tgindex
کتاب خانه عمومی📕📗📙

کتاب خانه عمومی📕📗📙

Статистика
@bookeislamicКнигиперсидский

فرصت را از دست ندهید .. همین حلا هم وقت است برایی خواندن بهترین کتاب و تعیر دادن زنده گی تان ﷼ برایی تبلغات کانال تان ایدی ادمین @Bookes67

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 802
+3 за 4 дн.
Сутки
+2
+0,11%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
641
25 постов
Вовлечённость
35,6%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 25
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
28
1/48двое суток
32
1/72трое суток
34

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ماهے تا زمانے ڪه دهانش بسته باشد ڪسے نمیتواند صیدش ڪند رازهایت را فاش نڪن بعضی ها منتظر یڪ اشتباهند تا اسیرتان ڪنند...

  • التماس دعا يعني چه؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻮسی ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﺎ ﺯﺑﺎنی ﺩﻋﺎ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍی ﺗﺎ ﺩﻋﺎﻳﺖ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﻮﺩ ! ﻣﻮسی ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﭼﮕﻮﻧﻪ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﻋﺎﻛﻨﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍی !! (( و این است فلسفه ی التماس دعا)) ❤️❤️

  • 💎💎💎💎💎 ✳️شما چه خودتون رو باور داشته باشین چه نداشته باشین در وجودتون بمبی از انرژیه... شما سرشار از توانایی و استعداد هستید حتی اگه خودتون حسش نکرده باشید.... شما بینظیر و منحصر به فرد هستید حتی اگه خودتون رو کوچیک بدونین... هر نگرشِ ناخوشنودی که از خودتون دارین فقط از باورهای اشتباه و افکار منفی خودتون ساخته شده 💫ولی واقعیت اینه که خداوند بزرگ در وجود ما منبع عظیمی از قدرت قرار داده پس باورهای منفی و نادرست رو تموم کن بذار این انرژی و قدرتِ درونیِ وجودیت خودش رو نشون بده، 💫تنها راه فعالسازی این انرژی ایجاد باورهای مثبت نسبت به خودت هست، با کسب مهارت زندگی و خودآگاهی و اعتماد به نفس میتونی، به پیشرفت و موفقیت برسی؛ از همین لحظه شروع کن تا این قدرت عظیمِت رو فعال کنی تا به خارق العاده بودن خودت پِی ببری؛ تو منحصر بفرد و بی نظیری؛ به خودت ایمان داشته باش؛ ☞❥ @bookeislamic 🔚🌿

  • شما چجوری رابطه رو حفظ میکنین؟؟ 🔮 حفظ رابطه یعنی بتونی ناراحتی و فشار رو تحمل کنی ، بدون اینکه فرار کنی یا ناپدید بشی . 🔮 یعنی به جای سکوت ، قهر یا فاصله گرفتن ، درباره ی مسئله حرف بزنی . 🔮 یعنی بعد از تعارض ، وانمود نکنی هیچ اتفاقی نیفتاده ، بلکه سهم خودت رو ببینی و برای ترمیم رابطه قدم برداری . 🔮 یعنی ترس ها و ناامنی ها ی خودت رو بشناسی و مدیریت کنی ، نه اینکه شریک عاطفیت رو مسئول آرام کردن دائمی اون ها بدونی . 🔮 یعنی حتی وقتی هیجان و تازگی روزهای اول کمتر شد ، باز هم ثبات ، احترام و تعهد رو انتخاب کنی . #روانشناسی_بزرگسال ☞❥ @bookeislamic 🔚🌿

  • ⭕️ یکی از با ارزش ترین موهبت هایی که پدر و مادر می توانند به فرزند خود بدهند قبول اشتباه خودشان است، که بگویند‌ "من در این مورد اشتباه کردم" یا "عذر می خواهم". این عمل بسیار قدرتمند است زیرا به کودک اجازه میدهد تا اشتباه کند و قبول کند که میشود خطا و لغزش داشت و همچنان خوب بود.. روانشناسی_کودک ☞❥ @bookeislamic 🔚🌿

  • 6 авг.9211удалён 13 авг.

