَش گِل اینَئگیره. Ba:daš gel ina:giræ. بیل او گل برنمی دارد. کنایه از اینکه اعتباری در جامعه ندارد و حرف او را کسی نمی خواند. 🔸پاشْ دوم بَئد شییه. Pāš düm ba:d šiyæ. پایش روی بیل رفته. کنایه از سرلج افتادن یا تصمیم گرفتن و عزم خود را جزم کردن برای انجام کاری است. 🔸دور پییه ویسه یو بَئد داری بِناقسِّه. Dü:r piyæ veyse yō ba:d dāri benāqæsse. باید دور بایستی و بیل داری را نگاه کنی. کنایه از سختی کار کردن در عمل است در حالیکه از دور آسان به نظر می رسد. مشابه، « دور بایست و لنگش کن» . توضیح آنکه در گذشته بیل زدن آنهم با بیل های سنگین زواره ای که به میل بیل معروف بوده و بیش از پنج کیلو وزن داشته بسیار سخت بوده است. 🔸طُوقه بَئد رِش خوٰس. Tö:qæ ba:d reš xōs. طوقه بیل را به آن بینداز. ظاهراً کنایه از آماده شدن برای انجام کاری است؛ مشابه «پاشنه ات را ور کش» توضیح آنکه طوقه انداختن، انداختن حلقه فلزی برای محکم کردن دسته بیل را گویند. 🔸عالِف چِنه دَس خوٰدْ ایسّه بو وُٰ بَئدَم دوم شومَد. Ālef čenæ das xōd issæ bö vō ba:dam düm šomad. علف چین دست خودت باشد و بیل هم روی شانه ات. کنایه از به خود متکی بودن است . @bonyadeardestan 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
✴️ لالایی های اردستانی -۴ 🎤 گردآوری: حاجیه خانم جمیله مومن زاده 🖌 نگارش: حاجیه خانم منیژه مومن زاده 🔶🔷🔶🔷🔶🔷 لب جو می رسیدم خسته بودم دو تا چادر سفیدی نوچه دیدم از آن چادر سفید نوچه ها را دلم بسیار می خواهد شما را به چشم دیدم، به دل آهش کشیدم سر هفته نشد، مطلب رسیدم اگر مُلک خدا بود می خریدم اگر ملک خدا بود در خریدن به هر جوری به اسمش می خریدم @bonyadeardestan 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۵ 🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 « روش تدریس» مناسب این سال قبل ( سال تحصیلی ۵۷-۵۸) که یکی از محصلین با دبیر مربوطه کلنجار داشت که درس متون ادبی ( مرکب از درک مطلب، لغت معنی و املاء) را نمیفهمد و معلم هم از فرط سادگی برای او توضیح نمیداد که مثل همان همکار مبارکه ای، برایم گذشت که ای کاش من معلم این جوان میشدم و به او یاد میدادم که این درس چگونه و چقدر ساده است که خدا خواست سال بعد معلم شود و معلم همان درس و همان محصل ( چیزی که سال قبل تصورش هم برایم ممکن نبود) و به او و بسیاری دیگر هم موضوع را تفهیم کردم و اتفاقاً در امتحان آخر سال نمره ۱۵ گرفت. ادامه دارد... @bonyadeardestan 🔶🔷🔶🔷🔶🔷
💘💰معصومه (سروده ای طنز به گویش اردستانی ) 🖌🎤 سرایش و خوانش: داوود نادمی (شمع) 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 👇👇👇
💘💰معصومه (سروده ای طنز به گویش اردستانی ) 🖌🎤 سرایش و خوانش: داوود نادمی (شمع) 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 👇👇👇
✅پوستر اردستان نامه 🎬 «اردستاننامه» اولین فیلم داستانی است که به گویش اردستانی ساخته شده و قصهای از دوران قاجار رو روایت میکند؛ اثری که میتواند یادگار ارزشمندی برای نسلهای بعد باشد. 🗓 زمان اکران: 📅 جمعه ۲۳ مرداد تا دوشنبه ۲۶ مرداد 🕘 ساعت ۲۱ 📍 سینمای اردستان . . @bonyadeardestan 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