    کسی با ادمین کانال @mad_sadat در ارتباط است؟ اگر میشه به ایدی @nia2i بگویین…

  • °دیگر جوان نخواهی شد° این جمله اگر چه خیلی کوتاه است، به جا‌های خیلی دور می‌برد. این جمله را جایی خواندم و خیلی به دلم نشست. روزی به دنیا آمدیم و بزرگ‌وبزرگتر شدیم، تا این که به سن پیری رسیدیم . چشم باز نمودیم که ببینیم چه شد؟ چه‌ها کردیم و چه‌ها نکردیم. بعضی‌های ما حتی به سن جوانی و پیری نرسیدیم ، دنیا را وداع گفتیم. چه شد حاصل این‌همه عمر؟ برای اتفاق های نی‌افتاده‌ی زندگی، که قرار نبود بی‌افتد غصه خوردیم. برای نشدن‌های که می‌خواستیم اتفاق. بی‌افتد، اشک ریختیم. گاهی با خود فکر کردیم؟ همین روز‌ها، همین اتفاقات کوچک ، اصل خوشبختی‌ ماست؟ برای اتفاق‌های کوچک خوش‌حال شدیم؟ نخیر! فقط دنبال نشدن‌ها بودیم، نگران آینده‌ی که قرار نبود بیاید یا خیر. با این حال پیر شدیم و یا نشدیم که زندگی گذشت. امروزت را زندگی کن، قرار نیست بار‌ها و بارها، به این دنیا بیایی و جوان بمانی. ثریا سادات

  • زن دین مرد را کامل می‌کند. همان زن سبب میشود مردی از مادرش دور شود. پدری از فرزندش روی بگرداند طفلی بی‌مادر شود در عجبم‌، زن چه موجود شگفتی‌ست هم زندگی می.بخشد و هم زندگی‌ها را ویران می‌کند. ثریا سادات

  • https://t.me/zhongwenqun12/83

  • https://t.me/xiexie60

  • https://t.me/xiexie60

  • وقتی از شما می‌پرسند دین‌تان چیست، معمولاً بدون فکر می‌گویید: «اسلام». یا اگر بپرسند «مسلمان هستی؟» سریع جواب می‌دهید: «بله». اما آیا تا حالا به این فکر کرده‌اید که خیلی از ما فقط به این خاطر این را می‌گوییم که در یک خانواده مسلمان به دنیا آمده‌ایم و از بچگی به ما گفته‌اند مسلمانیم!؟ در حالی که اسلام واقعی یعنی یک تسلیمِ آگاهانه؛ یعنی بدانیم اسلام چیست و خداوند از ما چه می‌خواهد. اگر می‌خواهید فقط یک مسلمانِ موروثی نباشید و به یک مسلمانِ آگاه تبدیل شوید، باید بخوانید؛ درباره دین‌تان مطالعه کنید. لازم نیست عالم یا دانشمند باشید، اما هر مسلمانی باید حداقل اصول و پایه های دینش را بداند. وقتی بیشتر درباره اسلام یاد می‌گیرید، کم‌کم متوجه می‌شوید که قبلاً فقط اسمش را داشتید، اما حالا با شناختِ زیبایی‌های اسلام و فهمیدن اینکه مسلمان بودن واقعاً یعنی چه، آن را با دل و جان درک می‌کنید. 🤍

  • 28 мар.1 06841

    گاهی یک کتاب، می‌تواند حال یک روزت را تغییر دهد… گاهی چند صفحه، می‌تواند ذهنت را از شلوغی دنیا دور کند 🌿 اینجا، هر روز یک قدم نزدیک‌تر به آرامش و رشد است📚✨

  • بخشی درخواست کتاب مجدد به فعالت خیش اغاز نموده لطف نموده کتاب های مورد نیاز خود را درخواست نماید مورد قابل ذگر صرف اسم کتاب که نیاز دارید را بنوسید کوتاه و بعد منطزیر درخواست تان باشید از این مدت طولانی منطزیر ماندن ما را ببخشید 🙏🙏 و در آخر از حمایت تک تک شما سپاس گذاریم ❤️ https://t.me/bookspdf1123

  • بی رحمانه‌ترین حالت زیستن اینجاست که ما؛ هرچقدر هم که غمگین و خشمگین و عزادار باشیم و عزای ما هرآنقدر هم که موجه باشد؛ زندگی کاری به این حرف‌ها ندارد؛ ادامه دارد!!! و ما... بی رحمانه، گستاخانه و ناگزیر؛ ادامه پیدا می‌کنیم... با اندوه عظیمی بردل، همچنان راه می‌رویم، نفس می‌کشیم، کار می‌کنیم... و روزی برای تو خواهم گفت که چقدر سخت بود اینگونه زیستن و اینگونه دوام آوردن...

  • فعالیت کنید، اما آرام فعالیت کنید. فعالیت کنید اما اندوهگین فعالیت کنید. فعالیت کنید اما بدون لبخند و با چشمان باز فعالیت کنید. فعالیت کنید اما فراموش نکنید چه‌ها بر ما گذشت و چه هولوکاستی به جانمان انداخته شد. فعالیت کنید شبیه به تازه عزیز از دست دادگانی که بعد از خاکسپاری عزیزشان هر صبح بلند می‌شوند و به دنبال عزیزشان می‌گردند و هر صبح از نو یادشان می‌افتد که بی‌رحمانه از دستش داده‌اند و هر روز از نو داغدار می‌شوند، گریه می‌کنند و راه می‌روند، گریه می‌کنند و آب می‌خورند، گریه می‌کنند و حتی به سر کار می‌روند، چون مجبورند. مجبور باشید اما عادی نه! ما دیگر عادی نخواهیم‌شد. غمی در ماست که ما را از تمام مردم جهان متمایز می‌کند. غمی در ماست که تا ابد دست بردار نیست... فعالیت کنید اما با چندین هزار بغض فعالیت کنید... فراموش نکنید ما صاحبان عزاییم، روا نیست یاد عزیزانمان را فراموش کنیم. این خاک تا ابد عزا دار می‌ماند. تاریخ فراموش نخواهد کرد و ما شاهدان زنده‌ی تاریخیم...

  • 3 янв.1 07451

    عمر، مانند رودی است که جریان دارد، نمی‌ایستد تا به دریا نرسد. زندگی، آن ماهی‌های در حال شنا در رود هستند، نمی‌توان آن‌ها را گرفت. ثریا سادات

  • 30 дек.1 12581

    📖 ۱- داستان: فقرِ حقیقی روزی یکی از مریدان شمس از او پرسید: ای شمس! فقر بهتر است یا ثروت؟ شمس لبخند زد و گفت: بستگی دارد که در دل چه داری، نه در دست. مرید گفت: یعنی چه؟ شمس گفت: فقری که تو را به تکبر و شکایت ببرد، لعنت است؛ و ثروتی که تو را به بخشش و فروتنی ببرد، نعمت است. بعد لحظه‌ای سکوت کرد و ادامه داد: فقرِ حقیقی آن است که جز خدا چیزی نخواهی، و اگر همه دنیا را به تو دهند، باز هم دل به آن نبندی. این فقر، فقر عاشقان است، نه گدایان. و در پایان گفت: کسی که فقیر خداست، بی‌نیاز از همه‌چیز است؛ اما کسی که از خدا بی‌خبر است، در میان کاخ‌ها هم گرسنه و خالی می‌ماند..

  • من زنانی را دیده‌ام که جنگ‌های زیادی نموده اند؛ جنگ با افکار خود، جنگ با مرد‌ها، جنگ با زندگی، جنگ با رویاها، جنگ با جوانی... رویا‌های خود را با موهای خود بافته پشت سر انداخته اند. زندگی را مردانه‌وار به دوش کشیده اند. از همان پیدایش در ظلم و ستم سر کرده اند، از زنده به گور شدن تا ازدواج‌های اجباری: عشق خود را در قلب خود دفن کرده مادر شده اند. برای جنسی به این لطافت این‌همه ظلم روا است؟ آیا قلبی به آن مهربانی لایق این‌همه ظلم است؟ و حالا که تعلیم به رویش بسته شد، آیا زن حقش این است؟ ثریا سادات

  • داستانک: زنی را دیدم گریه می‌کرد، بغضش چنان سنگین بود که نمی‌توانست درست حرف بزند. رفتم نزدیک‌تر و خواستم به درد‌هایش گوش بسپارم. گفت از عروسی ما یک ماه هم نگذشته بود، شوهرم را دیدم با یک دختر دیگر حرف می‌زند و از دل می‌خندد. نزدیکش رفتم و برایش گفتم! اگر می‌خواستی با دختر دیگری حرف بزنی و بخندی، چرا با من ازدواج کردی؟ سیلی محکمی روی صورتم زد و افتیدم روی زمین لحظه‌یی چیزی را حس نکردم نه دردی و نه صدایی می‌شنیدم پیش چشم‌هایم سیاه شد و نتوانستم جایی را ببینم، بعد چند لحظه نگاهی کردم به چشمانش یک کلام هم حرفی نزدم نخواستم ناتوانیم را ببیند، نخواستم مظلوم بودنم را ببیند، اشکی نریختم و از نزدش رفتم به اتاق دیگر و اشک ریختم در عین حال برایش غذای شب را اماده کردم، در سر یک صفره نشستم و با او غذا خوردم بعد آن روز بسیار خواست که در چشمم خودش را خوب کند برایم هدیه‌های زیادی آورد، اما آن مرد که خانه پدرم را بخاطرش وداع گفتم و آمدم نبود آن عشق روز‌های نخست ازدواج باقی نمانده بود در قلبم. زن؛ چی گناهی کرده که باید این‌همه ظلم را تحمل کند. از خانه پدر تا خانه شوهر... فقط امنیت می‌خواهد، محبت و آرامش، اگر گرسنه باشد تاب می‌آورد، اما بی مهری را هرگز. آیا زن برای مظلوم بودن آفریده شده؟ ثریا سادات